تهران_ميراث خبر
گروه فرهنگ، محمدرضا مرنديان: در سر تا سر متنهاي باستاني ايران بارها و بارها به آزادي و ستايش زن برميخوريم. زن چنان پايگاه و جايگاه بلندي در انديشه ايرانيان داشته كه بجز ستايش هر شب در نماز شبانگاهي، روز و ماهي را بنام اسفندگان و اسفندماه به خود اختصاص داده است؛ تا جاييكه برترين بزرگداشت زن در كردهء 23 فروردينيشت در "بند 107" آمده است كه "اشي" يا پاكي و راستي ِ خدايي را به دختري همانند ميكند! (1)
در تاريخ 25/11/1384 مقالهاي بنام "ولنتاين، وارث جشن اسفندگان" در تارنماي سازمان ميراث فرهنگي گذاشته شد كه نويسنده در آن، كمترين آگاهي از منبعهاي خود را بنمايش گذاشته بود. شايسته است برخي از ايرادها گوشزد گردد تا جوانان پژوهشگرمان كه در انديشه بررسي كتابهاي كهن هستند بجاي آنكه چيزي از خود بيفزايند، كتابها را دقيقتر بنگرند.
براي نمونه نويسنده گرامي ادعا كرده است كه جشن اسفندگان در بخشهاي مركزي ايران بنام جشن "اسفندي" برگزار ميشود و آشي بنام "آش اسفندي" پخته ميشود اما اشاره نميكند كه در كدام منبع گفته شده است كه اين جشنها مربوط به اسفندگان است. رضا مرادي غياثآبادي در دنباله گفتار خويش درباره گردش زرتشتيان كرمان درجشن اسفندگان كه به دشت و هامون اندر ميشدهاند سخن مريبويس را بعنوان مدرك ميآورد اما به اشتباه به زمان گذشته ارتباط داده و آگاه نيست كه زرتشتيان گرامي كرمان در جشن اسفندگان هنوز همان كار را دنبال كرده و به گردش ميپردازند! (2)
هنگاميكه غربيان با جشنهاي ايراني آشنا شدند –چون جشني نداشتند- نام «ولنتاين» را برگزيدند و افسانهاي نيز بدان منسوب كردند؛ همچون جشن زايش حضرت مسيح و كريسمس كه از شب چله و زايش مهر ايراني گرفته شد و نيز هشتم مارس (بدليل تبليغات روسها كه به ايرانيان نزديكترند و جشنهاي ايراني در بزرگداشت زن را شناختند) در همين ماه اسفند و نزديك به آن را برگزيدند تا هرچه ممكن است به اسفندماه و جشن اسفندگان ايراني نزديكتر شوند.
گفتار نويسنده درباره ارتباط نداشتن جنسيت زن به اسفندگان از نوشته ابوريحان بيروني، درست نيست زيرا كه بدرستي نخوانده است. اي كاش برخي از جوانان ما سرسري چيزي را نخوانند و كمي با حوصله و دقت بخواندن بپردازند.
نويسنده متذكر مي شود: " منظور از زن، همسر است و نه جنسيت آن. بيروني نيز در نقل آيينهاي جشن، از زن به عنوان همسر ياد ميكند و جنسيت زن را در نظر ندارد." اما جناب غياثآبادي حتي كتاب ترجمه شده بفارسي آثارالباقيه را بدرستي نخوانده است زيرا بيروني بجز اشاره به همسر و زنان شوهردوست، دقيقاً اشاره به جنسيت زن ميكند كه «جشن زنان» باشد و در كنار «جشن زنان» هيچ واژهاي را بكار نميبرد كه ويژهء زنان شوهردار باشد : "اين ماه، بويژه اين روز عيد زنان بوده.."(3) ؛ و نيز ميتوانيد به نسخهء عربي كتاب آثارالباقيه كه بزبان اصلي نوشته شده است و بدست تواناي استاد پرويز اذكائي تعليقات زيبا و خواندني و شايستهاي به آن پيوست شده، بنگريد. جشن «زنان» در متن ترجمه نشده چنين است : "هذا الشهر و هذا اليوم منه خاصة، عيد النساء..."(4)
==================
پينوشتها:
1) براي آگاهي بيشتر بنگريد به پژوهش گستردهاي كه دكتر فريدون جنيدي در اينباره كرده است. كتاب: حقوق جهان در ايران باستان، فريدون جنيدي، نشر بلخ، رويههاي 61 تا 65.
2) از استاد فريدون جنيدي شنيدهام كه زرتشتيان كرمان در جشن اسفندگان براي گردش به دشت ميروند.
3) آثارالباقيه، ابوريحان بيروني، ترجمه اكبر داناسرشت، انتشارات اميركبير، چاپ چهارم 1377، رويه 355.
4) آثارالباقيه عن القرون الخاليه، ابوريحان محمد بن احمد البيروني، گرداوري و تعليقات: استاد پرويز اذكايي، تهران، مركز پژوهش ميراث مكتوب، رويه 285. در بخش تعليقات از استاد روانشاد ملك الشعراي بهار نيز سخن رفته است كه ميتواند مرجع بسيار خوبي براي پژوهشگران باشد.