تهران ــ خبرگزاري ميراث فرهنگي:
دكتر يونس شكرخواه فعاليت حرفهاي خود را از سال 1360 با ترجمه مقاله براي روزنامه اطلاعات آغاز كرد و تا امروز كه سردبير سايت همشهري آنلاين است، اين فعاليت به صورت پيوسته ادامه داشته است. او برغم اصرار بسياري از استادان ارتباطات، عضو هيات علمي هيچ دانشگاهي نيست، با اين وجود بسياري از دانشآموختگان ارتباطات فارغ از اينكه كجا مدرك گرفتهاند، به حق از او به عنوان استاد خود ياد ميكنند.
دكتر شكرخواه از سال 1381 به مدت سه سال سردبير سايت
جام جم آنلاين بود. در اين مدت اين سايت يكي از پوياترين سايتهاي خبري ايران بود. وبلاگ
دات كه معروفترين و پربينندهترين وبلاگ ارتباطات در ايران است، مرجع بسياري از دانشجويان و دانشآموختگان ارتباطات براي پيبردن به نادانستههاي خود در مورد اين رشته جذاب است. چهره دوست داشتني، روابط عمومي قوي، شوخ طبع بودن در كنار معلومات قوي در بسياري از حوزهها و آشنايي با تازهترين مسائل روز دنيا در حوزه هاي فناوري اطلاعات از ويژگيهاي دكتر شكرخواه محسوب ميشود. ايشان در دو روزي كه در نمايشگاه امسال حاضر بودند با حضور در غرفه خبرگزاري ميراث فرهنگي به پرسشها و ابهامات علاقهمندان روزنامهنگاري پاسخ گفتند.
با دكتر يونس شكرخواه زماني گفتو گو كرديم كه فارغ از هياهوهاي مرسوم شهري در باغ استاد شجريان همراه ايشان پيادهروي ميكرد. گفتو گوي كوتاه تلفني زير، نتيجه مزاحمت ما در برهم زدن اين فضا و لطف فراوان ايشان به شاگردان خود است:
* آقاي دكتر، نظر شما در مورد نمايشگاه مطبوعات امسال و تفاوتهاي آن با سالهاي گذشته چيست؟
ــ من متاسفانه وقت كافي براي ديدن تمام نمايشگاه نداشتم ولي سالنهايي كه ديدم خوب و قابلقبول بود و حاكي از تلاش گسترده مسئولان براي هر چه بهتر برگزار كردن نمايشگاه داشت.
* كدام قسمت بيشتر نظر شما را در اين نمايشگاه جلب كرد؟
ـــ در اين نمايشگاه براي "عكسهاي مطبوعاتي" سالن جداگانهاي در نظر گرفته شده بود كه اين كار ابتكار جالبي بود و به ويژه عكسهاي مربوط به صعود ايران به جام جهاني بسيار جالب و مناسب حال و هواي فعلي بود.
|
خبرگزاري ميراث فرهنگي از آنجايي كه يك خبرگزاري تخصصي است، دقت بيشتري نسبت به مسائل فرهنگي و تاريخي دارد و اين از نكات قوت اين خبرگزاري محسوب ميشود.
|
* آقاي دكتر شكرخواه، فكر ميكنيد كه عملكرد خبرگزاري ميراث فرهنگي تاكنون چگونه بوده است؟
__ خبرگزاري ميراث فرهنگي از آنجايي كه يك خبرگزاري تخصصي است، دقت بيشتري نسبت به مسائل فرهنگي و تاريخي دارد و اين از نكات قوت اين خبرگزاري محسوب ميشود. از آنجايي كه خانم مرجان شيخالاسلامي ، مديرمسئول اين خبرگزاري خود دانشآموخته ارتباطات است، ديد حرفهاي نسبت به موضوعات مختلف در آن مشهود است. ضمن اينكه به همت دكتر حسن نمكدوست تهراني، سردبير اين خبرگزاري كه خود از دانشآموختگان ارتباطات و روزنامهنگاران باتجربه است، گروهي از دانشجويان و دانشآموختگان ارتباطات در اين خبرگزاري مشغول بكار هستند كه اميد ميرود حاصل فعاليت اين گروه روزبهروز بهتر از گذشته باشد.
* فكر ميكنيد بهتر است اين خبرگزاري بيشتر در چه حوزههايي وارد شود؟
__ با توجه به رويكرد تخصصي اين خبرگزاري، بهتر است از نظرات استادان دانشگاهها و متخصصان استفاده بيشتري شود و با دقت نظر بيشتري مسائل تاريخي و فرهنگي كشور بهويژه در حوزه هاي مغفول مانده پيگيري شود.
* آقاي دكتر شكرخواه، آيا بعد از اين همه سال كار روزنامهنگاري، احساس خستگي نميكنيد؟
__ تفاوت حرفه روزنامهنگاري با ديگر حرفهها در اين است كه در اين شغل بازنشستگي معنا ندارد، حتي اگر فرد به صورت ثابت هم به اين حرفه مشغول نباشد. البته افراد شاغل در اين حرفه پس از مدتي بايد جاي خود را به جوانترها بدهند، كاري كه خود من نيز آن را انجام دادهام و بهتر است قديميها و باتجربهها ، تجربيات خود را به جوانترها منتقل كنند.
|
تفاوت حرفه روزنامهنگاري با ديگر حرفهها در اين است كه در اين شغل بازنشستگي معنا ندارد، حتي اگر فرد به صورت ثابت هم به اين حرفه مشغول نباشد.
|
از ميان تازهترين نوشتههاي دكتر شكرخواه پازل ادبيات ارتباطات را انتخاب کردهايم تا هم مطالب مهم ارائه شده در اين مطلب را دوباره به ياد آوريم و هم سپاسگزار لطفي باشيم که ايشان هميشه و به ويژه در اين روزها به خبرگزاري ميراث فرهنگي داشتهاند.
***********************************************
تدريس، آميزهاي از مواد آموزشي؛ وسايل كمك آموزشي؛ سخنراني و سمينار است. ما اينجا در ايران عليرغم كارهاي گستردهاي كه طي سال هاي پس از انقلاب با كوشش هاي فردي پروفسور كاظم معتمد نژاد پدر ارتباطات نوين ايران صورت گرفته و يا با ترغيب ايشان به تدوين ادبيات توسط ديگران انجاميده است؛ كماكان روي پله اول ادبيات ارتباطات ايستادهايم. اين را به كميت نميگويم به كيفيت ميگويم و به طيفي كه جايهاي خالي آن؛ پازلي نيمه تمام را در چشمان منتظر قاب ميگيرد.
اجازه بدهيد در اين مجال كوتاه به قطعات چيده شده اين پازل - مثل تاريخ روزنامهنگاري در ايران- كاري نداشته باشم و صرفاً دنبال قطعات گمشده باشم. شايد در اين فاصله كه بازار كتاب؛ دوباره گرمائي فصلي به خود گرفته نگاهي بر اين سطور؛ ولو به تصادف؛ بيتوته كند.
قطعات گمشده پازل ادبيات ارتباطات در ايران از چشم من از اين قرار است:
- مقولات مربوط به توليد رسانهاي؛ اعم از ساختارهاي سازماني؛ تكنولوژيها؛ گردش كار و مقولات مؤثر بر كنترل و دروازهباني.
- مقولات مربوط به توازن توليد در سه سطح اخبار محلي؛ ملي و بينالمللي (توازني كه حتي در توليدات خبرگزاريهاي ايران هم به چشم نميخورد)
- ادبيات مربوط به رسانهها و فرايندهاي سياسي (هنوز مرزهاي روزنامهنگاري سياسي و حرفهاي مخدوش است، گاه پيرو تئوري مسئوليت اجتماعي ميشويم؛ گاه با اقتصاد سياسي ميرانيم و گاه ركن چهارمي ميشويم و گاهي هم گلي به گوشه جمال توتاليتاريسم. ترجمه و تدوين در اين زمينه بسيار حياتي به نظر ميرسد و از سر درگميهاي آزار دهنده موجود ميكاهد).
- عرصه مطالعات فرهنگي بدجوري خالي ماندهاست و براي فاكتوريالي تماشا كردن فرهنگ، ارتباطات و رسانه چيزي نداريم. حال آنكه در سپهر جهاني ادبيات ارتباطات؛ همه دارند تلاش ميكنند تا جايگاه رسانهها را بر روي نقشه قدرت و ثروت از جنبه فرهنگ هم تعيين كنند.
- عليرغم تنوع قومي در ايران متأسفانه هنوز رد پايي از ادبيات موسوم به قومشناسي (Ethnicity) به چشم نميخورد.
- براي مقولات مربوط به كودكان زنان – دو عرصه مورد غفلت روزنامهها- حتي جزوهاي هم در اختيار نداريم و به اين مقوله اضافه كنيد مباحث مهم مرتبط با جنسيت (Gender) را.
- متأسفانه براي مديران رسانهها هم منبعي موجود نيست تا آنان با مقولات كشمكشبرانگيز ايدئولوژي و پراكسيس رسانهاي آشنا شوند و بيدليل انرژي بدنه تحريريهها را هدر ندهند. راستي كدام وجه يا وجوه از مخاطبان براي آنها مطرح است؟ دانش؟ باور؟ پارتيزان بودن؟ رفتار؟ رشد؟ توسعه؟ سمپاتي؟ .....؟ اساساً رسانه با كدام رخساره بايد در برابر مديران بنشيند؟ با رخساره تأثيرات پر شدت (تئوري تزريقي)؟ يا با رخساره تاثيرات كم شدت(مخاطب آگاه و مرگ مولف)؟ اگر چنين ادبياتي توليد شود تازه بر مديران معلوم مي شود كه رسانه؛ رسانه است؛ اصلا نمي نشيند؛ فرمان پذير نيست و پارامترهاي فراوان ديگري هم هست كه اگر مديران آنها را نشناسند؛ بر خواسته هايشان هاشور خواهد خورد.
- در زمينه هاي تحليل متن؛ تحليل عكس و مقوله هاي مرتبط با بازنمود و انگاره سازي هم متاسفانه منبع و مرجعي كه كاملا همه فهم و كاربردي باشد؛ ترجمه و تدوين نشده است.
- متاسفانه ادبيات تطبيقي هم نداريم و مثلا نمي توانيم خودمان را حتي در آينه نظام هاي رسانه اي كشورهاي اطراف مان ببينيم.
- براي ادبيات مرتبط با رسانه هاي مدرن هم كار ويژه اي صورت نگرفته است حال انكه بحث هاي تكنولوژي هاي نوين ارتباطي به عنوان پارادايم و به عنوان شاخص تغيير گفتمان؛ قفسه هاي فراواني را در كتابخانه هاي دنيا به خود اختصاص داده اند.
اجازه بدهيد تمام كنم و به عرصه هاي ديگري چون گرافيك رسانه اي، روابط عمومي، پژوهش هاي ارتباطي، حقوق ارتباطات و اخلاق رسانه اي نپردازم. اميدوارم چند رساله دكتري در زمينه آسيب شناسي ادبيات ارتباطات در ايران بتواند راه را براي يك سمينار جدي در اين زمينه بگشايد و مترجمان و مولفان را به ريل هايي بكشاند كه قطار دانش ارتباطات از آنجا مي گذرد.