تهران_ميراثخبر_
جاذبههاي گردشگري، علي مقيم (كارشناس كوهنوردي)_ عليرغم توجه بسيار زياد مستشرقين به شناسايي رشته كوههاي آسيا و با تمام تلاشها و كوششهايي كه با توسل به انواع و اقسام وسايل الكترونيكي و غيره كه در اين راه صورت گرفته و منجر به شناسايي بخشهاي بسيار گستردهاي از پيچيدگيهاي كوههاي آسيا و به تبع آن در تمامي دنيا شده است هنوز هم تا سال 2006 كوههاي ايران بدون شناسنامه باقي ماندهاند.
اين مسئله به دليل ضعف مفرط در انگيزه و عدم توجه به اين موهبتهاي الهي در ايران صورت گرفته است. در سرزميني كه ميتوان از كوههابه عنوان منابعي زوالناپذير ياد كرد، آنها دستنخورده و بيهيچ شناسنامه و حفاظت خاصي شبيه به كشورهايي چون هند و پاكستان و نپال باقي ماندهاند.
ساليان متمادي از تشكيل ارگانهاي بزرگي كه در واقع متوليان اصلي شناسايي كوههاي ايران هستند ميگذرد و به جز تكرار مكررات و نقشههاي بينام و نشان و توجه و تمركز ويژه به سوي فعاليتهاي اقتصادي و نظامي چيز ديگري از آن به چشم نميخورد.
اگر چه تفكر و پويايي در اين موضوع يعني اهميت و دلايل منطقي توجه به كوهها در كشورمان همواره به عنوان موضوعي قومي و حاشيهاي و در حداكثر توان فكري به موضوعي براي پر كردن اوقات فراغت مردم استفاده ميشود، اما به نظر ميرسد نهادينه كردن افكار حفاظت از كوهها و رسيدن به منافع اقتصادي با حفظ و شناسايي اين ارتفاعات، نگرشي است كه در ايران نيازمند صبر و حوصله و گذشت زمان بسيار طولاني خواهد بود.
اگر به ياد داشته باشيم كه در هر روز و هر ساعت با احداث جاده، حفر معادن، انهدام مراتع و جنگلها تا چه ميزان بر تخريب كوهها ميكوشيم، درمييابيم صبر و بردباري در حفاظت از كوهها تا كجا ميتواند ادامه داشته باشد.
شايد از زماني كه توجهات اصلي خود را در اين رابطه و به صورت شاخص بر رشته كوههاي ايران متمركز كرده باشم 20 سالي ميگذرد و در اين گذر ايام با بيتوجهي چهها كه بر كوههاي ايران نرفته است؟ اگر چه تمام سعي خود را همواره معطوف داشتهام تا در ابتدا و گام به گام عموم علاقهمندان به طبيعت جذاب و شگفتانگيز ايران را با آن چه دارند و از آن بيخبرند آشنا سازم اما همواره نيم نگاهي به طرز عملكرد ارگانهاي دولتي داشتهام كه در اين ميان هميشه نظارهگر بودهاند.
به راستي براي سير تكويني شناسايي كوههاي ايران به منظور آشنايي مستند از آن چه داريم؟در چه زماني اين كار به سرانجام ميرسد و چند نسل بايد بگذرد تا كار به نتايج مطلوب خود نزديك شود؟
اين سئوالي است كه همواره از خود ميپرسم و همواره بيجواب از كنار آن رد ميشوم. نگرشي حياتي و اصولي بر شناخت كوههاي ايران واقعيتي انكارناپذير است كه پس از شناخت اوليه ميتوان با تبديل اين عرصههاي حيات به پاركهاي ملي زمينه حراست و حفاظت آن را به عهده گرفت.
با داير كردن مباني حفاظت ديگر از ورود و خروج بيرويه افراد داخلي و خارجي جلوگيري كرده ضمن ارايه آموزشهاي زيست محيطي و جلوگيري قاطع از آلودگيهاي انساني به داخل مجموعههاي كوهستاني از آنها جلوگيري كرده راه را براي ورود مسئولانه به اين مناطق هموار كرد.
حداقل شايد بتوانيم تا 20 سال آينده از اين نقطه نظر خود را به كشورهايي چون هند و نپال و پاكستان برسانيم.
بدون ترديد شناسايي اوليه كوههاي ايران در كشوري كه شايد حدود 15000 قله بالاي 3000 متري در آن وجود دارد با تنوع وسيع آب و هوايي، اقليمهاي متفاوت از يكديگر، كويرهاي نسبتا بزرگ و ارتفاعات كويري نامكشوف و بينام، وجود مسيرهاي بياندازه متنوع، شروع از كنارههاي سرسبز درياي مازندران و عبور از كوههاي مرتفع البرز و رسيدن يك باره به كويرهاي بزرگ، جذابيتي را تداعي ميكند كه زبان از بيان اوصاف آن عاجز ميماند.
اگر اين جذابيتها را در نظر بگيريم به خوبي خواهيم ديد كه تا چه اندازه ميتوان سهلانگاري را در اين رابطه مشاهده كرد.
به راستي نميدانم كه تغيير طرز تفكرات كشوري كه همه چيزش دولتي و وابسته به دولت است تا چه زماني ميخواهد ادامه داشته باشد؟ آيا هنوز زمان آن فرا نرسيده است كه نيمنگاهي به اين مقوله بيندازيم و قبل از آن كه كويرها به مجموعهاي از جادههاي آسفالته و خاكي تبديل شوند و زباله، كوههاي ما را فرا بگيرد و رودخانهها بستري مناسب براي حمل و نقل آن شوند و جنگلها به مراتع و مراتع به ويلاهاي اختصاصي و زمينهاي حصار كشيده براي آينده دستگاههاي دولتي تبديل شوند، به نجات آن بشتابيم و آنها را از نابودي حتمي كه هماكنون برخي از اين آثار را روي ارتفاعات 3600 و 4000 متري به وضوح ميتوانيم ببينيم همت گماريم.
اگر چه تمامي اين اقدامات در كشور ما بسيار دير انجام ميشود اما اميدوارم كه زماني را شاهد باشم كه حتي تا ميزاني اندك مرهمي باشد بر زخمهاي بيانتهايي كه هم اكنون بر آن وارد ميشود.
چيزي در حدود 70 سال از پيدايش ورزش كوهنوردي در ايران ميگذرد و در طي اين سالها شناسايي كوهها همواره به عنوان بخش جداييناپذير از بدنه فعاليتهاي كوهنوردي مطرح بوده است.
توجه به كوه و كوهنوردي از سالهاي قبل از انقلاب را ميتوان به عنوان مراحل و گامهاي بسيار معتبر در اين راه تلقي كرد، اما در جاي خود اهميت بسزايي دارد كه به باعث و باني روند رو به رشد مابقي حركتها در سالهاي پس از انقلاب توجه كنيم كه از جمله نتايج آن رويكرد بسيار حساس و وسيع طيف بزرگ علاقهمندان به طبيعت و كوههاي ايران زمين است.
به هر ترتيب در سالهاي اخير با تلاشها و كوششهاي فراواني كه صورت پذيرفته چهره شناسايي كوههاي ايران ميرود تا شكل روشنتري به خود بگيرد. اگر چه در طي اين راه دشواريهاي فراوان اقتصادي و فرهنگي حرف اول را ميزند اما به هر حال اين فعاليتي است كه بايد به انجام برسد و به نظر ميرسد كه باز هم ما در آغاز راه قرار داريم.
چاپ، تاليف و تدوين انواع كتابهاي راهنماي مناطق كوهستاني ايران با اين كه هنوز هم گامهاي ابتدايي در راه آن برداشته ميشود ليكن نقطه اميدواري است.
از آن جهت كه تلاشها براي صعود و شناسايي ارتفاعات به هر ترتيب ممكن و توسط ساير همنوردان دنبال ميشود و هر روز اطلاعات جديد و مفيدي به دست ميآيد. ليكن به دليل ضعف بسيار ارتباطات باز هم سالهاي متمادي وقت ميخواهد تا به سايرين منتقل شود و راهيابي براي ديگران صورت پذيرد.
با اين همه بسيار اميدوارم كه راه پرفراز و نشيب شناسايي كامل كوههاي ايران در آيندهاي نه چندان دور به نتيجه دلخواه برسد و همگان مزه و شيريني آن را بچشند.