| سيراف، شگفت انگيزتر از افسانه
|
|
ديويد وايت هاوس، كاشف سيراف در پيامي به همايش بين المللي سيراف از گذشته باشكوه سيراف مي گويد.
|
(2).jpg)
|
بوشهر _ميراث خبر گروه استانها_زهراكشوري: ديويد وايت هاوس، نخستين باستان شناسي بود كه سيراف را كشف كرد. او اين سرزمين را با شکوه تر و بسيار شگفت تر از افسانه ها مي داند. تحقيقات او نشان داد تصوير تجارت دريايي ميان خليج فارس و خاور زمين در سيراف خلاصه مي شود. پيام وايت هاوس كه به دليل بيماري نتوانست در همايش بين المللي سيراف حاضر شود، توسط پروفسور "ايرج نبي پور"، معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي بوشهر خوانده شد. نتايج بررسي هاي هاوس از کشف سفالينه خليج فارس در آفريقا و کشورهاي آسيايي نشان مي دهد يکي از دلايل رونق تجارت آزاد در سيراف گستره تجاري آن زمان آن خلاصه است. br> وايت هاوس در پيام خود همچنين به گذشته دور و دراز سيراف اشاره كرده و در ادامه به تشريح نحوه حضور باستان شناسان در اين منطقه پرداخته است. متن پيام هاوس براي همايش بين المللي سيراف به اين شرح است: يكصد سال پيش، داستان هاي سندباد بحري براي کودکان نجوا مي شد. سندباد هفت سفر شگفت انگيز را به انجام رسانيد. داستان هاي سندباد آميزه اي از اسطوره و افسانه است. افسانه که بسان واقعيت هاي نيمه به ياد مانده جلوه مي کند اما در فراسوي اين افسانه ها، حقيقتي نهفته است. نخستين تماس ميان خليج فارس و چين از سوي دريا. حواشي سال 185 هجرب قمري، بندر سيراف و مردمان بازرگان آن، بازيگران اين رويداد نيمه افسانه اي بودند و سخن من در جستجوي يا کشف و دست آوردهاي کاوش هاي باستان شناسي آن است. يگ گروه بين المللي از باستان شناسان با همياري همکاران ايراني براي هفت زمستان در سيراف دست به کار شدند. طولاني ترين فصل، 14 هفته به دراز کشيد. کار با 200 کارگر و 20 نيروي متخصص آغاز شد. تمام تلاش ها و زمان صرف حفاري در سيراف شد. دليل آن ساده است. در سال 145 هجري قمري، بغداد مرکز جهان اسلام شد و شهرهاي عراق مصرف کننده هاي گرسنه کالا بودند و از اين رو تجارت راه دور گسترش يافت. در سال 185 بندر سيراف يک بندر شهر جهش يافته بود. اين بندر در گذر زمان رشد و نمو بسيار کرد و در چهارمين سده، استخري آن را شلوغ ترين بندر خليج فارس توصيف کرد اما پس از آن، تجارت راه دور از خليج فارس به درياي سرخ ميل کرد و سيراف فرو پاشيد و در واپسين دم، حتي جايگاه آن نيز فراموش شد. هرچند سيراف همچون يک جايگاه کلان باستان شناسي نيست، اما بزرگ جلوه مي نمايد. در سيراف تپه قلوه سنگ ها نشان مي دهند که 110 هکتار پوشيده شده است از بازمانده هاي دفن شده اين پيکره از ژرفاي 8 متري فرونبشته هاي باستان شناسانه آن حکايت مي کنند. ما بزودي دريافتيم که اطلاعات نيز بر روي آن ها فرونشسته است که خود در سيماي ديوارهايي با ز راه يافته از سوي قلوه سنگ ها هويدا مي کند. شما راه بازمانده براي نگاشت اين اطلاعات، ترسيم نقشه بود که فرد آلدثورث و همکارانش تمام منطقه انباشته از قلوه سنگ را در مقياس يک پانصدم و بازمانده شهر را در مقياس يک هزارم ترسيم کردند. نقشه، جايگاه هاي بيش از 200 ساختمان را آشکار کرد و از اين رو دورنماي تمام بندر سيراف چون آذرخش درخشيد. اين نقشه ما را براي کاويدن مناظر گوناگون حيات اقتصادي و اجتماعي شهرياري کرد. سيراف با دريا يک برآمدگي پر شيب و دو آبراهه که بسوي دشت ساحلي روان بودند احاطه شده است. حفاري نشان داد که کرانه يکي از آبراه ها در زمان هاي پيش از اسلام، سنگر بندي شده بود و بسيار خردمندانه است که بپذيريم آن ديگري نيز ار دير زمان چنين بوده است. اين استحکامات دفاعي در ابتداي دوره اسلامي نيز تعمير شدند و اکنون نيز اين ديوارهاي جداري همراه با برج ها از بلنداي شهر سيراف بسوي دريا گسترده شده اند. ساختمان هاي شهر خاکستري يا قهوه اي يکي دو يا سه طبقه بوده اند. طبقات زيرين درهاي چند گانه داشته اند بدون پنجره در طبقات برين، پنجره هاي گوناگون وجود داشت که اندروني آن ها با پرده يا کرکره اي چوبين دورنما مي شدند. سقف ها نيز مسطح بودند. ساکنين سيراف همچون ديگر جامعه هاي مسلمان سنتي از جهان برون سادگي را بر مي گزيدند و در اندرون ثروت خود را به رخ مي کشاندند. تمام خانه ها هم نما بودند. در طبقه زيرين درگاه ورودي به حياطي که با اتاق ها احاطه شده بود راه مي يافت. پلکان چوبين يا سنگ ساز به بالکن هاي که راه را به سوي اتاق هاي طبقات برين امکان پذير مي ساختند، امتداد يافت. اتاق ها داراي ديوارهاي گچ کاري شده سفيد و حاشيه و قاب ها آراسته به گچ بري تزيئني بودند. بدليل آب و هواي خشک، آب آَشاميدني در بندر مشکل بود. از اين رو سيرافيان ناگزير به مصرف آب آب انبارها و چاه ها بودند و وجود يک منبع آب خصوصي يک نشانه بارزخانه بود. بنابراين خانه هاي آب انبار دار به ساکنين برجسته شهر تعلق داشت. اينچنين خانه هايي بر بالاي يک رشته برآمدگي که بيشترين چشم انداز شهري را داشت قرار گرفته بودند. بلندترين و سردترين بخش هاي اين رشته برآمدگي، با پنج اقامتگاه کاخ وار اشغال شده بود. کاخ واره هايي که خانه هاي ميليونرهايي بودند که ثروت شان به سيراف، موقعيت برجسته اي در بهره برداري از ثروت هاي افريقا، هند و شرق دور داده بود. بزرگترين کاخ بيش از 150 متر طول، 45 متر عرض را مي پوشاند و حداقل 6 ساختمان را شامل مي شد. يعني بزرگترين ساختمان عمومي شهر و يکي از نخستين مسجد جامع سيراف، ساختمان راست گوشه اي سمت گذرگاه هاي طاقداري جاي دارند. اين نماي مسجد اصلي سيراف است که در حدود 185 الي 190 هجري قمري ساخته شده است. در بخش شمال، شرق و شايد غرب مسجد، بازار ايستاده بود، قلب بازرگاني سيراف. کاوشهاي بخش بازار را آشکار کردند. در بخش شمالي خيابان چهار ساختمان بود و يک دسته مغازه، يک ساختمان بزر ، يک حياط، يک حمام و يک ساختمان ديگر که کاوش آن هنوز ناتمام مانده است. احتمالا دوباره شامل مغازه هايي بوده است. نزديک کناره سيراف، چسبيده به ساحل و ديواره شهر بخش گوزه کران است يک کارخانه که به صورت کامل کاويده شده است. يک بخش ويژه شهر را خود اختصاص داده است. سه خيابان در سه سوي آن جاي داشته اند و دريا نيز در روبروي آن. کارخانه شامل حياط هايي بود که د راندورن خود کارگاه ها و کوره هايي را جاي داده بود و همچنين نيز يک ساختمان بزرگ. گوزه گران سيراف، سفالينه ها را براي مصرف محلي و همچنين براي صادرات مي ساختند. بعضي از محصولات شاخص آن تا به دوري شرق آفريقا و پاکستان يافت شده اند. در پشت کاخ ها، بخشي از آرامگاه هاي سيرافيان بود. اين گورستان ها از انبوه هاي از قبرهاي منفرد ساخته شده بودند. بسياري از اين قبور چنان ساخته شده بودند که مرده ها بسوي مکه مي نگرد. برپاره اي از اين آرامگاه ها سنگ نوشته هايي است که استادانه آراسته شده. در فاصله اي نه چندان دور، گورستاني با نمايي گوناگون جاي دارد. بجايي قبرهاي منفرد، مقبره هايي يک يا دو طبقه است که بجاي تدفين تک تک، هر مقبره داراي بازماندهاي دفن شده بسياري از مردگان است. در هر صورت سيراف نمود ار ثروت و جنب جوشي که مسافران آينده در هنگ کنگ، ونيز و بوستون ديده اند از خود نشان مي دادند. در زمان خود، سيراف بشکل ساده، يکي از موفق ترين بنا در جهان بوده است. ثروت . شکوه سيراف آفريده تجارت است. شهر بندري سيراف نقش يک پايانه بين المللي و صدور کاروان هاي کالا بر به سوي ايران زمين و ماورا فلات ايران را داشت. حدود سال 185 هجري قمري اين شبکه بازرگاني بصورت چشمگيري گسترده شده بود. براي نخستين بار ما از کشتي هايي مي خوانيم که از خليج فارس بسوي چين، موزابيک بادبان مي کشيدند. به زباني ديگر سندباد سفرهاي افسانه اي خود را از بصره آغاز نمود اما چون دريانوردي در آبهاي کم ژرفاي راس خليج فارس دشوار بود، بزرگترين کشتي هاي اقيانوس در سيراف لنگر مي انداختند. اکتشافات باستان شناساني در شرق آفريقا از تلاش هاي نويل چيتيک در کيلوا(kilwa( و ماندا(manda) و آقاي مارک هورتون در شانگا(shanga) پايه ريزي شد. در تمام اين جايگاه هاي باستان شناسي، سفالينه هايي از خليج فارس، از ديگر بخش هاي آسيايي غربي و از چين به چشم مي خورند. تاريخ نويسان از دورترين بنادر آفريقايي که نداي فراخواني بازرگاني سيرافي و عماني را سر مي دادند نام مي برد. همچون قنبلو، سفاله و واق واق نيز در ساحل افريقا بوده است با يک جزيزه ها مانند بکي از جزاير کومور و مادگاسکار. تجار سيراف، وارث سنت کهن تجارت هند و شرق افريقا بودند. در ميانه سده سوم هجري، دو نويسنده سفر خود را به سوي چين توصيف کردند و از اين رو آشکار است که سفر بصورت منظم در اين مسير انجام مي شده است. بازرگانان دو گزينه داشتند. پهلوگيري در دلتاي هند پيش از رهسپار بسوي جنوب که با وزش بادهاي موسمي، مستقيم رهسپار هند جنوبي مي شدند. کشتي هاي چين رو، سري لانکا را دور زده و به سوي حزاير نيکوبار و مالزي بادبان مي کشيدند. در شمالي ترين هنگامه سفر، از تنگه مالاکا به ويتنام و شوانزاهو در چين رهسپار مي شدند. اين شهر شگفت انگيز 16هزار کيلومتر مربع بود. منابع نوشتاري، تصويرزنده تجارت دريايي ميان خليج فارس و خاور زمين را آشکار مي کنند. شواهد باستان شناساني نيز به همان اندازه برجسته هستند.کاوش هاي باستان شناسي در کشورهايي که دريانوردان ايراني سفر کرده انجام شد. بن هور در پاکستان، مانتايي در سري لانکا، کو کهوکهو و لام فو در تايلند. دست آورد کاوش در بنادر آفريقايي و آسيايي شگفت انگيز بود.همه آن ها د ريک شبکه پيچيده بازرگاني جاي داشتند که تجار جسور سيرافي را ثروتمندترين بازرگان دريايي که تاکنون وجود داشته اند تبديل کرد. اين فرآيند تا هنگامي که بغداد در قلب سازمان اقتصادي و سياسي بود پابرجا بود، ماند. سيراف بزرگترين فهرست کالاهاي وارداتي را در خود دارد. جنب و جوش تجار سيرافي افسانه وار است. در حقيقت آنان مشحون از داستان هاي سندباد بحري بودند و از اين روبايد چنين ندا سرداد که سيراف در حقيقت بسيار شگفت انگيز تر از افسانه است.
|
|
نظر شما در مورد اين خبر؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|