۱۳۸۳/۹/۲ - 15:06:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
طلسم اسكندر، هزار سال بر جان شيرسنگي
شير سنگي، از جمله قديمي ترين يادگارهاي شهر همدان است و گفته مي شود اين تنديس از هزار سال پيش احترام خاصي داشته و به نوعي طلسم شهر و مردمش به شمار مي آمده است
شير سنگي نگاهبان همدان
ميراث خبر، گروه هنر _ فرزانه ابراهيم زاده _ قدمت ساخت شير سنگي همدان كه روزگاري نگاهبان اين ديار بوده، هنوز بر كسي مشخص نيست و آنچه از لابلاي نوشته ها و تحقيقات برخي مورخان و جغرافي دانان، دريافت مي شود، گاه چنان ضد و نقيض است كه گويي تاريخ همواره بايد زاده خيال و داستان پردازي ذهن باشد.
شير سنگي همدان، اكنون در انتهاي خياباني به همين نام،‌ روي ستوني از جنس خاك و سنگ خفته است.او زماني نگاهبان شهر بوده و بيشتر مورخان و محققاني كه روزگاري از اين ديار گذر كرده اند، هر يك براساس مستنداتي كه صحيح مي پنداشتند، درباره شير سنگي مطلبي نوشته اند.
شير سنگي، از جمله قديمي ترين يادگارهاي شهر همدان است و گفته مي شود اين تنديس از هزار سال پيش احترام خاصي داشته و به نوعي طلسم شهر و مردمش به شمار مي آمده است.
«ياقوت حموي» مورخ و جهانگرد ايراني در كتاب «معجم البلدان» آن را به دوره اسكندر و ساخته دست روميان دانسته و نوشته است كه شیر همدان را اسكندر به عنوان طلسم از براي دفع سرما، يا به جهت حفاظت شهر ساخته است.
«ابن فقيه همداني» مورخ و شاعر ايراني نيز چندين شعر درباره شير سنگي نوشته كه سال هاست در ذهن مردم همدان مانده است.
براساس روايات به جاي مانده در دوره خلافت عباسيان (قرن چهارم هجري) چندين بار مي خواستند اين مجسمه را بربايند و به بغداد منتقل كنند، اما همداني ها به اين كار اعتراض كردند، زيرا نمي خواستند طلسم شهر را از دست بدهند. سرانجام خليفه از اين اقدام به دليل دشوار بودن راه منصرف شد. در سال 319 قمري نيز «مرداويج» حاكم «آل زيار» گيلان، همدان را به تصرف در آورد و تصميم گرفت اين شهر را ويران و شير سنگي را به ري منتقل كند، اما ناكام ماند و به همين دليل دستور داد تا ماموران با ضربه هاي تپك، شير سنگي را از پاي در آورند.
مسافران و محققان خارجي كه طي قرون 18 و 19 به همدان رفتند نيز درباره شير سنگي مطالبي نوشته و اظهارنظرهاي فراواني داشته اند. افرادي چون «اوژن فلاندن» نقاش و جهانگرد فرانسوي نيز با ثبت تصوير آن، شكل قرار گرفتنش را شرح داده اند. از همين زمان ها تلاش براي يافتن قدمت شير سنگي مطرح شد.
نخستين بار «فلاندن»، «جكسن» و سپس «رومان گيرشمن» اين پيكره سنگي را به موزه مادها نسبت دادند. گيرشمن در كتاب «ايران از آغاز تا اسلام» آن را يكي از معدود آثار به جاي مانده از دوره مادها دانست و احتمال داد كه در ميانه اين دوران ساخته شده است. البته محققي چون «آستن» علي رغم پذيرفتن مادي بودن اين شير آن را به دوره قبل تر نسبت مي دهد.
دسته ديگر از پژوهشگران و باستان شناسان كه در راس آنها پروفسور «اشميت» قرار دارد، آن را از آثار دوره هخامنشي به بعد مي دانند و برخي ديگر مانند «هرتسفلد» و «لاكهارت» آن را به دوره پارتي منسوب مي كنند.
در حدود سال هاي دهه پنجاه شمسي، «هانيس لوشه» باستان شناس و محقق آلماني بر اساس پژوهش هاي گسترده شير سنگي را منسوب به دوره سلوكيان دانست.
لوشه در اين تحقيق با مقايسه شير سنگي همدان با شيرهاي نقش برجسته تخت جمشيد نوشت: «شير همدان از شيرهاي دوره هخامنشيان در نقش هاي تحت جمشيد بدين لحاظ متمايز است كه شيرهاي آن دوره،‌ قسمت هاي سر و يال و اندامشان از قطعات جداگانه تشكيل شده است، در صورتي كه شير همدان تنديسي يكپارچه است. اين تنديس هيچ گونه اجزاي جداگانه ندارد و با همه بخش هايش لختي يگانه باشد.»
لوشه در ادامه با بررسي اندام مختلف اين شير مي نويسد: «در اين تنديس هيچ گونه ساختار مكعبي و تيزي ديده نمي شود و كل يكپارچه آن از منحني هاي نرم و پر تحرك تشكيل شده است اين حالت در تك تك قسمت هاي پيكر قابل مشاهده است.»
لوشه با بيان اين نظريه شير همدان را اقتباسي از ويژگي هاي هنر مجسمه سازي يونان كهن مي داند و مي افزايد: «اگر اين تنديس را با كمك مونتاژ به صورت تصوير به حالت ايستاده در آوريم، شباهت زيادي به شير آمفي يوليس يونان است.»
وي در ادامه با مقايسه شير همدان با چند شير يوناني بخصوص شير كاروئنا و شير آمفي يوليس براي يادبود در عصر اسكندر ساخته شده اند مي نويسد: «اين شيرها داراي همان اندازه هاي شير همدان هستند. در هر سه تنديس سكوني زنده التهابي دروني و تحركي عضلاني كه در زير دست قابل احساس است،‌ در كنار يال هاي تابدار و پوزه نيمه باز و كشيده مشاهده مي شود. در حالي كه يك شير پارتي نمي تواند با اين ويژگي انعطاف پذيري كه در قسمت مياني بدن شير همدان است همخواني شود.»
به نظر اين پژوهشگر آلماني، شير همدان حتي با شيرهاي ديگر شرقي مانند شير «هترا» نيز قابل مقايسه نيست و در ميان قول هاي زيادي كه درباره ساخت اين شير وجود دارد به نظر «مسعودي» اشاره مي كند و آن را ساخته زمان اسكندر مي داند.
مسعودي در مووج الذهب مي نويسد: «شير سنگي مزبور بسي تناور است. مانند گاوي بزرگ يا شتري سترگ و چنانكه گويي شيري است زنده تنها وقتي كه آدمي بدان نزديك مي شود،‌ مي فهمد كه آن از سنگ است. مردم همدان راجع به آن اخباري از گذشتگان خود نقل مي كنند بدين كه اسكندر هنگام بازگشت از خراسان براي شهر و باروي آن طلسمي ساخت.»
شير اكباتان را به عهد اسكندر كبير انطباق دهيم. هم بدين سان كه روايت «مسعودي» نيز سائق بدين موضوع است پس بايد آن را كار يونانيان دانست. شير كاروئنا به يادبود كشتگان در جنگ و شير آمفي يوليس نيز به همين مناسبت ساخته اند، در حالي كه اسكندر در نزديكي همدان نيازي به نبرد نداشت و شهر را بي خون ريزي تصرف كرد. به نظر اين مورخ ممكن است اين شير را اسكندر به ياد دوستش هفايسيتون كه سردار سپاهش بود دستور ساخت اين مجسمه را داد.
ظاهرا براساس آنچه در منابع آمده است اسكندر چنان از بيماري و مرگ دوستش غمگين شد كه تا مدتها از خواب و خوراك افتاد و برايش در مناطق مختلف يادبودهايي ساخت.
لوشه در اين پژوهش اين نتيجه گيري را مي كند: «به نظر مي رسد شير سنگي همدان نه تنها يادبودي براي هفاسيون است بلكه حتي قسمتي از وضع روحي او را در اخلاق و ظواهر شير مانند مجسم مي كند.»
تنديس شير همدان از سنگ قهوه اي رنگ است كه اندازه آن 56/3 متر است. اين تنديس داراي پيكري باريك اما ورزيده سينه پهنا و سري بزرگ دارد. اين مجسمه عظيم در تپه اي كه به همين نام مشهور است پيدا شده گفته مي شود. در دروازه شهر قرار داشته و اعراب به هنگام فتح اين دروازه باب الاسد يعني دروازه شير مي گفتند. اين مجسمه سال ها در موزه هگمتانه نگهداري مي شد اما به ميدان تپه مصلي منتقل و در آنجا دوباره نصب شد
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد