۱۳۸۶/۳/۷ - 11:59:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط

برف‌چال، پيوند سنتي با طبيعت
در مراسم برف چال وقتي گودال پر از برف شد در يك لحظه سفره‌هاي بزرگ و كوچك روي زمين پهن شده و جمعيت دورشان حلقه مي‌زنند.
چوپان‌هاي كوه دماوند اكنون منابع آبي خود را در تابستان از مراسم برف‌چال تامين مي‌كنند
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ سرت را برمي‌گرداني، همين كه قله پرشكوه دماوند از كادر نگاهت خارج مي‌شود، در دشت سبزي كه حالا وارد زاويه، ديدت شده انبوه آدم‌هايي را مي‌بيني كه برف به دوش در حال حركت هستند كمي آن سوتر چاله‌اي كه با تكه‌تكه اين برف‌ها پر مي‌شود. صد نفر، هزار نفر، شايد هم خيلي بيشتر نگاهت را در هم مي‌كشي، تازه داري به ياد مي‌آوري، كه كجا هستي و چرا هستي؟ درست است برف‌چال يك مراسم سنتي و كهن و زيبا كه هنوز، فرهنگ شتاب زده شهري، قدرت و فرصت پاك كردنش را نيافته است.
 
ماجرا از يك سنت قديمي در منطقه خبر مي‌دهد، منطقه‌اي كه ديگر به روستا شباهتي نداشته و اكثر اهالي‌اش به شهر رفته، و هر از گاهي براي لختي استراحت و تفريح سري به ديارشان مي‌زنند.
 
در زير قله دماوند، آنجايي كه بلنداي سترگ قله‌اش ديدني است و شكوفه‌ سيب و گيلاس به پيشواز بهاران مي‌آيند هر ساله در اواسط ارديبهشت ماه مراسمي برپا مي‌شود تحت نام برف چال. در اين روز اهالي آب اسك، آخرين تكه‌هاي برف دامنه‌هاي مراتع پيرامون روستا را در چاله‌اي بزرگ انباشت مي‌كنند تا براي دام‌هايشان در طول روزهاي گرم تابستان آب داشته باشند.
وابستگي مردم روستايي به دام و صحرا از يك طرف (كه وسيله معيشت ايشان است) خشكي هوا و كم شدن آب چشمه‌ها در تابستان از طرف ديگر زمينه‌ برگزاري چين مراسمي است. ناگفته نماند جامعه روستايي مجموعه روابط انساني، است كه در روستاها شكل مي‌گيرد. مفاهيمي چون، روابط متقابل فردي، هم مكان بودن، اجتماع طبيعي، گردهمايي با هدف مشخص، نهادهايي كه هسته ارتباطات مداوم و پايدار در آنها تبلور مي‌شود و همه و همه، همچون رشته‌هاي كشاورزي و دامداري واقعيتي ملموس در اين مراسم دارد و شركت در مراسم (برف‌چال) يا به قول محلي‌ها ورف چال عملي متبرك محسوب مي‌شود و فقط محلي‌ها حق حضور در آن را دارند. زنان در روستا باقي مي‌مانند و مراسم خاص خود را دارند. در برپايي اين مراسم ديدني كه ژرفاي دلبستگي به فرهنگ قومي و تعاون جمعي موج مي‌زند تنها اجراي آييني يك جشنواره مردمي نيست، بلكه در بطن خود وابستگي به طبيعت و پاس داشت سنت‌ها را نيز به نمايش مي‌گذارد. به عبارتي اجراي مراسم (برف‌چال) ريشه در باورها و اعتقادات جامعه‌اي دارد كه دام و مرتع در زندگي ايشان نفس تعيين كننده‌اي داشته است.
 
روستاي ييلاقي اسك:
روستاي اسك در 90 كيلومتري شمال شرق و در جاده تهران- آمل قرار دارد. بيشتر مردم اين روستا به صورت پراكنده در روستاهاي اطراف و در شهر آمل و در محله اسپه‌كلا زندگي مي‌كنند. واژه اسك از اشك و اشكانيان قبل از اسلام گرفته شده است. اسكي‌ها يكي از طوايف بزرگ بالا لاريجان آمل هستند كه به تيره و شعبات و خانواده‌هاي: درزي، اميري، قادري،مهدي‌زاده، زاهدي، فرخي، عقاپور، خوشبين، مرشد، رجبي، فاني، فلاح‌زاده، اعلايي، پرستار، رئيسي و... تقسيم مي‌شوند. از شخصيت‌هاي برجسته اسكي مي‌توان از آقاي لطفي وزير دادگستري دكتر مصدق نام برد كه فرزندشان در سال 1330 در آمل هفته‌نامه اسك را منتشر كرد.
 
اسك از دوران سلطان سليمان صفوي 1078ه.ق منطقه حاكم نشين لاريجان بود و حدود 130 سال پايتخت منطقه به شمار مي‌رفت. اين روستا در سال 1851 ميلادي داراي دو هزار و 500 تا سه‌هزار نفر جمعيت بوده و در خاطرات "ليدي مري شل" به عنوان شهر معرفي شده است. آب اسك داراي چشمه‌هاي آب معدني متعددي است كه از كوه‌هاي آهكي و گوگردي ظاهر شده و مورد استفاده بسياري از مردم قرار مي‌گيرد و براي بيماري‌هاي پوستي مفيد است.
 
ارتفاع چشمه‌هاي از سطح دريا در حدود هزار و 730 متر است كه بوي هيدروژن سولفوره در اطراف چشمه‌ها استشمام مي‌شود.
املاح گوگردي از خواص آب چشمه‌هاي اسك است.
 
ديگر چشمه‌هاي اسك عبارتند از: هشتي كنا، قلقل سر، زاغ چشمه، نادعلي و... كه آب‌هاي اين چشمه‌ها براي امراض جلدي، درد چشم، كم شدن غلظت صفرا، ازدياد ترشح صفرا، بيماري‌هاي گوارشي، كبدي، مجاري، صفراوي، معده و تغذيه و ... مفيد است .
 
از ديگر مناطق تاريخي و ديدني اسك مي‌توان از غار اسك، غار كبوتر كه در حدود 370 متر طول دارد و اعتمادالسطنه و دكتر مورل آلماني از آن ديدن كرده‌اند نام برد. غارهاي كافر كلي كه به شكل اتاقك و دخمه‌ها است و با دست انسان در دل كوه كنده شده است. دمورگان كافر كلي‌هاي اسك را از غارهاي ماقبل تاريخ مي‌داند كه توسط انسان كنده شده است.
 
مراسم ورف‌چال(برف‌چال)
مراسم برف‌چال همه ساله در نيمه ارديبهشت ماه در روستاي ييلاقي آب اسك برگزار مي‌شود. چند روز قبل اهالي اسك از ديگران دعوت به عمل مي‌آورند و روز قبل از اجراي مراسم، منادي بر بام مسجد مردم را به آماده ساختن نذورات فرا مي‌خواند. روستاييان آب اسك در قرون گذشته به منظور جمع‌آوري و ذخيره آب از برف در محلي مناسب براي استفاده علوفه چينان و شرب دام‌ها در ناحيه اسكه‌وش به فكر پيدا كردن جايي براي ذخيره برف مي‌افتند، چرا كه چوپان‌هايي كه به دامنه‌هاي دماوند براي چراي گوسفندان مي‌رفتند به علت كمبود آب مجبور بوده‌اند زود به ده برگردند، لذا تصميم مي‌گيرند چاهي بكنند تا بتوانند در آن آب ذخيره كنند و مدت بيشتر در آن بالا باشند. به گفته معمرين محلي، شخصي به نام سيدحسن‌ولي در همين زمان گذارش به منطقه مي‌افتد. مي‌پرسد چه كار مي‌كنيد؟ آنها مي‌گويند ما مي‌خواهيم گودالي بكنيم تا برف را در‌ آن ذخيره كنيم ولي همه جا به سنگ برمي‌خورد مي‌كنيم؛ سيدحسن ولي مي گويد من يك دايره مي‌كشم آنجا را بكنيد سپس با عصاي خودش جايي را مشخص مي‌كند و حفاري و ساختن جايگاه ذخيره برف را در آن توصيه مي‌كند. سيدحسن شرطي را بنا مي‌گذارد و مي‌گويد: كه هرسال وقتي مردم براي جمع‌آوري برف و برگزاري مراسم به اسكه‌وش مي‌آيند با نان و پنير و عسل پذيرايي شوند و گوسفندهايي قرباني كرده و گوشت آن در ميان مردم تقسيم شود.
 
مردان شركت كننده محلي و ميهمانان كارشان اول تميز كردن جاده ناصري (جاده‌اي كه به برف چال ختم مي‌شود) است و لايروبي گودال برف چال. در اين روز اسكي‌ها در هر كجا كه باشند خود را به مراسم مي‌رسانند تا هم ديد و بازديد دوستان و اقوام باشد و هم اجراي مراسم دسته جمعي آييني‌شان. در اين روز كساني كه نامزد دارند نيز آداب خاص خود را دارند. به اين شكل كه خانواده داماد هديه‌هاي مختلفي را نزد خانواده عروس مي‌برند از طرفي مادر عروس نيز حدود 100 تخم‌مرغ و شيريني رشته و نان برنجي تهيه كرده و در ميدان اسك بين خانم‌ها و آقايان تقسيم مي‌كند.
 
حال گودال برف را با سنگ پوشانيده و فقط بالاي آن به اندازه‌اي كه برف را به داخلش بريزند باگذاشته‌اند. آرام آرام اهالي مي‌رسند و منطقه شلوغ مي‌شود اهالي به سمت يك قطعه برف بزرگ كه در حدود 700-600 متري گودال است حركت مي‌كنند. دو نفر با ديلم و بيلچه برف را قطعه‌قطعه مي‌كنند و بقيه بنا به زور بازوي‌شان قطعات برف را به دوش مي‌كشند و به طرف گودال به راه مي‌افتند. يك حركت دسته جمعي بي‌ريا و صادقانه .كودك و بزرگ، پير و جوان، با يك وجه مشترك احترام به يك سنت كهن برف‌ها را در گودال مي‌ريزند و صلوات مي‌فرستند تا خداوند بركت را از آنها نگيرد.
 
پيران ده در گروه‌هاي دو يا سه نفر در زير نور ملايم آفتاب نشسته و گپ مي‌زنند در بالاي تپه عده‌اي از خانم‌ها اين جوش و خروش را نظاره مي‌كنند. كم‌كم گودال پر از برف مي‌شود در يك لحظه سفره‌هاي بزرگ و كوچك روي زمين پهن و جمعيت دورشان حلقه مي‌زنند. يكي از جالب‌ترين و بزرگترين خواص اين سفره‌ها اين است كه در اين روز هر كسي پاي هر سفره كه بنشيند پذيرايي مي‌شود. اصلاً مهم نيست كه ميهمان كدام خانواده هستند. زيرا خانواده‌ها بيش از مصرف غذاي خانواده خود تدارك غذا مي‌بيند. همه خود را ميهمان سيد حسن ولي مي‌دانند.
 
مراسم حكومت يك روزه زنان در اسك
در واقع خانم‌ها در اين روز به يك آزادي نسبي مي‌رسند و اين آزادي را جشن مي‌گيرند. روز بدون مردان. در اين روز خانم‌ها هر جور كه بخواهند لباس مي‌پوشند و راه مي‌روند و تفريح مي‌كنند. در روز مراسم برف چال تمام مردان ده از پنج سال به بالا روستا را ترك مي‌كنند و خود را ملزم به شركت در آيين برف چال مي‌دانند و معتقدند عدم شركت در مراسم عواقب ناخوشايندي در پي خواهد داشت.
 
مي‌گويند در ايران در سه روستا مراسم حكومت زنان اجرا مي‌شود افوس، توچه غار، آب اسك. اما رسمي كه تنها در اسك اتفاق مي‌افتد به اين روستا برجستگي خاصي مي‌بخشد، مراسم برف چال مردان در مرتع اسكه‌وش و مراسم مادرشاهي در همان روز به وسيله زنان در روستا برپا مي‌شود.
 
حكومت زنان (مادر شاهي)
در روز اجراي آيين برف‌چال كه مردان از روستا خارج مي‌شوند براي حفظ نظم زنان به طور موقت زمام حكومت را در دست مي‌گيرند. براي تحقق بخشيدن به هدف خويش، از ميان خود زني (حاكمي) را برمي‌گزينند تا وي به نظام حكومتي كه به طور موقت در روستا ايجاد شده سر و سامان بدهد. حكومت زنان را در قديم مادر شاهي نيز گفته‌اند.
 
چگونگي انتخاب حاكم
حاكمي كه براي اداره حكومت يك روزه به ايفاي نقش مي‌پردازد زني است كه داراي صفاتي همچون تسلط در رهبري، قدرت در مديريت، كم‌‌رو و خجالتي نبودن، پر سر و زبان بودن، كارداني و زيبايي. ‌زني كه چنين بر مسند حكومت بنشيند معمولا روز قبل از اجراي مراسم به مقام خود واقف مي‌شود.
 
ساختار حكومتي
زني كه براي اين منظور منصوب مي‌شود براي چرخش روال حكومت و برقراري ضوابط موجود در اين مراسم، زناني را كه عنوان نگهبان روستا در جاهاي مختلف روستا قرار مي‌دهد. اين زنان كه بعضا دختران جوان هستند به طور داوطلبانه خود را جهت نگهباني و پاسداري از روستا نامزد مي‌كنند. از شرايط لازم براي احراز اين منصب بنيه قوي، شجاعت، سر و زبان داشتن است. امروزه تعداد اين نگهبانان به 20 تا 30 نفر رسيده است. اين زنان نگهبان ملبس به لباس سربازان قديم هستند.
در زمان اجراي مراسم حكومت زنانه، مردان نبايد در روستا باشند و همگي بايد روستا را به مقصد مرتع اسكه‌وش ترك كنند. البته در مورد مرداني كه بيمار و يا مسن باشند وضعيت فرق مي‌كند و آنها مي‌توانند به شرط آن كه خانه باشندو جلوي پنجره يا روي تراس ظاهر نشوند. مردان غريبه و حتي مردان اهل اسك به هيچ وجه حق ورود به ده راه ندارند. در اين روز حتي از ورود نيروهاي انتظامي به داخل روستا ممانعت مي‌شود. دستورات حاكم لازم‌الاجرا است و هيچ كس نبايد تخطي كند. اين قانون در مورد زنان خاطي نيز مصداق دارد. مثلا زنان مختلف را بر الاغي پالان به طور برعكس نشانده و دوره مي‌گردانند و هو مي‌كنند ولي غالبا از مجازات بدني زنان دوري مي‌شود. بعضي زنان نيز محكوم به تهيه شيريني و ديگر ملزومات مي‌شوند.
 
فرمانروا در اين روز از قدرت و تسلطي ويژه برخوردار است. با وجود وزرايي كه وي براي خود انتخاب كرده- كه به وزيران دست راست و دست چپ معروفند وي احساس اعتماد به نفس بيشتري در ايفاي نقش خود مي‌كند. شاه و وزيرانش لباس مخصوص به تن مي‌كنند؛ در گذشته لباس شاه شبيه لباس افراد سپاه دانش و لباس وزراي وي همانند اونيفورم سربازان بود. در ابتداي روز با رقص و پايكوبي اين زنها آنقدر به نواختن و پايكوبي ادامه مي‌دهند تا فرمانروا از خانه بيرون آمده و همراه ايشان به محل تكيه بيايد. حاكم پس از رسيدن به اين نقطع در قصر خيالي خويش مي‌نشيند و وزيران خود را هم در طرفين مي‌نشاند.
 
پس از جمع شدن تمامي زنان در تكيه مراسم شورع مي‌شود. ابتدا به حكم حاكم نگهبانان در چهارگوشه روستا مستقر مي‌شوند و بقيه پاسداران همراه زنان روستايي در داخل روستا مي‌گردند تا مبادا داخل روستا پنهان شده باشد. در حين اجراي مراسم نگهبانان مرتب به سراغ شاه آمده و چگونگي وضعيت روستا را از حيث وجود يا عدم وجود مردان گزارش مي‌دهند. اگر گزارشي مبني بر ديده شدن مردي در داخل روستا به گوش حاكم برسد وي كليه زنان را به دنبال مرد مذكور مي‌فرستدتا اورا تنبيه كرده و مجازات‌هاي ويژه را در موردش اجرا كنند. با نزديك شدن ظهر مراسم كم‌كم روبه اتمام مي‌رود و حاكم با بيشتر زنان روبوسي مي‌كند و ايشان را براي زنده نگه‌داشتن اين سنت قدرداني و تشويق مي‌كند.
 
اين روز چون روز ويژه زنان است و آنها آزادي بيشتري در غياب مردان دارند سعي مي كنند از انجام دادن كارهاي روزمره خودداري كنند تا بتوانند در جمع زنان مجري آيين حاضر شوند. البته زناني كه عزادار هستند چندان تمايلي براي شركت در اين مراسم ندارند. در مورد زنان غريبه روستاي اسك در گذشته كمتر پذيرفته مي‌شد ولي امروزه حضور آنان در اين مراسم قابل قبول است. بعد از اتمام مراسم زنان به صورت دسته‌جمعي غذا تهيه مي‌كنند و بعد از صرف غذا و برچيده شدن بساط جشن و سرور در آستانه ورود مردان به ده جانب زنان هيچ‌گونه استقبالي از مردان نمي‌شود.
حسن‌علي مهجوري
نظر شما در مورد اين خبر؟ (1نظر)
 نظرات شما
عباث !
سلام حسين جان ! ورف چال را بلاخره به ميراث خبر كشاندي اما بايستي گفت كه بخش اصلي مراسم كه قصه اساطيري و راز آميز آن بود را بدون اشاره گذرانده اي اسطوره شناس معروف ميرچا الياده در اين باب مفصل در كتاب اسطوره و رويا و راز مطلب نوشته است كه كه به نگرش عميق تري به وضوعي از اين دست پرداخته است . اما در همين حد هم رابي ميراث غنيمت است نوشتن !!

1
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد