تهران_ خبرگزاري ميراث فرهنگي
گروه هنر، فرزانه ابراهيم زاده: عكاسي خبري ايران به دليل اتفاقات و حوادثي كه به ويژه در سيسال اخير رخ داده است، رشد قابل توجهي داشته است و پيشرفت قابل ملاحظهاي كرده است.
بهروز مهري عكاس آژانس خبري فرانسه AFP با بيان اين نكته درباره فتوژورناليسم ايران مي گويد: «عکاسان ايراني داراي خلاقيت در ديد و درک تصوير هستند. پيشينه تاريخي فرهنگي و تمدن چند هزار ساله ايرانيان نشان ميدهد كه هنرمندان ما درک تصويري خوبي داشتهاند و همين پيشينه تصويري وارد عکاسي شده است.» مهري با مقايسه عکاسي ايران با عکاسي ساير کشورها به ويژه عکاسي کشورهاي منطقه ميگويد: «عکاسي ايران نه تنها در چند سال اخير پيشرفت داشته بلکه سطح آن از منطقه خاورميانه به ويژه در حوزه عکاسي خبري بسيار بالا است. در هيچ يک از کشورهاي همجوار اين تعداد عکاس خوب وجود ندارد که به طور مستمر با اين کيفيت بالا و خلاقيت کار کنند. در ميان کشورهاي عربي تنها لبنان است که آن هم تعداد عکاسان خبري و مطبوعاتيش با عکاسان ايراني قابل قياس نيست.»
با اين همه او اين نظر را رد نميكند كه عكاسي خبري ايران در موقعيت مناسب قرار داشته است: « اگر به سابقه تاريخي عکاسي خبري در ايران نگاه کنيم متوجه مي شويم که دردوران زيادي ما عکاسان خوبي داشتهايم که فعاليت ميکردند و آثارشان را عرضه کردند.»
مهري عکاسي خبري هر کشور را تابع شرايط سياسي و اجتماعي و شرايط ويژه آن ميداند: «اگر در کشوري حادثه مهم رخ ندهد، عکاسي آن کشور رشد چنداني پيدا نميکند. اتفاقاتي که به ويژه در دو دهه اخير در ايران رخ داده است باعث شده تا عکاسي خبري ايران رشد قابل ملاحظه اي داشته باشد
| اگر در کشوري حادثه ي مهم رخ ندهد، عکاسي آن کشور رشد چنداني پيدا نميکند. اتفاقاتي که به ويژه در دو دهه اخير در ايران رخ داده است باعث شده تا عکاسي خبري ايران رشد قابل ملاحظه اي داشته باشد |
. »
به نظر عكاس فرانس پرس :«عکاسي خبري مجموعه اي از تکنيک، خلاقيت، سرعت عمل، آگاهي از مسائل روز خبري، و آشنايي با تکنولوژي هاي روز چون اينترنت، دوربين ديجيتال است.»
مهري تاريخ عکاسي خبري ايران را به 4 دوره مهم تقسيم ميكند:« دوره نخست آن از 1300 به بعد آغاز و با جنگ جهاني دوم و سپس با کودتاي 28 مرداد 32 به اوج خود رسيد و تا دهه پنجاه ادامه يافت. در اين دوره عکاسان ايراني حرفهاي در سطح جهان مطرح ميشوند که مي توان از ميان آن ها به شاهرخ حاتمي اشاره کرد که همزمان با کودتا عکاسي ميکرد و در ميان عکاسان مطبوعاتي شناخته شد و پس از آن عباس عطار بود که عکاسي از ويتنام او را شناساند. »
انقلاب نسل دوم عکاسي خبري ايران را با خود شكل ميدهد: «اين جريان تا دوران جنگ تحميلي ادامه دارد. بسياري از عکاسان صاحب نام ايراني در اين دوره عکاسي خود را آغاز کردند. اين عکاسان با ثبت جريان انقلاب اسلامي و سپس جنگ با عراق علاوه بر ثبت تاريخ باعث شناخته شدن عکاسي خبري ايران در سطح دنيا شدند. برخي از اين عکاسان پيش از انقلاب نيز فعاليت ميکردند اما عکاسي از انقلاب و جنگ باعث مطرح شدن اين عکاسان شد. پس از پايان جنگ عکاسي مطبوعاتي يک دوره وقفه افتاد. با انتشار روزنامه همشهري از ابتداي دهه هفتاد تا حدودي کم شد.»
بهروز مهري تولد نسل سوم عکاسي خبري ايران را همزمان با انتخاب سيد محمد خاتمي به رياست جهموري و فضاي مطبوعاتي جديدي که در اين دوره آغاز شد ميداند: «فضاي باز مطبوعاتي و بالا رفتن تعداد روزنامهها باعث ورود تعدادي از جوان مستعد به عرصه مطبوعات شد. اين نسل با حوادثي مانند 18 تير توانستند خودشان را مطرح کردند و توانستند جايي در اين عرصه براي خود باز کنند. »
«نسل آخر عکاسي خبري ايران با شکل گيري خبرگزاري هاي و آژانسهاي عکس داخلي مانند ايسنا و فارس و مهر شکل گرفت.» اين عقيده اين عكاس خبري است . او ميگويد: «در حال حاضر تعداد زيادي از عکاسان خبري در دنيا در حال فعاليت هستند که برخي از آن ها در سطح جهان مطرح شدند و توانستند عکاسي خبري ايران را معرفي کنند. »
او علي رغم مثبت بودن حضور اين عكاسان عملكرد اين خبرگزاريها در قبال عكس را يكي از مشكلات مي داند: «
| عکاسي خبري صرف نظر مسائل هنري يک جور فعاليت تجاري است. عکاس نه تنها عکاس خبري بلکه هر عکاسي به دنبال کسب درآمد در اين رشته فعاليت مي کند. |
اين که خبرگزاري هاي جديد به طور رايگان عکس هاي خبري خود را در اختيار روزنامه ها و نشريات سراسر دنيا مي گذارند، باعث مي شود که نه تنها عکاسي که در آن خبرگزاري کار مي کند به حق خود نرسد، بلکه نظام کار در اين حوزه به هم بريزد. در اين چند ساله ما بارها اعتراض کرديم . به نظر ما اين کار بسيار غير حرفه اي است. اين نه تنها به زيان عکاسان است بلکه به روزنامه ها و عکاسي خبري ما هم لطمه مي زند. »
مهري معتقد است: «روزنامه ها با علم به اين که مي توانند عکس هاي خود را از اين راه تامين کنند بخش عکس خود را با يکي دو عکاس که هم نقش عکاس را دارند هم نقش اديتور را دارند جمع مي کنند. من فکر نمي کنم در هيچ جاي دنيا چنين رسمي وجود داشته باشد که عکس در کار ژورناليستي حرفهاي در مقام به اين پاييني قرار داشته باشند. زماني که عکس به طور مجاني در اختيار روزنامه ها و نشريات قرار مي گيرد ديگر کسي به فکر سفارش عکس نمي افتد . »
وي گزينش عكسها را در بسياري از موارد درست نميداند: «عکاسي به دنبال آماده کردن مجموعه عکس و ارائه يک گزارش تصويري نيست. در تمام دنيا روزنامه ها به طور ماهانه يا سالانه مشترک آژانس هاي خبري و عکس دنيا هستند که با پرداخت مبلغي اين عکس ها را تهيه مي کنند. اما اگر در جايي از دنيا حادثه اي رخ مي دهد روزنامه ها عکاسان خود را به آن جا مي فرستند. با اين که نمايندگان آژانس هاي خبري در اين زمان ها لحظه به لحظه عکس مي فرستند اما روزنامه ها و نشريات عکاسان خود را براي تهيه عکس تخصصي مي فرستند. اين وظيفه اديتور عکس است که اين نياز را تشخيص را بدهد. زماني که ما عکس ها را به طور مجاني در اختيار روزنامه ها حرفه عکاسي را زير سئوال برده ايم . »
به نظر عکاس فرانس پرس، نبود اديتور حرفهاي يکي ديگر از مشکلات آژانس و روزنامهها است: «اديتور حرفهاي جدا از عکاس عکسها را گزينش ميکند. عکاسان ما اکثرا چيزي از اديت عکس و انتخاب نمي دانند. اديت عکس مانند تدوين فيلم است. در حال حاضر عکاسان به کمک دوربين ديجيتال تعداد زيادي عکاسي مي گيرند. زماني که اين عکس ها را ارسال مي کند به دليل تنوعي وجود دارد نمي تواند عکس ها را انتخاب کند. مثل کارگرداني که دلش نمي آيد به راحتي صحنه هايي از فيلم خود کم کند در حالي که يک تدوينگر خوب با حذف درست مي تواند فيلم خوبي را اديت کند. اديتور حرفه اي در مطبوعات و خبرگزاري هاي ايراني تعريف نشده است. کساني هم اديت بلد هستند، آن را به طور تجربي ياد مي گيرند
. »
| اديتور حرفه اي جدا از عکاس عکس ها را گزينش مي کند. عکاسان ما اکثرا چيزي از اديت عکس و انتخاب نمي دانند.اديت عکس مانند تدوين فيلم است. در حال حاضر عکاسان به کمک دوربين ديجيتال تعداد زيادي عکاسي مي گيرند. زماني که اين عکس ها را ارسال مي کند به دليل تنوعي وجود دارد نمي تواند عکس ها را انتخاب کند. |
بهروز مهري يکي از مشکلات عکاسي خبري عدم آموزش صحيح آن در سطح دانشگاه مي دامد:« متاسفانه تعداد زيادي از استاداني که اين رشته را تدريس مي کنند به طور حرفه اي خودشان کار نکرده اند. استادان خوبي که چند سال پيش تدريس مي کردند هم امروز به دلايلي دلسرد شدند و دست از تدريس دست کشيده اند. مسائلي که به عنوان عکاسي خبري در دانشگاه ها ايران تدريس مي شود متعلق به 30 سال پيش است. تدريس عکاسي خبري در دانشگاه با سيستم روز عکاسي و ژورناليسم پيشرفت نکرده است. اين عکاساني که در حال حاضر به خوبي کار مي کنند آن چه آموختند را به طور تجربي مي آموزند. دانشگاه جايي براي بروز استعدادهاي عکاسي خبري نيست. در حال حاضر جمع زيادي عکاس تحصيلکرده هستند که تجربه آن ها را به روز و کارآمد کرده است و مي توانند تجربه هاي خود را به جاي تئوري ها از قديمي و منسوخ را بگيرد. »
در کنار برگزاري جايزه و جشنواره هاي متعدد عکاسي برگزار کنندگانش به دنبال اين هستند تا يک عکاس خارجي را بياورند تا در ايران کارگاه آموزشي بگذارند:« اين خيلي خوب است، اما کسي به عکاسان خوبي که در ايران هستند توجه نمي کند. مي توان براي عکاسان ايراني هم کارگاه گذاشت و از آن ها خواست تا دانشجويان را راهنمايي کنند. ما پتانسيل خوبي داريم اما متاسفانه جايي براي بروز آن نيست. »
مهري ورود دوربين ديجيتال به عکاسي خبري يک گام مثبت مي داند:« احساس سنتي که به دوربين ديجيتال وجود دارد، کم کم از بين مي رود. الان تکنولوژي بالا رفته است. اندازه و کيفيت عکس ها بالا رفته است. در ساير شاخه هاي عکاسي به ويژه مستند اجتماعي شايد بتوان به دليل شکلي که دارد از دوربين نگاتيو استفاده کرد اما در باره عکس خبري نمي توان چنين توقعي را داشت. با رقابت و سرعتي که در عکاسي خبري وجود دارد فرض استفاده از دوربين آنالوگ خندهدار است. تکنولوژي خوب است به شرطي که ما را کنترل نکند ما تکنولوژي را کنترل کنيم.»