تهران_خبرگزاري ميراث فرهنگي:
اقتصاد و فرهنگ، مجتبي محكم_دكتر بهروز رياحي رييس پژوهشگاه استاندارد و مدير كل سيستمهاي كيفيت موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران است، موسسهاي كه تحقق انقلاب كيفيتي در كشور را در دستور كار خود قرار دادهاست. وي تحقق جامعهاي با كيفيت در گرو وجود انسانهايي با كيفيت ميداند. او معتقد است كه بايد كيفيت را در سرلوحه همه امور قرار گيرد و از آن پاسداري شود. اگرچه در جامعه سنتي امكان تحقق اين امر وجود ندارد.
*آقاي دكتر، تلاش براي وقوع انقلاب كيفيتي به عنوان يكي از برنامههاي اصلي موسسه استاندارد اعلام شده است، آيا اين يعني تاكنون در كشور، كيفيت چنان مورد بيتوجهي بوده كه اكنون به يك انقلاب نياز داريم؟
_وقتي كه از تحول يا انقلاب كيفيتي صحبت ميشود، به معني آن نيست كه در كشور ما بحث كيفيت وجود نداشتهاست؛ در واقع منظور اين است كه با توجه به شرايط جديدي كه براي كشور به وجود آمده لازم است جامعه نيز با رويكردي كاملا جديد، نسبت به موضوع كيفيت محصولات و خدمات توليدي از خود حساسيت نشان دهد. هرگاه كه اين حساسيت به يك فرهنگ و باورعمومي مبدل شود، ميتوانيم ادعا كنيم كه موضوع كيفيت از يك موضوع لوكس و تشريفاتي به يك مقوله كاملا فرهنگي در جامعه ما تبديل شدهاست.
* منظور شما از شرايط جديد چيست؟
_اكنون ما در آستانه ورود به دوره اجراي سند چشمانداز 20ساله قرار گرفتهايم و لازم است براي تحقق اهداف كلاني كه در اين سند پيشبيني كردهايم، سازوكاري مناسب در خصوص برنامههاي كيفيت دركشور فراهم شود. اگر واقعا قصد داريم در بسياري از زمينهها قدرت اول منطقه باشيم، بايد به موضوع كيفيت بطور جدي توجه كنيم و آن را در فرايندها، ماموريتها، وظايف و اهداف سازماني خود جاري كنيم و براي آن هزينه كنيم تا با آموزش آن به همه افراد جامعه، از سنين پايين تا سطوح دانشگاهي، همه را با اين مقوله آشنا كنيم. البته تحقق اين امر از عهده يك يا چند نهاد محدود بر نميآيد و نبايد انتظار داشتهباشيم كه يك نهاد ملي همچون موسسه استاندارد به تنهايي بتواند كيفيت را در كشور جاري كند.
* به نظر ميرسد شما كيفيت را بيش از آن كه مقولهاي اقتصادي بدانيد، موضوعي فرهنگي تلقي ميكنيد، همين طور است؟
_دقيقا. چون اساسا كيفيت قبل از اينكه از بعد اقتصادي امكان توسعه داشتهباشد، بايد از بعد فرهنگي توسعه يابد. بنابراين لازم است براي تحقق تحول كيفيتي ، فرهنگ جامعه را كيفيت محور كنيم. ما نميتوانيم از يك جامعه بيتوجه به اين امر، كيفيت محصولات و خدمات را ارتقا دهيم. در واقع همان گونه كه توسعه يافتگي در گرو داشتن انسانهايي توسعه يافته است، در مورد كيفيت نيز بايد بگوييم كه تحقق جامعهاي با كيفيت در گرو وجود انسانهايي با كيفيت است. در واقع بايد ما كيفيت را در سرلوحه همه امور خود قرار دهيم و از آن پاسداري كنيم.
* مسلما براي اين كه تحول ممكن شود بايد در سطوح تصميمسازي و تصميمگيري كشور مسيري مشخص طي شود، اين روند را توضيح دهيد.
_براي اينكه تحول كيفيتي رخ دهد بايد در مسير سرآمدي حركت كنيم و از ابزارهاي لازم در اين خصوص بهرهمند شويم، اين ابزار مواردي همچون استراتژي جامع كيفيت كشور در زمينههاي مختلف از جمله صنعت، ارتباطات، آموزشوپروش و بهداشتودرمان را شامل ميشود. به موازات تدوين اين استراتژيها، بايد موضوع صندوق ضمانت كيفيت محصول و بحث جداول كيفيت محصولات در كشور را به طور جدي دنبال كنيم. جامعه بايد اطمينان خاطر پيدا كند كه هر آنچه در بازار توزيع ميشود، از كيفيتي مطلوب برخوردار است. مصرفكنندگان حق دارند كه از برنامهريزان حوزه استاندارد اين را انتظار داشته باشند.
* از نظر شما كيفيت چگونه تعريف ميشود؟
_كيفيت به سازگاري كالا و خدمات با الزامات و خواستههاي مشتري گفته ميشود و هرگاه بتوانيم با ارايه يك كالا يا خدمت انتظارات، نيازها و خواستههاي مشتري را تامين كنيم، ميگوييم كيفيت رعايت شده. البته آنچه كه مسووليت يك توليدكننده محصول يا خدمت را سنگين ميكند، آن است كه بايد براي جلب رضايت مشتري توليد خود را به بهترين شكل ممكن ارايه كند. در اينجا اين نكته را يادآور ميشوم كه كيفيت ميتواند آغازي براي رشد بيشتر محصولات و خدمات و تلاش براي ارتقاي آنهاست. امروزه شاهد هستيم كه بسياري از سازمانها در سطح دنيا، فراتر از استانداردهاي مرسوم محصولات خود را توليد ميكنند به عبارت ديگر شركتهاي معتبر جهاني اكنون به استانداردهاي ذكر شده اكتفا نميكنند، بلكه با رعايت مسائلي همچون حفظ محيطزيست، توجه به اصول اخلاقي و مسووليتهاي اجتماعي سعي ميكنند كه محصولات خود را ارتقا بخشند.
*اگر كيفيت فقط به رضايت طرفين عرضه كننده و تقاضا كننده مربوط ميشود، بسياري از كالاهايي كه ما آن را بيكيفيت تلقي ميكنيم را بايد با كيفيت بدانيم، چون به هر حال مشتري آن را انتخاب و خريداري كردهاست.
_انتخاب مشتري به منزله بهترين انتخاب نيست. وجود عواملي همچون نداشتن آگاهي از سطح استاندارد و كيفيت محصولات ممكن است كه موجب شود مشتري انتخاب درستي نداشته باشد. اين همان نكتهاي است كه ما بر آن تاكيد داريم و ميگوييم بايد فرهنگ كيفيت در جامعه ما نهادينه شود تا افراد به كيفيت كالاهاي مصرفي خود حساس باشند و بتوانند به بهترين شكل انتخاب كنند. در واقع وقتي كه از انتخاب مشتري سخن به ميان ميآيد، منظور انتخابي آگاهانه است.
*باتوجه به شرايط اقتصادي كشور و مشكلاتي كه هماكنون مردم از اين نظر با آن مواجه هستند، فكر ميكنيد مردم توان مالي استفاده از محصولات با كيفيت را خواهند داشت، آيا چشمانداز روشني براي تحقق اين امر مشاهده ميكنيد؟
_توجه به كيفيت و ارتقاي كيفيت نيازمند هزينه است. ما بايد هزينه لازم براي ارتقاي كيفيت را بپردازيم و خودمان را براي عرصه در رقابت هاي جهاني از بعد اقتصادي آماده كنيم بنابراين مردم بايد خود را به سطحي از رشد كيفيتي برسانند كه تفاوت ميان كالاي با كيفيت و كالاي بدون كيفيت را تشخيص دهد. اگر ما توقع داريم كه به نقطه سرآمدي كه در سند چشمانداز 20ساله به آن اشاره شده، دستيابيم و از طرف ديگر خواستار حضور موفق در عرصه جهاني هستيم، بايد به موضوع كيفيت اهميت دهيم. البته نياز به كيفيت در بستر رقابت و ديدگاه كيفيتي احساس ميشود، يعني ما نميتوانيم در جامعهاي كه سنتي فكر ميكند، از كيفيت سخن بگوييم. از سوي ديگر منظور از توليد محصولات باكيفيت به معني يكسان بودن محصولات نيست، بلكه منظور اين است كه با رعايت حداقل كيفيت، محصولاتي متفاوت با قيمتهاي مختلف ارايه شود و مشتري بهترين انتخاب را انجام دهد.