خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ گردشگري ـ تيمي از کوهنوردان نيشابوري که ماههاست براي صعود به قله برودپيک برنامهريزي كردهاند و تيم منتخبي از کوهنوردان کشور با هزينه فدراسيون کوهنوردي و سازمان تربيتبدني در قالب تيم ملي، تا چندي ديگر عازم منطقه برودپيك براي صعود به اين قله ميشوند.
امسال جشن 50 سالگي صعود به اين قله برگزار ميشود.
برودپيک دوازدهمين کوه مرتفع دنيا بخشي از توده عظيم گاشربرومها بوده و در هشت کيلومتري از کوهکي2، در طول يخچال "بالترو" و بالاي "کنکورديها" در مرز چين و پاکستان قرار دارد. اين کوه در بخش شرقي يخچال گادوين آستين و در فضايي مابين گردنه سلا و گردنه فالکون و گروه گاشربرومها قرار گرفته است.
در نخستين كاوشها توجه زيادي به اين کوه نشد، شايد علت آن پنهان بودن از ديد کاوشگران بوده است. در سال 1892 مارتين کانوي نام برودپيک (کوه پهناور) را بخاطر پهناور بودن سطح خط الراس منتهي به قله که حدود يک و نيم کيلومتراست برآن نهاد (اين نام قبلا به کوه چوگوليزا اطلاق مي شد). نام فالکون کانگري نيز بر اين کوه نهاده شده که البته معناي همان کوه پهناور را مي دهد که نامي است بالتي، ولي ظاهرا با اقبال عمومي مواجه نشد و پاکستانيها نيز نظير ساير غربيها کوه را برودپيک مينامند. پس از "کانوي" اين کوه توسط ساير کاوشگران و کوهنوردان همچون "اکنستين" و "آبروزي" و بعدها توسط تمامي کسانيکه براي صعود قلل مرتفع منطقه وارد قراقروم مي شدند نيز مشاهده شد.
کوه برودپيک از سه قله شمالي 7600 متر، مرکزي 8005 متر و قله اصلي 8047 مترتشکيل شده. تا سال 1954 هيچ تلاشي بر روي برودپيک صورت نگرفت تا اينکه در اين سال تيمي متشکل از کوهنوردان اتريشي، آلماني به رهبري دکتر هرليخ کوفر که براي صعود کي2 وارد پاکستان شد بود پس از آنکه فهميد ايتاليائيها پيش از ايشان اجازه صعود به کي 2 را دريافت كردهاند هدف خود را به سوي برودپيک تغيير داد.
"هرليخ کوفر" گرده غربي که ميان قله اصلي و مياني در مي آمد را قابل صعود تشخيص داد. اين مسير توسط "ديرن فورث" پيشنهاد شده بود که در صعود سال 1934 آنرا ديده بود. شيب تند مسير حمل بار را براي باربران بالتي دشوار ميكرد. بنابراين آنها به سمت شرق آمده و يال جنوب شرقي را انتخاب کردند. اين مسير شامل 300 متر دهليز بود که ديرن فورث آنرا خطرناک و بهمني تشخيص داده بود. کوهنوردان نام دهليز را لوله توپ نهاده بودند. تيم تا 6900 متر بالا رفت اما سقوط بهمن در دهليز موجب جراحت سه نفر از اعضا شد. در اوايل زمستان و پيش از شروع بارشها تيم منطقه را ترک كرد.
در 1957 هرمان بول که پس از صعود سال 1953 قهرمان "نانگاپاربات" شناخته ميشد، تصميم گرفت با تيمي کوچک، صعود سبکباري را بر روي برودپيک انجام دهد. همانند نانگاپاربات او تصميم داشت باز هم کپسول اکسيژن همراه نبرد. وي را در اين صعود مارکوس شاموت، فريتز وينتر استيلر و کورت ديمبرگر همراهي کردند. اين تيم در 9 جون سال 1957 توانست قله برودپيک را در نخستين صعود سبکبار يک هشت هزار متري فتح كند. سه هفته بعد هرمان بول بر اثر سقوط يک کلاهک سنگي در چوگوليزا درگذشت. پس از اين صعود هر ساله کوهنوردان بسياري همچون ساير هشت هزار متريها بر روي برودپيک نيز تلاشهايي را صورت ميدهند.
|
برنامه تابستان امسال فدراسيون کاري است صرفا تبليغاتي براي اهراز پست رياست توسط سرپرست کنوني.
|
همچنين در سال 1384 مهدي اعتماديفر کوهنورد خوب کشورمان توانست پرچم ايران را بر فراز اين کوه به اهتزاز در آورد. وي نخستين کوهنورد ايراني است که به شکل مستقل يکي از 14 قله هشت هزار متري دنيا را فتح ميكرد(ساير 8000 متريهاي صعود شده توسط ايرانيها تماما با حمايت فدراسيون کوهنوردي به موفقيت رسيده بودند) و بدين صورت برودپيک 84 نيز در سبد قلل ماناسلو55، گاشربروم دو 76، اورست 77، چوآيو79، شيشاپانگما 79، ماکالو80 و لوتسه 81 که پيشتر پرچم ايران را لمس کرده بودند قرار گرفت، ضمن آنکه در سال 84 قله اورست نيز توسط تيمي از مردان و زنان ايراني مجددا فتح شد.
انتخاب هوشمندانه
تابستان 2007 مصادف است با پنجاهمين سالگرد نخستين صعود کوه برودپيک، از اين رو گروههاي بسياري از اقصي نقاط دنيا بويژه کوهنوردان اتريشي که خود را صاحب نخستين صعود اين کوه ميدانند امسال راهي اين کوه خواهند شد.
بويژه آنکه "کورت ديمبرگر" کوهنوردي که در نخستين صعود قله هرمان بول را همراهي کرده بود بعنوان ميزبان از ايشان پذيرايي خواهد كرد.
از ايران نيز اخباري جسته و گريخته مبني بر حضور دو تيم و يک کوه نورد مستقل(وي به همراه تيمي تجاري در منطقه حضور خواهد داشت) به گوش ميرسد. تيمي از کوهنوردان نيشابوري که ماههاست براي اين صعود برنامه ريزي كردهاند و تيم منتخبي از کوهنوردان کشور که با هزينه فدراسيون کوهنوردي و سازمان تربيتبدني و در قالب تيم ملي عازم اين برنامه ميشود.
در واقع بحث پنجاهمين سالگرد صعود برودپيک اين نويد را ميدهد که کوه از سوي ميزبانان که همان کوهنوردان اطريشي و البته پاکستانيها هستند از هر نظر براي صعود مهيا شود. امکانات مناسب هواشناسي، وجود شرپاهاي قدرتمند نپالي و ثابت گذاري کل مسير صعود، وجود کمپ امداد در منطقه از سوي دولت پاکستان و ...... شرايطي را فراهم خواهد آورد که اکثر تيمها بتوانند بدون دغدغه بر روي کوه و به اميد فتح آن تلاش كنند.
نمونه اين امر در سال 2003 بر روي اورست و نانگاپاربات، در 2004 بر روي کي 2 و در 2005 بر روي گاشربروم2 مشاهده شد، به طور مثال در سال 2004 کي 2 شاهد صعود بيش از 50 کوه نورد بر فراز خود بود، در حاليکه در 50 سال قبل از آن تنها 100 کوهنورد به اين کوه صعود کرده بودند.
انتخاب برودپيک از سوي کوه نوردان نيشابوري امري هوشمندانه محسوب ميشود بطوريکه کوهنوردان اين شهرستان که پيشتر تجربه صعود به کوه لنين، خانتنگري و تلاش بر روي پوبدا را در کارنامه خود داشتهاند ميتوانند با بهرهمندي از تجربيات ميزبانان برگي بر افتخارات کوهنوردان استان خراسان و ايران زمين بيافزايند. اما بايد پرسيد تيم منتخب فدراسيون کوهنوردي با پيشينه صعود به هفت قله هشت هزار متري و چندين قله هفت و شش هزار متري چه نيازي به تکرار صعود برودپيک دارد که در سال 84 شاهد صعود يک ايراني بوده. آيا هدف تنها کسب تجربه است يا فدراسيون به دنبال اجابت نصيحت مسولان سازمان تربيتبدني مبني بر انجام کاري دهان پرکن پيش از برگزاري انتخابات (احتمالا در اواخر شهريور) است تا بدين شکل توانمنديهاي نهفته سرپرست فدراسيون را بهرخ بکشد.
البته شنيدهها حاکي از دريافت اجازه صعود به گاشربروم يک پس از صعود برودپيک است. اگر اينچنين باشد باز تاييد گفتار بالا است که فدراسيون تنها به فکر صعود يک هشت هزار متري است نه افزودن بر هشت هزار متريهاي صعود شده ايرانيها.
اگر هدف از گزينش برودپيک هم هوايي صعود گاشربروم يک باشد لقمه را دور سر چرخاندن است زيرا براي هم هوايي صعود به گاشربروم يک بهتر بود قله گاشربروم دو 8035 متر را انتخاب ميکردند که هم از برودپيک راحتتر و هم به گاشربروم يک نزديکتر است. ضمن آنکه هزينه صعود به اين دو بسيار پائينتر از طرح مورد نظر فدراسيون است. در هر حال برنامه تابستان امسال فدراسيون کاري است صرفا تبليغاتي براي اهراز پست رياست توسط سرپرست کنوني. اميدواريم تمامي افراد حاضر در اين برنامه ضمن صعود موفق، به سلامت به کشور بازگردند شايد فدراسيون کوهنوردي از اين بلاتکليفي رهايي يابد، درغير اينصورت بايد منتظر فصل بهار بود و تبليغاتي ديگر.
رضا زارعي