تهران_ خبرگزاري ميراث فرهنگي:
سميرا ساماني: بيشتر از آنكه به عصويت در حزبش شهره باشد با روزنامههايي كه نامش به عنوان مدير در آنها حك شده، شهرت دارد. با لهجه اصفهاني از دست نرفتهاش، كنار غرفه ايستاده بود و به طنازي پاسخ ميداد. بيهيچ مقدمه درباره روزنامه خودش و حزبش پرسيدم. چاپ روزنامه «كارگزاران» بهانه گفتوگو با «محمد عطريانفر» رئيس شوراي سياستگذاري روزنامه «شرق» و عضو اصلي حزب «كارگزاران» شد.
عطريانفر كارگزاراني با وجود آمدن روزنامه حزبش به عرصه مطبوعات قصد رها كردن «شرق» را ندارد؟
نه. روزنامه شرق، روزنامه شخصي من است يعني نماينده انديشه شخصي محمد عطريانفراست.
پس براي روزنامه كارگزارن چه نسبتي با خودتان قائليد؟
روزنامه كارگزارن متعلق به حزب من است.
محمد عطريانفر قرار است چه سمتي در روزنامه حزبش داشته باشد؟
هيچ سمتي.
حتي نميخواهيد در آن قلم بزنيد؟
نه
مگر قرار نيست تريبون حزب شما باشد، پس چرا؟
چون قلم ندارم.
شكسته نفسي ميفرمائيد.
قلمم شكسته است.
اين حرفها يعني نميخواهيد دست به قلم ببريد؟
اميدوارم اگر مطلبي به ذهنم رسيد، تقديم كنم.
مدير عامل سابق «همشهري» و رئيس شوراي سياستگذاري «شرق» موافق انتشار روزنامه كارگزاران هست؟
احزاب نوعاً نميتوانند روزنامه داشته باشند.
چرا؟
احزاب براي اينكه انديشه حزبيشان را عرضه كنند مناسبتر اين است كه در شكل فصلنامه، ماهنامه يا نهايتاً هفتهنامه و خبرنامه داخلي اين كار را انجام بدهند چون وقتي روزنامه داشته باشند 80 درصد از مطالبشان مشابه ساير روزنامه ها است و تنها 20 درصد از فضاي روزنامه به مطالب مانيفيستي حزب اختصاص پيدا ميكند و گريزي هم از اين نيست.
چرا به عنوان يك فعال عرصه مطبوعات اين موضوع را به حزبتان گوشزد نكرديد؟
گفتم اما گوش ندادند.
يعني درحزب، حرف عضوي كه سابقه جدي فعاليت مطبوعاتي دارد، برش نداشت؟
من حرف رسانهاي زدم اما آنها حرف سياسي و جمعبنديشان بر اين بود كه روزنامه داشته باشند.