| يلدا در سرزمين حسن صباح
|
|
شب يلدا بيشتر مردم الموت نزد بزرگ روستا مي روند و داستان مي شوند و آرزوي سالي پر بركت مي كنند
|
|
تهران _ ميراث خبر گروه فرهنگ ، ترانه سباحي الموتي: شب يلدا در بيشتر روستاهاي الموت شبيه به هم است. چند روز مانده به يلدا تدارك برگزاري آن چيده ميشود. انواع و اقسام خوراكيها، ميوه، آجيل و شيرينيهاي محلي و پخت نان مخصوص با شير و گردوي ساييده و ماست و هندوانه جزء اصلي سفره الموتي ها است. آنها معتقدند با خوردن اين اقلام تا آخر زمستان از گزند سرما در امان هستند. حضور بر سر مزار از دسترفتگان قبل از غروب آفتاب يكي از مهمترين رسوم است البته با روشن كردن شمع و يا فانوسگذاري و روشن گذاشتن چند نقطه به وسيله آتش. اين رسم در بيشتر روستاهاي الموت باقي مانده. از غذاي آماده شده آن شب براي بستگان، همسايگان و براي خانوادههايي كه تازه وصلت انجام پذيرفته و فاميل و وابسته شدهاند برده ميشود و اگر در آن شب گذرتان بر هر خانهاي افتاد با انواع غذاها روبهرو ميشويد. لحظاتي بعد از شام گروهي با نقابي كه به چهره دارند در كوچه و پس كوچه به راه افتاده و با آواز و ترانههاي مخصوص صاحبخانه را از آمدنشان مطلع ميسازند و صاحب خانه با چيزهاي موجود در خانه به آنها هديه ميدهد. قديم كه خانهها نزديك و در كنار هم بود سقف يا پشتبام هر خانه حياط خانه ديگري بود مردم براي تهويه هوا يا عبور نور سوراخي را در سقف ايجاد ميكردند به نام (دريجه) يا (لوجن). بعد از شام جوانان با كيسههاي مخصوص كه بيشتر بافته شده از پشم گوسفند يا بز بود با تكه طنابي از اين سوراخ به پايين انداخته و صاحبخانه با مشاهده كيسه هديههايي را كه بيشتر شامل گردو، فندق، آلبالو خشكه، نخودچي، كشمش، انار، ذرت، مركبات، تخمه، آجيل. هر خانهاي بنا بر توان شخصي در داخل كيسهها گذاشته و صاحب كيسه آن را از همان دريچه به بالا ميكشيد بعد از جمعآوري خوراكيها و هدايا در يك جا جمع شده و مخلوط ميكردند و براي هر خانهاي جداگانه هديه از همان خوراكيها در نظر گرفته به در تكتك خانهها رفته و بدون اينكه كسي آنها را بشناسد با ضربهاي به در متواري ميشدند. اما جواني كه تازه با خانوادهاي وصلت كرده در آن شب با پوشانيدن چهره از همان دريچه كيسهاي را به داخل خانه ميانداخت صاحب خانه با مشاهده كيسه مخصوص ميفهميد كه شخصي كه بالاي بام است كيست و داخل كيسه را با وسايلي مانند جوراب، دستمال، كلاه، شالگردن و شيريني به بالا ميفرستاد و فرداي آن روز داماد آينده با هديه براي نوعروس و خانواده به ديدار آنها ميرفت. بيشتر مردم نزد بزرگ روستا رفته و از هر دري سخن مي گفتند، داستانهايي از قهرمانيهاي افراد در گذشته، زمستانهاي سخت، حمله حيوانات وحشي، سيلها، بهمنها و حوادث طبيعي و غيرطبيعي سخنها ميگفتند و در ضمن اين صحبتها، از مشكلاتي كه در طي چند ماه گذشته از نظر كشاورزي، دامداري، خانوادگي و غيره داشتند گفتوگو كرده و در پي راهحلهاي بهتر هستند و در نهايت با آرزوي زمستاني پربرف و بركت و خانههايي گرم و روشن و دلهايي مهربان به سوي خانههاي خود ميروند.
|
|
نظر شما در مورد اين خبر؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|