| کوهنورد سيماني را يك آمر يكايي نساخت
|
|
مجسمه زنگی رنگ دربند، 46 سال است که بر بلندای تخته سنگی ایستاده و هر روز به خاطره جمعی دیگر از جوانان و زنان و مردانی بدل می شود
|
.jpg)
|
تهران، 28 تیر 1384، میراث خبر گروه هنر: کوهنورد سال هاست خیره، به دوردست ها نگاه می کند، شاید به آن روزها که هنوز بولدوزرها به جان باغ های دربند نیفتاده بودند و برج های نخراشیده جای چنارهای چندین ساله را نگرفته بودند. مجسمه زنگی رنگ دربند، 46 سال است که بر بلندای تخته سنگی ایستاده و هر روز به خاطره جمعی دیگر از جوانان و زنان و مردانی بدل می شود که برای گذران دقایق و ساعاتی دور از صدای گوش خراش و هوای خفقان آور شهر به آسمان آبی دربند پناه می برند. او همان جا ایستاده بی نام و نشانی و بی آنکه کسی بداند؛ کوهنورد خوش اندام دربندی چگونه سر راه کوهنوردان قرار گرفت و اندک اندک به جزیی جدایی ناپذیر از کوهستان های شمال تهران بدل شد. این روزها اگر گذرتان به میدان کوهنورد بیفتد و یکباره با جای خالی کوهنورد بلند قامت میدان روبرو شوید به دنبالش می گردید و سراغش را می گیرید اما کمتر کسی از میان ما تا کنون به هنرمندی اندیشیده که کوهنورد را در مرتفع ترین میدان پایتخت برافراشته است. رضا لعل ریاحی، هنرمند و سرهنگ ایرانی درست 4 سال پیش از سفر همیشگی خود از ایران، کوهنورد را به سفارش یکی از امراي ارتش ساخت. هرچند او نیز یک نظامی به شمار می رفت اما چند سالی بود که به واسطه تحصیل هنر در یکی از دانشگاه های بلژیک، از سوی ارتش در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران مامور بود و سه روز در هفته تدریس می کرد. او قصه شکل گیری مجسمه را اینگونه تعریف می کند:«یکی از سرهنگ های ارتش به سراغم آمد و از من خواست مجسمه ای بزرگ ازمحمد رضا پهلوي بسازم تا در میدان دربند نصب شود اما من گفتم مجسمه او در همه جای شهر هست و ساخت یکی دیگر لزومی ندارد. این میدان محل رفت و آمد کوهنوردان است و باید نمادی از یک کوهنورد در آن باشد. او هم موافقت کرد و یکی از بهترین کوهنوردان زبده را که اتفاقا مشهدی و همشهری ما بود، برای قالب گیری معرفی کرد.» سرهنگی که ریاحی از او یاد می کند، «بیات» رییس فدراسیون کوهنوردی ایران است. اما قصه شکل گیری مجسمه در کتاب های تهران شناسی با اندکی تغییر ذکر شده است. به این صورت که در 1337، حسن وجدانخوش، از كوهنوردان با سابقه كشور پيشنهادی را مبنی بر ساخت و نصب مجسمه ای از یک کوهنورد مطرح می کند. ساير كوهنوردان هم با این پیشنهاد موافقند و به این ترتیب سرهنگ بیات هم در جریان قرار می گیرد. فدراسيون هم موافقت می کند و «مهام»، شهردار وقت تهران، هزينه ساخت چنین مجسمه ای را می پذیرد. سرهنگ بيات كه آن زمان رئيس مركز آموزش كوهستاني ارتش نيز بود، امير شاه قدمي، گروهبان ارتش و مربي كوهنوردي مركز آموزش كوهستاني و مربي اسكي كشور را به عنوان مدل به استاد رياحي معرفي می کند و شهرداري هم مبلغ 10 هزار تومان بابت ساخت مجسمه می پردازد. سال 1338، یک سال پس از طرح این پیشنهاد مدل گچي آن آماده و در ميدان سربند نصب می شود، اما بارندگي و يخزدگي زمستان همان سال بود که دست و بخشی از بدن مجسمه را خرد کرد. اين قسمت مدتها با پرچم ايران پوشانده شده بود تا اینکه در سال 1341 با پيگيري های رئيس وقت فدراسيون، استاد ریاحی مجسمه سيماني را آماده کرد. اين مجسمه هنوز پا برجا است. اما استاد ریاحی، سازنده آن درست از همان زمان مجسمه را ندیده است. او که به عنوان یک ایرانی مهاجر موفق مورد توجه صدا و سیمای ایران قرار گرفته در برنامه ای تلویزیونی درحالیکه لبخند می زند از مطلب نشریه ای ایرانی یاد می کند که سازنده این مجسمه را یک امریکایی معرفی کرده است:«در یکی از جراید تهران نوشته بودند که خبرنگاری برای شناخت هنرمندی که این مجسمه را ساخته سر از پس قلعه در می آورد و از یکی از قدیمی ها می پرسد و او هم یک امریکایی را سازنده آن معرفی می کند و حتی می گوید مدل هم یک ورزشکار امریکایی بوده است.» اما کوهنورد بی توجه به همه چیز هنوز هم خیره به دوردست ها نگاه می کند. انگار انتظار می کشد، انتظار سایه ساری خنک از درختان گم شده دربند، انتظار رهایی از بلندی ساختمان های سربه فلک کشیده ای که قامتش را به سخره گرفته اند. کوهنورد هنوز به دوردست ها می نگرد.
|
|
نظر شما در مورد اين خبر؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|