| كوهستان هم از نبود حافظه تاريخي رنج ميبرد
|
|
سازندگان رويدادها در گرماگرم كار خود به خاطرهنويسي و انتشار آنها نپرداختهاند و...
|
.jpg)
نگهباني از محيط كوهستان همواره يكي از دغدغههاي محمدي بوده
|
تهران_ميراثخبر: جاذبههاي گردشگري، عباس محمدي: بسياري از اوقات، در بررسي رويدادهاي اجتماعي ايران به پديده بديمني با عنوان «گسستگي» اشاره ميكنند كه منظور از آن نبود پيوند مستمر ميان مراحل تكوين رويداد مورد نظر است. گويي در هر زمان واقعهاي زخ ميدهد، چند صباحي جلوه ميكند و بعد مضمحل ميشود يا به فراموشي سپرده ميشود. قطعا يكي از دلايل تكامل بسيار كند اجتماعي ايران در مقايسه با كشورهاي پيشرفته همين امر است. سر آن نيست كه به بررسي ريشه هاي اين پديده بپردازيم و فقط به عنوان يك فرض ميپنداريم كه يكي از عوامل شكلگيري پديده گسستگي رويدادها در ايران، نخست خود سردمداران وقايع اجتماعي و بعد تاريخنويسان بودهاند. سازندگان رويدادها در گرماگرم كار خود به خاطرهنويسي و يادداشتبرداري و انتشار آنها نپرداختهاند و بعدها افراد ديگري، بدون آگاهي از كم و كيف آن فعاليتها، به شيوه «من جربالمجرب» به دوباره كاري پرداختهاند و يا در سايه بينش خودمحورانه، خويشتن را مبدع رويدادي دانستهاند كه پيشتر يك دوره را طي كرده بوده است. در مورادي هم شايد فروتني خاص شرقي مانع انتشار خبري شده كه ميتوانسته در زمان خود قابل توجه باشد، و بعدها كه ديگران مشابه آن را انجام داده و خود را آغازگر حركتي اعلام كردهاند، فرياد دادخواهي اوليها بلند شده است! بگذاريم كه گاه خبر و يادداشت و تذكره هم موجود است، اما تنبلي ذهني و... اجازه نميدهد كه به منابع رجوع كنيم و گشاينده راهي را كه ميپيماييم، بشناسيم و اشارتي به او داشته باشد. تاريخنگاران و تاريخنويسان ميتوانند با رديابي زمينههاي پيشين يك ماجرا و ربط دادن آنها به هم، كم و بيش كار شكلدهي يك جريان تاريخي يا رويداد اجتماعي را انجام دهند و آن را از تعدادي واقعه جدا از هم يا فراموش شده به صورت موجودي تكامل يابنده نمايش دهند. داستان جدال پيشگامان با مدعيان نه در مورد رويدادهاي بزرگ كه در مورد اقدامهاي كوچك هم صدق ميكند چه بسياري «نخستين صعودهايي كه تكراري بودهاند؛ به عنوان مثال ميتوان يادآور شد كه هم اكنون در ايران دو «نخستين» صعود ايراني نو روي ديواره شمالي علم كوه، دو يا سه «نخستين» صعود زمستان گروهي آلمانيها، دو يا سه «نخستين» صعود زمستاني بر ديوارههاي بيستون، دو «نخستين» برنامه شناسايي غار عليصدر، و «چندين» كشف غار پس از دهها و بلكه صدها سال كه از شناسايي آنها ميگذرد1 وجود دارد. چنين است در مورد ماجراي فعاليت گروههاي طرفدار محيط كوهستان و به ويژه اعلام روز جهاني پاكسازي كوهها در ايران به اين دليل بد نديدم با مراجعه به بولتنهاي كوهنوردي و نيز به مدد يادداشتهاي خودم و آن چه كه در ذهنم مانده، اشارهاي به نخستين حركاتي كه در اين زمينه شده داشته باشم. در همين جا يادآور ميشوم كه هر خبر يا مقالهاي كه قبلا به آن اشاره ميشود (از هر بولتن و نشريهاي به جز نشريات فدراسيون كوهنوردي) و در آن نام نويسنده ذكر نشده از اينجانب است و طبعا مسئوليت اشتباههاي احتمالي در آن نيز، به اين دليل از دريافت نظرات اصلاحي و تكميلي در اين زمينه خوشحال خواهم شد. همچنين لازم به يادآوري است كه شخصا ترجيح ميدهم براي آن چه كه گروه كوهنوردان آرش (گروهي كه من عضو آن هستم) در آن نقش «نخستين» دارد، سلف ديگري باشد _ چرا كه معلوم ميشود حركتهاي طرفدار محيط كوهستان در ايران ريشه ديرينهتري دارد و لابد با دوامتر خواهد بود. ضمن اين كه در بسياري از فعاليتهاي اجتماعي به ويژه در اقدامات زيست محيطي، احساس تعلق به يك جمع و حلقهاي در يك زنجير بودن صفابخشتر است تا مدعي تك بودن و پيشتازي، فيالواقع و كفر است در اين مذهب، خودبيني و خودرايي». در سال 1355 كه هفده سالم بود و كوهنوردي با گروه آرش را آغاز كردم. دانشجوي كشاورزي بودم و علاقهمند به گياه و محيط زيست. كساني كه به طور جدي كوهنوردي ميكردند غالبا تحصيل كرده يا پر مطالعه بودند، اما توجهي به مشكلات زيست محيطي نداشتند؛ عدهاي براي دل خود كوهنوردي ميكردند و عدهاي ديگر دغدغههاي اجتماعي بزرگي داشتند كه مجالي براي انديشيدن به مشكلات زيست محيطي باقي نميگذاشت. ريختن زباله در كوه يا جا گذاردن مواد اضافي كاري عادي به شمار ميرفت. بسياري از كوهنوردان به شيوه چوپانان و شكاچريان چاي را با «كندونك» (ظرف فلزي كه به جاي كتري به كار ميرود) و روي آتشگون و ديگر چيزها درست ميكردند كوهنورد هيماليا رفتهاي را ميشناختم كه اصلا چراغ گاز را براي درست كردن چاي قبول نداشت و حاصر نبود طعم چايي را كه روي آتش از بوتهها درست ميشد با چيزي عوض كند. و حتي سالها بعد كه صعودهاي سرعتي باب شد، توصيه ميكرد كه در برنامههاي چند روزه به جاي بردن چراغ گاز كه بار سنگيني است، از بوتههاي طبيعي براي گرم كردن آب و غذا استفاده شود. از همه بدتر اين كه عدهاي از كوهنوردان براي گرم شدن با لذت صرف، با بوتهها آتش بزرگي ميافروختند و در كنار آن ساعتها گفت و گو ميپرداختند يا ترانههايي مانند: «.... كه برفروزند آتش در كوهستانها» ميخواندند. براي مقابله با چنين كارهايي، راهي جز بحثهاي رودرو نبود، نه تشكلي خاص براي كارهاي اينچنيني وجود داشت ونه نشريهاي كه بتوان در آن حرفي زد در معدود كوهنوشتههايي كه تا آن زمان نوشته شده بود، به يكي دو مورد اشاره كوتاه در زمينه مسائل زيست محيطي برميخوريم: در بولتن رويدادهاي كوهنوردي كه به عنوان نشريه كميته روابط عمومي فدراسيون كوهنوردي ايران منتشر ميشد، در 15 شهريور ماه 1353 مقالهاي با تيتر «نشانهاي از اخلاق و تربيت و شخصيت» كه در آن از جمله آمده است: «چقدر زشت و نفرت آور است كه در گوشهاي از اين طبيعتي بيزوال و كوهستان پاك خدا، پوست تخم مرغ يا قوطي خالي كمپوت و حتي تكه كاغذي بيمحابا پرتاب ميكنيم...». در كتاب كوچك اما پرمحتواي الفباي كوهنوردي نوشته جليل كتيبهاي _ كه من به چاپ دوم آن به تاريخ 1352 دسترسي دارم _ چند توصيه زيست محيطي آمده است: «... در كوهستان گلها و گياهان را بگذاريد در جاي خود باقي بمانند... آنها در جاي خودشان بسيار زيباترند تا در دست شما... حيوانات زيبا و بيآزار كوهستان را شكار نكنيد و نترسانيد... آنها را دوست بداريد با آنها مانند يك دوست رفتار كنيد.» همچنين در بخش «مهربان بودن با مردم و موجودات كوهستان» ضمن توصيه هاي بسيار مناسب در برخورد با كوهنشينان ميگويد: «شيشهها و قوطيهاي خالي شده و آن چه بدون مصرف باقي مانده است همه را با خود به پايين برگردانيد و در جاي ويژه خودشان قرار دهيد.» در كتاب كوهگشت و لذت نوشته صادق سرابي، 1357، نيز در بحث كوتاه يك صفحهاي اشاره كلي به معضل آلودگي محيط شده است. پس از انقلاب گروههاي كوهنوردي بسياري تشكل يافت و اجراي برنامههاي دستهجمعي بزرگ متداول شد اما متاسفانه فرهنگ زيست محيطي، متناسب با اين افزايش رشد نكرد. طي سالها، به همه چيز پرداخته شد جز لزوم توجه به محيط شكننده كوهستان. شايد نخستين مقالهاي كه در يك نشريه كوهنوردي به نقش خاص كوهنوردان در آلودهسازي محيط و وظيفه آنان در پاكسازي اشاره كرده بود مطلبي بود كه با عنوان «محيط زيست را پاك بداريم.» در زمستان 1359 در شماره 4 مجله كوهنوردان (نشريه شوراي كوهنوردان تهران) درج شد. در اين مقاله براي جلوگيري از آلودگي كوهها و همچنين حفظ و نگهداري بوتهها و گياهان كوهستان توصيههايي شده بود. در بولتن آواي دماوند، شماره 13، زمستان 1365 ترجمهاي با عنوان «بحران محيط زيست در هيماليا» به چشم ميخورد كه در آن اشارههايي به مشكلات زيست محيطي منطقه شده بود. گاه ضمن بعضي گزارشهاي صعود هم گريزي به وضع طبيعي به گوش ميرسيد مثلا در يك مورد مربوط به سال 1366 ميخوانيم: «در كوهپايههاي جبال بارز تا ارتفاع تقريبي 2500 متر درختاني از قبيل بنه، بادام كوهي، انجير كوهي، كهكم، و درختچهها و بوتههاي متنوعي ديده ميشوند كه در بعضي نقاط حالت كاملا بيشهاي به منطقه داده و حكايتگر روزگاري هستند كه جنگلها و بيشههاي انبوهي خاك آن جا را پوشانده بود. در ارتفاعات بالاتر درختان سرو كوهي ديده ميشوند كه تراكم آنها نيز به علت بهرهبرداري بيحسابي كه همچنان ادامه داد، بسيار كمتر از آن چيزي است كه بايد باشد...»2 از سال 1367 توجه به مسائل محيط كوهستان در ايران صورت جديتري به خود گرفت. در فدراسيون كوهنوردي (به تاسي از اتحاديه بينالمللي انجمنهاي كوهنوردي UNAA) فكر برگزاري «روز بينالمللي حفاظت محيط كوهستان» در 4 مهر ماه برابر 26 سپتامبر شكل گرفت. نخستين اعلان عمومي اين روز توسط فدراسيون كوهنوردي در سال، 1367 صورت گرفت، و در اولين برنامه پاكسازي كه در منطقه بند يخچال انجام شد، به ويژه كوهنوردان جديتر و فنيكار استقبال خوي از موضوع كردند و مقدار زيادي از زبالههاي منطقه جمعآوري شد _ به گونهاي كه بعضي از دوستان در پاي سنگهاي بزرگ بند يخچال به دنبال قوطيهاي زنگ زده و كيسه نايلون ميگشتند و در آخر روز به شوخي ميگفتند كه با كمبود زباله روبهرو شدهايم! كم كم در بولتنهاي كوهنوردي به مساله حفاظت محيط زيست توجه بيشتري مبذول ميشد؛ در خبرنامه آرش، شماره 1، خرداد 1368، خبر تظاهرات سازماندهي شده توسط كميته «طبيعت كوهستان» (Mountain wilderness) طبيعت «كوهستان» (Mountain wilderness) براي مقابله با خطوط تلهفريك «دره سفيد» آلپها درج شده، و نيز اشاره شده است كه كميته ياد شده در تابستان 1987 به همت تعدادي از معروفترين كوهنوردان جهان مانند مسنر، بونينگتون، جان هونت و گابارو به منظور دفاع از آخرين مناطق دست نخورده كره زمين و آگاه ساختن كوهنوردان نسبت به مسائل زيست محيطي تشكيل شده است. در خبرنامه آرش، شماره 2، آذر 1368 آمده است: «در جمعه 31 شهريور 1368، با تبليغ نسبتا خوب فدراسيون تعداد زيادي از اعضاي گروههاي كوهنوردي و مردم علاقهمند، به جمعآوري زباله از كوه پرداختند. اين دومين سالي است كه چنين كاري در ايران انجام ميشود.» تا آن جا كه به ياد دارم غلامعباس جعفري مسئول وقت كميته روابط عمومي فدراسيون نقش زيادي در راهاندازي اين كنگره داشت. پس از مراسم افتتاح كنگره، كميسيونهاي گوناگون آغاز به كار كردند كه از جمله آنها «كميته حفاظت محيط كوهستان» بود. اعضاي اين كمسيون عبارت بودند از: مهندس وارطان زاكاريان (رييس)، دكتر صالحي، دكتر عليميرزا آقازاده، مهندس اورنگ استقامت، مهدي ملكي شجاعي، مظفر جمشيدي و رضا چهكتويي، دستور كار كمسيون به شرح زير اعلام شده بود: - تهيه طرح براي گسترش حفاظت محيط در بين مردم؛ - تهيه طرح چگونگي انهدام زبالهها فردي و تاسيسات موجود در كوه؛ - ايجاد كميته حفاظت و پاكيزگي محيط كوهستان؛ - تهيه طرح مشاركت و نحوه عمل سازمانهاي ذيربط؛ - طرح روز پاكسازي كوهستان (4 مهر ماه) - تهيه طرح حفاظت از غارها؛3 در همان سال فدراسيون كوهنوردي اعلاميهاي بدون تاريخ با امضاي «كميسيون پاكسازي و حفاظت محيط كوهستان» پخش كرد كه در آن ضمن 17 مورد توصيه زيست محيطي به كوهگردان و كوهنوردان آمده بود: «بر اساس مصوبات چهل و هشتمين اجلاس ساليانه اتحاديه بينالمللي كوهنوردي (UIAA) در اسپانيا، روز 4 مهر ماه مصادف با 26 سپتامبر هر سال به عنوان روز بينالمللي حفاظت محيط كوهستان نامگذاري شده...» در فصل چهارم (چهل صفحه) كتاب كوهنوردي و هنر سرپرستي كه در سال 1368 ترجمه و منتشر شد.4 به مطالب جالب توجهي درباره مناطق كوهستاني باارزش بريتانيا (پارك ملي، مناطق طبيعي تماشايي و...) نحوه دسترسي به آنها و مسائل حقوقي پيرامون آنها اختصاص يافته است. در اين فصل همچنين ميتوان چند مورد توصيه زيست محيطي را مشاهده كرد. اما متاسفانه ترجمه پرغلط و آشفته كتاب، امكان استفاده مناسب از اين مطالب را نميدهد. |
در منطقه علمكوه كه ميتوان آن را قلب كوهها و كوهنوردي ايران ناميد، نخستين بار «.. كوهنوردان گروه آرش ضمن برنامه خود از 10 تا 20 مرداد 1369، با كمك تعدادي از ديگر كوهنوردي دماوند) مقدار زيادي قوطي كنسرو، پلاستيك، و ديگر مواد تجزيهنشدني از اطراف پناهگاه علمچال جمعآوري كرده و پس از فشرده كردن در هفت گوني بزرگ، به وسيله قاطر به روربارك حمل كردند. مسير گروه آلمانيها، قسمتي از مسير هاريرست و خطالراس خرسان _ هفتخوان نيزپاكسازي شد.»5 من پيشنهاد داده بودم كه اين كار را در مرداد ماه كه فصل هجوم كوهنوردان سراسر كشور به منطقه است، انجام دهيم تا اثر تبليغي بيشتري داشته باشد. شايد نخستين بار بود كه ضمن يك برنامه كوهنوردي در ايران، بارها عبارت «محيط زيست» تكرار شد و سنگنوردان از روي ديواره دشوار علم كوه، قوطيها و كاغذ شكلاتهاي به جاي مانده را پايين آوردند. در گزارش «خطالراس علم كوه _ هفت خوان و مشكل محيط زيست» ضمن اشارهاي به اين فعاليت آمده است: «... علم چال، طاقچه قمقمه، پشت سهركابي. گردونه هفتخوان و... را حفظ كنيم. اين گوشههاي خلوت و تنهايي يقينا در روزهايي از زندگي به كار ما و فرزندانمان خواهند آمد.»6 در سال 1369 به مناسبت روز جهاني پاكسازي محيط كوهستان «تبليغ مناسبي براي پاكسازي كوهستان انجام نشده و بر خلاف دو سال پيش از آن. از توزيع كيسه زباله توسط فدراسيون در ميدان سربند و ديگر نقاط شمال تهران خبري نبود و فقط تعداد معدودي از كوهنوردان گروههاي كوهنوردي به جمعآوري زباله از بند يخچال و يكي دو نطقه ديگر پرداختند.»7 در اينجاست كه جلوهاي «گسست» حركتهاي اجتماعي در كشور ما مشاهده ميشود؛ از همين سال فدراسيون كوهنوردي به طور خاص، اندك فعاليتي را كه در زمينه حفاظت محيط كوهستان داشت، كنار گذاشت. شايد به همين دليل كساني كه از حدود ده سال پس از اين تاريخ، فعاليت در اين زمينه را آغاز كردند (و البته اين بار پردامنهتر و مستمرتر) پنداشتهاند كه آغازگر اين جريان بودهاند. كمكم دغدغههاي زيست محيطي در نوشتههاي كوهنوردي جا باز ميكند، مثلا در موردي ميخوانيم: «برخورد فكورانهتر كوهنوردان با مساله آلودگي محيط زيست از ديگر پديدههاي چند سال اخير بوده است. جمعآوري زباله در روز جهاني پاكسازي كوهستان (26 سپتامبر: 4 مهر ماه) به بسياري از ما ياد داده است كه ديگر نبايد با بيخيالي باقيماندههاي مواد غذايي خود را در كوه بريزيم...»8 و يا: «در ايران آلودگي و تخريب محيط زيست ابعادي فاجعهآميز پيدا كرده است... در اين ميان حفظ حالت طبيعي و زيبايي نقاط محدودي كه آسيب زيادي نديدهاند وظيفه كوهنوردان است، چرا كه اين نقاط غالبا نقاط دورافتاده و صعبالعبور كوهستاني هستند كه جز گروههاي كوهنوردي كمتر كساني به آنها پاي ميگذارند.»9 در انتهاي گزارش يك صعود ديواره آزادكوه نيز ميخوانيم: «... پس از آن كه براي چندمين بار به سخنان زيست محيطي رضا سلطاني به مناسبت روز جهاني حفاظت محيط زيست (5 ژوئن 15 خرداد) گوش فرا داديم و بابت خرابي لايه اوزون و گرم شدن كره زمين و آلودگي روزافزون زيست كره و... نگران شديم (!) زبالههاي چند روزه خود را جمع كرده و عليرغم نارضايتي چند نفر از دوستان، آنها را در بين افراد تقسيم كرديم و راهي پايين شديم.»10 «در 5 مهر ماه 1370 هيات كوهنوردي استان تهران، گروه كوهنوردي فلزكار و مكانيك، هيات كوهنوردي همدان، هيات كوهنوردي تويسركان و چند شهر ديگر (به مناسبت روز جهاني پاكسازي كوهستان) اقدام به اجراي برنامههاي پاكسازي كردند.»11 به ياد دارم كه از همين سالها كمتر كوهنورد عضو گروههاي كوهنوردي زبالههاي خود را در كوهستان رها ميكرد، و جمعآوري باله كم و بيش عموميت يافت. يك بار در مسير پس قلعه كوهنوردي را ديدم كه در يكي از روزهاي عادي سال گوني بزرگي محتواي قوطيهاي رها شده را به پايين ميبرد. وي توضيح داد كه سالي دوباره در برنامههاي انفرادي به جمعآوري زباله هاي بند يخچال اقدام ميكند. ابراز مخالفت با پناهگاهسازي و سكو زدن روي ديوارهها نيز از سال 1371 به گوش ميرسيد: «در مورد ساختن پناهگاه و سكو روي ديوارهها، با توجه به لطمهاي كه به شكل طبيعي صخره وارد ميشود و با توجه به پايين آمدن ارزش صعود، به نظر ميرسد كه خودداري از اين كار بهتر باشد. صرف اين نيرو و سرمايه در ديگر زمينههاي كوهنوردي ميتواند مفيدتر باشد.»12 از بهمن ماه 1371 كميته فني فدراسيون كوهنوردي (مسئول محمدتقي بهرهور، ديگر اعضا: ابوالفضل عظيمي، مرتضي دزفولي، عباس محمدي) شروع به برگزاري گردهماييهاي آزاد در شنبه اول هر ماه در محل آمفي تئاتر دفتر مشترك امور فدراسيونها كرد. در اين گردهماييها گفتارهاي آموزشي، اخبار، گزارش صعود، و مطالب ديگر _ از جمله مطالبي مربوط به محيط زيست و محيط كوهستان _ مطرح ميشد. از همين جلسهها بود كه كوهنوردان با چهره فعالان جبهه سبز (دكتر معيني، معطري و...) آشنا شدند و باب دوستي اين دو طيف دوستدار طبيعت گشوده شد. در همين ماهها دكتر معيني و ديگر دوستانشان يك بار با رييس فدراسيون و اعضاي كميته فني فدراسيون جلسهاي داشتند و پيشنهادهايي در زمينه حفاظت محيطهاي كوهستاني ارايه كردند. جبهه سبز تا اين تاريخ يكي دو برنامه پاكسازي در كوهستان هم اجرا كرده بود، در سال 1371). ميتوان گفت كه اين تشكل كه نخستين سازمان غيردولتي در ايران با هدفهاي صرفا زيستمحيطي بوده است. از بدو فعاليت رسمي توجه ويژهاي به محيطهاي كوهستاني و علاقهاي خاص به كوهنوردان داشته و به همين دليل برنامههاي متعدد طبيعتگردي با كوهنوردان را اجرا كرده است. روابط عمومي خوب جبهه سبز تاثير قابل توجهي در جلب افكار عمومي و رسانهها به موضوع حفاظت محيط كوهستان داشت. نخستين روزنامهاي كه مسائل زيست محيطي به طور كلي، و مسائل محيط كوهستان را، در سطحي گسترده و به گونها تقريبا مستمر منعكس كرد روزنامه همشهري بود. بزرگترين طرحهايي هم كه يك نهاد اجرايي كشور در خصوص حفاظت كوههاي نزديك به شهر ارايه داده است. به وسيله شهرداري تهران (صاحب امتياز روزنامه همشهري) مطرح و از طريق همين روزنامه به عموم اعلام شده است.13 در مه رماه 1372 به مناسبت روز جهاني پاكسازي محيط كوهستان «گروهها و هياتهاي كوهنوردي سراسر ايران فعاليتهايي انجام دادند. در تهران كميته حفاظت محيط كوهستان هيات كوهنوردي استان، كه از چند ماه پيش كار خود را آغاز كرده بود، فعاليت تبليغي نسبتا گستردهاي انجام داد. روزنامه همشهري نيز با منعكس كردن موضوع نقش قابل توجهي در جلب توجه عموم كوه گردان و كوهنوردان ايفا كرد. در روز جمعه 9 مهر ماه 1372 تعداد زيادي از اعضاي گروههاي كوهنوردي و علاقهمندان آزاد... به جمعآوري زباله در مسيرهاي عمومي كوههاي شمال تهران پرداختند.»14 در اين برنامه فعالا جبهه سبز هم شركت داشتند و فكر ميكنم كه ارتباطات آنان بود كه روزنامه همشهري را به سوي موضوع جلب كرد. روز جمعه 19 اسفند 1373 (پنجمين روز از «هفته منابع طبيعي») به همت كميته حفاظت محيط كوهستان و با حمايت اداره كل منابع طبيعي استان تهران به عنوان روز درختكاري در كوهستان اعلام شد. در اين روز براي نخستين بار تعداد زيادي از كوهنوردان تهراني به كاشت نهالهاي سرو نقرهاي در كوهپايههاي دارآباد (شمال شرق تهران) پرداختند. ميتوان گفت كه از سال 1372 به بعد دو تشكل به طور منظم و نسبتا چشمگير درگير فعاليتهاي زيست محيطي در كوهستان بودهاند: جبهه سبز، و كميته حفاظت محيط كوهستان، كه از ابتداي سال 1377 از هيات كوهنوردي استان تهران جدا شده و به عنوان سازمان غيردولتي و با نام انجمن حفظ محيط كوهستان فعاليت ميكند. هر يك از اين دو تشكل چند بار به ذكر خلاصه فعاليتهاي خود پرداختهاند.15 و در اين جا لازم نيست كه به ريز اين فعاليتها بپردازيم. از اين گذشته گروههاي غيردولتي ديگري هم در چند سال اخير شكل گرفتهاند كه هر يك فعاليتهايي در زمينه حفاظت محيط كوهستان داشتهاند، مانند جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست، جمعيت آواي سبز و... كه در دو روز از سال هم (نزديكترين جمعهها به 4 مهر ماه و 19 اسفند) ميتوان جلوههاي همكاري اين گروهها به اضافه گروههاي كوهنوردي را ضمن پاكسازي كوهها و درختكاري در كوه ديد. كمكم كوهنوردان سراسر كشور به موضوع حفاظت محيط كوهستان حساس تر ميشود و علاوه برآن كه غالبا زبالههاي خود را از كوهستان برميگردانند.16 و به اجراي برنامههاي پاكسازي، (دست كم در روز جهاني9 ميپردازند. با انتشار مقاله و خبرميكوشند فرهنگ زيستمحيطي را همهگير كنند. گفتني است كه كوهنوردان با توجه به رشته فعاليت خود بسياري اوقات بر مسائل خاصي كه مستقيما مربوط به كوهنوري است انگشت ميگذارند (در مقايسه با تشكلهاي زيست محيطي كه به مشكلات عامتر ميپردازند). در زير به چند مورد اشاره ميشود: استاد جليل كتيبه اي پيشكسوت گرانقدر كوهنوردي و با سابقهترين كوهنويس كشور در مقالهاي با عنوان «ميخها و پناهگاهها» مينويسد: «هر چه بيشتر طبيعت كوهستاني و صحنههاي كوهنوردي را در آن جا، طبيعي و به حال خود بگذاريم.. هم به كوهنوردان و هم به كوهنوردي بيشتر خدمت كردهايم.»17 «رامين شجاعي» در مقالهاي با عنوان «ستونهاي تختجمشيد فراموش شده است!» دل نگراني خود را از سوراخ كردن سنگها به ويژه در مناطق تاريخي مانند بيستون ابراز ميكند.18 «دستور كار» اتحاديه محيط زيست هيماليا (The Himalayan Environment Trust) كه به دست عدهاي از معروفترين كوهنوردان جهان _يونكو تابئي، موريس هرزوگ، رينولد مسنر، كريس بانينگتون و پيتر و سگانتيني، رييس وقت UIAA شكل گرفته، توسط گروه كوهنوردان آرش منتشر شده است: «محدود كردن جنگلزدايي با جلوگيري از افروختن آتش آزاد و انتخاب چراغهاي نفتسوز، سوزاندن يا دفن زبالههاي تجزيه پذير، تميز نگه داشتن قرارگاهها و آبهاي محلي، نكندن گياهان، احترام به سنن محلي، توجه داشتن به مسائل خصوصي به هنگام عكاسي، و جلوگيري از رشد گدايي.»19 از زمستان 1374 فصلنامه كوه كه عنوان فرعي آن «نشريه دوستداران طبيعت» است، شروع به انتشار كرد و در تمامي 15 شماره كه تاكنون (تابستان 1378) منتشر شده حاوي يك يا چند خبر و مطلب مربوط به محيط كوهستان و حفاظت آن بوده است. امروز ميتوان گفت كه انديشه حفظ محيطهاي كوهستاني و ضرورت جلوگيري از شهري شدن كوهها به جزئي از وجدان عمومي كوهنوردان جدي و به يك اصل در اخلاقيات كوهنوردي بدل شده است. در عين حال، افزايش روزافزون شمار كوهگردان و كوهنوردان، جوانهزدن گرايش تجاري در كوهنوردي، و نبود كميته حفاظت محيط كوهستان در فدراسيون و هياتهاي كوهنوردي كشور _ در كنار ضعف عمومي دستگاههاي مجري حفاظت كوهها نهاده است. امروزه پشتوانه فكري و نوشتاري كافي براي گذر از مرحله انتقاد صرف و حركتهاي نمادين، و وارد شدن به گود مطالبات مرحله نو، پيش كشيدن طرح ثبت كوههاي شاخص كشور (در درجه نخست: دماوند) به عنوان اثر طبيعي ملي و جلوگيري از هر گونه تصرف در آنها ميتوان نقطه شروع حركت باشد.
پينوشتهها 1.مثلا در شرايطي خبر «كشف» غار قوري قلعه اعلام شد. (ماهنامه كانون كوهنوردان باختران، شماره 19، مرداد 1368)، كه اين غار با دهانهاي نزديك به جاده روانسر _ ياوه كاملا موزه شناخت اهالي منطقه و ديگر كنجكاوان بوده است و حتي در نشريههاي قديمي كوهنوردي خبر همايشهايي در آن درج شده بود. اصل خبر ميتوانست اين باشد كه آن دوستان، دالان يا دالانهاي از غار را شناسايي كردهاند كه پيشتر ناشناخته بوده است. 2.گاهنامه آرش، شماره 5، تابستان 1366، ص4 3.گزارش كميسيون حفاظت محيط كوهستان در جزوه منتشر شده از طرف فدراسيون كوهنوردي با عنوان كنگره كوهنوردي كشور درج شده است. 4.لاتگمير، اريك، كوهنوردي و هنر سرپرستي، ترجمه سيد جواد صالحي، انتشارات راهگشا (شيراز) 1369. 5.خبرنامه آرش، شماره 4 اسفند 1369، ص 12. 6.گاهنامه آرش شماره 7 شهريور 1370. ص 20. 7.خبرنامه آرش، شماره 4 اسفند 1369 ص 19 8.گاهنامه آرش، شماره 6 آبان 1369، ص 3 9.خبرنامه آرش، شماره 4 اسفند 1370، ص 11. 10.گاهنامه آرش، شماره 8 اسفند 1370 ص 11. 11.خبرنامه آرش، شماره 5 ارديبهشت 1371، س 19 – 20 12.خبرنامه آرش 7 شماره 5، ص 16 13.طرح قرق ارتفاعات مشرف تهران )همشهري، 23 مرداد 1376)، و طرح جامع كوهسران (حفاظت و توسعه پايدار رود _ درههاي تهران) همشهر 10 مرداد ماه 1376 باشد. 14.خبرنامه آرش، شماره 7، فروردين 1374، ص 27 ممكن است تاريخ درست برگزاري مراسم، جمعه 2/7/1372 باشد. 15.نگاه كنيد به مجله صلح سبز، نشريه جبهه سبز ايران، شماره اول، بهار 1378، ص 56 و بروشورها و بولتنهاي انجمن حفظ محيط كوهستان 16.در تابستان 1374 بر روي قله گردونگوه در منطقه علمكوه، كوهنورد نسبتا مسني را ديدم (فكر ميكنم حاج حميد ريسمان دوست بود) كه با همراهانش حتي پوست طالبيهايي را كه خورده بودند جمعآوري و به پايين حمل كردند. 17.گاهنامه آرش، شماره 11 خرداد 1375 ص 11 18.گاهنامه آرش، شماره 10 مرداد 1372 ص 21 19.خبرنامه آرش، شماره 7، فروردين 1374 ص 14
|
|
نظر شما در مورد اين خبر؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|