۱۳۸۵/۴/۳۰ - 14:19:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
دكتر بديعي: مدرسان روزنامه‌نگاري بايد کار حرفه‌اي کرده باشند
دكتر نعيم بديعي، ضعف آموزش روزنامه‌نگاري در دانشكده‌ها را نتيجه نداشتن افراد تحصيل‌کرده در سطوح عالي همراه با کار حرفه‌اي و بي‌رغبتي فارغ‌التحصيلان براي بازگشت به ايران مي‌داند.
دكتر بديعي: نمي‌توان دانشجوي رشته روزنامه‌نگاري را با نوشتن مثال و نمونه روي تخته آموزش داد

خبرگزاري ميراث فرهنگي ــ فرهنگ ــ عليرضا كتابدار ــ دكتر نعيم بديعي متواضعانه خود را يك استاد معمولي كه در سايه دكتر معتمدنژاد قرار دارد، مي‌داند ولي پدر علوم ارتباطات ايران همواره در صحبت‌ها، نوشته‌ها و مقالات خود از او به عنوان همكار و يار ديرينه‌اش ياد مي‌كند.

دكتر نعيم بديعي ، فرزند جعفر بديعي، مدير مجله كيهان‌بچه‌ها در زمان مديريت مصطفي مصباح‌زاده در موسسه كيهان است كه با بورس دانشگاه علامه طباطبايي ، دوره‌هاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتراي روزنامه‌نگاري را در آمريكا گذراند و پس از فارغ‌التحصيل شدن از دانشگاه ايلينوي جنوبي به ايران بازگشت و به عنوان عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي مشغول فعاليت شد.
 
بسياري از استادان امروز ارتباطات ايران با افتخار، خود را شاگرد وي مي‌دانند. دانشجويان روزنامه‌نگاري از او به عنوان مسلط‌ترين استاد "روش تحقيق" در ميان استادان روزنامه‌نگاري ياد مي‌كنند. روش "كيو" در ايران با نام وي شناخته مي‌شود.
كار و مقاله مشترك او با "والتر وارد" در مورد ارزش‌هاي خبري در بسياري از كتاب‌ها، مجلات و نشريه‌هاي بين‌المللي بازتاب داشته است و كتاب "روزنامه‌نگاري نوين" او كه با همكاري حسين قندي نوشته شده است، به عنوان يكي از منابع اصلي رشته روزنامه‌نگاري شناخته مي‌شود.
دكتر بديعي پس از 30 سال فعاليت و تدريس در دانشگاه علامه طباطبايي ، در آستانه ورود به هفتمين دهه زندگي خود، امسال تقاضاي بازنشستگي كرد و روز پنجشنبه، بيست‌ونهم تيرماه، ايران را به مقصد آمريكا ترك كرد. چند شب قبل از ترك ايران، تعدادي از دوستان، همكاران و شاگردان دكتر بديعي در ضيافت شامي به افتخار وي شركت كردند. گزارش تصويري
 
به بهانه خداحافظي و گذراندن دقايقي با استاد، گفت‌وگويي با ايشان كرديم كه در ادامه مي‌خوانيد:
 
* آقاي دكتر، به عنوان كسي كه تمام مقاطع تحصيلي دانشگاهي را در كشور آمريكا طي كرده‌ايد، تفاوت‌هاي عمده آموزش در دانشگاه‌هاي ايران و آمريكا را در چه مواردي مي‌بينيد؟
 
ـــ هر كشوري با توجه به توانمندي‌هايش، برنامه‌هاي آموزشي‌اش را تدوين مي‌كند. در كشور ما دانشكده علوم ارتباطات در سال 1346 راه‌اندازي شد و تا سال 1358 فعاليت خود را در رشته‌هايي چون روزنامه‌نگاري، روابط عمومي و مترجمي ادامه داد. در جريان انقلاب فرهنگي بين سال‌هاي 58 تا 62 دانشگاه‌ها تعطيل شد و در سال 1362 با بازگشايي دوباره‌ دانشگاه‌ها، دانشكده تعطيل و سپس منحل شد و تنها رشته ارتباطات به عنوان يك گرايش با نام علوم ارتباطات اجتماعي با 38 واحد درس تخصصي در كنار ساير دروس اصلي و عمومي شروع به كار كرد و اين وضعيت تا سال 1368 ادامه داشت تا اينكه رشته ارتباطات با دو گرايش روزنامه‌نگاري و روابط عمومي در اين سال به وجود آمد.
براي اولين بار در سال 1369، دوره كارشناسي ارشد ارتباطات اجتماعي به تصويب رسيد و در سال 1375 براي نخستين بار در ايران، دوره دكتراي علوم ارتباطات نيز راه‌اندازي شد. اگر اين وضعيت را با شرايط كشوري چون آمريكا مقايسه كنيم، تفاوت بسيار زياد است. آمريكا با جمعيتي حدود 280 ميليون نفر داراي بيش از سه هزار دانشكده و كالج ارتباطات و زيرمجموعه‌هاي آن است، در حالي كه در ايران با حدود 70 ميليون جمعيت، تعداد دانشكده‌هاي ايران كه رشته ارتباطات در آنها تدريس مي‌شود، بسيار كم و انگشت‌شمار هستند.
آمريكا با جمعيتي حدود 280 ميليون نفر داراي بيش از سه هزار دانشكده و كالج ارتباطات است
البته تمام دانشكده‌هاي فعال در آمريكا داراي مقاطع تحصيلات تكميلي نيستند و تعداد زيادي از آنها دوره‌هاي دوساله و يا چهارساله برگزار مي‌كنند.
هر چند در سال‌هاي اخير شاهد توسعه رشته ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامي در تهران و شهرستان‌ها بوده‌ايم و حتي دانشگاه تهران از مهرماه سال جاري قصد پذيرفتن دانشجو در مقطع دكترا را دارد ولي اختلاف سطح آموزش ارتباطات از نظر امكانات و سابقه در ايران با كشوري مانند آمريكا قابل‌مقايسه نيست.
 
* استاد، از نظر شما مهمترين ويژگي آموزش روزنامه‌نگاري آمريكا كه در ايران وجود ندارد، چيست؟
 
ــ كمبود امكانات از تمام ابعاد به ما ضربه زده است. در آمريكا تمام كالج‌هاي روزنامه‌نگاري اعم از دوره‌هاي دوساله كه فوق‌ديپلم مي‌دهند تا دوره‌هاي بالاتر، داراي نشريه هستند. در بعضي از دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري حتي اين نشريه به صورت روزانه در 16 صفحه هم منتشر مي‌شود و از آنجايي كه بيشتر دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري آمريكا در شهرهاي كوچك قرار دارند، اين نشريه‌هاي دانشگاهي با نشريه آن شهر رقابت مي‌كنند.
 
* امكان دارد در مورد نحوه اداره اين روزنامه‌هاي دانشجويي توضيحاتي بفرماييد؟
 
ــ از آنجايي كه دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري آمريكا از امكانات خوبي برخوردار هستند، تمام شرايط و امكانات يك تحريريه حرفه‌اي در دانشكده‌ها موجود است. بيشتر اين دانشكده‌ها داراي اتاق خبر و چاپخانه مستقل هستند. روزنامه به غير از بخش فني كه مرتبط با مسائل چاپ است، توسط خود دانشجويان اداره مي‌شود. دانشجويان از همان سال اول دروس خود را عملي فرا مي‌گيرند. در اين روزنامه‌ها و يا هفته‌نامه‌هاي دانشجويي، دانشجويان سال‌هاي پايين‌تر به عنوان خبرنگار در حوزه‌هاي خبري مختلف تقسيم مي‌شوند و خبر تهيه مي‌كنند و دانشجويان سال‌هاي بالاتر نيز كارهاي دبيري و ويرايش را بر عهده دارند. سردبير نيز از ميان خود دانشجويان و معمولا از ميان دانشجويان سال آخر به مدت يك ترم انتخاب مي‌شود و تنها يك نفر از اعضاي هيات علمي به صورت نسبتا صوري بر فعاليت تحريريه نظارت مي‌كند تا جلوي اشتباهات فاحش احتمالي را بگيرد. حالا شما قضاوت كنيد كه فردي كه پس از چهار سال از چنين مكاني فارغ‌التحصيل مي‌شود، با دانش‌آموختگان دانشگاه‌هاي ما چقدر متفاوت خواهد بود!
 
بيشتر دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري آمريكا داراي اتاق خبر و چاپخانه مستقل هستند و خود دانشجويان به صورت روزانه يا هفتگي نشريه منتشر مي‌كنند
* آقاي دكتر، شما در اين سال‌ها تلاشي براي به وجود آوردن شرايط نسبتا مشابهي در ايران نكرديد؟
 
ــ ما در يك برهه از دانشگاه علامه طباطبايي خواستيم تا با دادن امكانات، "خبرنامه" دانشگاه را دانشجويان روزنامه‌نگاري منتشر كنند و قول داديم اين نشريه را متنوع‌تر و به صورت «هفتگي» به جاي «ماهانه» منتشر كنيم ولي متاسفانه با وجود پيگيري‌هاي ما، نتيجه‌اي حاصل نشد.
 
* گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي در توسعه و گسترش رشته ارتباطات در كشور چه نقشي ايفا كرده است؟
 
ــ تمام برنامه‌هاي دانشگاه‌هاي داخل كشور كه رشته ارتباطات در آنها تدريس مي‌‌شود، توسط گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي تدوين شده و يا از آنجايي كه مركز آموزش عالي دولتي ديگري در اين زمينه در كشور نبوده، از اين گروه اقتباس شده است.
 
* بسياري از افراد معتقدند با توجه به انحلال دانشكده ارتباطات در سال 1362، راه‌اندازي رشته ارتباطات در سال 1368 نتوانست راه گذشته را ادامه دهد و ارتباطات به صورت بسيار كلي تدريس شد و به گرايش‌ها و زيرمجموعه‌هاي آن به صورت جدي پرداخته نشد. به عنوان نمونه در حال حاضر رشته روزنامه‌نگاري به صورت مجزا و تخصصي در تحصيلات تكميلي ديده نمي‌شود. نظر شما در اين مورد چيست؟
 
ــ  طبيعي است كه با انحلال دانشكده، رشته ارتباطات لطماتي خورد، ولي ما از مهرماه سال 84 با افتتاح صوري دانشكده علوم ارتباطات در سه رشته مستقل روزنامه‌نگاري، روابط عمومي و مطالعات ارتباطي و فناوري اطلاعات دانشجو پذيرفتيم. دوره كارشناسي ارشد، دوره تخصصي‌تري است و اين وضعيت حتي در دانشكده‌هاي آمريكا هم مشاهده مي‌شود و هر كسي در اين دوره، بنا به علاقه خودش در موضوع يا موضوعات به هم مرتبطي كار مي‌كند.
 
* استاد، دلايلي از جمله وجود نداشتن فضاي لازم براي رشد حرفه روزنامه‌نگاري در كشور، وجود نداشتن امكانات و نيروي متخصص كافي، كم بودن دانشكده‌ها و مراكز آموزش به عنوان مهمترين دلايل رشد نيافتن حرفه روزنامه‌نگاري در ايران مطرح است. به نظر من يكي از دلايل مهم رشد نكردن اين رشته، وجود نداشتن تعامل و همكاري متقابل ميان استادان دانشگاه و روزنامه‌نگاران برجسته و حرفه‌اي است. آيا شما به عنوان فردي كه با همكاري يك روزنامه‌نگار برجسته ــ حسين قندي ــ كتاب ارزشمند "روزنامه نگاري نوين" را تاليف كرده‌ايد، با اين نظر موافق هستيد و يا اصلا اين موضوع را يك مشكل نمي‌دانيد؟
 
ــ ما در ايران مشكلاتي داريم كه در كشوري چون آمريكا شاهد آن نيستيم. در بيشتر دانشكده‌هاي آمريكا مي‌توان افراد فوق‌ليسانس با پنج سال سابقه كار را استخدام كرد ولي ما در دانشگاه‌هايمان حق استخدام اين افراد را نداريم و تنها مي‌توانيم به عنوان حق‌التدريس از آنها استفاده كنيم. البته ما در سال‌هاي 62 به بعد، از خيلي از روزنامه‌نگاران برجسته براي تدريس در دانشگاه دعوت كرديم و حتي تعدادي از آنها پس از ايجاد مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا، در آزمون‌‌ها شركت كردند و اكنون كارشناسي‌‌ارشد و دكترا گرفته‌اند.
روزنامه‌نگاري، حرفه و شغلي است كه به قول معروف «هزار نكته باريك‌تر ز مو اينجاست» و آموزش اين رشته مستلزم كار تجربي است
البته من هم معتقدم بايد استادان دانشگاه در رشته روزنامه‌نگاري كار حرفه‌اي كرده باشند. بايد فضاي بين دانشگاه و محيط حرفه‌اي به هم پيوند بخورد. من هم بر اين باورم كه فردي كه در تحريريه روزنامه يا نشريه‌اي كار نكرده است، در تدريس دروس رشته روزنامه‌نگاري مشكل اساسي دارد.
اين موضوع در مورد روابط عمومي هم صادق است. بدين معنا كه فردي كه كار روابط عمومي نكرده است، نمي‌تواند يك سري از دروس اين رشته را تدريس كند. ما متاسفانه افراد بسيار كمي داريم كه هم داراي مدرك كارشناسي‌ارشد و دكترا باشند و هم در محيط‌هاي حرفه‌اي كار كرده باشند.
يك مشكل ديگر اين است كه بسياري از تحصيل‌كرده‌هاي اين رشته كه در خارج كشور تحصيل كرده‌اند، كمتر رغبتي براي بازگشت به كشور دارند و مجموعه اين عوامل باعث شده است كه آموزش در دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري ما از وضعيت مطلوبي برخوردار نباشد. روزنامه‌نگاري، حرفه و شغلي است كه به قول معروف «هزار نكته باريك‌تر ز مو اينجاست» و آموزش اين رشته مستلزم كار تجربي است.
 
* متاسفانه رشته ارتباطات از نظر منابع و كتاب هاي موجود در ايران با فقر و كمبود محسوسي مواجه است. مهمترين دليلي كه به نظر شما مانع از فعاليت استادان اين رشته براي تاليف و يا ترجمه كتاب‌هاي جديد و كاربردي مي‌شود، چيست؟
 
ــ ما پس از بازگشايي دوباره رشته ارتباطات با دو موضوع مواجه بوديم. يك مورد "تدريس" بود كه بايد پاسخگوي نيازهاي آموزشي دانشجويان مي‌بوديم و مورد ديگر "پژوهش و تحقيق" بود. متاسفانه تدريس زياد و حضور فيزيكي فراوان استادان در دانشگاه اجازه تحقيق و كارهاي پژوهشي و در نتيجه تاليف كتاب را از ما گرفت. افرادي كه معدود كارهايي كه در اين زمينه انجام داده‌اند، از وقت آزاد خود و از ساعات شب براي تاليف و يا ترجمه استفاده كرده‌اند. الان نيز وضعيت بدتر شده است.
در گذشته بايد بر اساس قانون، استاد 8 واحد، دانشيار 9 واحد، استاديار 10 واحد، مربي 11 واحد و مربي‌آموزشيار 12 واحد تدريس مي‌كرد و به‌ازاي هر 10 سال تدريس نيز يك واحد از موظفي اعضاي هيات علمي كم مي‌شد ولي بر اساس مصوبه جديد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، ساعات تدريس «وحشتناك» بالا رفته است.
تدريس زياد و حضور فيزيكي فراوان در دانشگاه اجازه تحقيق، كارهاي پژوهشي و تاليف كتاب را از استادان گرفته است.
وزارت علوم، تحقيقات و فناوري علت اين افزايش واحدهاي تدريس استادان را افزايش 14.5 درصدي حقوق عنوان كرده است، در صورتي كه بالا رفتن حقوق‌ها هر ساله انجام مي‌شد و اين موضوع مخصوص اعضاي هيات علمي نيز نمي‌شود.
در حال حاضر بر اساس قانون، استاد 10 واحد، دانشيار 12 واحد، استاديار 14 واحد، مربي 16 واحد و مربي‌آموزشيار 17 واحد بايد تدريس كند و البته با توجه به اينكه دانشگاه علامه طباطبايي توسط هيات امنا اداره مي‌شود، اميدوارم اين موضوع در اين دانشگاه اعمال نشود، زيرا با اجراي اين قانون، دانشگاه به دبيرستان تبديل مي‌شود.
از نكات عجيب اين قانون اين است كه تفاوتي ميان دروس عمومي و تخصصي در آن لحاظ نشده است. تفاوت زيادي وجود دارد بين يك درس عمومي مانند رياضيات‌پايه كه فردي آن را پنج‌بار در هفته در كلاس‌هاي مختلف تكرار مي‌كند با استادي كه در هفته، سه درس تخصصي را كه هر ساله مباحث آن جديدتر مي‌شود، درس مي‌دهد.
بيشتر استادان ما اعضاي هيات علمي آموزشي ــ پژوهشي هستند و ساعات زياد تدريس، اجازه پژوهش را از آنها مي‌گيرد. ضمن اينكه كار پژوهشي نياز به امكانات دارد. ما الان در دانشكده، به جز براي مديران گروه نتوانسته‌ايم براي استادان رايانه فراهم كنيم و با اين شرايط نمي‌توان انتظار زيادي از استادان داشت.
بايد اين نكته در دانشگاه‌ها جا بيفتد كه حضور فيزيكي استادان در دانشگاه دردي را دوا نمي‌كند و استادان در صورت فكر آزاد است كه مي‌توانند پژوهش و تاليف كنند
در مجموع من معتقدم مشكل اصلي تاليف‌ها و ترجمه‌هاي محدود در رشته ارتباطات، توجه نكردن به اهميت پژوهش و تحقيق و و وجود نگاه اداري به تمام قسمت‌هاي دانشگاه است. بايد اين نكته در دانشگاه‌ها جا بيفتد كه حضور فيزيكي استادان در دانشگاه دردي را دوا نمي‌كند و استادان در صورت فكر آزاد است كه مي‌توانند پژوهش و تاليف كنند.
 
* آقاي دكتر، شما مدت 18 سال بين سال‌هاي 62 تا 80 مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي بوديد و همواره در كنار دكتر معتمدنژاد در راه اعتلاي اين رشته در ايران كوشيده‌ايد. بازنشستگي و سفر شما به آمريكا و محدود شدن تدريس دكتر معتمدنژاد به تدريس در رشته دكترا، باعث ايجاد نگراني در مورد آينده اين رشته در دانشگاه علامه در ميان استادان اين رشته كه شاگردان شما بوده‌اند و دانشجويان شده است. نظر شما در اين مورد چيست؟
 
ــ  ما در سال 62 تنها پنج نفر عضو رسمي داشتيم ولي امروز 15 نفر عضو هيات علمي در گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي مشغول فعاليت هستند. دكتر معتمدنژاد، من و ساير همكاران معتقد بوديم روزي بازنشسته مي‌شويم و هدف از راه‌اندازي دوره دكتراي علوم ارتباطات همان‌طور كه در دلايل توجيهي آن تصريح شده بود، تربيت اعضاي هيات علمي براي دانشگاه‌هاي كشور بود. الان اگر دانشكده ارتباطات به صورت رسمي بخواهد راه بيفتد، بر اساس تصميمي كه در گروه گرفته شده است، براي هر يك از سه رشته روزنامه‌نگاري، روابط عمومي و مطالعات ارتباطي و فناوري اطلاعات بايد فعلا 5 نفر استخدام شوند و هر گروه حداقل 10 عضو هيات علمي داشته باشند. ما هر كدام از فارغ‌التحصيلان دوره اول دكتراي ارتباطات را كه خودشان مي خواستند، جذب كرديم و اكنون نيز معتقديم كه بايد راه براي جذب فارغ‌التحصيلان جديد دكترا باز باشد.
 
* استاد، در صورت امكان در مورد ادامه فعاليت خود با گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي پس از بازنشسته شدن و سفر به آمريكا توضيحاتي دهيد؟
 
ــ همان‌طور كه مي‌دانيد من و يا هر استاد بازنشسته ديگري تا سقف 16 ساعت مي‌تواند پس از بازنشستگي به صورت حق‌التدريس با دانشگاه همكاري كند. الان با امكانات ارتباطي موجود به‌ويژه اينترنت مي‌توان در تعامل و همكاري با ايران بود. من سال گذشته كه شش ماه در آمريكا بودم، از طريق اينترنت كارهاي تحقيقي و پايان‌نامه‌هاي چند نفر را راهنمايي كردم. اگر من در آمريكا ماندگار شوم، مي‌توانم از طريق اينترنت دانشجويان را راهنمايي كنم و سالي يك بار نيز براي دفاع از پايان‌نامه‌ها به ايران بيايم.

دكتر بديعي: من و چند نفر ديگر همراه دكتر معتمدنژاد در بين سال‌هاي 59 تا 62 بارها به ستاد شوراي انقلاب فرهنگي رفتيم و در مورد ضرورت وجود رشته ارتباطات و روزنامه‌نگاري براي آنها توضيح داديم و البته نتيجه‌اي هم نگرفتيم

 
* آقاي دكتر، به عنوان كسي كه در مدت 30 سال تدريس خود در دانشگاه علامه طباطبايي، 18 سال مدير گروه ارتباطات بوديد، فكر مي‌كنيد آيا اين دانشگاه مي‌تواند پيشگامي خود را در آموزش روزنامه‌نگاري حفظ كند؟
 
ــ نمي‌توان به آينده بدبين بود. من و دكتر معتمدنژاد نمي‌خواهيم زحماتمان هدر برود. با وجود فارغ التحصيلان دكتراي اين رشته در ساليان گذشته فكر مي‌كنم وضعيت در آينده بهتر شود، البته به شرطي كه نگاه مديريت دانشگاه به توسعه اين رشته مثبت باشد. الان دو سال است كه تشكيل دانشكده ارتباطات به تصويب وزارت علوم، تحقيقات و فناوري رسيده است ولي افتتاح نشده و چارت سازماني آن نيز تهيه نشده است. اين مسايل مربوط به ما نيست. ما سه رشته را ايجاد كرديم، برنامه‌هاي آن را نوشتيم و مجوزهاي لازم را گرفتيم، اكنون بايد دانشگاه با اختصاص اعتبار و امكانات مالي براي تهيه تجهيزات و جذب نيروي متخصص، زمينه لازم را براي رشد اين رشته كه در برنامه جامع 10 ساله توسعه دانشگاه علامه طباطبايي لحاظ شده، فراهم كند.
متاسفانه در كشور ما با تغيير مديريت‌ها، ديدگاه‌ها تفاوت‌هاي اساسي مي‌كند. ما بايد تلاش كنيم كه دوباره به جايي نرسيم كه نياز باشد ضرورت وجود رشته ارتباطات را براي ديگران توضيح دهيم. هنوز يادم هست كه من و چند نفر ديگر همراه دكتر معتمدنژاد در بين سال‌هاي 59 تا 62 بارها به ستاد شوراي انقلاب فرهنگي و چند نهاد ديگر رفتيم و در مورد ضرورت وجود اين رشته براي آنها توضيح داديم و البته نتيجه‌اي هم نگرفتيم.
هنوز يادم هست كه مرحوم دكتر حميد نطقي كه براي دفاع از ضرورت وجود رشته روابط عمومي همراه ما بود، در پاسخ به اين پرسش كه روابط عمومي به چه دردي مي‌خورد، مي‌گفت: شما از خانه‌تان كه خارج مي‌شويد و شعارهاي روي ديوار را مي‌خوانيد، زير هر شعاري به عنوان نمونه نوشته شده است «روابط عمومي مسجد فلان» و حتي در چنين مواردي هم روابط عمومي وجود دارد.
بايد بگويم كه پس از گذشت اين سال‌ها، تفكرات خيلي عوض شده و بيشتر افراد و مسئولان به اهميت وسايل ارتباط جمعي براي توسعه كشور پي برده‌اند. حرف من اين است كه با پيشرفت‌هاي نسبتا خوبي كه در اين سال‌ها داشته‌ايم‌، بايد مراقب بود كه بازگشت به عقب نكنيم.
دكتر بديعي: روز تقدير از دكتر معتمدنژاد كه به صورت صوري دانشكده علوم ارتباطات بازگشايي شد، براي من فراموش‌نشدني است
 
* آقاي دكتر، اگر اين امكان وجود داشت كه زمان به عقب بازگردد، در طول 30 سال تدريس و فعاليت آموزشي ــ پژوهشي خود چه كاري را انجام مي‌داديد كه در اين مدت انجام نداديد؟
 
ــ اگر امكانات باشد، كاري كه در اين سال‌ها بايد انجام مي‌شد و محقق نشد، راه‌اندازي يك نشريه دانشجويي توسط خود دانشجويان حداقل به صورت هفتگي است كه حاوي اخبار دانشگاه‌ها، كشور و جهان است. نمي‌توان دانشجوي رشته روزنامه‌نگاري را با نوشتن مثال و نمونه روي تخته آموزش داد و بايد دانشجويان به صورت عملي و حرفه‌اي كار روزنامه‌نگاري را بياموزند. البته انجام اين موارد نيازمند تهيه امكانات است. در صورت انجام چنين برنامه‌اي دانشجوي ما پس از چهار سال تحصيل و فارغ‌التحصيل شدن، ديگر با محيط كار حرفه‌اي بيگانه نيست. الان وضعيت به گونه‌اي است كه بيشتر فارغ التحصيلان ما حتي يك بار هم تحريريه يك روزنامه را نديده‌اند، چه برسد كه در آنجا فعاليت كرده باشند.
 
* و چه كاري كه در اين سال‌ها انجام داديد، تكرار نمي‌كرديد؟
 
ــ در حال حاضر، چيزي به ذهنم نمي‌رسد.
 
* نمي‌خواهم به صورت كليشه‌اي از شما بخواهم كه خاطره‌اي تعريف كنيد ولي دوست دارم بدانم در طول اين سال‌ها، كدام روز و يا اتفاق را به عنوان "روز بيادماندني" در خاطر سپرده‌ايد؟
 
ــ روز تقدير از دكتر معتمدنژاد كه دانشكده علوم ارتباطات به صورت صوري بازگشايي شد، براي من فراموش‌نشدني است. تاكيد مي‌كنم كه دانشكده «بازگشايي» شد و نه «راه‌اندازي». ما دانشكده سابق را دوباره بازگشايي كرديم و نه اينكه يك دانشكده جديد افتتاح كنيم.
دكتر بديعي: من به تمام شاگردانم افتخار و مباهات مي‌كنم و اميدوارم در آينده تعداد بيشتري از آنها به عنوان عضو هيات علمي، جذب دانشگاه شوند
 
* لطفا چند نفر از شاگردان نمونه خود در اين سال‌ها را نام ببريد؟
 
ــ از من نخواهيد از فرد يا افراد خاصي نام ببرم. همه آنها ويژ‌گي‌هايي دارند و من به تمامي آنها افتخار و مباهات مي‌كنم و اميدوارم در آينده تعداد بيشتري از آنها به عنوان عضو هيات علمي، جذب دانشگاه شوند. من دوست دارم تمام دانشكده‌هاي ارتباطات و روزنامه‌نگاري كشور رشد و پيشرفت كنند ولي مايلم كه دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي پيشگامي خود را حفظ كند و از بقيه دانشگاه‌ها عقب نيفتند.
 
از دكتر نعيم بديعي به خاطر وقتي كه در اختيارم قرار داد، سپاسگذاري مي‌كنم و پس از دقايقي صحبت در مورد موضوع پايان‌نامه احتمالي‌ام و گرفتن «اي‌ميل»اش براي تعامل و مشورت بيشتر، با آرزوي سلامتي و طول عمر با وي خداحافظي مي‌كنم. هنوز چند قدمي از او دور نشده‌ام كه نگراني از دست دادن استادي همچون او در ايران، باعث مي‌شود نگاهم را دوباره به سوي او برگردانم. بدون اينكه كلامي به او بگويم، از چشمانم متوجه اين نگراني مي‌شود و با لبخند مي‌گويد: «من هم اميدوارم زودتر به ايران بازگردم.»
 
««دكتر بديعي در چند اپيزود»»
تحصيلات:
*دكتراي روزنامه‌نگاري از دانشگاه ايلينوي جنوبي ــ كاربونديل، ايلينوي ــ آمريكا(1980) ــ 1359
*فوق‌ليسانس ارتباط جمعي: دانشگاه ايالتي اكلاهاما ــ استيل واترــ اكلاهاما ــ آمريكا (1976) 1355
* ليسانس روزنامه‌نگاري : دانشگاه ايالتي اكلاهاما ــ استيل واتر ــ اكلاهاما ــ آمريكا (1973) 1352
 
سوابق علمي:
* 1378تاكنون: استاد ــ دانشكده علوم اجتماعي ــ گروه علوم ارتباطات اجتماعي 28/10/1378
* 1372  تا 1378:دانشيار ــ دانشكده علوم اجتماعي ــ گروه علوم ارتباطات اجتماعي 14/4/1372
* 1360 تا1372:استاديارــ دانشكده علوم اجتماعي ــ گروه علوم ارتباطات اجتماعي 20/8/1360
* 1354تا 1360: مربي ــ دانشكده علوم اجتماعي ــ گروه علوم ارتباطات اجتماعي
 
سوابق اجرايي:
* 1382تاكنون: معاون پژوهشي و تحصيلات تكميلي دانشكده علوم اجتماعي از 1/9/1382
* 1362ــ 1380: مدير گروه علوم ارتباطات اجتماعي از 20/6/1362 تا 26/10/1380
* 1371 ــ 1375: معاون آموزشي و پژوهشي دانشكده علوم اجتماعي از 5/7/1371 تا 1/7/1375
* 1363 ــ 1364: معاون آموزشي و پژوهشي دانشكده علوم اجتماعي از 25/1/1363 تا 22/4/1364
 
كتاب‌هاي تاليف شده:
*‌ روزنامه‌نگاري نوين ــ تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ــ‌با همكاري حسين قندي چاپ اول 1379/ چاپ دوم 1380/چاپ سوم ــ 1382/ چاپ چهارم 1383
 *تحليل محتوا ــ‌ تهران: انتشارات اداره كل تبليغات دولت، چاپ اول ارديبهشت 1380/ چاپ دوم مهر 1380
 * فرهنگ علوم ارتباطات: فارسي، انگليسي، فرانسه ــ تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ــ ‌در دست ويرايش با همكاري دكتر معتمد‌نژاد
 

دكتر بديعي در طول 30 سال تدريس تاكنون استاد راهنماي 5 رساله دكترا و 32 رساله كارشناسي ارشد و استاد مشاور 2 رساله دكترا و 42 رساله كارشناسي ارشد بوده است. وي 13 بار نيز به عنوان استاد داور، پايان‌نامه‌هاي كارشناسي ارشد را داوري كرده است.

نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد