خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ خوزستاني ها به مندائيان يا صابئين، "صبي"(به ضم ص و تشديد ب) ميگويند كه از ريشه "صب" عربي به معناي ريختن آب گرفته شده است اما مندائيان معتقدند كه عنوان "مندايي" از كلمه آرامي "مندا" به معناي علم و عرفان و معرفت آمده است.
مشخص شده كه مندائيان در اواخر دوران اشكاني از فلسطين و اطراف وارد بينالنهرين شدهاند و تحقيقات تاريخي نشان ميدهد كه اين قوم، همان صابئيني هستند كه در قرآن در شمار اهل كتاب ذكر شده اند و در سال 1375 حضرت آيتالله خامنهاي هم فتوايي مبني بر اهل كتاب بودن ايشان صادر كردند.
از تعداد دقيق مندائيان در ايران يا در كل جهان آمار دقيقي وجود ندارد، اما به نظر ميرسد كه تعداد 20000 نفر از آنها در ايران(خوزستان) و شايد دو يا سه برابر اين تعداد هم در عراق(بغداد و شهرهاي جنوبي) زندگي ميكنند.
مندائيان تاريخ اسطوره اي خود را به زمان حضرت آدم ميرسانند و بر همين اساس تولد وي را در حدود 445000 سال پيش در تقويمشان ذكر ميكنند.
آنها معتقدند كه آدم و حوا سه فرزند پسر و يك فرزند دختر داشتند و از آنجا كه در دين مندايي خواهر و برادر نميتوانند با هم ازدواج كنند، خدا 60 موجود غير انساني(اثرا) فرشتهخو را از عالم نور به زمين ميفرستد تا با فرزندان آدم بياميزند و جامعه انساني را به وجود بياورند. طبق اعتقاد مندائيان، جامعه انساني مراحلي را پشت سر ميگذارد كه در پايان هر مرحله، همه ابناي بشر به جز يك زوج نابود ميشوند و از اين زوج باقيمانده، نسل بعدي مجددا توليد و تكثير ميشود.
"رام و رود" و "شورباي و شرهابييل" دو جفت از اين والدين آدميان هستند كه در ابتداي هر مرحلهاي نسل بشر را به وجود ميآورند. قابل ذكر است كه در اعتقادات مردم مختلف دنيا، معمولا يك جفت زن و مرد به عنوان والدين اوليه بشر شناخته شده هستند كه از آن جمله ميتوان به آدم و حواي عبري و اسلامي، مشي و مشيانه ايراني(دوران باستان)، ايزاناگي و ايزانامي ژاپني، مردوك و آرورو بابلي، اسك و امبلاي اسكانديناوي و نوگوآ و تاين لونگ چيني اشاره كرد.
امروزه مندائيان خود را از فرزندان شوم( همان سام پسر نوح) ميدانند و تكثر قومي، زباني و ديني امروزي جهان را به دوران پس از طوفان نوح نسبت مي دهند.
مقدسترين كتاب مندائيان، به نام "گنزا ربا"، به معناي گنج بزرگ است كه مطالبش توسط فرشته وحي بر حضرت آدم نازل شده است. بعد از گنزا ربا كتابي منسوب به يحيي(ع) به نام "ادراشي اديهيا" به معني تعاليم يحيي از ديگر كتابهاي مقدس آنان به شمار ميرود.
زبان مندائيان، زبان آرامي است كه در اوايل قرن ششم قبل از ميلاد جانشين زبان عبري براي كليميان شده و باور بر اين است كه حضرت عيسي و حواريونش هم به زبان آرامي حرف ميزدند. آرامي در زمان هخامنشيان زبان اداري امپراطوري بوده و تا زمان ساسانيان هم بقاياي آن ديده ميشود.
سلسله مراتب موجودات در دين مندايي به قرار زير است: هيي(خداوند)، ملكا و اثرا(فرشتگان)، موجودات زميني(انسانها و حيوانات) و موجودات جهان تاريك زيرين.مندائيان اصل انسان را از "نشمتا" ميدانند كه نور است و به حكم هيي به جسم خاكي هبوط مي كند و موجودي مخلوط از نور و خاك به نام انسان به وجود ميآيد.
رفيعترين مكان در جغرافياي كيهاني مندائيان مكاني است به نام " آلمادنهورا" كه عالم نور و معادل بهشت است.
لباسي كه مندائيان در هنگام اجراي مناسك ديني ميپوشند سفيد و 5 قطعه است. اين 5 قطعه عبارتنداز: پيراهن بلند، دستار، كمربند، شلوار و شال كه حداقل دوخت و دوز در آنها به كار رفته است.
در باور مندائيان خوردن هر چهارپايي به جز گوسفند نر حرام است. ولي از پرندگان و ماهيهاي غير گوشتخوار ميتوان به عنوان غذا استفاده كرد. حيوانات چهارپا چون بر روي زمين راه ميروند و زمين نيز خود با عالم زيرين(عالمي كه جايگاه ظلمات است) در ارتباط است، حرام هستند ولي پرندگان چون از زمين فاصله دارند،خوردنشان حلال است.
در مناسك ذبح، هم ذبح كننده و هم ذبح شونده بايد بدون نقصعضو و كامل باشند. در واقع بايد به همان كمالي باشند كه نخستين انسان و نخستين حيوان خلق شدند. كاردي كه براي ذبح به كار ميرود بايد كاملا فلزي باشد و قبل از ذبح در آتش گداخته شود تا ناپاكيهايش زدوده شود.
طبق روايات مندائي كل كائنات توسط هيي خلق ميشوند. اولين پرده آفرينش مربوط به آفريدن پنج فرشته مقرب است كه در طي پنج روز صورت ميگيرد. اين پنج روز را ايام "پروانايي" يا ايام پنجه ميگويند كه بزرگترين عيد مندائيان هم در همين روزهاست. اين ايام معادل با اواخر اسفندماه و اوايل فروردين(27 اسفند تا 4 فروردين) است. اين پنج روز در خارج از ماههاي مندائي قرار دارند و پنج روز اضافه در هر سال شمرده ميشوند و همچنين از پاكترين ايام در گاهشماري مندائيان هستند. برعكس بقيه اوقات كه مناسك ديني مندائيان فقط بايد در روز انجام گيرد، در اين ايام ميتوان مبادرت به اجراي مناسك در شب هم نمود.
مندائيان به زندگي پس از مرگ نيز اعتقاد دارند. در باور آنها "نشمتا" (نور يا روح انساني) بعد از مرگ داوري ميشود و نام روز رستاخيز آنان "يوما ربا ادسوف" به معني "روز بزرگ انتهايي" است.
مراسم تعميد از اصليترين مناسك مندائيان و گونهاي از طهارت است. آنها اين مراسم را در آب جاري به نام "يردنا" انجام ميدهند. مندائيان معتقدند كه يردنا از عالم نور بر روي سطح زمين جاري شده و به همراه خود حيات را به ارمغان ميآورد. برخي بر اين باورند كه "يردنا" با "اردن" كه منزل نخستين مندائيان است از يك ريشه باشد.
آب جاري تنها عنصري است كه در نزد مندائيان ذاتا پاك و نيز پاككننده است. مهم نيست كه آب زلال باشد، فقط بايد جاري باشد كه نماد زندهبودن است. در دين مندائيان، مكان مقدس ديگري به غير از رودخانهها شناخته شده نيست. نه بناي يادبودي، نه مزاري و نه عبادتگاهي. هرجايي كه آب جاري باشد، يك مكان مقدس است. در واقع آب جاري محراب طبيعي مندائيان است و به همين خاطر با آن مناجات ميكنند و هميشه در كنار آب جاري زيستهاند.
تعميد در هر زماني مستحب است و در هر روزي به جز روزهاي نحس"امبطل" ميتوان آنها را انجام داد. هر مندايي بايد حداقل يكبار در عمرش تعميد شود.علاوه بر اين، زن زائو 30 روز پس از زايمان، نوزاد 30 روز پس از تولد، عروس و داماد قبل و يك فته پس از دوراج بايد تعميد داده شوند.
مراسم تعميد مندائيان پيچيده و داراي حساسيت خاصي است. و در تمام مراحل شخصي با عنوان شاهد "اشكندا" وجود دارد.
علاوه بر تعميد فردي، تعميدهاي دستهجمعي در اعيادي مثل پنجه و عيد ميلاد يحيي، تعميد كودكان و حتي تعميد ظروف و سايل را هم انجام ميدهند.
مندائيان علاوه بر تعميد مراسم غسل و آبكشي به نام "طماشه" دارند كه معادل غسل در دين اسلام است و در زمانهاي بعد از نزديكي زن و مرد، خروج مني از مردان، بعد از عادت ماهيانه زنان، لمس زن زائو پس از زايمان و لمس عروس و داماد در هفته اول ازدواج واجب ميشود.
"رشامه" هم نوعي طهارت است كه ميتوانيم آن را معادل وضو در اسلام درنظر بگيريم. رشامه قبل از براخه (به فتح ب و به معني نيايشهاي روزانه) انجام ميشود. در رشامه دست و صورت شسته مي شود.
روحانيون در دين مندائي داراي مراتبي هستند كه شامل ترميدا، گنزورا و ريشااداما است. نشان روحانيون مندائي عصايي از جنس درخت زيتون، قطعهاي پارچه به نام تاغا و انگشتري از جنس طلاست. روحانيون در مراسم عروسي و فوت و ذبح حضور دارند.
روحاني شدن شرايط خاصي را دارد و ازجمله اينكه از لحاظ جسمي بايد كامل و بدون نقص عضو باشند. پوستشان نبايد لكهاي داشته باشد و حتي نبايد ختنه شده باشند. آنها نسبت به غدايي كه ميخورند بسيار حساس هستند. از خوراكهاي تفنني بازار استفاده نميكنند و با مردم عادي كمتر هم كاسه ميشوند. آب مصرفي آنان صرفا از آب جاري است و براي اينكه به راحتي غذاي با شرايط مذهبي را به دست بياورند، معمولا سفر نميكنند.
در زمان انقلاب و جنگ ايران و عراق بسياري از مندائيان ايران و عراق به كشورهاي اروپايي و استراليا مهاجرت كردند.
امروزه شغل بيشتر مندائيان ايران مربوط به كارهاي صنعتي و ساخت نقرهآلات و طلافروشي است.مندائيان در اهواز انجمني به نام انجمن صابئين مندائي دارند.
منبع: تعميديان غريب، مهرداد عربستاني، تهران، افكار: سازمان ميراث فرهنگي كشور
تلخيص از: آرش نورآقايي