| صداي فرهاد تكرار نمي شود
|
|
فرهاد ،قدر دوستي ها و ارزش انسان را مي دانست اما متاسفانه كساني كه قدر او را بدانند و او را بشناسند، زياد نبودند.
|

تخت سليمان
|
تهران_ ميراث خبر گروه هنر، آزاده شهميرنوري: «سبك آثار فرهاد در موسيقي هاي ايراني وجود نداشت و هنوز هم كسي نتوانسته مشابه آن را اجرا كند.» سه سال پيش دوازدهم شهريور ماه ،فرهاد مهراد خواننده موسيقي پاپ ايران دور از وطن و در گوشه تنهايي درفرانسه به خاك سپرده شد. او از خوانندگان محبوب ايران است و علاوه بر خوانندگي به آهنگسازي و نوازندگي پيانو و گيتار هم تسلط كامل داشت. فريدون شهبازيان موسيقي دان و آهنگساز، درباره اين هنرمند مي گويد: «براي خواننده نوازندگي حسن بزرگي است. در سال هاي اخير از شيوه كار خوانندگان مطرح تقيلد هاي زيادي شده است اما سبك فرهاد منحصر به خودش مانده و هنوز كسي موفق نشده كار هاي او را تقليد كند. صداي او هم صداي منحصر به فردي بود و شبيه ندارد. صدا از موهبت هاي الهي است كه خداوند به او عطا كرده بود و اين براي يك خواننده حسن بزرگي است.» شهبازيان درباره يكي از آثارش كه توسط فرهاد اجرا شده است گفت: « سال ها پيش فرهاد از من خواست تا قطعه خيام را اجرا كند و بايد بگويم كه او استادانه و با تسلط هر چه تمام تر ملودي هايي به آن اضافه كرد كه به ارزش هاي كار افزود. قرار بود كاري براي او بسازم اما تقدير اجازه نداد كه همكاري ما ادامه پيدا كند و اين هنرمند از ميان ما رفت.» او ادامه داد: «در سال هاي اول انقلاب من، فرهاد و بهروز به نژاد دوستي نزديكي داشتيم. او علاوه بر اينكه يك هنرمند واقعي بود، شخصيتي قابل احترام داشت و به معناي واقعي انسان وارسته اي بود. او قدر دوستي ها و ارزش انسان ها را مي دانست اما متاسفانه كساني كه قدر او را بدانند و او را بشناسند زياد نبودند. او در تنهايي زندگي كرد.» فرهاد مهراد 29 دي ماه سال 1323 در بغداد به دنيا آمد. پدرش كارمند سفارت ايران در عراق بود. تا 8 سالگي به همراه خانواده اش آنجا زندگي كرد و پس از آن به ايران آمد. فرهاد از كودكي به موسيقي علاقه داشت، برادر بزرگش «جواد مهراد» عضو يك گروه موسيقي كوارتت سازهاي زهي بود، به گفته خانواده اش فرهاد روزها پشت در اتاقي كه برادر با دوستانش در آن تمرين مي كرد، مي نشست و به موسيقي آنها گوش مي داد و تا كسي مي آمد و يا در اتاق باز مي شد آنجا را ترك مي كرد. از همان نوجواني هم گوشه گير و كم رو بود. بالاخره سال 1332 به پيشنهاد برادرش تئوري موسيقي را ياد گرفت. ابتدا با ويولنسل شروع كرد و بعد كارش را با پيانو ادامه داد. پس از دوره دبيرستان، حدود دو سال را در انگلستان گذراند و در آنجا با موسيقي پاپ آن روزهاي اين كشور آشنا شد تا جايي كه بعدها توانست آهنگ هاي خوانندگان معروف انگليسي زبان را به خوبي بخواند. از اولين اجراي او اطلاع دقيقي در دست نيست اما اين طور كه خانواده اش به ياد مي آورند، اولين برنامه اش در هتل «ريمبو» تهران بوده است بعد هم وارد گروه «بلك كت» (black cats) شد و به رستوران كوچيني رفت. او در سال 1346 اولين ترانه فيلم خود را براي «بانوي زيباي من» اجرا كرد. ترانه اين فيلم «اگه يه جو شانس داشتيم» نام داشت. اما اين ترانه هرگز با فيلم پخش نشد. به جاي فرهاد، ترانه فيلم با صداي يك خواننده روسي روي صحنه رفت. اما بعدها اين ترانه روي صفحه 34 دور در صفحه فروشي ها به فروش رسيد. سال 1348 يعني همان سالي كه فرهاد با گروه گربه هاي سياه در رستوران كوچيني مي خواند و هنوز شهرت چنداني پيدا نكرده بود، مسعود كيميايي كارگردان فيلم «رضا موتوري»، اسفنديار منفردزاده آهنگساز و شهيار قنبري ترانه سرا، به سراغش رفتند و او را براي خواندن ترانه فيلم رضا موتوري دعوت به همكاري كردند. فرهاد ترانه «مرد تنها» را كه شهيار قنبري براي سرودن آن يك شب تا صبح بيدار مانده بود، خواند. با اكران فيلم رضا موتوري در سال 49 فرهاد يكي از خواننده هاي محبوب مردم شد. همان سال اين ترانه روي صفحه هاي موسيقي با عكسي كه از فرهاد روي جلد منتشر و آوازه فرهاد را سر زبان ها انداخت. سال 1350 فيلم «خداحافظ رفيق» به كارگرداني امير نادري اكران شد. اگر چه اين فيلم اقبال چنداني در گيشه نداشت، اما ترانه آن، «جمعه» كه با آهنگ اسفنديار منفردزاده سر و صداي زيادي به پا كرد. سال بعد ترانه «خسته» را براي فيلم زنجيري خواند اين ترانه با شعر «تورج نگهبان» و آهنگ «محمد اوشال» اجرا شد. سال 1356 فرهاد ترانه «سقف» را كه شعرش را ايرج جنتي عطايي سروده بود و آهنگش را اسفنديار منفردزاده ساخته بود، اجرا كرد. ترانه هاي فرهاد از سال 53 تا 58 چندين بار از تلويزيون پخش شد. او كنسرت هاي متعددي در اين سال ها برگزار كرد كه با استقبال زيادي روبرو شد.فرهاد تا قبل از انقلاب ترانه هاي آيينه ها، هفته خاكستري، گنجشكك اشي مشي، شبانه، اسير شب و آوار را نيز خواند. در روزهاي اول انقلاب فرهاد ترانه «وحدت» را با شعر سياوش كسرايي خواند. منفردزاده ترانه جمعه را براي اجرا با گروه كر تنظيم كرد. ترانه شبانه دو (يك شب مهتاب) با شعر احمد شاملو نيز يكي ديگر از ترانه هايي بود كه براي او تنظيم و در روزهاي انقلاب اجرا شد. پس از آغاز آن فرهاد گوشه گيري و انزوا را انتخاب كرد و تا اواخر دهه شصت كه آلبوم «خواب در بيداري» از او منتشر شد، كار هنري ديگري ارايه نكرد. او سال 74 اولين كنسرت خود را در كلن آلمان برگزاركرد. اوايل سال 76 دومين كاست او با نام «وحدت» به بازار آمد. فرهاد در اين آلبوم ترانه هاي خاطره انگيز خود، چون جمعه، هفته خاكستري، وحدت، كودكانه، سقف، مرد تنها، آوار و ... را دوباره ارايه كرد. سال 77 فرهاد در هتل شرق تهران كنسرتي برگزار كرد. پس از آن در همان سال آلبوم «برف» را با آثار تازه و جديدي ارايه داد. سال هاي بعد بيماري هپاتيت و ناراحتي كبد بر او مستولي شد. ورم دستانش كم كم نواختن گيتار را سخت كرده بود. او چند سالي تحت مراقبت هاي ويژه بود و سرانجام 9 شهريور سال 81 در پاريس و دور از وطن درگذشت و دوازدهم به خاك سپرده شد.
|
|
نظر شما در مورد اين خبر؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|