خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه فرهنگ و هنر- رضا بدر السماء، نگارگر، پنجم آذر ماه سال 1328 در شهر اصفهان به دنیا آمده از همان سنین کودکی بذرهای استعداد در نهاد او به بار نشسته و او را به وادی پر رمز و راز نقاشی کشانده است. بدرالسماء، سالهاست که نقاشی می کند و با نگارگری و گل و مرغ به خوبی آشناست. او تاکنون در 50 نمایشگاه انفرادی و 200 نمایشگاه گروهی شرکت کرده و با بردن آثار خود به ایتالیا، فرانسه، آلمان، الجزایر، سنگال و.. مردم این کشورها را نیز با هنر خود آشنا کرده؛ نگارگری تصاویر کتاب غزلیت حافظ، سعدی و مولانا و رباعیات خیام از اوست.
رضا بدرالسماء در سال 1387 موفق به اخذ درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است و آثارش در موزه هنرهای معاصر و امام علی تهران و موزه هنرهای اسلامی الجزیره و شارجه نگهداری میشود. خبرگزاری میراث فرهنگی به بهانه نمایش 60 اثر از آثار نگارگری و گل و مرغ این هنرمند اصفهانی در نگارخانه صبا با او به گفتوگو نشستهایم که در ادامه میخوانید:
شما برآن هستید تا شیوه نگارگریتان، شیوهای نو و متفاوت باشد اما تاثیر استاد حسین بهزاد و محمود فرشچیان را در کارهاتان میبینیم
این تاثیر بر من بسیار ناخودآگاه است. من کار استاد بهزاد و فرشچیان را دوست دارم و چه بخواهم چه نخواهم تا اندازهای شیوه کار من به آنها نزدیک است اما آنها حرف خود را مطرح کرده و کار خود را انجام دادهاند من به دنبال آن هستم تا کار خود را انجام دهم و با مخاطب امروز ارتباط بگیرم.
 |
| رضا بدرالسماء: نگارگری، نیازمند حمایت های دولتی است؛ وقتی در هنرستان های ما واحد نگارگری را حذف و گرافیک را جایگزین می کنند چه می توان کرد؟ |
حرکت، ویژگی بارز کارهای شماست... حرکت به سمت بالا انگار همه چیز در حال اوج گرفتن است
هیچکدام از کارهای من ایستا نیستند. من عروج و حرکت انسان به سمت بالا را دوست دارم و فکر می کنم همه انسانها می توانند به درجات بالای معنوی برسند.
و این همان پیامی است که میخواهید به مخاطب خود منتتقل کنید: کندن از این جهان و رفتن به دنیای معنویت؟ گرایش به عرفان تا چه اندازه دغدغه مخاطب امروز است؟
ببینید انسان امروز تنها و سرگردان است و از تکنولوژی خسته شده و عرفان میتواند تا اندازهای به او آرامشس دهد واز دغدغههایش بکاهد.
نگارگری را صورت بستن معشوق معنا کردهاند و تصویر کردن انچه در تخیل هنرمند میگذرد. رنگ ها در این میان چه نقشی ایفا می کنند؟ چرا در تذهیب، تشعیر، نگارگری از یک طیف رنگهای خاص استفاده میشود؟
هر رنگی، حس و حال خاص خود را دارد و بیگمان، موضوعی که می خواهم به تصویر بکشم بر انتخاب رنگ تاثیر میگذارد. برای مثال در تابلوی«حرامخوار» به مضمون این آیه اشاره کردهام که خوردن مال حلال چون فروبردن آتش است برای تصویرکردن آتش جهنم باید از رنگی خاص که گرما و حرارت را هم منتقل کند استفاده میکردم؛ در هر حال هارمونی رنگها با مخاطب حرف می زند رنگهای لطیف، حس متفاوتی را به او منتقل میکنند.
بیشتر از آبرنگ در کارهاتان استفاده کرده اید. انتخاب آبرنگ هم به موضوع هر تابلو برمیگردد
در این نمایشگاه از آبرنگ، گواش و آکریلیک استفاده کردهام اما از رنگ و روغن هم بهره میبرم... همان طور که موضوع در انتخاب رنگ تاثیر می گذارد تکنیک کارتان را هم مشخص میکند.
چرا «گل و مرغ» هاتان با خط همراه شدهاند؟
من دلم می خواهد با هر تابلو، پیامی را به بیننده خود منتقل کنم.
مگر گل و مرغ به تنهایی کافی نیست
با گل و مرغ هم میتوان پیام مورد نظر را به گوش مخاطب رساند اما همراه شدن ان با خوشنویسی گویاتر است. انگار گل و مرغ به تنهایی برای انچه در ذهن من بود بسنده نمی کرد.
گفتید که دلتان میخواهد حرف تازهای برای گفتن داشته باشد و شیوه بیانتان معاصر باشد... اما شما هم از آیات و احادیث و شعر شاعران کلاسیک بهره بردهاید
من از آیات و شعرهایی استفاده کردهام که به موضوعات اجتماعی میپردازند. به هر حال آیههای قرآن همیشه تازهاند همان گونه که شعر خوب کهنه و نو ندارد و در هر زمان میتواند با مخاطب خود ارتباط بگیرد و زبان حال او باشد.
یکی از کاربردهای نگارگری، تصویرگری کتاب بوده؛ خود شما شاهنامه و رباعیات خیام و غزلیات مولانا و سعدی را تصویر کردهاید؛ اگر این هنر گونهای تصویرگری است تا چه اندازه باید براساس متن و وابسته به آن باشد
نگارگر حتی اگرشعر حافظ و سعدی و خیام را تصویر نکند به تصویرکردن آن چیزی میپردازد که در ذهن پرورانده است از اینرو کار او وابسته به یک متن ذهنی است اما نگارگری به تصویرکردن شعر و به نقلشی سورئال میماند به این معنی که برپایه خیال استوار است نه آنچه در دنیای واقعیت وجود دارد.
در دنیای کنونی همه چیز با شتاب پیش میرود و مخاطب امروز چندان به جزییات توجه نمیکند با این وجود نسل جدید چقدر با هنر نگارگری ارتبلط میگیرد و درپی آموختن آن است؟
توجه نسل جوان به هنر نگارگری یکی از دغدغههای جدی من است. جوان امروز دلش نمیخواهد ذرهبین بهدست بگیرد و ظرایف هنر نگارگری را دریابد از اینرو بهتر است با حفظ اصالت های هنر نگارگری، اثری خلق شود که نیاز به این همه دقت و ریزبینی ندارد. علت اینکه من به خلق آثار در ابعاد بزرگ پرداختهام نیز همین است؛ اما هر هنری مخاطبان خاص خود را دارد نگارگری هم، چنین است. قرار نیست همه جوانان و نوجوانان، این هنر را دوست داشته باشند
زمانی کتابها با نگارگری همراه بود. جلد قرانها به گل و مرغ آراسته میشد اما امروز مینیاتور و گل و مرغ و تذهیب به کتابهای نفیس اختصاص یافته که جنبه تزیینی دارند و این موجب میشود نسل امروز با این هنر آشنا شود که بخواهد دوستش داشته باشد بیا نداشته باشد
کتابهای نفیس، مشتریان خاص خود را دارند و اتفاقا مخاطبان اصلی کتاب، توان خرید این گونه کتاب ها را ندارند. معدود افرادی این کتب را می خرند و به کسانی که میخواهند به خارج از ایران بروند هدیه میدهند؛ در کتابهای درسی هم که نشانی از گل و مرغ و نگارگری وجود ندارد از سوی دیگر درس نگارگری را برای هنرستانی ها حذف کردهاند شما قضاوت کنید: چگونه می توان انتظار داشت که نسل جدید نقاشی ایرانی را بشناسد و دوست داشته باشد؟
انتشار سررسید تا چه اندازه به اقتصاد هنرمندان کمک میکند. خود شما نمیتوانید مثل اردشیر رستمی یا دیگران، هر سال، سررسید خاص خود را با طرح گل و مرغ و مینیاتور داشته باشید؟
چند سال است که نالشران به من سفارش میدهند و من پیرو سفارش آنها کار میکنم اما این کار بسیار هزینهبر است و ناشران خصوصی از آن استقبال نمی کنند. از اینرو لازم است متولیان فرهنگی و ناشران دولتی از هنرمندان نگارگر حمایت کنند و به این باور برسند که نقاشی ایرانی هم حرف برای گفتن دارد و میتواند مخاطب را جذب کند. وقتی در هنرستان های ما واحد نگارگری را حذف و گرافیک را جایگزین آن می کنند چه می توان کرد.