خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ گروه هنر ـ «امناي اموال بايد نسبت به نگهداري انواع سفالهاي قديمي وسواس داشته باشند حتي اگر اين سفالها بينقش و نگار باشند.»
فائق توحيدي، كارشناس آثار تاريخي در اولين كارگاه آموزشي حفاظت و مرمت سفال و شيشه كه براي امناي اموال برپا شده است، ضمن بيان اين مطلب در مورد ارزش آثار سفالي نگهداريشده در موزهها گفت:«ممكن است سفالهايي در گنجينه موزهها نگهداري شود كه از نظر جنس خشن و بينقش و نگار باشد، اما اين نوع سفالها نيز بهدليل قدمت و كمبودن بههمان اندازه سفالهاي مزين ،داراي ارزش هستند.»
او سپس با تاكيد براينكه سفالهاي دوران اسلامي را نبايد بر حسب حكومتها تقسيم كرد زيرا ويژگيهاي آثار هنري در اين دوره شامل سادگي، پرهيز از تجمل و بتپرستي است و تغيير و تحول در مدت طولانيتري صورت ميگيرد، بهذكر ويژگي هريك از اين دورهها پرداخت:«اولين دوره سفالهاي اسلامي از قرن اول تا سوم هجري را شامل ميشود. اين سفالها از لحاظ تكنيك به لعابگيري معروف هستند. سفالگران در اين دوره، ظروف را در دوغاب گل فرو ميبردند و به آن رنگ نميزدند. بنابراين رنگ اين سفالها شيري بود و براي مشخصشدن قدمت هريك از آنها كه مربوط به قرن اول است يا سوم بايد به تزئينات آنها توجه كنيم. هرچه از قرن اول به قرن سوم پيش ميرويم، تزئينات روي ظروف بيشتر ميشود و حتي گاهي نام سفالگران بر ظروف قرن سوم هجري نقش بسته است.»
تجديد حيات فرهنگي
اين كارشناس، سفالهاي قرن چهارم هجري را يكي از برجستهترين سفالهاي اسلامي از نظر تكنيكهاي بكار گرفته شده عنوان كرد:«در اين قرن نوعي تجديد حيات فرهنگي در سرزمينهاي اسلامي، آثار هنري و بهخصوص سفال بوجود ميآيد. تكنيك سفالگري در اين دوران بهصورت رنگارنگ، لعاب پاشيده و زرينفام اوليه انجام و نيشابور يكي از مراكز عمده توليد اين نوع سفالها بوده است.»
كندهكاري پيش از لعاب
توحيدي ادامه داد:«با ورود به قرن پنجم هجري، بهدليل روي كار آمدن سلجوقيان و رواج كندهكاري روي فلز، سفالگران نيز از اين شيوه بهره بردند و قبل از لعاب روي ظروف، نقش مورد نظر را ايجاد ميكردند. نمونه اين نوع سفالها در آمل، خراسان و زنجان كشف شده است.»
رنگ فيروزهاي
او همچنين يكي از شاخصههاي سفالهاي قرنهاي ششم و هفتم را در بكارگيري رنگ فيروزهاي در آنها دانست كه با ورود ايلخانيان و ساخت گنبدهايي با كاشيهاي فيروزهاي، سفالگران هم از اين رنگ و از تكنيكهايي چون زرينفام، مينايي، فيروزه قلم مشكي و سلطانآباد در كارهاي خود استفاده ميكردند.
آبي كبود
توحيدي اما رنگ غالب قرن هشتم را در آبي كبود بهجاي فيروزهاي برشمرد:«با روي كارآمدن تيمور لنگ، فرهنگ دوره تيموري با فرهنگهاي گذشته پيوند خورد و هنر و هنرمند مورد توجه قرار گرفتند. گنبدهاي اين دوره شياري شكل است و كاشيهاي كبود رنگ كه رنگي برگرفته از آبي، سبز، فيروزهاي و بنفش است در معماري گنبدها بكار گرفته شد. سفالگران نيز با استفاده از اين رنگ و نقشهايي مانند مرغهاي افسانهاي و گلهاي سفيد، ظروف متفاوتتري خلق كردند. ضمن آنكه تكنيك لاجوردي طلانشان در اين دوره رايج شد.»
آبي_سفيد
اين كارشناس در ادامه ظروف سفالي قرن نهم و دهم را برگرفته از سفالهاي چيني و تكنيك سفيد_آبي دانست كه اصفهان، كرمان، مشهد، يزد و تهران داراي كارگاههاي توليدكننده اين نوع سفال بودهاند.
بنفش و سفيد
توحيدي البته خصوصيت سفالهاي آخرين دوره اسلامي را تكنيك بنفش و سفيد، توليد انواع سفال در كارگاههاي محلي، نبود يك ويژگي مشترك در ظروف اين دوره كه از قرن يازده تا سيزدهم است، قلمداد كرد.
اولين دوره كارگاه آموزشي سفال و شيشه تا 25 مرداد با حضور كارشناسان اين رشته در پژوهشكده حفاظت و مرمت آثار تاريخي_فرهنگي براي امناي اموال برگزار شد.
سحرآزاد