خبرگزاري ميراثفرهنگي_ گردشگري_ المپ نام کوهي است به ارتفاع سه هزار متر در شمال يونان که قابل قياس با کمتر کوه مرتفع و با عظمت دنياست. اين کوه جدا افتاده از رشته کوههاي رفيع جهان چنان نقش عظيمي در ادبيات اساطيري يونان دارد و بهواسطه رقابتهاي المپيک به چنان شهرتي دست يافته که شايد حتي بهجز اورست کمتر قله سربه فلک کشيده هيماليا را بتوان يافت که به پاي آن برسد.
در باور يونانيان باستان، عمده خدايان اساطيري در کوه المپ ماوي داشتند و زئوس، خداي خدايان از فراز اين کوه مقدس بر زمين و آسمان فرمانروايي مي کرد.
بر فراز اين باورها، ديگر چه جاي شگفتي است که معبد عظيم زئوس را در کوه المپ بنا كردند و "فيدباس" بزرگترين پيکر تراش دوران باستان در آن مجسمهاي از زئوس که يکي از عجايب هفتگانه باستان به شمار ميرفت را ايجاد كرد.
بدينسان کوه المپ و عبادتگاه شگفتانگيز آن تبديل به قبله يونانيان باستان گشت تا گروه گروه زايران از هر سو به زيارت کوه مقدس بشتابند و خود را تبرک كنند.
بنابراين قرنها پيش از آنکه بازيهاي المپيک به وجود آيد، کوه المپ ميعادگاه قهرمانان يونان بوده و آنها در کنار پيکر تراشان، نقاشان، سخنوران، شاعران و بازيگران مجال مييافتند ابراز وجود كنند و قدرت بدن خود را در ستايش زئوس به نمايش بگذارند.
المپيک باستان
بازيهاي المپيک در عصر باستان پا به عرصه وجود نهاد و نخستين دوره آن در سال 776 قبل از ميلاد مسيح برگزار شد. به تصادف يا به عمد، نگرشي هوشمندانه در گزينش مکان برگزاري بازيهاي المپيک باستان به کار رفته و بايد گفت دامنه کوه المپ که نام بازيها نيز از آن گرفته شده مناسبترين مکان براي برگزاري بازيهاي المپيک به شمار ميرفت:
- از ديدگاه اعتقادي؛ خدايان ميتوانستند به آساني و از نزديک ناظر مسابقات و حافظ قهرمانان باشند!
- از ديدگاه سياسي؛ کوه المپ عبادتگاهي مقدس براي همه بوده و نميتوانست موجب برانگيخته شدن حس حسادت مردمان مناطق مختلف و اغلب درحال ستيز يونان باشد.
- از ديدگاه جغرافيايي؛ وجود دو رود بزرگ آلفوئوس و کلاوئوس در دشت بزرگ و سر سبز المپ ميتوانست پاسخ حضور هزاران ميهمان مشتاق از سراسر يونان باشد.
علاوه بر اين يونانيان زئوس را پيشکسوت همه ورزشکاران و قهرمانان ميدانستند و به نقل از افسانههاي اساطيري زئوس بر سر تصاحب تخت فرمانروايي بر زمين و آسمان با کرونوس کشتي گرفت و چون بر او چيره شد، جشن پيروزي برپاي داشت و اين جشن همان نخستين بذر بازيهاي المپيک بوده که به دست زئوس بر زمين افشانده شده است.
مجموعه اين ويژگيها و باورها موجب شد تا بازيهاي المپيک نزد مردم يونان باستان قداستي تام يابد. به همين دليل توانستند به شکلي، ديرپاترين آئين باستان را به مدت 1200 سال حفظ شد.
حلقههاي المپيک
تبديل بازيهاي المپيک به آئين و سنتي پيوسته با زندگي مردم تا بدانجا بود که يونانيان قديم داراي گاهشماري چهار ساله شدند که ابتداي هر دوره با مسابقات المپيک آغاز ميشد و شروع تقويم، سال 776 پيش از ميلاد مسيح بود.
اما گزينش چهار ساله اين بازيها نيز خود حکايتي جالب داشت، در واقع سياره ناهيد هر چهار سال يکبار ستاره پنج پر کاملي را رسم ميكند. پيشينيان چنان از ديدن اين پديده حيرت ميکردند که ناهيد و ستاره پنج پرش را تبديل به نماد کمال و زيبايي و ويژگيهاي تناوبي عشق زميني کردند و براي سپاس از جادوي ناهيد، دوره چهار سالهاش را براي دورههاي المپيک انتخاب كردند. برگزاري بازيها نيز به تبعيت از همان دوره چهار ساله چرخشي ناهيد تثبيت شد، و البته نشان رسمي بازيها را هم بر اساس همان ستاره پنج پر انتخاب کردند که در زمان آغاز بازيهاي المپيک به پنج حلقه در هم تنيده تبديل شد تا نظم و انسجام بازيها را بهتر كند.
اما آغاز هر دوره بازيها در اوايل تابستان و از فرداي شبي بود که قرص تمام ماه در آسمان ظاهر ميشد. قهرمانان که از سالها قبل خود را براي بازيها آماده کرده بودند، از چند روز مانده به شروع مسابقات در پاي کوه المپ خيمه ميزند و خود را براي جشن بزرگ مهيا ميساختند.
اما کوه المپ در اين دوران تنها نماد زندگي و مبارزه نبود بلکه مکاني بود براي مجازات بردگان و زناني که حق شرکت و حتي تماشاي مسابقات را نداشتند.
ايشان اگر هنگام برگزاري بازيها در نزديكيهاي کوه المپ ديده ميشدند به مجازات هولناکي که عبارت از پائين افکندن از فراز صخرهاي بلند بود، يعني مرگ، محکوم ميشدند تا مايه عبرت سايرين باشند.
آغاز بازيها
شروع بازيها با برافروختن آتشدان بزرگ مقابل معبد زئوس بود و کاهنان معبد صفحهاي فلزي و جلا يافته را در برابر نور خورشيد ميگرفتند و بر اثر انعکاس و تمرکز نورها در کانون و تابش آن بر انبوهي هيزم، آتشي بزرگ افروخته ميشد تا در طول بازيها فروزان بماند و به رسم هديهاي از سوي خدايان، بر فضاي بازيها نور بيافشاند. سپس شرکتکنندگان به ترتيبي خاص وارد معبد زئوس ميشدند. تا سوگند پايبندي به شرافت و اخلاق ياد كرده و به نيايش بپردازند. به برندگان نهايي مسابقات نيز تاجي بافته شده از شاخههاي نورس زيتون به رسم يادبود و تبرک اهدا ميشد که بر سرشان مينهادند. ارزش معنوي اين تاج تا آنجا بود که يونانيان معتقد بودند درخت زيتون را هرکول با خود از سرزمين نيک بختي و صلح و تندرستي به ارمغان آورده و به عنوان هديهاي آسماني در زمين کاشته است.
افول المپيک باستان
در سال 146 پيش از ميلاد روميها بر يونان چيره شدند. ايشان چون ميدانستند بازيهاي المپيک نشان وحدت ملي يونانيان است به عنوان فاتح شروع به دخالت در نحوه برگزاري بازيها كردند. نرون امپراطور روم تا آنجا پيش رفت که بازيهاي المپيک را به عيش و عشرت آلوده کرد و خود نيز در سال 66 پيش از ميلاد در مسابقات ارابهراني شرکت کرد و گرچه شکست خورد اما جايزهاي به خويش اختصاص داد!
شايد بتوان اين دوران را سرآغاز افول المپيک باستان دانست.
بدين شکل المپيکهاي باستان در سال 394 بعد از ميلاد مسيح به دستور تئودوسيس امپراطور روم تحريم و تعطيل شد. جمعا 293 دوره از اين رقابتها از سال 776 پيش از ميلاد تا سال 394 پس از ميلاد برگزار شد.
المپيک نوين
دوران افول بازيهاي المپيک نزديک به 1500 سال به طول انجاميد تا اينکه رقابتهاي المپيک در سال 1896 ميلادي مجددا احيا شد. در واقع در ايده برگزاري مجدد بازيها يک باستانشناس آلماني به نام «کورتيوس» که در دل تپههاي خاموش «المپيا» به کاوش ميپرداخت، و آثار شگفتي را کشف کرده بسيار موثر بود، و بدين شکل فکر احياي اين بازيها قوت گرفت و با هزاران دشواري مردي شريف، انسان دوست و دانشمند بنام « بارون پيير دوکوبرتن» فرانسوي به کمک دوستان خود در سال 1889 در پاريس همايشي تشکيل داد و اساس بازيهاي جديد المپيک را پي نهاد، و بازيهاي المپيک با الهام از اين نام در سال 1896 مجددا آغاز شد و نخستين دوره رسمي آن از موطن المپيک يعني آتن و کوه المپ آغاز شد.
کوبرتن به عنوان مظهر المپيک و به تبعيت از ستاره پنج پر يونانيان باستان پنج حلقه المپيک را نشان و سنبل قرار داد و هر حلقه را به عنوان نماد يکي از قارههاي پنجگانه رنگ آميزي كرد (اروپا- سبز، آسيا-زرد، افريقا-سياه، اقيانوسيه-آبي، امريکا-قرمز).
اين پنج حلقه رنگين که به گونهاي زنجيروار به هم پيوستهاند، نمايشگر دوستي و برادري مردم پنج قاره کره زمين در ميادين ورزشي، بدون توجه به رنگ و نژاد و عقيده مذهبي و سياسي آنهاست. گرچه بعدها اين هدف دستآويزي براي سياستمداران و موجب اخلال در روند برگزاري بازيها شد، به طوريکه علاوه بر سالهاي 1916، 1940 و 1944 که بدليل بروز جنگهاي جهاني اول و دوم، که رقابتها برگزار نشد، در چند دوره نيز اين رقابتها به دليل نشان دادن برتري نژادها يا براي اعتراض به اهداف سياسي دستخوش تحريمها يا اختلالهايي قرار گرفت.
بدين شکل به سپيدي پرچم المپيک که کوبرتن آنرا به هدف ايجاد صلح و دوستي ميان ملتها در پس زمينه پرچم المپيک قرار داده بود توجهي نشد.
قويتر، سريعتر و بالاتر
اما به عنوان هدف و شعار ورزشکاران سه کلمه Fortius، Altius، Citus نيز که قويتر، بالاتر و سريعتر معنا ميداد در زير حلقههاي المپيک نقش بست تا رقابت سالم براي تعيين برترينها شکل گيرد. شعاري که هر يک نشانههايي از خدايان يونان باستان در مبدا آغاز المپيکها يعني کوه المپ بودند.
بازگشت المپيک به خانه
از زمان آغاز المپيکهاي نوين در سال 1896 تاکنون (به جز المپيك پكن) 26 دوره از اين رقابتها برگزار شده که آخرين دوره آنرا ميتوان به عنوان بازگشت المپيک به خانه نام نهاد. در واقع پس از 108 سال از برگزاري مجدد بازيهاي المپيک که به شکل چرخشي در هر پنج قاره صورت گرفت آتن و کوه المپ براي دومين بار در سال 2004 ميزبان رقابتهاي المپيک بودند تا آتش مقدس که در پاي المپ برافروخته شده بود پس از گردش به دور دنيا به آتن باز گردد و همچنان المپ در دوران برگزاري رقابتها رفيعترين کوه جهان باشد و قهرمانان جهان در کنار زيارتگاه زئوس به رقابت برخواسته و برترينهايشان شاخه زيتون بر سر نهند.
از المپ تا اورست
کوهها در نزد مردم دنيا جايگاه والايي دارند، در اساطير يوناني كوه جايگاه كشف و شهود بوده است، آنها معتقدند كوه در خلقت بشر موثر بوده.
"ماچاپوچار" در تبت مکاني است که راهبان آنرا طواف ميکنند و تا کنون پاي هيچ انساني دامنههاي مقدس آنرا لمس نكرده.
هندوان معتقدند كوهستان در مركز جهان قد بر افراشته است و بر فرازش ستاره قطبي ميدرخشد.
اقوام آزتك براي خدايان خود بر بالاي كوه قرباني ميدادند.
بر حسب معتقدات ايرانيان، كوه مقدس البرز در ميانه زمين واقع و به آسمان پيوسته است.
از اينرو است که اقوام مختلف در هر رويداد مهمي نامي از استوارترين کوه خود به ميان ميآورند.
دوره پيش روي رقابتهاي المپيک نيز در کنار کوهي برگزار ميشود که کم از کوه المپ ندارد و تنها افسانههايشان با هم متفاوتند. چومولونگما (اورست را در تبت بدين نام مي شناسند) کوهي است که تبتيها آنرا زادگاه مادر خداي زمين ميدانند.
براي ساليان زيادي بوميان تبت بدليل ترس از خدايان، از گام نهادن بر دامنه کوهها حراس داشتند. ايشان نيز همچون ساکنان المپ آتش را مقدس ميدانستند ولي زماني آنرا بر ميافروختند که مسافري قصد عبور از دامنهها را داشت. بدين شکل گياهان بام (سرو رونده) و روف که در ارتفاع بالاي چهار هزار متر ميرويند را ميسوزانند تا دود و بوي آن موجب گريز شياطين شود.
اما اينبار آتش مقدس که از المپ آورده شده بر فراز چومولونگماي افسانهاي و زادگاه مادر خداي زمين بر افروخته شد، سپس از طريق تبت و لهاسا به پکن محل برگزاري رقابتها انتقال يافت.
تبت سرزمين مقدس بودائيان در آسياي مرکزي است و پهنهاي در حدود ???? کيلومتر را فراگرفتهاست و ميانگين بلندي آن برابر ???? متر است. آنرا بام دنيا مينامند? چرا که بلندترين و گستردهترين فلات در جهان است.
روزگاري تبت از قدرتهاي بزرگ آسيا محسوب ميشده است. در قرن نهم ميلادي تبت امپراطوري بزرگي در کنار چين و اسلام بود. اما در قرنهاي اخير تقريبا هميشه تبت تحت سلطه چين و مغولها قرار داشت. با اين وجود هنوز بر سر مرزها و مالکيت آن بين چين و هندوستان اختلافاتي وجود دارد.
اما پس از انتخاب پکن بعنوان برگزار کننده رقابتهاي المپيک، چينيها براي نشان دادن سلطه خود بر تبت تصميم به برافروختن مشعل المپيک از فراز بام دنيا گرفتند. آنها يک بار نيز در بهار 2007 به صورت نمادين مشعل المپيک را بر فراز اورست افروختند تا تمريني باشد براي سال 2008 و حمل مشعل اصلي از بلنداي جهان. چينيها از مشعلي به رنگ قرمز و نقرهاي استفاده کردند که 72 سانتيمتر طول داشته و داراي پوششي براي روشن ماندن در برابر باد و باران بود. براي حمل مشعل المپيک 85000 مايل مسير در نظر گرفته شد و در مجموع از 134 شهر جهان عبور داده شد. انتخاب بخشي از مسير حمل مشعل در تبت و از فراز بام دنيا با مخالفتهاي زيادي روبرو شد و حتي دولت چين از حضور کوهنوردان ساير کشورها در زمان حمل مشعل در جبهه شمالي اورست ممانعت به عمل آورد، با اين حال انتخاب چومولونگما بعنوان قطب سوم کره زمين ميتواند نشان دهنده جايگاه رفيع کوهها در رقابتهاي المپيک باشد، مکاني که پيشتر در اختيار المپ بود.
گردآورنده: رضا زارعي
منابع
کتاب بازيهاي المپيک، هوشنگ فتحي
کتاب آتن بازگشت به مبدا، نوشته اسماعيل کدخدازاده
کتاب بهاي بازيهاي المپيک، نوشته اسماعيل کدخدازاده
کتاب راز داوينچي، دن براون، ترجمه سميه گنجي و حسين شهرابي
کتاب تاريخ تربيت بدني و ورزش، تاليف و گردآوري رضا مهدوي نژاد، پژمان معتمدي
کتاب نگاهي به تاريخ تربيت بدني جهان، تاليف جواد کريمي
وبلاگ http://www.kouheghaf.blogspot.com
سايت http://fa.wikipedia.org
سايت www.olympic.ir
سايت http://bamdadi.com
سايت www.chn.ir