خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ گردشگري ـ سرو کهنسال شهر ابرکوه که عمري پنج هزار ساله دارد، پيرترين ساکن اين شهر پنج هزار ساله است.
سرو نمادي از ايران بوده و در اسطورهها آوردهاند كه سرو ابركوهه كاشته شده از سوي زرتشت است و اين مساله زيبايي و تقدس سرو پنج هزار ساله را صد چندان ميكند.
در ايران باستان، کاشتن درخت از اهميت بسيار بالايي در طبقات مختلف جامعه برخوردار بوده است. در نگاره ها و آثار باستاني مانند حجاري هاي دوره هخامنشي در تخت جمشيد، نماد درخت و به طور خاص ، سرو آورده شده است.
زرتشتيان معتقدند كه سرو به دليل آن که درختي هميشه سبز است، همواره در ايران اهميت خاصي داشته و سرو پنج هزار ساله ابرقو نيز که آن را سرو زرتشت هم مينامند، نمادي از همين امر به شمار ميرود.
غير از نگارهها و حجاريها در پارچهبافيها هم به گونهاي گياه ، درخت و همان سرو خميده که بعدها در فرهنگ ايراني ترمه ناميده شده ، ديده ميشود. سرو ابرقو در ديگر هنرهاي ايراني نيز به چشم ميخورد.
مينياتور بهترين مجال براي شناسايي اين درخت کهنسال است که به شکلي منحصر به فرد در آثار هنرمندان اين مرز و بوم جلوه کرده است. سرو ابرقو، اين نگين سبز کوير ايرانيان در تمامي جهان به عنوان نمادي از زندگي و زيبايي معرفي شده است.
سرو ابركوه درون مسجد جامع ابرکوه است.
اين مسجد با محراب گچبري منحصر به فرد به صورت چهار ايوان و حياطي مستطيل شكل و داراي دهليزها، شبستانها و متعلقات ديگر است که از نظر سبك ساختماني از بناهاي چهار ايواني به شمار ميآيد.
مسجد ديگري که در اين شهر قرار دارد، مسجد بيرون است که مردم اين منطقه بر اين باورند که قدمگاه علي بن موسي الرضا است. اين مسجد شامل دو ايوان با حياط مركزي است و ايوان جنبي به گنبد خانهاي كه از داخل مربع و از خارج نيم دايره است، متصل است.
شيوه معماري آتشکدههاي ساسانيان که به خاطر اعتقادات افراطي به دين زرتشت شهرت دارند، در ساخت اين مسجد ديده ميشود.
ابر كوه كه از آن با نام ابرقو يا بركوه نيز در منابع قديمي ياد شده است، نامش حتي در شاهنامه نيز آمده است. فردوسي از اين شهر با نام ديار پهلوانان و محل رونق تاجران ياد ميكند.
اگر به ابر كوه برويد، با تپههاي سوختهاي در اطراف آن روبهرو ميشويد كه بنا بر بعضي روايات آتش ابراهيم در اين مكان افروخته شده و عدهاي نيز آنرا به آتش سياوش نسبت ميدهند.
از ديگر بناهاي ديدني اين شهر، گنبد عالي است كه از قديميترين بناهاي تاريخي ابر كوه محسوب ميشود. گنبد عالي که در سال 448 هجري ساخته شده، بنايي هشت ضلعي است که توسط فرزند «امير علي الدين شمس الدوله ديلمي» به نام فيروزان ساخته شده است. امير علي الدين شمس الدوله ديلمي از امراي ديالمه است.
خانه آقازاده يكي بناهاي ديدني ابرکوه است که ساخت آن به دوران معاصر نزديک است.اين بناي قاجاري مساحتي هشتصد متري دارد و مانند ساير خانههاي منطقه كوير داراي حياط مركزي است.
همچنين يخچالهايي كه در اطراف ابر كوه قرار دارند به شكل مخروط و از زيبايي خاصي برخوردارند كه نياز مبرم مردم منطقه به يخ را به دليل قرار گرفتن در منطقه گرمسيري برطرف ميكردند.
شهرستان ابر كوه با وسعت 6 هزار كيلومتر مربع و در فاصله 140 كيلومتري غرب يزد و در مسير اصلي يزد _ شيراز قرار دارد. فاصله اين شهر تا شيراز 300 كيلومتر و تا اصفهان 280 كيلومتر است.
نزديکي اين شهر به دو شهرستان بزرگ ايران سبب شده که مسئولان گردشگري اين استان به فکر جذب گردشگران نوروزي بيافتند. تمهيداتي نيز براي پذيرايي از ميهمانان نوروزي در عيد امسال از طرف ادارههاي دولتي و مردم ابر كوه در نظر گرفته شده است.
از جمله اين اقدامات ميتوان به تشكيل ستاد اسكان مسافران نوروزي، پذيرايي و امكان مسافران نوروزي، امكان بازديد گردشگران داخلي و خارجي از تمامي بناها، ايجاد بناهايي براي راهنمايي مسافران و معرفي آثار تاريخي و ديدني اشاره كرد.
وجه تسميه ابرکوه
از آنجا كه اين شهر ابتدا در پاي كوه ساخته شده، آنرا «برِكوه» ميگفتند(كنار كوه) كه در گويش مردم به «ابركوه» تبديل شد و پس از ورود اسلام اين نام نيزمانند بعضي نامهاي ديگر در گويش عربي، كاف به قاف تبديل و «ابرقو» خوانده شده است. نهايتا در سال 1350 اين شهر به صورت رسمي «ابركوه» ناميده شد. نام آن در منابع قديم و جديد به صورتهاي «ابرقو»، «ابركويه»، «ابرقويه»، «برقوه» و «دركوه» آمده است.
افسانهها و داستانهايي درباره ابتداي حضور ابركوه
درباره بوجود آمدن و قدمت ابركوه افسانهها و داستانهايي نقل ميشود كه اغلب سند و مرجع علمي مقبولي ندارند ولي با توجه به آثار و ابنيه باقيمانده ميتوان پي به قدمت زياد ابركوه پيبرد. ولي تاريخ دقيق آنرا بايد در نوشتههاي پراكنده جستجو كرد. در كتاب «شناخت ابركوه و قدمت آن» از قول احمدبن حسين بن علي كاتب مولف كتاب تاريخ جديد يزد آمده زماني كه اسكندر كثه(يزد كنوني)به عنوان زندان قرار داد(يعني زماني كه تازه يزد را بنيان نهاد)نايبي براي خود در «ري» تعيين كرد كه از ايالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وي ميفرستاد.
در صورت صحت اين گفته قدمت ابركوه نه تنها از يزد بيشتر است بلكه در آن زمان هم سنگ و هم رده ايالت اصفهان و اصطخر قلمداد ميشده است.