۱۳۸۸/۸/۲۰ - 11:28:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
فرهنگ در حصار سياست و تجارت
بي شك در هيچ جاي تهران نمي توان مجموعه اي چون آثار باغ ملي را سراغ گرفت كه تا اين حد پراهميت و درعين حال كم فروغ و كم مخاطب باشد.

باغ ملي
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گردشگري _ موزه ملي ايران، كتابخانه و موزه ملي ملك، موزه تاريخ ارتباطات، موزه عبرت، موزه اسناد گمرك، موزه سكه بانك سپه، موزه آبگينه و سفالينه هاي ايران و نمايشگاه 13 آبان همسايه با هم و در قلب بافت تاريخي تهران بزرگ ترين مجموعه موزه اي كشور را شكل داده اند. به اين ها بايد دانشگاه هنر، ساختمان قديمي كتابخانه ملي ايران و پاره اي بناهاي تاريخي ارزشمند را بيفزاييم كه اعتبار فرهنگي محوطه ميدان مشق تهران و پيرامونش را دو چندان ساخته اند.
 
بي شك در هيچ جاي ديگر تهران نمي توان چنين مجموعه اي را سراغ گرفت كه تا اين حد پراهميت و درعين كم فروغ و كم مخاطب باشد. چه آن كه مجموع مراجعان اين موزه ها كمتر از مراجعان برخي مراكز فرهنگي مانند تالار وحدت يا سينما آزادي است.
 
اين وضعيت به ما يادآور مي شود كه براي پويايي يك مجموعه فرهنگي، صرف قرار دادن محيط فيزيكي آن ها كنار يكديگر يا حتي مديريت توانمند يكايك آن ها كافي نيست، بلكه شرايط پيراموني بسيار تعيين كننده است. بزرگ ترين مجموعه موزه اي كشور در انجام رسالت فرهنگي خود، دست كم با چهار مانع روبروست:
 
نخست آلودگي و ازدحام شديد در مركز شهر تهران و اطراف ميدان امام خميني است كه هر كسي را –مگر در مواقع ضروري- از سفر به اين نقطه شهر باز مي دارد. اگر ديدار از كاخ-موزه هاي نياوران و سعدآباد تهران با گشت و گذار در بهترين باغ هاي تهران همراه است، در عوض راه كج كردن به سوي موزه ملي ايران يا موزه ملي ملك جز با تحمل دود و دم، ترافيك سنگين و سر و صداي زياد ممكن نيست و كيست كه اين همه دشواري را داوطلبانه به جان بخرد؟
 
مانع دوم محاصره اين مجموعه فرهنگي توسط بازار تهران و انبوه بنگاههاي اقتصادي است كه خود اصلي ترين مسبب آلودگي و شلوغي در اين نقطه شهر هستند. بازار تهران با سبك و سياق سنتي و ناكارامد خود، بافت تاريخي تهران را از هر سو تحت فشار قرار داده و فضا را براي هرگونه فعاليت ديگر تنگ ساخته است. اين بازار به شكل فزاينده محله هاي مسكوني و دانه هاي فرهنگي را مي بلعد و نقاط بيش تري از مركز شهر را زير سايه سنگين خود مي گيرد.
 
مانع سوم با دشواري دسترسي به اين مجموعه فرهنگي رخ نشان مي دهد. رسيدن به مركز تهران جز با گذر از ميانه ترافيك سنگين و اتلاف ساعت ها وقت ممكن نيست و فضاي كافي براي توقف خودروها وجود ندارد. شهرداري تهران نه در ازاي ساخت مجتمع هاي تجاري به احداث پاركينگ با ظرفيت كافي اقدام كرده و نه نياز چندين موزه و مركز فرهنگي بزرگ به پاركينگ را در نظرآورده است. اگرچه در سال هاي اخير دسترسي به اين محوطه از طريق مترو تا حدودي هموار شده، اما مترو نمي تواند به تنهايي بار همه كاستي ها را بر دوش گيرد.
 
علت چهارم مشكلاتي است كه براي ستون فقرات بزرگ ترين مجموعه موزه اي كشور يعني خيابان ملل متحد (سر در باغ ملي) بوجود آمده است. در حالي كه طبق مصوبه هيأت وزيران، بايد همه ادارات موجود در ميدان مشق قديم (غير از موزه ها و كتابخانه هاي موجود) جمع آوري و ساختمانشان به موزه ملي ايران ملحق شود، وزارت امور خارجه با خريد ساختمان هاي تاريخي در اين محدوده، اقدام به نرده كشي خيابان و معبر عمومي كرده است. اين موضوع موجب انزواي جغرافيايي كتابخانه و موزه ملي ملك و محدوديت دسترسي به دانشگاه هنر، موزه ملي ايران و قطع ارتباط دانه هاي فرهنگي اطراف ميدان مشق با يكديگر شده است.
 
رفع اين موانع ممكن نيست مگر با چاره جويي و تصميم گيري هماهنگ در بالاترين سطح مديريت كشور و پايتخت. اما آيا چنين اراده اي نزد دولت و مديريت شهر تهران وجود دارد؟ آيا دو نهادي كه در سال هاي اخير پيوسته با يكديگر در جدال بوده اند و هركدام ديگري را متهم به كارشكني در كار خود كرده است، آمادگي تشريك مساعي در اين باره را دارند؟ شايد قرار است فرهنگ تا اطلاع ثانوي در حصار سياست و تجارت باقي بماند.
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد