لطفا منتظر بمانید...
جستجو: جستجوی پیشرفته
صدای CHN
کد خبر : ۹۷۶۳۱ زمان مخابره: ۱۰ : ۴۸ -- ۱۳۹۱/۲/۱۰ | نسخه چاپی
گفت و گو با محمد بزرگ‌نیا به بهانه روز ملی خلیج فارس و سینمای دریایی او

خیلی دور، خیلی دورتر؛ سینمای ایران و خلیج فارس

محمد بزرگ‌نیا یک تنه نام خلیج ‌فارس را در سینمای ایران به دوش می‌کشد. مرد دریایی سینمای ایران با چهار ساخته دریایی خود سهم به سزایی را در شکل‌گیری سینمای دریایی ایران ایفا کرده است. با او درباره این نوع سینمای ایران و وظیفه این سینما در ثبت ماندگاری خلیج فارس صحبت کردیم.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه فرهنگ و هنر ـ متولد مشهد است. تحصیلاتش را تا پایان دبیرستان در مشهد سپری کرده است. پس از گذراندن خدمت سپاه دانش برای ادامه تحصیل و کار به تهران آمد و در کنکور مدرسه عالی تلویزیون و سینما پذیرفته شد. فضای فرهنگی شهر مشهد و سینماهای پر رونق دوران کودکی‌اش خیلی در جدی‌تر نگاه کردن او به مقوله سینما تاثیر گذاشت: «در آن زمان سینما در مشهد خیلی پر رونق بود و طبیعتا تمام جوانان، شیفتگی خاصی به سینما داشتند و از فیلم‌هایی که اکران می‌شد استقبال می‌کردند. سینما برای ما شکوه و عظمتی وصف ناشدنی داشت و ما را مسحور خود می‌کرد، پدیده‌های ارتباطی امروز مثل ماهواره و اینترنت نبود و تلویزیون تازه در ایران شروع به کار کرده بود. برای ما باز شدن پرده‌های مخملی سینما و نمایش فیلم بر پرده سفید تنها دریچه ارتباط و شناخت جهان اطراف بود و چنان تاثیری بر ما می‌گذاشت که تا چند روز پس از دیدن فیلم هنوز طعم خوش آن را مزمزه می‌کردیم و با موضوعات و حوادث و هیجانات آن زندگی می‌کردیم.»
 
دنیای پر رمز و راز سینما؛ دنیای پر از قصه‌ و پر از ماجراهای بدیع و تازه آنقدر در ذهن قهرمان ساز محمد بزرگ‌نیا جا خوش کرده بود که نشستن در سالن تاریک سینما و دیدن فیلم‌هایی که قهرمانانش همان کاری را می‌کردند که او آرزویش را داشت؛ جزئی از عادت‌های هفتگی او در بعد از ظهر جمعه بود :« صبح‌های جمعه، گوشت کوبیده را با نان لای دستمال می‌پیچیدیم و با خود به سینما می‌بردیم. می‌دانستیم چند سئانس در سینما خواهیم ماند. به سینما می‌رفتیم. یک بلیت می‌گرفتیم و فیلم را می‌دیدیم و بعد گوشه‌ای پنهان می‌شدیم تا بتوانیم با همان یک بلیت، سئانس بعدی را هم ببینیم. هنوز که هنوز است وقتی یاد آن روز‌ها می‌افتم لذت می‌برم.»
 
نفس کشیدن در فضای سینما و عادت روزانه‌ی فیلم دیدن او را به سینما دچار کرده بود. فیلم را که می‌دید با هیجان زیادی قصه‌اش را تعریف می‌کرد. ذهن‌اش پذیرای قصه‌گویی و خیال‌پردازی را از کودکی داشته است:« فقط فیلم می‌دیدم و تعریف می‌کردم. امتیازی که من نسبت به بچه‌های محل داشتم این بود که من فیلم‌ها را بهتر تعریف می‌کردم و کلی شاخ و برگ به داستان فیلم اضافه می‌کردم.»
 
به نظرم این که من به این مدل از فیلمسازی علاقمند شدم زاییده یک تصادف است.
 
