۱۳۸۵/۲/۲۲ - 11:50:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
ناصر تكميل همايون :روزنامه ها مسئله نفت را ملي کردند

بي‌ترديد سال‌هاي ميان 1320 تا 1332 از دوران هاي مهم و سرنوشت ساز كشور است كه مطبوعات ايراني در شكل گيري حوادث آن نقش برجسته اي داشته‌اند. با دكتر ناصر تكميل همايون استاد تاريخ در باره نقش مطبوعات در اين دوره گفتگويي كرده‌ا‌يم.


دكتر ناصر تكميل همايون
 
گروه فرهنگ، فرزانه ابراهيم زاده :«روزنامه نگاري در ايران دوران ملي شدن صنعت نفت به ويژه در دوران قدرت دکتر مصدق چه به عنوان وکيل چه به عنوان نخست وزير، اوج پيدا کرد. آن چنان  که روزنامه ها در پيشبرد ملي شدن صنعت نفت بر مردم اثر مي گذارند و احساس و عواطف مردم به روزنامه ها منتقل مي شود.»
سال هاي ميان 1320 تا 1332 يکي از پرفراز و نشيب ترين دوران تاريخ ايران است که محور اصلي آن نهضت  ملي شدن صنعت نفت بود. به عقيده بيشتر مورخان و پژوهشگران تاريخ معاصر در کنار همه عواملي موثر در تصويب لايحه ملي شدن صنعت نفت، نقش مطبوعات غير قابل انکار است. تغيير مسير مسئله لغو قراداد 1933 نفت جنوب از  يک مسئله اقتصادي به يک مسئله سياسي که نهايتا با استقلال ايران همراه  و به ملي شدن نفت منجر شد، توسط روزنامه هاي طرفدار جبهه ملي و آزاد رخ داد.
دکتر ناصر تکميل همايون استاد تاريخ و عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني در اين باره معتقد است:« ملي شدن صنعت نفت براي ايران مسئله اقتصادي بود که اقتصاد ايران را تحت الشعاع قرار مي داد. ولي دکتر مصدق به کمک روزنامه هايي مانند باختر امروز و  روزنامه هايي از اين دست، ملي شدن نفت را به شکلي با مردم مطرح مي کردند که مسئله استقلال ايران است. در اين دوره روزنامه ها بر اين نکته تاکيد مي کردند، که تنها نفت و ثروت ملي ما  در دست بيگانگان نيست، اين استقلال ايران است که  دست آن ها قرار گرفته است.  مسئله لغو قرار داد 1933 و توافق گس _ گلشائيان مسئله اي کاملا  اقتصادي بود. اما مصدق و روزنامه ها اين موضوع را چنان  مطرح کرده بودند که انگيس و شرکت نفت در مسائل سياسي و اجتماعي ايران دخالت مي کنند و از زماني که اين شرکت تاسيس شده است ما به گونه اي مستعمره انگليس بوديم. »
تکميل همايون ملي شدن صنعت نفت را به معني  قطع تمام اين روابط. مي دانست:«مصدق هيچگاه بر مسائل اقتصادي تکيه نمي کرد و به مسئله استقلال ايران مي پرداخت. مطبوعات آن روزگار نيز  اين شور را در ميان روشنفکران و طبقه متوسط شهري ايجاد کرده بودند تا او و همراهانش زمينه مناسبي براي طرح ملي شدن نفت فراهم کنند.»
بعد از جنگ جهاني اول انگلستان و کشورهاي ديگر پي به اهميت واقعي نفت در تغيير معادلات جهاني بردند. اين ماده حياتي اقتصاد باعث پيروزي قواي نظامي متفقين شده بود.:«همزمان با اين نگاه جهاني، ايرانيان هم پيش از جنگ دوم و چندسالي قبل از جنگ متوجه شدند، ثروت گرانبهايشان در دست بيگانگان است. با آغاز  جنگ جهاني دوم که نفت اهميت بيشتري پيدا کرد، اندک اندک اين مسئله مطرح شد که نفت بايد ملي شود. »
دکتر تکميل همايون معتقد است که اين روزنامه ها بودند که براي نخستين بار به اهميت نفت اشاره کردند:« روزنامه هاي آن دوره يا روزنامه هاي حزب توده بود که طرفدار روسيه شوروي بودند، يا روزنامه هاي دست راستي که طرفدار سياست غربي مخصوصا انگليسي و آمريکايي بودند. در کنار اين دو طيف روزنامه هايي هم بودند که به هيچ کدام ازآنها اعتقاد نداشتند. اين دسته از مطبوعات  به نفت از ديد خود مي پرداختند. روزنامه هاي راست و دولتي  معتقد بودند که ايرانيان نمي توانند از نفت خودشان درست استفاده کنند پس بايد آن را به کشورهاي مترقي واگذار کنند تا آن ها استفاده کنند. البته با توجه به آگاهي که ميان مردم به وجود آمده بود، اين روزنامه ها مي گفتند نفت در اختيار غربي ها باشد اما با قيمت بالا تري بخرند. مثلا روزنامه «داد» يا« وظيفه» يا روزنامه سيد ضيا الدين و روزنامه هاي دولتي مانند «کيهان» و «اطلاعات» چنين نظري داشتند. يک عده روزنامه اي بودند که مي گفتند ما بايد قرار داد نفت را لغو کنيم . شاخص ترين روزنامه هاي  اين دوره روزنامه غلامحسن رحيميان از وكلاي  مجلس بود.»
رحيميان در روزنامه خود درباره القاي قرارداد مي نويسد. اما دکتر مصدق از او مي خواهد نوشتن اين مطالب را ادامه ندهد:«رحيميان بعدا تعريف مي کند که دکتر مصدق به او مي گويد  بيشتر نمايندگان مجلس چهاردهم طرفدار انگلستان هستند، اگر شما اين مسئله را مطرح کنيد و به راي گذاشته شود، موضوع با راي نمايندگان رد و از بين مي رود. آن موقع حرفي براي نفت نمي توانيم بزنيم و قرار داد 1933 محکمتر مي شود. شما اجازه دهيد شرايطي آماده شود بعدا اين مسئله را مطرح مي کنيم. رحيميان بعدها هم مي نويسد که دکتر مصدق چه کار درستي کرده است.»
اما در اين ميان، روزنامه هاي چپ گرا و طرفداران حزب توده در اين دوره زماني نقشي دو گانه را بازي مي کنند. تکميل همايون با اشاره به اين که توده اي ها هم خواستار لغو قرار داد بودند، مي افزايد:« آن ها از سياست روسيه پيروي مي کردند و اين مسئله را به عنوان مبارزه با امپريالسم مطرح مي کردند. گاهي هم يک بازي ديگري مي کردند.مي گفتند حالا كه شما امتياز نفت جنوب را به انگليسي ها داديد، نفت شمال را به روس ها بدهيد تا توازني به وجود بيايد. روزنامه هاي رزم و مردم و روزنامه احسان طبري از روزنامه هاي شاخص اين دوره است. »
 دکتر مصدق و يارانش به کمک روزنامه هاي ميانه رو جامعه و مجلس چهاردهم را آماده مي کند و اجازه نمي دهند مسئله نفت مطرح شود . در قدم بعد يعني در مجلس پانزدهم قانوني تصويب مي شود  که  هيچ گونه قراردادي با خارجي ها براي نفت انعقاد نمي شود مگر زماني که مجلس شوراي ملي درباره آن قانوني را مصوب کند. استاد تاريخ پژوهشگاه علوم انساني با تکيه براين نکته مي گويد:« اين شاهکار دکتر مصدق بود که مسير نفت را به سمت مجلس مي برد و مجلس را متولي اين کار مي کند. براساس اين مصوبه تئوري  موازنه منفي مطرح مي شود. »
به دنبال اين مصوبه و فشار افکار عمومي  انگليسي ها مجبور به بالا بردن قيمت نفت مي شوند:«با روي کار آمدن  دولت رزم آرا روزنامه ها ي دست راستي به دنبال اين هستند که مسير نفت را به سمت تمديد قرارداد گس و گلشائيان ببرند. تلقي اين ها هم اين بود که قيمت نفت بالا مي رود  واين به نفع مردم است. حتي به درجه 50 درصد 50 درصد مي رساند. وکلاي مجلس 15 آن قدر درباره اين موضوع صحبت مي کنند تا عمر مجلس 15 تمام مي شود. در مجلس شانزدهم که  آمادگي براي ملي شدن صنعت نفت به وجود مي آيد. بازهم روزنامه هاي دست راستي طرفدار باقي ماندن انحصار نفت به دست شرکت نفت ايران و انگليس هستند. حزب توده طرفدار لغو قرار داد بودند. آن ها  معترض بودند که چرا امتياز  نفت شمال را به روس ها نمي دهند.»
با آغاز  دوره شانزدهم مجلس نيروي جديدي وارد عرصه سياسي مي شود که طرفدار ملي شدن صنعت نفت است. اين گروه روزنامه هاي خودش را داشت. مسئله ملي شدن صنعت نفت براي اولين بار آن چنان که مورخان ازقول دکتر مصدق گفته شده توسط يک روزنامه نگار يعني دکتر حسين فاطمي مدير روزنامه باختر امروز مطرح مي شود. دکتر تکميل همايون با اشاره به اين که آن چه فاطمي مطرح مي کند لغو قرار داد بوده است، اضافه مي كند:«حاصل، لغو قرارداد افتادن نفت به دست ايراني ها و ملي شدن بود. تمام روزنامه هاي ملي مانند آپادانا که متعلق به حزب ملت ايران و جبهه آزادي متعلق به حزب آزادي مردم ايران، باختر امروز، شاهد و ... معتقد به ملي شدن نفت بودند.»
فاطمي در 99 درصد از سرمقاله هاي خود به اين مسئله تکيه مي کند:« فاطمي استثناي روزنامه نگاري اين دوره است. او از دوران جواني در اصفهان روزنامه نگاري را آغاز مي کند و ادامه مي دهد در خارج هم اين رشته را تحصيل مي كند.»
سرانجام دکتر مصدق مي تواند به کمک همين روزنامه ها و يارانش که در ميانشان چهره هاي مطبوعاتي وجود داشتند نفت را در 1329 ملي اعلام کنند.
با نگاهي به دوره هاي مختلف تاريخ روزنامه نگاري ايران به ويژه از دوره پس از مشروطه تا امروز روزنامه نگاري ايران چهار دوره شاخص دارد که در اثر فضاي سياسي خاصي که به وجود مي آيد مطبوعات زمينه ساز به وجود آمدن حرکت هاي اجتماعي مهمي مي شوند. دوره پس از امضاي فرمان مشروطه، از سقوط پهلوي اول در شهريور 20 تا کودتاي 28 مرداد، دوران ابتدايي پس از انقلاب و دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي. اما با بررسي اين دوره ها مي توان به جرات گفت که فضاي باز سياسي پس از شهريور 20 به دليل جنس حرکت هاي روزنامه ها و مدت دوره و بي پروايي روزنامه نگاران، يکي از درخشان ترين دوران هاي تاريخ مطبوعات است. دکتر تکميل همايون به نظر دکتر رضواني در مورد نشريات اين دوره استناد مي کند:« دکتر رضواني که دوران اخير يعني مطبوعات دوم خرداد را نديده بود مي گفت از لحاظ کمي و کيفي هيچگاه روزنامه هاي ما به اندازه دوران دکتر مصدق نبود. چه به لحاظ کمي و کيفي. تعداد روزنامه ها بيشتر شده بود و مطالبشان قوي و خوب بود. »
اما وي معتقد است که فضاي بازي که به وجود مي آيد تندروي هايي را به دنبال دارد که باعث از ميان رفتن برخي از روزنامه نگاران مي شود:«اين دوران مانند  دوره بعد از مشروطه است. همزمان با اين آزادي ها يک عده اي تند روي هم مي کنند و سرخودشان را روي اين کار مي گذارند. مثلا روزنامه هايي که بعد از استبداد صغير داشتيم  فحش هايي که به محمد علي شاه مي دادند. همين موجب شد جهانگير خان صور اسرافيل يا فرخي يا ملک المتکلمين کشته شدند. در دوره بعد از شهربور 20 هم کساني چون محمد مسعود را مي کشند و  کريم پور شيرازي از روزنامه نگاران تندروي اين دوران را آتش مي زنند. »
بااين همه دکتر تکميل همايون مي گويد:« علي رغم تندروي هاي موجود گمان مي کنم از لحاظ دموکراسي دوران دکتر مصدق يکي از درخشان ترين دوران هاي تاريخ مطبوعات است. روزنامه نگاري در ايران دوران ملي شدن صنعت نفت به ويژه در دوران قدرت دکتر مصدق چه به عنوان وکيل چه به عنوان نخست وزير اوج پيدا مي کند و روزنامه ها در مردم اثر مي گذارند و احساس و عواطف مردم به روزنامه ها منتقل مي شود و به همين دليل  اين دوره، يک دوره درخشان در تاريخ ايران است.»
 
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد