خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ ايروان، پايتخت کشور ارمنستان در روزهاي ششم تا هشتم ژوئن (16 تا 18 خردادماه) سالجاري به همياري دانشگاه بينالمللي آريا (ايروان) و مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران شاهد برپايي همايش
"ايران و قفقاز، يگانگي و تنوع" بود که در آن انديشمندان برجسته ايرانشناس از 22 كشور جهان شرکت كردند.
محمدرضا سحاب، رئيس موسسه جغرافيائي و کارتوگرافي سحاب كه خود نيز در اين همايش مقالهاي تحت عنوان تحت عنوان "قفقاز در نقشههاي تاريخي و کهن" را ارايه كرده است، گزارش كوتاهي از مراسم افتتاحيه، بههمراه متن كامل سخنراني پروفسور دکتر گارنيک آساطوريان را براي ميراث خبر ارسال كرده است، كه از نظر ميگذرانيد:
در ابتداي مراسم گشايش همايش "ايران و قفقاز، يگانگي و تنوع" که در هتل گلدنپلس وبه مناسبت سالگرد انتشار مجله "ايران و قفقاز" برگزار شد، پروفسور گارنيک آساطوريان، رييس دپارتمان ايرانشناسي دانشگاه دولتي ايروان و دانشگاه بينالمللي آريا، سردبير نشريه بينالمللي "ايران و قفقاز" و مسؤول برگزاري اين کنفرانس، پس از خوشامدگويي به مهمانان و شرکت کنندگان به بيان انگيزههايش از انتشار اين مجله و همچنين برپايي چنين همايشهايي، مشکلات پيشروي شرقشناسان، به ويژه ايرانشناسان و ترسيم افقهاي فراروي آنان پرداخت.
پس از او سفير ايران در جمهوري ارمنستان در سخناناش به لزوم شناخت علمي تحولات سرزمينهاي همجوار در منطقه ايران و قفقاز و اهميت گسترش ارتباط ميان کشورهاي اين گستره پرداخت.
در ادامه اين مراسم پس از روگشايي تنديس عطار که با حضور شهردار نيشابور و سازنده اين اثر در دانشگاه بينالمللي آريا انجام گرفت، برنامه اصلي همايش آغاز شد که در آن سخنرانان و ايرانشناسان در چندين بخش و جلسه متفاوت به ارائه مقالهها و نتيجه پژوهشهاي خود پرداختند. دانشمندان پرآوازهاي چون پروفسورمارتين شوارتز از آمريکا، رالف کاوتس از اتريش، پروفسور اوي بلسينگ از هلند، پروفسور ديويد استروناخ از آلمان، پروفسور گاري ترومپف از استراليا و... با حضور خود در اين همايش گفتمانها و نقدهاي پرشوري را به ارمغان آوردند.
درکنار اين همه حضور مؤثر و ستودني مديران و کارشناسان ارشد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، نقطه عطفي در همکاريهاي مشترک نهادهاي پژوهشي ايران با بنيادهاي آموزشي و دانشگاههاي گستره قفقاز است.
جهان شرق نيز بهمانند غرب روبهسوي ايران شناسي ميآورد
متن سخراني آقاي پروفسور دکتر گارنيک آساطوريان در مراسم گشايش همايش بينالمللي "ايران و قفقاز: يگانگي و تنوع" به تاريخ 6 ژوئن 2008 (17 خردادماه 1387):
مهمانان گرامي،
بسي مايه خوشوقتي و سرافرازي است که در مراسم گشايش "همايش بين المللي ايران و قفقاز" که در واقع به مناسبت سالگرد انتشار مجله بين المللي "ايران و قفقاز" (انتشارات بريلدر هلند) برگزار ميشود، خوش آمدگوي شما باشم. امروز براي بسياري از مهمانان ما ــ دوستان و همکاراني که آثارشان تاکنون در "ايران و قفقاز" چاپ شده است ــ روزي ويژه ميباشد، چراکه به مهماني جشن سالگرد مجلهشان آمدهاند.
سخت بر اين باورم همايشي که به بهانه سالگرد انتشار نشريهاي علمي بيش از 100 پژوهشگر و انديشمند را از گوشه کنار جهان(22كشور) گردهم آورده، رويدادي است که حقيقت آکادميک آن خالي از هر شبههاي است.
"ايران و قفقاز" پا به عرصه نهاد تا پيوندي ميان سنتهاي آکادميک شرق و غرب باشد، و براي اين منظور چه جايي بهتر و مناسبتر از ارمنستان که مرزي ميان اين دو جهان است و پذيراي دانش و بينش هر دو سو. در اين سرزمين انديشه شرق با دانش غرب در هم تنيده و براي شرق شناسان مجالي فراهم آورده است تا به شناختي بخردانه از دانش پيچيده و پر ا ز رمز و راز اين عرصه برسند. "ايران و قفقاز" از آغاز انتشار تاکنون آثاري از دانشمندان ارمنستان، گرجستان، جمهوري آذربايجان، ايران، روسيه(به ويژه قفقاز شمالي ــ داغستان، سرزمين آديغها و ...)، کشورهاي آسياي مرکزي، هند، ژاپن، کشورهاي اروپايي و آمريکا را در پيش چشم و ذهن انبوه خوانندگانش نهاده است.
گستره ايران و قفقازکانون تمدني است که از روزگاران کهن نژادهاي گونهگون را به سوي خود کشانده است؛ در اين وادي امپراطوريها بر سرير نشستند و از تخت نگون شدند، فلسفههاي باستان جاي خود را به انديشههاي عملگرا سپردند و گذرگاههاي مدرن جايگزين راه ابريشم شدند، با اين همه اهميت استراتژيک اين سرزمين همچنان پايدار و رو به فزونيست.
شناخت اين منطقه هماره مشتاقان خود را در ارمنستان داشته است و شايد از همين روست که انديشمندان ارمني همواره از پيشگامان اين عرصه بودهاند.
يکي از مسائل مهم منطقه، گسترش شرقشناسي و به ويژه ايران (ايران ـ قفقاز)شناسي در آن است و ما نيز در مقام جزئي از اين گستره هميشه در پي آن بودهايم تا دانشمندان اين جغرافيا را در مکتب نوين شرقشناسي که از آن برخوردار هستيم گردهم آورده و در فعاليتهايمان شريک سازيم؛ حال چه به واسطه مجلهاي چون "ايران و قفقاز"، يا رويدادهاي آکادميکي چون گردهمآييها و ميزگردها و هرآن چه ديگر از اين دست. مايه مباهات ماست که پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و از ميان رفتن علقههاي بسيار موجود در آن، توانستيم پيوندي دوباره با همکارانمان در آن گستره عظيم فروپاشيده برقرار سازيم و فوج خوانندگان خود را با جديدترين پژوهشهاي ايشان آشنا نماييم. امري که درباره پژوهشگران منطقه نيز به آن همت گماشتيم: شرق شناساني که اغلب، زماني بس دراز دايره خوانندگانشان به دليل انتشار نتيجه مطالعههاي ايشان تنها به زبانهاي بومي از دايره کشورهايشان فراتر نميرفت و در پس پرده باقي ميماند و اکنون بهواسطه مجله بينالمللي "ايران و قفقاز" بر صحنه جهان آمدهاند. بالندگي و شکوفايي از آن مکتبهايي بوده و هست که با دانش جهاني همداستان شدهاند، و انزوا هيچگاه ره به جايي نبرده است. دانش سرزمين نميشناسد و هر دانش آموختهاي در هر کجاي جهان برخوردار از ثمر آن است. دانش بي مرز و فراملي ست.
از اين رو کوشش و هدف ما يکسر بر اين بوده است که پژوهشگران و انديشمندان را از سراسر جهان گردهم آوريم و مکتبهاي گوشهگيرتر را به ميدانگاه آکادميک جهاني بکشانيم؛ امري که ديگران نيز ميتوانند آن را سرمشق خود قرار دهند.
با اين همه فعاليتهايي از اين دست که به طبع سودآور نيستند، وراي وقت و همتي که پژوهشگران مشتاق بر آنها مينهند بينياز از پشتيباني طرفهاي ذيربط نميباشند. واقعيت تلخ اين است که گرچه ايرانشناسي در غرب از اقبالي والا و جايگاهي شايسته برخوردار است، اين جا در اين گوشه از زمين نزد محافل بينالمللي و بنيادهاي عامالمنفعه چندان جلوهاي ندارد و همواره با ديده ترديد به آن نگريسته ميشود. با اين همه به يقين ميگويم که روزگار سختيها رو به پايان است و به گمانم در اين سرزمين نيز همانند اروپا و آمريکا ديگر موسسهاي نخواهد بود که در کار شرقشناسي و به ويژه ايرانشناسي باشد و ناچار به توجيه و اثبات اعتبارش.
ما بارها با گرفتاريهاي اين چنيني دست به گريبان بودهايم که خوشبختانه نتوانستهاند و نگذاشتهايم خدشهاي به طرحها و پروژههايمان وارد کنند و يکسر بر آنها فائق آمدهايم و کم و بيش تمام طرحهاي پژوهشيمان را به انجام رساندهايم. اما آشکار است که براي به ثمر رساندن پروژهشهايي از اين دست تنها شور و علاقه دستاندرکاران آن کافي نيست. از ديگر سو عيار والاي فعاليتهاي ما خود ضمانتي معتبر براي برخورداري از حمايت بنيادهاي مربوطه است که با پشتيباني از ما هم در به ثمر رساندن پروژههاي سترگ آکادميک نقشي ايفا کرده و هم وجهه و نامي نيک از پس اين حمايت کسب ميکنند. در کنار اين همه، در تدارک برپايي اين همايش ديگرباره با اين واقعيت روبرو شديم که ذهن آدمي بسي آهستهتر از جهان پيرامونش متحول ميشود و خرد همچنان دربند کژانديشيست. با اين همه بر اين باورم که اراده نيک و پايمردي اشخاص حقيقي و حقوقي ذينفع دير يا زود بر پيش داوريها و تنگ نظريها چيره خواهد شد.
باعث افتخار است که در کشور ما عليرغم تمام مشکلهايي که اين جمهوري نوخاسته با آن روبرو است، علوم انساني و به ويژه مطالعات شرقشناسي ــ يکي از حساسترين شاخههاي آن ــ ميان برنامههاي توسعه دولتي از جايگاه خود برخوردار است.
در اين رابطه مايلم به نيابت از تمام اعضاي کميته برگزاري همايش، از رئيس جمهور محترم ارمنستان، جناب آقاي سرژ سرکيسيان، که برپايي اين کنفرانس مديون عنايت خاص و پشتيباني بيدريغ ايشان است از صميم دل قدرداني كنم.
همچنين از استاد و همکار گراميام به خاطر توجه و ياري مدامشان سپاسگزاري ميكنم.
جاي آن دارد که از وزارت آموزش ارمنستان و به ويژه دکتر لون مکرتچيان، وزير آموزش نيز براي پشتيبانيشان تشکر كنم.
در اينجا ميبايست از همکاري پربار دوستان و ياران ايراني در موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران و به ويژه آقايان دکتر موسي حقاني و دکتر حسين احمدي در تدارک اين همايش ياد كنم.
سرآخر، مايلم سپاس قلبي خود را از اعضاي گروه، همکاران، دانشجويان، شاگردان و تمام کساني که راه را براي برپايي اين همايش هموار ساختند و به ويژه دکتر خاچيک گورگيان، دبير اين همايش ابراز كنم.
اميدوارم تمام افراد حاضر در اين جا تبريک من را به مناسبت اين روز پرشکوه که متعلق به همه ما است پذيرا باشند و سرافرازي همگان را آرزومندم.