۱۳۸۴/۵/۳۱ - 10:13:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
آثار ابن سينا در ايران مهجور مانده‌است
روز تولد ابن سينا به عنوان روز استان همدان پيشنهاد شد
موسيقي درماني ابن سينا بررسي مي شود
نشست زن و شهرياري در قرآن، برگزار مي شود
رياضيات شهرياري ماندگار شد
تاريخ و فلسفه رياضي به روايت دكتر پرويز شهرياري
آثار جليل رسولي نقد مي‌شوند
آثار جليل رسولي هنرمند خطاط به نمايش گذاشته مي شود
ساسان رسولي: نوازندگان ايراني در جشنواره ني محدود خواهند بود
ابن سينا با سيمرغ هم‌ ريشه است
در برخي فرهنگ‌ها، جد هفتم او را سينا گفته‌اند اما هيچ يك از اجدادش نام سينا نداشته‌اند.



تهران _ ‌ ميراث خبر
گروه فرهنگ، آرزو رسولي: اول شهريور ماه روز بزرگداشت ابوعلي سينا و روز پزشك است. پزشك و فيلسوف قرن پنجم هجري قمري، كه بسياري از جنبه‌هاي زندگي او هنوز ناشناخته مانده است. غربيان او را Avicienne و پزشك عرب نام مي‌نهند. حال چگونه محمدبن عبدالله تبديل به ابوعلي سينا يا ابن سينا يا Avicienne شد، اين هم سرگذشتي دارد كه تاكنون كسي به آن نپرداخته است.
دكتر «پرويز شهرياري»، پژوهشي بر نام اين دانشمند انجام داده كه به بهانه روز بزرگداشت ابوعلي سينا، نظرات وي را جويا مي‌شويم.
دكتر پرويز شهرياري رياضيدان و دانشمند ايراني و صاحب تاليفات و ترجمه‌هاي گوناگون در حوزه‌ رياضيات و فلسفه است كه شايد كودكان دهه پنجاه هنوز نام او را به عنوان يكي از مولفان بر كتاب‌هاي رياضي دوران دبستان به ياد داشته باشند.
از جمله آثار تاليفي او مي‌توان به سرگذشت رياضيات، غياث‌الدين جمشيد كاشاني رياضيدان ايراني، خوارزمي و انفورماتيك، فلسفه و اخلاق در رياضيات اشاره كرد.
انديشه رياضي، بازي با بي‌نهايت، در پي فيثاغورث، رياضيات در شرق، قضيه فرما تعدادي از آثار ترجمه شده اين استاد گرانقدر است.

* ابن سينا چگونه مشهور به ابن سينا شد؟

_ ابن سينا به معني فرزند سيناست. اما پدر يا پدربزرگ يا جد سوم او هيچ كدام نام سينا را نداشته‌اند. برخي فرهنگ‌ها چون درمانده‌اند، تا پشت ششم او را اسم‌هايي گذاشته‌اند كه به نظر من، همه آنها هم درست نيست، و پشت هفتم را گفته‌اند «فرزند سينا» كه هيچ معنايي ندارد. اگر امروزه ما بخواهيم چند پشت خود را اسم ببريم، نمي‌توانيم. من خيال مي‌كنم پورسينا يا فرزند سينا به اين معناست كه او پزشك‌زاده بوده، يعني از خانواده‌اي بوده كه همه پزشك بودند اما ميان آنها او بوده كه رشد كرده و شناخته شده است.
درست همان‌طور كه كسي را كه در دريا كار مي‌كند، مي‌گويند: فرزند دريا، نه به معناي آن كه دريا او را به دنيا آورده باشد. ابن سينا هم بايد همين‌طور باشد. باز بايد در تاريخ جستجو كرد و ديد كه آيا واقعا پدر يا پدران او پزشك بوده‌اند يا نه؟ اما به هر حال، اين معني با توجه به سابقه اسمي «سينا» به حقيقت نزديك‌تر است.

* سابقه اسمي «سينا» كه به آن اشاره مي‌فرماييد، چه بوده است؟‌

_ «سينا» يا صورت قديمي‌تر آن «سئينه» پزشك مشهوري در تاريخ ايران بوده است كه از همه جاي دنيا براي معالجه يا معاينه نزد او مي‌آمدند. او 700 سال قبل از ميلاد، گمان مي‌كنم در زمان مادها، در هگمتانه (همدان امروزي) زندگي مي‌كرده و صاحب مكتبي بوده است. سئينه از چنان شهرتي در پزشكي برخوردار بود كه پس از مرگ نام او تبديل به اسطوره مي‌شود.
اين اسطوره به شاهنامه هم سرايت كرده است. كلمه «سيمرغ» و «سيرنگ» در شاهنامه از همين اسم گرفته شده كه كارشان طبابت بوده است. پر سيمرغ را در آتش مي‌انداختند و او حاضر مي‌شد و طبابت مي‌كرد.

* اين اطلاعات در مورد سئينه چگونه به دست آمده است؟

_ در همان دوران زندگي سئينه، يك سردار رومي به نام تميستوكرس، ظاهرا براي آشنايي با اوضاع و احوال ايران با هدف لشكركشي به اين سرزمين به ايران مي‌آيد.
او وقتي به هگمتانه مي‌رسد، با سئينه و مكتب سئينه آشنا مي‌شود. چنان شيفته سئينه مي‌شود كه در هگمتانه مي‌ماند و يك دوره درس كامل در آن مكتب مي‌خواند. در آن مكتب، فلسفه و رياضيات و اخترشناسي تدريس مي‌شد و هيچ مسئله غيرواقعي در آنجا مورد بحث قرار نمي‌گرفت.‌ بعدها كه تميستوكرس به روم برمي‌گردد، شرح زندگاني خود را مي‌نويسد و ما قسمت عمده‌اي از اطلاعات و آگاهي‌هاي خود را در مورد سئينه از نوشته‌هاي تميستوكرس داريم.

* آيا نوشته‌هاي تميستوكرس در مورد سئينه به فارسي ترجمه شده است؟

_ خير. مطالبي كه در مورد سئينه نوشته شده، پراكنده است. چند سال پيش، آقاي پرويز اذكايي همين مطلب پراكنده را گردآوري كرده و مقاله مفصلي در مورد سئينه در مجله «دانش و مردم» نوشت.

* لقب ديگر ابن‌سينا يا به گفته شما پورسينا، «ابوعلي» است، اين لقب از كجا آمده است؟‌

_‌ابوعلي يعني پدر علي اما پورسينا فرزندي نداشت و اصلا ازدواج نكرده بود كه فرزندي داشته باشد. دليل آن را نتوانستم پيدا كنم. در اين مورد هم بايد تحقيق كرد. در مورد پورسينا مي‌توان به مدارك زيادي مراجعه كرد. خود پورسينا در زندگيش دائما آواره بوده و از بزرگي به بزرگ ديگر پناه مي‌برده است. وقتي محمود غزنوي به خوارزم لشكر كشيد، پورسينا فرار كرد و به اصفهان، ري و جاهاي ديگر رفت. بخشي از دوران زندگيش را هم در همدان گذراند. مقبره‌اش هم در همدان است. در سراسر زندگي سرگردان بود. حتي زندان هم كشيد. منظور اين است كه مدارك زيادي در جاهاي مختلف درباره او وجود دارد. اما متاسفانه در فرهنگ ايران كمتر به اين موضوع پرداخته شده است.
پورسينا از همه نظر هنوز بسيار جا براي تحقيق و بررسي دارد.


نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد