خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ عباس محمدي_ به نظر ميرسد که فقط در ايران نيست که رويدادها_ حتي از نوع فاجعه بار _ بهانهاي ميشود براي نشست و برخاستهاي خودنمايانه سياستمداران؛ در آمريکا و واتيکان هم براي نشان دادن فاجعههاي زيست محيطي، مراسم پر ريخت و پاشي برگزار ميکنند که خود کمکي است به گرمتر شدن زمين! درحالي که براي جلوگيري از گرمايش زمين، انسانها بايد کمتر مصرف کنند، کمتر به سفر – به ويژه سفرهاي هوايي – بروند، و از هرگونه مراسم تجملاتي پرهيز کنند ... اما، سياستمداران و کوچک ابدالهاي آنان، سوزان شدن زمين را نيز دستاويز جلوه فروشي قرار دادهاند.
« ستم مساوي، عدل است !»؛ برپايه اين ضرب المثل خودماني، ميتوانيم چندان هم ناخرسند نباشيم که دومين مقام اجرايي کشور، به تازگي امر محيط زيست و کنترل جمعيت را « توطئه غربيها » خوانده است. در غرب ( به ويژه در آمريکا ) هم، مقامهاي اجرايي براي نگاه داشتن سرمايه سالاران در پست سر خود، هنوز استدلالها و نشانههاي آشکار را در اين مورد که « پيشرفت و توسعه» به سبک امروزين، زمين را به نابودي ميکشاند، کافي نميدانند و به گفتههاي پارهاي اقليم شناسان استناد ميکنند که در تشخيص تغييرات اقليمي بايد دورههاي طولاني – دست کم چندصدساله – را در نظر گرفت، و نه دورههاي کوتاه چند دهه اخير را که گرم شدن غيرعادي زمين را نشان ميدهند. گويا بايد براي جلوگيري از اثر تخريبي گازهاي گلخانهاي که زمين را گرم کرده و قطبها را کوچک ساخته و کلاهکهاي برفين و دلکش کوهها را به باد دادهاند، بايد دويست – سيصد سال ديگر صبر کنيم تا آقايان به الگوي قابل استناد زمين شناختي دست يابند!
ما کوهنوردان اما، در همين عمر کوتاه خود تغييراتي را به چشم ديدهايم که اگر با همين شدت ادامه يابند، در زمان عمر يک نسل ديگر، دست کم در ايران چيزي به نام يخچال يا برفچال بر جاي نخواهند گذاشت. در شهريور سال 1360 که ديواره يخي دره يخار دماوند را به همراه استاد بابايي و ديگران صعود ميکرديم، آن را ديوارهاي عمودي از يخ درميان دهليزهاي بزرگي از يخ و برف ديديم؛ اسلايدهاي دوستام سهند عقدايي که در سال 1380 به صعود اين "ديواره" يخي دست زده بود، مرا متاثر کرد که اين يخ پاره کوچک و کم شيب کجا و آن هيولا کجا؟! در پوستر روز جهاني کوهستان امسال، تصوير يخچال علم کوه در مرداد 1360 را با عکس همين جا در سال 1380 کنار هم آورده ايم، با قياس اين دو به سادگي ميتوان دريافت که اين يخچال که شايد تنها نمونه يخچال درهاي در منطقه خاورميانه و افريقاي شمالي باشد، آخرين سالهاي عمر خود را سپري ميکند. در هر کوهستان ديگر ايران هم ميتوانيم کوتاهتر شدن دوره زمستاني و کم دوامتر شدن پوششهاي برفي را در مقايسه با 15-10 سال پيش ببينيم. شايد کوچک بودن پهنههاي برف و يخي ايران، مانع نمايان شدن خطر زوال آنها در نظر ساده انگار ما باشد، و به اين دليل بد نيست که آمارهايي از منطقه بزرگ هيماليا بياوريم.
يک پژوهش دراز مدت که به دست فرهنگستان علوم چين انجام شده، نشان ميدهد که در 24 سال گذشته در 46928 يخچال اين کشور، 5.5 درصد عقب نشيني پديد آمده که برابر است با بيش از 3000 کيلومتر مربع يخ. اين مطالعه، پيشبيني ميکند که اگر تغيير اقليم با همين نرخ ادامه يابد، تا سال 2050 دوسوم يخچالهاي چين و تا سال 2100 تقريبا تمامي آنها ناپديد خواهند شد. در هيمالياي هند، يخچال گانگوتري از سال 1780 تا 2001 حدود دو کيلومتر عقب نشيني کرده است. در کشور بوتان، عقب نشيني يخچال مطابق مقايسهاي که ميان نقشههاي مربوط به سال 1963 با عکسهاي ماهوارهاي 1993 صورت گرفته، تقريبا هشت درصد بوده است. در بوتان، پارهاي يخچالهاي کوچک به کلي ناپديد شدهاند. از 1962 تا 2000 عقب نشيني يخچال ايمجا در نپال 41 متر در هر سال بوده است که اين رقم براي فاصله 2000 تا 2006 معادل 74 متر در هر سال بوده است. در مواردي، با عقبنشيني يخچالها درياچههاي يخچالي پديد آمدهاند. مطالعه اين گونه درياچهها در نپال، نتيجههاي تکان دهندهاي را نشان ميدهد.
در کشورهاي خشک مانند ايران، گرم شدن زمين اثرات فاجعه بار بيشتري دارد؛ ذخيره کمتر برف در کوهها ميتواند رودخانههاي دايمي را به روانابهاي فصلي بدل سازد و در نتيجه در نيمه دوم تابستان و در پاييز با کمبود شديد آب روبرو شويم. از سوي ديگر در نتيجه گرمتر شدن هوا، ذوب ناگهاني برفها در بهار شديدتر خواهد شد و در نتيجه سيلهاي بيشتري جاري خواهد شد. به اين ترتيب، چرخه سيل- خشک سالي شکل خواهد گرفت، پديدهاي که در 15 سال اخير شاهد آن بودهايم. تاثير ديگر گرم شدن زمين، افزايش تبخير خواهد بود که در سرزمينهاي خشک تاثير ويرانگر زيادي بر خاک و تالابها و درياچههاي پشت سدها دارد. گرم شدن کوهها، اقامت ييلاقي دامداران را در کوهستان طولانيتر کرده که اين امر ، فشار بر منابع طبيعي حساس کوهستان را تشديد کرده و فرسايش خاک را نيز افزايش داده است.
در پارهاي منطقهها، عقبنشيني يخچالها سبب پديد آمدن درياچههايي در پشت ديوارههاي سست مورني شده است. سيلهاي ناشي از باز شدن اين درياچهها، در سالهاي اخير در بخشهايي از هيماليا – به ويژه در شرق آن- تاثير بسيار مخربي بر زندگي مردم و تمامي زيست بومها داشته است .
تلاش براي کاستن از روند گرمايش زمين، حفظ جنگل هاي کوهستاني و نيز جنگلهاي کم ارتفاع که رطوبت را براي ارتفاعات تامين ميکنند، و حفظ ديگر پهنه هاي طبيعي باقي مانده که سبب برقراري ارتباط زيستگاهها ميشوند، از وظيفههاي همگان و به ويژه مديران کشور است. فقط با اين کارها ميتوان اميد داشت که حيات همچنان باتنوع و باشکوه بماند و انسانها آسودگي و آرامش بيشتري داشته باشند.