به تهران که آمده بود اما حکایت زندگی‌اش چیز دیگری شد. به سینما دیگر نه به عنوان تفریح که یکی از دغدغه‌های ذهنی‌اش نگاه می‌کرد. سعی کرد از همان ابتدا خودش را درگیر سینما کند. تلاش و پیگیری و علاقه‌اش او را خیلی زود وارد عرصه تولید کرد: «در سال 48 وارد مدرسه عالی تلویزیون و سینما شدم. کلاس‌ها در خانه‌ای در انتهای محمودیه تشکیل می‌شد. حدود 5/1 سال در ساختمان محمودیه بودیم و بعد مدرسه به ساختمانی در زیر آنتن جام‌جم منتقل شد و بعد از مدتی دانشگاه شد و به ساختمان عباس‌آباد منتقل شد. من دانشجو بودم و آقای مهرجویی استاد من بود و تحلیل فیلم درس می‌داد. وقتی فهمیدم می‌خواهد فیلم تازه‌ای شروع کند از او خواهش کردم برای دستیاری یا هر مسئولیت دیگری مرا در گروه خود بپذیرد. مهرجویی هم لطف کرد و با پذیرفتن من به عنوان دستیار کارگردان تا ابد من را مدیون خود کرد.»
 
حالا دیگر در کنار استادش به آنچه که از بچگی آرزویش را داشت و جز رویاهای کودکی‌اش بود نزدیک شده بود. او حالا سینما را از نزدیک لمس می‌کرد و چرخه تولید یک فیلم را از نزدیک می‌دید. دیگر آدم‌ها آنهایی نبودند که روی پرده می‌دید. دنیای سینما برایش جدی و شگفت‌انگیز شده بود:« آنچه که من در سر صحنه یاد گرفتم چیزی است که سر کلاس درس نمی‌شود آموخت. کلاس و درس مسائل کلی را آموزش می‌دهند و بیش‌تر دانشجو را به دیدن فیلم و مطالعه ترغیب می‌کنند. در آن زمان تعداد کتاب‌های درباره سینما به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسید. پس فقط می‌ماند فیلم دیدن. بخشی از کمبودها با این‌که چه فیلمی ببینیم و تحلیل فیلم را با چه استادی بگذرانیم، جبران می‌شد. بخشی از فیلم‌ها، فیلم‌هایی بودند که اکران عمومی می‌شدند و اکثرا فیلم‌هایی بودند که مورد پسند تماشاگر عام بودند و استثنائا بین آن‌ها فیلم خاص و خوبی پیدا می‌شد، ولی بیشترین فیلم‌هایی که از نظر آموزشی اثرگذار بودند فیلم‌هایی بودند که در بخش فرهنگی سفارتخانه‌های خارجی به نمایش در می‌آمدند.این فیلم‌ها و بحث‌ها جنبه آموزشی خیلی خوبی داشتند، ولی واقعیت این است که هیچ کدام از این‌ها جایگزین حس و تجربه‌ای که شما سر صحنه با آن برخورد می‌کنید نمی‌شود.»
 
آدم‌های تاثیرگذار زندگی‌اش افراد محدودی هستند. استادانی که در مدرسه عالی تلویزیون و سینما الفبای سینما را به او یاد دادند: «به هر حال هستند افرادی که در زندگی حرفه‌ای من تاثیرگذار بودند. من می‌توانم از استادان خودم در مدرسه عالی تلویزیون یاد کنم. استاد هژیر دانش، فریدون رهنما و داریوش مهرجویی که دو فیلم پستچی و دایره مینا را به عنوان دستیار کنارش کار کردم. اما به دلیل تخصص و علاقه‌ام به دریا و کشتی و فیلمسازی در این فضا بیشتر از هر کسی از مشاهداتم تجربه کسب کردم. دنیای من را مشاهدات و تحقیقاتی در برگرفته است که دیگر الان به آن عادت کرده و علاقمند هستم.»
 
این برای سینمای ما و کشور ما جای افسوس دارد که بعد از گذشت این همه سال از تاریخ سینما تعداد آثاری که به دریا و مقوله دریانوردی اختصاص پیدا کند به تعداد انگشتان دست باشد.
 
حرف‌ها و گپ‌ها به سمت دریا می‌رود. « کشتی آنجلیکا»، « جنگ نفت‌کش‌ها» و «راه آبی ابریشم» او را در طول سالها فعالیت حرفه‌ای به دریا متصل کرده است. خودش این ماجرا را اتفاقی می‌داند: «به نظرم این که من به این مدل از فیلمسازی علاقمند شدم زاییده یک تصادف است. در همان زمان دانشجویی یک سفر دانشجویی به جنوب رفتیم. آشنایی با فضای جنوب، دیدن کسب و کار مردمان جنوب، دریانوردی و فضای جذابی که در طول این سفر مشاهده کردم من را شیفته این منطقه کرد. به هر حال من سالها در مشهد و تهران زندگی کردم. تنها ذهنیتم تا قبل از سفر به جنوب مثل اکثر آدم‌ها دریای خزر بود و تفریحاتی که در ورود به شهرهای شمالی می‌کردیم. هیچ‌گاه به دریا به عنوان یک منطقه مهم و استراتژیک فکر نکرده بودم. استارت و جرقه‌ای که من را معطوف به دریا کرد مجبورم کرد تا بیشتر راجع به دریا نوردی مطالعه کنم. پیشینه غنی دریا نوردی ایران در جابه‌جایی کالا و تجارت دریایی، مناطق نفتی جنوب ایران و خیلی مسائل دیگر نگاه من را نسبت به مقوله دریا به عنوان تنها یک مفر تفریحی عوض کرد.»
 
می‌گوید اینکه او را مرد دریایی سینمای ایران می‌نامند به دلیل نبود فیلمسازان دیگری است که در این حوزه فعالیت نکردند: «این برای سینمای ما و کشور ما جای افسوس دارد که بعد از گذشت این همه سال از تاریخ سینما تعداد آثاری که به دریا و مقوله دریانوردی اختصاص پیدا کند به تعداد انگشتان دست باشد. برای همین شاید حضور من در این حوزه از فیلمسازی خیلی به چشم می‌آید. شما نگاه کنید به غیر از چند کاری که آقای تقوایی درباره دریا و دریانوردی ساخته‌اند و چند اثر مستند درباره جنوب و خلیج فارس دیگر هیچ فیلمی در این باره ساخته نشده است. تاریخ دریانوردی ایران یک تاریخ با شکوه است. فیلم ساختن در این حوزه سند ملی ایران محسوب می‌شود. امیدوارم روزی برسد که فیلمسازان دیگری هم دوربین‌شان را برای ساخت آثاری پیرامون دریا به سمت جنوب بیاورند.»
 
امیدوارم همانقدر که برای نسل امروز و فضای تصویری‌ای که او را جذب سینما می‌کند؛ ارزش قائل هستیم همانقدر هم آنها را نسبت به گذشتگان خود آگاه کنیم تا بدانند وارث چه افراد مهمی در این کشور هستند
 
بزرگ‌نیا البته سرمایه‌گذاری در این بخش و جذب سرمایه برای ساخت آثاری همچون «راه آبی ابریشم» را کار طاقت فرسا و زمان‌بری می‌داند که تنها بخش دولتی می‌تواند انجامش دهد:« بدنه نحیف و لاغر بخش خصوصی آنقدر ناتوان هست که هیچ‌گاه نمی‌شود روی سرمایه‌گذاری آنان در ساخت آثار دریایی حساب باز کرد. یکی از دلایلی که بین ساخته‌های من وقفه می‌افتد کارها و مقدمات زمان‌بری است که برای جذب سرمایه به وجود می‌آید. معمولا پروسه تحقیق و جذب سرمایه و ... یک روند طولانی مدت را به خود اختصاص می‌دهد تا یک اثر دریایی ساخته شود.»
 
او این نوع فیلمسازی را بیگ‌پروداکشن نمی‌داند: «این حجم کار در مقیاس با سینمای جهان اصلا تعریف تازه‌ای ندارد. حتی فیلمی مثل «راه آبی ابریشم» با آن همه کاری که انجام گرفت در مقیاس با سینمای جهان یک اثر معمولی به حساب می‌آید. اما این نوع پروژه‌ها به دلیل عادت نکردن سینمای ایران به ساخت آثار استاندارد به بیگ پروداکشن تعبیر می‌شود.»
 
خود را جدا از فضای سینما نمی‌داند. دیگر به نوع زندگی‌ای که دارد عادت کرده است. تفکیک زمانی که مشغول کار است و اوقات فراغتش کار سختی است. چون تمام لحظه‌های زندگی‌اش معطوف به سینما است: «من هیچ وقت خودم را بیکار نمی‌دانم. حتی زمان‌هایی هم که فیلم نمی‌سازم مشغول مطالعه و تحقیق هستم. فیلم دیدن هم برای من یک جور کار به حساب می‌آید. دیگر در این همه سال فعالیت در سینما چیزی جز سینما نمی‌تواند ما را آرام کند. فیلم‌ دیدن؛ کتاب خواندن؛ حتی سفر رفتن‌هایم هم برای کارم و برای چیزی است که به آن علاقه دارم.»
 
بزرگ‌نیا که این روزها در گیر و دار تحقیق و پژوهش پروژه «امامقلی‌خان» است قصد دارد پس از اتمام مراحل تحقیق و نگارش فیلم‌نامه استارت کار را بزند و فیلم‌نامه را جهت صدور پروانه ساخت ارائه کند.
 
من هیچ وقت خودم را بیکار نمی‌دانم. حتی زمان‌هایی هم که فیلم نمی‌سازم مشغول مطالعه و تحقیق هستم. فیلم دیدن هم برای من یک جور کار به حساب می‌آید.
 
بزرگ‌نیا که تخصص بالایی در به تصویر کشیدن فیلم‌هایی با مضمون دریا نوردی دارد پیش از آن نیز فیلم‌های «کشتی آنجلیکا» و « جنگ نفت‌کش‌ها» با مضمون دریانوردی ساخته است و زندگی‌نامه امامقلی‌خان و رزم‌های دریایی او نیز می‌تواند به عنوان جدیدترین اثر بزرگ‌نیا در ادامه آثار او با مضمون دریانوردی قرار بگیرد.
 
امامقلی‌خان از سرداران جنگی و حاکمان زمان شاه عباس یکم صفوی است. او فرزند الله وردی خان گرجی بود و فرماندار ایالت فارس به همراه بوشهر و بحرین بود. امامقلی‌خان به دستور شاه صفی در قزوین کشته شد.
 
او حکمران فارس در زمان شاه عباس یکم بوده‌است و ایرانیان به فرماندهی او پرتغالی‌ها را از منطقه هرمز بیرون می‌کنند. امام قلی خان در دوران پادشاهی شاه عباس کبیر به اوج قدرت و محبوبیت رسید و در شیراز صاحب دم و دستگاهی شد.
 
بزرگ‌نیا در این باره می‌گوید: «یکی از کارهای مهمی که به نظرم هر فیلمسازی باید انجام دهد توجه به مفاخر و قهرمانان ملی کشورمان است. تا آن‌جا که من درباره این شخصیت قهرمان کشورم تحقیق کردم او خدمات و فداکاری‌های فراوانی برای مردم جنوب انجام داده است و از افرادی است که نقش بسزایی در بقای خلیج‌فارس و حفظ مناطق مهم جنوب ایران بر عهده داشته است. امیدوارم همانقدر که برای نسل امروز و فضای تصویری‌ای که او را جذب سینما می‌کند؛ ارزش قائل هستیم همانقدر هم آنها را نسبت به گذشتگان خود آگاه کنیم تا بدانند وارث چه افراد مهمی در این کشور هستند.»
انتهای خبر/ خبرگزاری میراث فرهنگی / کد خبر: ۹۷۶۳۱
    

نظرات ارائه شده

نظرات

ارسال نظر
ارسال به دوستان
نام
پست الکترونیک
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا    
. نظراتی كه حاوی توهین است، منتشر نمی شود*
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 8 + 10
ارسال نظر
97631
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 8 + 10
ارسال خبر
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار