۱۳۸۵/۳/۱ - 23:49:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
مانوئل كاستلز، نويسنده "عصر اطلاعات" به تهران مي‌آيد
بزرگ ترين موزه ارتباطات کشور تا دو سال ديگر تکميل مي‌شود
وزير ارشاد: ارتباطات " فرهنگي " وسيله گسترش مناسبات ايران و مصر است
رييس جديد سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي منصوب شد
كاستلز: مي‌خواهم درباره ايرانيان بيشتر بدانم
مانوئل كاستلز، در اولين روز حضور خود در ايران، زنان و رسانه‌ها را محور توسعه كشور دانست.او از توانايي دانشجويان دختر ايران سخن گفت.
مانوئل كاستلز، متفكر اسپانيايي و استاد دانشگاه بركلي

تهران- خبرگزاري ميراث فرهنگي

گروه فرهنگ- ندا دهقاني: مانوئل كاستلز، در دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي،‌ سخنراني نكرد. او گفت:« شما سوال كنيد تا گفت و گو كنيم.»

كاستلز پيش از سفر سي ساعتي به ايران، قرار گذاشته بود كه در اين دانشكده، فقط شركت كننده بحثهاي محققان باشد نه يك سخنران. اما سالن 50 نفري براي ادامه گفت‌و‌گو با يكي از تئوري‌پردازان مشهور معاصر جا كم آورد.
محيط جلسه تغيير كرد و مباحث "جامعه مدرن" هم به سالني بزرگ‌تر انتقال يافت. دكترهادي خانيكي، استاد ارتباطات دانشگاه علامه پرسيد:« آيا در موضع مانوئل كاستلز هم تغييري ايجاد شده است؟»

استاد برنامه‌ريزي دانشگاه بركلي آمريكا پاسخ داد كه هنوز نظريات انتقادي را دنبال مي‌كند. سوال كامل دكتر خانيكي اين بود:« آيا كاستلز همچنان كه خود به تاثيرات فكري پولانزاس، تورن و آلتوسر اشاره دارد، هنوز از موضع يك انديشمند انتقادي به مقوله جامعه اطلاعاتي مي‌نگرد يا نه؟»
منتقد مشهور و نويسنده كتاب سه جلدي "عصراطلاعات" كه ترجمه آن در ايران به چاپ چهارم رسيده است،‌ نكته‌اي را به پاسخهايش اضافه كرد:« نمي‌دانم دقيقا چه هستم و چه فكر مي‌كنم چون خيلي در بند چارچوب‌ها نيستم. حوزه مورد علاقه‌ام ارتباطات است اما يك بار تصميم گرفتم كه زمينه اصلي تحصيلم را عوض كنم، سياست بخوانم، اقتصاد بخوانم و ... بله، شخص مانوئل كاستلز نگاه انتقادي دارد اما كاستلز محقق نه، او سعي مي‌كند كه اين نگاه روي تحقيقات اثر نگذارد؛ چون در پژوهش، به دنبال يافتن حقيقت است.»

اما گويا نگاه انتقادي كاستلز در سابقه انقلابي او ريشه دارد. آن‌طور كه دكتر كاظم معتمدنژاد بعد از خوشآمدگويي به زبان فرانسوي به او گفت:« خوشحاليم از ورود ايشان كه يك انقلابي قديمي هستند و در جمع انقلابيون [ايران] حاضر شده‌اند. ايشان در 20 سالگي خود را از رژيم ديكتاتوري فرانكو خلاص كردند و به فرانسه آمدند. چندين سال با پرفسور تورن كاركردند تا زماني كه بحثهاي خود را در زمينه توسعه شهري با محور فناوري اطلاعات در آمريكا ادامه دادند.»

سوال بعدي دكتر خانيكي از كاستلز درباره حادثه‌اي بود كه در محل اقامت فعلي كاستلز،آمريكا، اتفاق افتاد و بقيه دنيا را هم تكان داد؛ تغييرات پس از 11 سپتامبر. خانيكي گفت كه مي‌خواهد با اين پرسش‌ها كاستلز را بيشتر به صحبت آورد. او پرسيد:« جنبشهاي هويتي به ويژه در حوزه‌هاي ديني پس از گرايشهايي كه بعد از حادثه 11 سپتامبر بروز يافت، سمت و سويي متفاوت گرفت.درايران مي‌بينيد كه جريان اصلي تفكر و سياست كه از دل انقلاب اسلامي برخاسته بوده قرائتي دمكراتيك و اصلاح طلبانه از اسلام دارد اما جريان‌هاي بنيادگراي راديكال در بستري به وجود آمد كه پيش از آن اساسا يا در حوزه سياست رسمي ضد آمريكايي نبوده، يا در حوزه سنت قرار داشت؛ اين دگرديسي چه‌طور انجام شد؟»
كاستلز گفت:« بعد از اين اتفاق دو چيز اهميت يافت، هويت و عقايد مذهبي. يك فرصتي فراهم شد كه هويت اسلامي مورد بررسي بيشتر قرار گيرد.»
تروريسم و هويت مذهبي و اسلامي محور تحقيقي است كه كاستلز و يكي از دانشجويانش باهم پيش برده‌اند.
كاستلز معتقد است كه بعد از 11 سپتامبر يك جريان تبليغاتي قصد دارد با دادن اطلاعات نادرست، هويت ديني را به بنيادگرايي و بنيادگرايي را به تروريسم ارتباط دهد. در جريان همين اتفاقات است كه 40 درصد مردم آمريكا در يك نظرسنجي، القاعده و صدام را معادل هم معرفي مي‌كنند.

نظريات كاستلز درباره جامعه شبكه‌اي با نگاه اقتصادي به بازار اطلاعات قرين است براي همين، طبيعي است كه سوال شود:« آيا او اقتصاد را زيربنا مي‌داند؟» و استاد دانشگاه بركلي پاسخ دهد:« نه اين طور نيست،‌فرهنگ زيربناي همه چيز است چون با ذهن واعتقادات مردم مرتبط است. اين جامعه است كه تصميم مي‌گيرد چه چيز ارزش باشد. چون با پول مي‌شود خريد كرد، براي پول ارزش قائل مي‌شويم درحالي كه خلاقيت مهم‌تر است پول است.»

دكتر يونس شكرخواه هم كه مجري جلسه امروز بود، سوال تكميلي ديگري را طرح كرد تا شايد جواب مفصل‌تري درباره نگاه اقتصادي كاستلز براي جمع تشريح شود:« آيا شما از اقتصاد سياسي به عنوان يك جعبه ابزار براي مطالعه جامعه شبكه‌اي استفاده مي‌كنيد يا خير؟»
كاستلز اما همه محتويات يك جعبه را با خود نمي‌برد. او " در جعبه اقتصاد سياسي را باز مي‌كند تا اگر چيزي داخل آن به درد خورد،‌استفاده كند."
به نظركاستلز، تمام مباحث يك نظريه،‌ تبيين كننده همه چيز نيست. بايد بخشهاي مورد نياز را استفاده كرد.

«ديدگاه اجتماعي چه طور؟ تعهد اجتماعي شما در اين تئوري چيست؟» اين را دكتر محمدي استاد ارتباطات دانشگاه علامه پرسيد تا كاستلز جواب دهد:« من سعي مي كنم تعهدات اجتماعي را از تحقيقاتم جدا كنم.حتي بين سياست و تئوري هم تمايز قائل هستم.»

_ تفاوت بين آنتوني گيدنز و مانوئل كاستلز چيست؟
_ گيدنز از بلر دفاع مي‌كند اما من نه.
اين دو جمله كوتاه هم سوال و جوابي بود بين دكترمحمدي و مانوئل كاستلز.

او سوال دكتر پرويز پيران را درباره چالشهاي روياروي جهان سوم و حركت‌هاي اجتماعي اين‌طور پاسخ داد:« جنبشهاي اجتماعي نمي‌توانند دستور جلسه بسازند. از طرف ديگر، نه نهادهاي سياسي نه دولت، مدل‌هاي توسعه‌اي را حمايت نمي‌كنند. اگر خيلي نگاه بلند مدتي داشته باشند، تنها انتخابات بعدي است.»

كاستلز، راه حل را رواج تفكرات منطقي دانست و از جامعه خودش گفت:« آمريكا بعد از حادثه سپتامبر، يك جانبه گرايي را آغاز كرد. اما الان محبوبيت دولت بوش به حداقل رسيده و وضع اقتصادي هم تنزل داشته است. البته من دنبال انقلاب نيستم و به تفكرات منطقي فكر مي‌كنم.»
_ اوضاع توسعه‌اي ايران چه طور است؟
كاستلز اما به اين سوال پاسخي نداد.

يكي از انتهاي سالن دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه سوال كرد:« در عصر اطلاعات بين هكرها، طبقه كارگر و گروهاي اجتماعي كدام را عامل تغييرات اجتماعي مي‌دانيد؟»
هيچ كدام. مانوئل كاستلز گفت:« زنان.»
اين يك كلمه مصادف شد با تشويق دختران دانشجو در سالن.
كاستلز به دانشجويان گفت كه خبردارد در ايران، آمار ورود دختران به دانشگاه بيش از پسران است.

تغييرات اجتماعي از نگاه كاستلز زماني محقق مي‌شود كه تفكر و ذهن آدم ها تغيير كند.بازيگران اصلي اين تغييرات در يك طيف گسترده ، در كنار زنان،‌ رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران هستند.

كاستلز از اين اتفاق كه زنان نقش اصلي تغييرات اجتماعي را به عهده بگيرند چندان خشنود هم نيست. او به نمايندگي از جامعه مردان نارضايتي خود را از اين اتفاق اين طور بيان كرد:«مجبور مي‌شويم هنگام كار زنان در خارج از خانه، ظرف‌ها را بشوييم.»

كاستلزدر جواب يكي از سوالها درباره يونسكو گفت كه اين نهاد تاثير چنداني ندارد و 86 درصد بودجه را صرف نيروهاي خود مي‌كند. مردم با يونسكو ارتباطي ندارند و اين رسانه‌ها هستند كه با مردم ارتباط برقرار مي‌كنند.

او رسانه را معادل قدرت دانست و از نقش امروز وبلاگ‌ها گفت:«هر ثانيه يك وبلاگ و 9 مقاله جديد در اينترنت متولد مي‌شود. بينندگان تلويزيون درآمريكا به خاطر اينترنت 40 درصد كاهش يافته‌اند. نسل جديد به جاي روزنامه، وبلاگ مي‌خواند و اگر هم سراغ روزنامه برود، از طريق لينك وبلاگ‌هاست.»

از او پرسيده شد " براي توسعه در ايران چه بايد كرد."
كاستلز باز هم گفت:« اين فقط به زنان جامعه بستگي دارد.»
و يك بار ديگر هم درپاسخ به سوال خبرگزاري ميراث فرهنگي اين را تاكيد كرد.
از او پرسيديم كه نگاهش قبل و بعد از سفر به ايران چگونه بوده و چگونه شده است؟
_«نكته قابل توجه براي من، دانشجويان و دانشگاهيان روشنفكر و باهوشي هستند كه در ايران مي‌بينم،‌ مخصوصا دختران.»

پرواز كاستلز از آمريكا،‌ 24 ساعت قبل در فرودگاه مهرآباد نشسته و او آن طور كه خودش مي‌گويد، زمان بيشتري لازم دارد تا هنگام بازگشت، درباره ايرانيان بيشتر بداند.

نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد