| «زنوزق» ويترين گمنام ماسوله و ابيانه
|
|
روستاي پلكاني زنوزق با 4 هزار جمعيت ويژگيهاي يك دهكده توريستي را داراست، اما ناشناخته مانده است.
|

|
تهران – ميراث خبر: جاذبه هاي گردشگري: بهنام همايوني:روستاهاي ماسوله، ابيانه و پالنگان از زيباترين روستاهاي ايران هستند. روستاهايي كه نام و آوازه آنها به تمام جهان رسيده است. اما زنوزق باوجود اين كه تمام ويژگيهاي اين روستاها را يكجا در اختيار دارد هنوز ناشناخته و گمنام است. روستايي پلكاني مانند ماسوله، سنتي، مهربان و غرق در رنگ مانند ابيانه و محصور در بين كوههاي بلند مانند پالنگان. زنوزق تاريخيترين روستاي پلكاني ايران است كه در مجاورت شهر زنوز قرار دارد. روستايي با 4 هزار جمعيت.با اين كه روستاي زنوزق به گواه كارشناسان دولتي و خصوصي از بالاترين پتانسيل بالقوه در مباحث گردشگري برخوردار است اما گمنامي اين روستا به واسطه عدم معرفي مناسب از سوي كارشناسان دولتي باعث شده است فعاليتهاي متمركز براي ارتقا وضعيت اين روستا در مباحث گردشگري بسيار كم رنگ و كم اثر باشد.به طوري كه اين روستا علاوه بر ميزباني گردشگري نامتمركز حتي به جز موارد نادر مورد بازديد جدي مسئولان دولتي قرار نگرفته است.
«اكبر تقي زاده» رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي در بازديدي كه از اين روستا و شهر زنوز به عمل آورده بود با تاكيد بر اين كه اين روستا و آثار تاريخي موجود در آن مورد توجه كارشناسان ميراث و گردشگري قرار گرفته جشنواره سيب را عامل مهمي در معرفي هرچه بهتر اين روستا عنوان كرد. در بازديد ديگري كه مهندس «محبعلي» رئيس پژوهشکده بافت و ابنيه سازمان ميراث فرهنگي کشور از شهر زنوز و نقاط پيرامون آن داشت معماري ويژه قيزيل كرپي( پل طلايي) و بافتهاي ديگر تاريخي اين شهر و روستا را جز منحصر به فردترين بافتهاي موجود در روستاهاي كشور اعلام كرد. زنوزق در كنار شهر زنوز در 30 كيلومتري شمال غربي مرند واقع است.
خيابان اصلي زنوز را به سمت شرق كه طي كنيد دورنماي يكي از زيباترين روستاهاي ايران با حفظ تمام سنتها و آيين هاي خود متجلي ميشود. روستايي پلكاني كه در تمام حياط و پشت بامهاي آن طبقهاي برگه زردآلو ديده ميشود. روستايي كه به درختان عظيم سپيدار ختم شده و به وسيله همين پوشش سبز و بلند از ديگر جاذبههاي منحصر به فرد منطقه جدا شده است.صنعت نخست مردم اين روستا مانند روستاهاي زمهرير و درق توليدات محصولات سردرختي مانند سيب، زردآلو و گردو است. رمههاي گوسفند نيز در گوشه كنار دشتهاي اطراف روستا ديده ميشوند كه براي مردم اين روستا به منزله ثروتي عظيم محسوب ميشوند. از اولين كوچه سربالايي روستا به داخل مي رويم. كوچهها و خانههاي اين روستا به طرز عجيبي هويت تاريخي خود را حفظ كردهاند. شايد اگرهر گردشگري تنها چند قدم در اين كوچهها بردارد و چهره سوخته زنان و كودكان را كنار ديوارهاي كاهگلي ببيتد زمان و تاريخ را فراموش كند. آبي، سبز، نارنجي و گاه قرمز عمدهترين رنگي است كه در لباس زنان اين روستا به چشم ميخورد. زناني سختكوش و خندان. كمتر چهرهاي در اين روستا را بدون خنده ميتوان ديد. با اين كه از لحاظ اقتصادي مردمان مرفهي نيستند اما طبيعت و زلالي آن، چنان صفايي به مردمان روستا داده است كه در قرن 21 كمي غيرعادي به نظر ميرسد. يكي از كوچهها را تا انتها پيش ميرويم. پيرزني كوتاهقامت كنار چشمهاي ايستاده و با بيلي كه در دست دارد راه آب را هموار ميكند. پيش ميرويم: "سلام مادرجان". نگاهمان ميكند و با لبخندي جوابمان را ميدهد . قبل از آن كه سوالي بپرسيم ميگويد: «شما جهانگرديد.»تعجب نميكنيم. مردمان اين روستا به ميهماننوازي شهره عام و خاصاند. دوباره ميپرسد:« كجاها را ديده ايد؟ خوشتان آمد؟ غذا خوردهايد؟» و چند سوال ديگر كه شايد مجرب ترين راهنماها هم فراموش كنند آنها را از ميهمان خود بپرسند. "آن پايين هم درق است".نگاهش را دنبال ميكنم. پايين درهاي كه در شمال غربي روستا قرار دارد روستاي ديگري ديده ميشود. روستايي مملو از درختان گردو، سيب، زردآلو و چشمههايي كه صدايشان در تمام منطقه پيچيده بود.يكي از شاخصههاي اين مكان روستاهاي به هم چسبيده بود كه همانند نگيني دورتادور زنوزق را فراگرفتهاند. از پيرزن در مورد آداب و رسوم آنجا ميپرسم:«جشن هاي عروسي و مراسم عزاداري در ماه محرم بعلاوه مراسم چهارشنبهسوري، نوروز و اعياد مذهبي مانند عيد قربان و غدير را مفصل برگزار ميكنيم.» از توضيحاتي كه ميدهد معلوم ميشود با بيشتر نقاط ايران در اجراي اين مراسم مشتركند و شاخصهاي ندارد كه مختص اين روستا باشد. راه كوچه را پيش ميگيريم و به آخرين حياط روستا در بلندترين نقطه ميرسيم. چشم انداز بسيار رويايي دارد. با اين كه توپوگرافي منطقه كوهستاني است اما تا چشم كار ميكند افق پيداست. افقي بالاتر از تمام كوهها و تپه هاي اطراف شهر زنوز. هر چهار سوي نگاهمان بيانتهاست. تنها سوي چشمان است كه اين انتها را مشخص ميكند. شاخصهاي كه در هيچ كدام از روستاهاي ايران وجود ندارد. زنوزق بيشك يكي از منحصربهفردترين روستاهاي تاريخي و طبيعي ايران است . در اين روستا خانههايي ديده ميشوند كه مربوط به دوره هاي صفوي است. گورستان اين روستا نيز حكايتهاي زيادي دارد. سنگ نوشتههايي در اين گورستان وجود دارد كه با استناد به خورشيدهاي حك شدهاش ميتوان آنها را به دورههاي ميترائيسم نسبت داد. زنوزق روستايي است كه مجموعه عوامل طبيعي و تاريخي آن، ميتواند آن را به يكي از ممتازترين روستاها در مباحث فرهنگي و گردشگري تبديل كند. امري كه تا به حال محقق نشده است اما آنچه مشهود است سازمانها و ارگانهاي مختلف كه در صدر آنها گروه مشاورين «پرآسمون» ديده ميشود تلاشهاي گستردهاي را براي معرفي و رساندن اين روستا به جايگاه واقعي خويش آغاز كردهاند. «حسن خليلي زنوز» مدير طرح توسعه كالبدي شهر زنوز و حومه يكي از اين اشخاص است. او كه مديريت گروه مشاورين پرآسمون را در اختيار دارد مطالعات گسترده اي را در مورد شهر زنوز و روستاهاي آن آغاز كرده است. خليلي ميگويد:«در بعضي جاها از زنوزق با نام ماسوله آذربايجان نام برده ميشود كه اين قياس اصلا صحيح نيست. با اين كه ماسوله يكي از زيباترين روستاهاي كشور است اما مجموعه عواملي كه در زنوزق گردهم آمدهاند در هيچ روستايي حتي ماسوله وجود ندارد.» شايد اغراق نباشد اگر حق را به اين گروه مشاور و همفكرانشان داد. مجموعه جاذبههاي طبيعي و تاريخي كه در اين روستا و مناطق اطراف آن وجود دارد يكي از نادرترين پتانسيلهاي گردشگري ايران است. از سيب و زردآلو و عسل كه هركدام به عنوان يك شاخصه براي اين روستا محسوب ميشود بگذريم كوهها و تفرجگاههاي مستعد فراواني در حاشيه اين روستا وجود دارد كه هر كدام به تنهايي در ايام مختلفي از سال پذيراي گردشگران خارجي و داخلي است. كوههاي سلدرم، سد زنوز و توپوگرافي اطرافش، باغ زيباي اميني، چشمه هاي آب معدني فراوان و دشتهايي در ارتفاع 2 هزار متري از سطح دريا كه ارديبهشت آنها همانند تكهاي جدا شده از بهشت است. با اين كه اين روستا طي ماههاي اخير مورد توجه كارشناسان مختلف قرار گرفته و مسائل حفاظتي در مورد بافت تاريخي و روستايي آن رعايت ميشود اما تا چندي قبل ارگانهاي مختلف و متعدد بدون در نظر گرفتن هويت تاريخي اين روستا اقداماتي را در جهت ايجاد رفاه مردم انجام دادهاند كه آسيب جدي به اين روستا وارد كرده است.اقداماتي مانند جدولكشي و آسفالت كه در صورت مطالعه بيشتر ميتوانست به شكل بهتري همگون با بافت طبيعي روستا انجام شود. شايد به همين دليل است كه مسئولان مختلف شهر زنوز مانند شهرداري و گروه مشاورين پرآسمون در تلاشند تا زمينه ثبت اين روستا در فهرست ميراث فرهنگي را به وجود آورند تا حساسيت نگهداري از اين روستا براي تمام ارگانهاي منطقه محرز شود. امري كه به اعتقاد بسياري از پژوهشگران و كارشناسان فرهنگي بسيار پيشتر از اين بايد انجام ميگرفت. با اين كه بسياري از كارشناسان معتقدند ثبت اين روستا در فهرست يونسكو سالهاست به تاخير افتاده اما شايد اين تاخير به سود زنوزق تمام شده باشد. در حال حاضر كمتر روستايي در ايران وجود دارد كه تمام بافتها، سنتها و پوششهاي قديمي خود را حفظ كرده باشد.
.
|
|
نظر شما در مورد اين خبر؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|