۱۳۸۶/۵/۲۷ - 11:35:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
موفقيت در انتظار كوهنوردي آسيا
رييس فدراسيون جهاني كوهنوردي: بايد شاهد رشد كوهنوردي در آسيا باشيم
اجلاس جهاني كوهنوردي 27 مهرماه در تهران آغاز مي شود
سود توريسم قونيه در سالمرگ مولانا همچنان روند صعودي دارد
صعود به آناپورنا برامه بعدي صعود كنندگان نانگاپاربات خواهد بود
گزارش حادثه نانگاپاربات از قول يكي از اعضاي تيم صعود
وزارتخانه مستقل ميراث فرهنگي و گردشگري در دولت دهم محقق نمي‌شود
صنايع دستي نياز به سازماني مستقل دارد
برگزاري نشست مقدماتي تأسيس اتاق مستقل بازرگاني و صنايع و معادن
نوآوري در كوهنوردي ايران ديده نمي‌شود
دولتي‌ها و خصوصي‌ها در عرصه‌ هيماليانوردي در يک چيز مشترک‌اند: در هيچيک از اين همه کار که با صرف صدها ميليون تومان پول، وقت بسيار و مرگ پنج – شش نفر به انجام رسيده است، نوآوري ديده نمي‌شود.
اختلاف كيفي چنداني بين كوهنوردي دولتي‌ها و غير دولتي‌ها نيست
خبرگزاري ميراث‌فرهنگي_ گردشگري_ عباس محمدي،‌ رييس هيات مديره انجمن كوهنوردان ايران_ در کوه‌نوردي هم مانند اقتصاد، مي‌توان قايل به دو بخش اصلي خصوصي و دولتي شد؛ يک بخش که با اتکا به اموال عمومي (بودجه ملي) اجرا مي‌شود و بخش ديگر که به هزينه شخصي (يا با حمايت مالي اشخاص خصوصي) اداره مي‌شود. در ايران، به پيروي از وضع عمومي اقتصاد و شرايط اجتماعي، ورزش‌ها در کل و کوه نوردي به طورخاص، عمدتا دولتي بوده‌اند. البته، بلافاصله بگويم که دولتي بودن کوه‌نوردي، فقط درحيطه هيماليانوردي است که حوزه پر سر و صداي اين ورزش است و نيز از حيث شمار صعودکنندگان وجه غالب را دارد.
در حيطه کوه‌نوردي عمومي، سنگ‌نوردي، ديواره‌نوردي، صعودهاي زمستاني، باشگاه داري و در رشته‌هاي جانبي کوه‌نوردي مانند غارپيمايي، کفه بخش خصوصي بسيار سنگين‌تر از کفه دولتي است. در واقع، مي‌توان گفت که کوه‌نوردي، در مجموع حتي از هدف‌هاي خصوصي‌سازي که اين روزها خيلي طرفدار يافته، تا حدودي جلوتر است. 
اما اگر بخواهيم فقط صعودهاي "بزرگ" يا به بيان ديگر صعودهاي هيماليايي را درنظر بگيريم، بي‌هيچ ترديدي مي‌توانيم بگوييم که تعداد قله‌هاي هشت هزار متري صعود شده به دست ايرانيان دولتي و شمار کساني که درگير برنامه‌هاي هفت و هشت هزارمتري بوده‌اند، بيشتر از شخصيت‌هاي خصوصي درگير در اينگونه از کوه‌نوردي بوده است و از لحاظ کمي، دولتي‌ها جلوترند. با اين حال، شايد جالب توجه باشد که ادعا کنيم در اين زمينه اختلاف کيفي چنداني بين کوه‌نوردي دولتي‌ها و غيردولتي‌ها نيست. 
صعود دو هشت هزار متري در تابستان امسال (کاظم فريديان، k2 و مهدي اعتمادفر، گاشربروم يک) شمار هشت هزارمتري‌هايي که ايرانيان صعود کرده‌اند – از ماناسلو در سال 1355 – را به ده قله رساند. از اين ده صعود، هفت مورد به دست تيم‌هاي اعزامي دولتي به سرانجام رسيده است و به جز اين دو مورد آخري، برودپيک هم به دست "بخش خصوصي" صعود شده است (مهدي اعتماد فر ، 1383). اگر صعود هومن آپرين – ايراني مقيم آمريکا – را هم به اورست در سال 1369 به حساب آوريم، چهارمورد از نخستين صعودهاي ايراني به هشت هزارمتري‌ها را بخش خصوصي و شش مورد را بخش دولتي به انجام رسانده‌اند که نسبت بسيار خوبي براي کوه‌نوردي غيردولتي کشور است.

محمدي : ارزش صعودهاي مستقل يا غير دولتي در اين هم هست که در آن‌ها از ظرفيت‌هايي استفاده مي‌شود که دولت آن را ندارد و لازم هم نيست که داشته باشد. مثلا برخورداري از کمک شرکت‌هاي تجاري يا دوستان.

 
در مورد قله‌هاي هفت هزارمتري (اگر تعداد قله‌هاي صعود شده و رکوردهاي انفرادي، و نه تعداد نفرات صعود کننده را در نظر بگيريم) وضع را شايد بتوانيم بيشتر به نفع کوه‌نوردي غيردولتي بدانيم؛ تنها ايراني که تا امروز توانسته است تمام قله‌هاي بالاي هفت هزارمتر شوروي پيشين را صعود کند، مهدي اعتمادفر است که اين کار را شخصي انجام داده است. برنامه‌هاي پرشمار کوه‌نورداني مانند حسين نظر، مسعود آقابالايي، پرويز مشهدي، و ... در قراقوروم، هيماليا، قفقاز و ديگر جاها نيز، به تمامي خصوصي بوده است.  
بخش خصوصي کوه‌نوردي ايران، در کارنامه خود چند صعود با ارزش هم دارد که بخش دولتي نظير آن را ندارد: صعود به قله دشوار مونت لوگان (6050 متر در مرز آلاسکا و کانادا) در سال 1379 و صعود ديواره عظيم "سله سي" و چندين قله فني در آمريکاي شمالي به دست غدير يزداني، دو صعود به آکونکاگوا (6960 متر، بلندترين قله نيم کره غربي) به دست عباس جعفري و سعيد طوسي، صعود آرش سفلا و يزدان عقاقيري به قله دنالي (يا مک کاينلي، 6194متر، بلندترين قله آمريکاي شمالي). 
 چرا صعودهاي غيردولتي مهم‌اند؟ به نظر من، به اين دليل که توانايي "استقلال" که يک ارزش در مجموعه ارزش‌هاي انساني و اجتماعي به شمار مي‌رود را در کوه‌نوردي که يک عرصه فرهنگي است، به نمايش مي‌گذارد. مهم است که انسان‌ها بتوانند توانايي خود را فارغ از وابستگي به دولت‌ها – به ويژه دولت‌هايي که خود را قيم و نه خدمت‌گزار مردم مي‌دانند – نشان دهند. انسان مستقل، توانا و دانا است که مي‌تواند جايگاه خود را در مقام شهروند (و نه رعيت) در جامعه تعريف کند. روشن است که نبايد اين ارزش‌گذاري بر صعودهاي مستقل، حمل بر بي‌ارزش دانستن صعودهاي دولتي شود، چراکه براي مثال در مواردي مي‌توان حمايت دولت را از يک برنامه، وظيفه آن و شرکت در آن برنامه را حق کوه‌نورد شايسته مملکت دانست. ولي در کشوري مانند ايران، و با سامانه تصميم‌گيري جانبدارانه که پيش از اين در بسياري موارد شاهد آن بوده‌ايم، پذيرفته‌شدن در تيم‌هاي "ملي" کوه‌نوردي نه صرفا به استناد شايستگي‌هاي فني، بلکه همچنين با دخالت دادن معيارهاي "گزينشي" خاص اين سامانه، صورت گرفته است. به اين دليل شايد پاره‌اي کسان که در اين تيم‌ها بودهاند، در خلوت خود هم چندان مفتخر به اين حضورها نبوده باشند. از اين گذشته، ارزش صعودهاي مستقل يا غيردولتي در اين هم هست که در آن‌ها از ظرفيت‌هايي استفاده مي‌شود که دولت آن را ندارد و لازم هم نيست که داشته باشد. مثلا برخورداري از کمک شرکت‌هاي تجاري يا دوستان. همچنين با اجراي يک صعود مستقل، به سهم خود از مصرف کردن درآمدهاي ملي که علي الاصول بايد صرف بسترسازي براي رشد آحاد جامعه شود، خودداري کرده ايم (و مي دانيم که هر برنامه دولتي، بسيار بيشتر از مشابه خصوصي اش هزينه مي‌برد.) 
اما (و اين خيلي مهم است که) در عرصه هيماليانوردي ايران، دولتي‌ها و خصوصي‌ها در يک چيز مشترک‌اند: در هيچيک از اين همه کار که با صرف صدها ميليون تومان پول، وقت بسيار، و مرگ پنج – شش نفر به انجام رسيده است، نوآوري ديده نمي‌شود، و حتي کم‌ترين تلاشي هم براي اجراي يک کار نو و ارزشمند در سطح جهاني نشده است. در اين زمينه، فقط يکي_دو بار حرف‌هايي از يکي_دو برنامه‌روي غيردولتي شنيده‌ايم. جا دارد که کوه‌نوردي ايران، از "پخته‌خواري" و بسنده کردن به تکرار مکررات دست بکشد.
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد