خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ گربه به خاطر عادت بازي با دم خود که با سر به دنبال دم خود کرده و شکلي از دايره را ميسازد به عنوان دليلي از نماد دايره قرار ميگيرد.
از آنجائيکه دايره در خود مفهوم زندگي و قدرت عدد 9 را داراست لذا گفته ميشود که گربه داراي 9 زندگي است. به هر حال لغت زيستن “lives” تنها به مفهوم ذاتي خود، يعني زندگي برنميگردد بلکه به 9 مرحله ظهور زندگي برميگردد که از عدد 9 مشتق شده است.
"ايزد پشت(pasht) يا باشت(basht) در شمايلي از گربه بيان ميشد. اين حيوان به دلايل مختلفي مقدس بود، چراکه به عنوان سمبلهايي از ماه، چشمان ايزد اوزيريس(خداوند مردگان) و يا به عنوان سمبل خورشيد در شب پنداشته ميشد.
يکي از دلايل آن که ريشه عرفاني دارد فرم دايرهاي شکل بدن گربه به هنگام خوابيدن اوست. در واقع طريقه خاص او در خوابيدن نشانه صدور فرمانهاي مرموز و سري از طرف اوست. زندگي نهگانه گربه تصوريست عاميانه که براساس روانشناسي و دلايل پنهان بوجود آمده .
بنابراين خداي شو(shoo) که مظهر Ra است، کسي است که درقالب گربه بزرگ ظهور مييابد و در اکثر بناهاي مصر باستان بهصورتيکه درحال نشستن صليبي را نگه داشته و به يک دايره متصل است نمود يافته است.
در بين مصريان گربه به عنوان نمادي مقدس بود و اين نه به خاطر فرم دايرهاي شکل بدن او موقع خواب و نه بر خلاف تصور عام توانايي ديدن او در تاريکي بود بلکه به خاطر ارتباطي است که بين او با خداي "باشت" و ماه وجود دارد.
اين يافته توسط پروفسور مکس مولر اينچنين شرح داده شد که چشمان گربه در تايکي کاملا فرم دايرهاي شکل مييابد و شروع به درخشش ميکند همچنان که ماه در هنگام شب در بهشت تابناک ميگردد. اما به هر حال دليل معنوي آن توانايي اين موجود در جذب نيروي مغناطيسي قوي اوست که او را از ساير حيوانات متمايز ساخته است. کمااينکه اين گفته ميتواند با توانايي حرکت و شکار او در تاريکي به اثبات برسد. مصريها ميدانستند که اين نيروي مغناطيسي که به صورت نيروي حياتي در بيرون به ظهور ميرسد، ميتواند بر اساس يک روش مشخص توسط انسان دريافت گردد. آنها پي به اين واقعيت بردند که انسان تنها از طريق قانون عشق و محبت است که ميتواند خود را از مراحل پائينتر زندگي به بالا ارتقا داده و رشد كند.
بنابراين تعداد زيادي گربه در معابد نگهداري و پرورش داده ميشد تا بهواسطه حرکت بدنشان که داراي اثري معنوي بود براي کشيشان و موبدان تصفيه و توازن معنوي را به همراه آورد. اين تصور از گربه احتمالا منشا ايجاد خرافاتي است که جادوگران هميشه همزادي را که درقالب گربه سياهي بود، درنظر ميگرفتند که اثر قدرت جادويي آن به ارواح بد منتقل شود، همچنانکه در ارواح مقدس مورد استفاده قرار ميگيرد.
با اين تصور بسياري از علوم سري و فالگيري بهوجود آمد که سبب شگفتي دانشمندان امروزي گرديد، چراکه آنان معتقد بودند که گربه تنها يک شبگرد شکارچي موش است.
در خرابه هاي نزديک به قبرستان زاگازينگ که بنام "تل باستا" ناميده ميشود اجساد موميايي شده گربه که وقف آن گرديده مشاهده ميشود. در قبرستان بني حسن و بعضي مکانهاي ديگر تعدادي تصاوير کوچک به چشم ميخورد که نه فقط به خدايان ايزيس ،اوزيريس، و هوروس مربوط نميشود، بلکه در غالب تصاوير گربهاي نشان داده ميشود که در حال نظاره است و چشمان او بر روي مجسمه به گونهاي مشخص بزرگ نمايي شده است. اين تصاوير به زنجيرهاي تابوت موميايي و لباسهايي که موميايي در ان پيچيده شده متصل است. اين تصاوير بر خلاف تصور، تنها به منظور تزئين موميايي بر آن قرار نگرفته بلکه گربه نماد نگريستن در تاريکي است و از آن گذشته به خاطر حساسيت فزاينده او در دريافت اثرات کيهاني و مشاهده آنهاست.
از اين رو گربه به عنوان حيوان خانگي مورد توجه خاص بوده تا صاحب خود را از اثرات نامطلوب کيهاني آگاه و زندگي را از اثر ارواح خبيث به دور نگه دارد. آنها به همين دليل در تابوت اجساد موميايي قرار ميگرفتند. به عبارت ديگر به منظور نگهداري از جسد و هشدار او براي به دور ماندن از اثرات شيطاني در عوالم زيرين است.
در بين مصريان گربه نر به خودي خود ايزد RA تلقي ميشد.
در ايرلند و اسکاتلند اين باور وجود دارد که گربه 3 رنگ که مانند پوشش لاکپشت است که در بردارنده خوشبختي است، بنابراين اگر چنين گربهاي در خانهاي اسکان يابد از نظر آنها نشانه مثبتي تلقي ميشود. انتخاب اين نوع خاص گربه بر اساس سه رنگ که ترکيبي از سفيد، سياه و زرد است، قرار گرفته. بنابراين، اين خود نشانهاي است که انسانهاي باستاني درک شايستهاي از رنگها و اعداد داشتهاند. همچنين گربه سه رنگ به عنوان وسيلهاي جهت درک ماوراء طبيعت است، چنانکه رنگ سياه بيانگر حس نهان بيني، زرد بيانگر آگاهي و سفيد توانايي دريافت الهامات روحي و پيشگويي است.
به همين دليل بچه گربههاي سه رنگ به عنوان دوست و همبازي پايدار به کودکان عرضه ميشد، با اين اميد که اين سه رنگ بتواند به کودک توانايي مشاهده و درک تجربه را از اين سه عالم بدهد.
اشاراتي وجود دارد كه ارتباط گربه بزرگ يا شير با يهوديان و يهودا را مشخص ميكند: گربه بزرگ که بنام C A T ناميده ميشود بوجود آورنده خانواده گربههاي مقدس است. نام CAT در ميان سلتيها بيانگر خانه يا خانواده خدايان است و تصوير او هميشه معرف ايزد ماه بوده است. او سمبل خاص کيهان شناسي بوده که اثرات آنرا ميتوان در شهر تيبز بر ديوارهها به شکل دايره که معرف C A T بزرگ است ببينيد. شير بيانگر الوهيت و کاهني است. شير مجسمه ابوالهول در مصر، به H U piter يا HU father معروف است. HU يا JU به تمامي مردمان نواحي دانمارک، آمريکا، انگلستان و سوريه گفته ميشود و شير JUDA (يهودا) نامي برگرفته از انجيل است که در زبان عبري آنرا JU ميگويند.
در اينجا يادآوري ميشود که در زمان خلقت تنها موجود با ارزش شير يا گربه بزرگ بود که لايق گشودن کتاب خلقت و گشودن هفت قفل بسته آن بود، به عبارت ديگر او تنها موجودي بود که توانايي ديد در تاريکي و قدرت به ظهور رساندن عدد نه از منشا آن که دايره بود را داشت.او همچنين توانايي مبارزه آگاهانه با همه اغتشاشات کيهاني را داشت که در نهايت انسان را از شير خاندان يهودا بهوجود آورد و او را قدرتي بخشيد تا قدرت گشودن قفلهاي هفت گانه و پس از آن گشودن کتاب زندگي را داشته باشد.
منبع: Key to the universe or spiritual interpretation of numbers and symbols
ترجمه از: سيمين بهزاديپور