خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ راهنمايان تور امروزه براي گردشگران چهرههايي آشنا هستند، آنها رابط ميان دفاتر خدمات مسافرتي و گردشگران هستند كه هميشه ميباستي در آن واحد حامي منافع هر دو گروه باشند. و همان كساني هستند كه گردشگران خارجي بيش از هر كس ديگر با آنها در ارتباطند و بر اساس رفتار آنان، رفتار بقيه افراد جامعه ميزبان را تحليل و بررسي ميكند.
با اين وجود، نقش و شرح وظايف كاري راهنمايان در برخي از جوامع و به طور مثال در ايران كاملا مشخص نيست.
راهنمايان تور معمولا در سه نوع مختلف از تورها فعاليت دارند: تورهاي ورودي، تورهاي خروجي و تورهاي داخلي. آنها موظفند كه از آغاز تا پايان سفر، همراه گروه باشند و تور را مديريت كنند و اطلاعات لازم در سفر را به گردشگران ارائه دهند.
از آنجا كه گردشگري يك شغل فصلي محسوب ميشود و تا كنون تلاشها، براي "همهزماني، همه مكاني و همگاني" كردن سفر تا جايي كه بتواند مشكل مالي فعالان در اين صنعت را حل كند، به نقطه قابل قبولي نرسيده است، راهنمايان تور مجبورند كه به شغل يا شغلهاي ديگري هم بيانديشند. عدم رونق گردشگري در ايران، باعث ميشود كه بسياري از كساني كه مجوز همراه بودن با يك گروه گردشگر را دارا هستند، نتوانند از اين راه امرار معاش كنند و كم كم به مسير ديگري هدايت شوند.
كنارهگيري يك راهنماي تور با تجربه از شغلش، براي صنعت گردشگري كشور يك ضرر محسوب ميشود، چراكه راهنماي تور بودن به تجربه نياز دارد و هر راهنما در هر تور با مسائل تازهاي آشنا ميشود و در نتيجه بعد از سالها تجربه ميتواند با سلايق گردشگران هماهنگ شود و تور موفقتري را اجرا كند. اما هنگامي كه همين راهنما راه و چاه كار را دانسته است و به دلايل مالي و شرايط كاري از اين شغل دست ميكشد، هرگز نميتوان اميدوار بود كه هدايت تورهاي گردشگري به سطح قابل قبولي ارتقا پيدا كند. در اين صورت هميشه ما شاهد ورود راهنمايان كم تجربه به اين صحنه هستيم، بدون اين كه دوره رشد كامل آنها را در گردشگري و هدايت تور شاهد باشيم.
از طرف ديگر، با تمام تلاشهايي كه توسط برخي از راهنمايان تور انجام شده، امنيت شغلي و بيمهاشان به طور كامل حل نشده باقي ماندهاند و روند بهبود وضعيت به كندي پيش ميرود.
بد نيست بدانيد شخصي كه قرار است راهنماي تور باشد، ميبايستي در كلاسهاي آموزشي به مدت 5 ماه شركت كند و با گذراندن امتحانات و تاييد صلاحيت شدن از طرف سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، مجوز لازم براي هدايت تور را كسب كند.
اين كه شخص با گذراندن اين دورهها، توانايي و صلاحيت لازم براي هدايت يك تور را بر عهده دارد، امر جداگانهاي است.
اما موضوع مهم اين است كه نه تنها راهنمايان تور در صنعت گردشگري ايران ناديده انگاشته ميشوند، بلكه نظارتي هم بر كيفيت رفتار آنان وجود ندارد. از طرفي با اين كه از طرف سازمان متولي، به دفاتر خدمات مسافرتي ابلاغ شده است كه از راهنمايان داراي مجوز استفاده كنند، اما نهادي براي نظارت بر اين امر كه به راستي ناظر باشد و از تخلفات جلوگيري كند، ديده نميشود.
نكته قابل توجه ديگر اين است كه راهنمايان تور علاوه بر هدايت تور از تواناييهاي بالقوه فراواني برخوردارند كه با نگاه هوشيارانه از طرف متوليان دولتي گردشگري، ميتوانند در خدمت قرار گيرند.
در ميان راهنمايان تور، اساتيد دانشگاه، ورزشكاران حرفهاي، عكاسان، مترجمان، محققان و پژوهشگران بسياري ديده ميشوند كه هر كدام ميتوانند به عنوان مشاور و ايدهپرداز و مجري با سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري همكاري كنند.
راهنمايان تور مستقيما و بلاواسطه با سايتهاي گردشگري، هتلها، رستورانها، راهها، گردشگران و سلايق آنها درگير هستند و به همين دلايل و در صورت آموزش، قابليت بهبود بخشيده به وضعيت گردشگري را دارند. قابليتي كه از چشم مسئولان پنهان مانده يا اينكه مورد توجه واقع نشده است.
راهنمايان تور در دنيا داراي "اتحاديه جهاني انجمنهاي راهنمايان تور" هستند.
اين اتحاديه يك نهاد غير انتفاعي غير سياسي است كه براي شناساندن نقش راهنمايان در جوامع مختلف و استانداردسازي رفتاري آنان تلاش و فعاليت ميكند.
برگزاري تور براي افراد معلول، نابينايان، بچهها و بيماران از جمله فعاليت اين اتحاديه است، كه در ايران بسيار مهجور و نا آشنا باقي مانده است.
به راستي آيا نبايد براي سفر و آشنايي نابينايان و معلولان با طبيعت ايران و جهان، ميراث فرهنگي و معنوي چارهاي انديشيد؟
يكي ديگر از برنامههاي اين اتحاديه، بزرگداشت روز جهاني راهنمايان تور در 21 فوريه هر سال است.
مراسم اين روز براي اولين بار در سال 1990 با حضور 15 كشور اجرا شد و از آن پس كشورهاي ديگري هم در بزرگداشت اين روز تلاش كردند.
حضور در اين اتحاديه و بزرگداشت اين روز ، هدفي است كه راهنمايان تور ايراني به ان مياندشند.
آرش نورآقايي