خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ هنر: از چهارم آذر ماه سال گذشته تا امروز، هر جا كه نام مرتضي مميز به ميان آمد با حسرت پرواز او همراه بود. اما چهارم شهريور، خانه هنرمندان حال و هواي ديگري داشت، حال و هواي جشن تولدي كه صدها نفر در آن شركت كردند. مميز نيز، در كنار دو سرو سبز، با آن سبيل هاي پر پشت ايستادهبود و ميخنديد.
خانه هنرمندان ايران، كه مراسم چهلمين روز درگذشت مرتضي مميز هم در آن برگزار شد، بعد از ظهر چهارمين روز از آخرين ماه تابستان را با جشن تولد هفتاد سالگي اين گرافيست شهير ايراني گذراند.
دوستان ايراني و خارجي مميز، خانواده او و دوستدارانش در اين مراسم شركت داشتند. عباس كيارستمي، ابراهيم حقيقي، ساعد مشكي، كامبيز درمبخش، فرهاد ورهرام، هوشنگ مراديكرماني، سيفالله صمديان، فرشيد مثقالي، محمود جواديپور و آيدين آغداشلو، از دوستان قديمي مميز حضور داشتند.
بن باس و آلن لوكرنك، هنرمنداني اهل سوييس و فرانسه از مرتضي مميز و آثارش گفتند. آيدين آغداشلو نيز به عنوان تنها سخنران ايراني اين برنامه به جمعبندي صحبتهايي پرداخت كه از زمان درگذشت مميز در برنامههاي مختلف بيان كردهبود.
ساعد مشكي، كه پس از مميز سردبيري نشريه نشان را به عهده دارد، به عنوان مجري اين مراسم حاضر شد و پيش از دعوت سخنرانان، متني را خواند كه در ابتداي آخرين شماره اين نشريه چاپ شدهاست:«آذرماه 1384 بود. مرتضي مميز رفتهبود و هيچ يك از ما نميخواستيم باور كنيم. او با خندهها، نصيحتها، عصبانيتها، راهنماييها، انتقادها و همه وجودش در كنار ما بود. آن روزها همه جا حرف از مرتضي مميز بود. گستردگي انتشار خبر و پرداختن به آن در رسانهها بيش از حد تصور بود. او رفتهبود ولي ما بودنش را احساس ميكرديم. تا آن حد كه سرمقاله شماره بعد را خالي گذاشتيم. ميخواستيم در سوگش ننويسيم و نگوييم. در همان زمان، تصميم گرفتيم براي هفتادمين سال تولدش در سال 1385 ويژه نامهاي تهيه كنيم.»
مشكي در بخشي از صحبتهايش در حالي كه به سختگيريهاي مميز درباره مجله نشان اشاره ميكرد، ميگريست:«همهاش بر متانت و وقار نشريه تكيه داشت. ميگفت نشان سند خواهد شد .... بارها پس از چاپ هرشماره ما را به باد انتقاد ميگرفت. شايد به نوعي از خودش هم كه سردبير بود انتقاد ميكرد. حتي وقتي در منزل بود كوتاه نميآمد. يك باز وسط جلسه تلفن كرد، خواست تا دستگاه را روي بلندگو بگذاريم. آنوقت شروع كرد به انتقاد از تك تك ما كه دور ميز نشسته بوديم. چندماه آخر در جلسه حاضر نميشد اما در پايان هرجلسه تلفن يكي از ما زنگ ميزد. كم كم ما هم منتظر تلفنش بوديم.»
اين گرافيست در بخش پاياني سخنرانياش به آخرين روزهاي زندگي مميز اشاره كرد:«درست دو شب قبل از رفتنش به ديدنش در بيمارستان رفتيم. درباره موضوع پنج شماره آينده صحبت كرد و توضيح داد. ميگفت اين دوره درمان كه تمام شود به جلسه ميآيم تا با هم آنها را كامل كنيم. قديميها ميگويند تنها كارهاي خوب و خاطرههاي خوش از انسان باقي ميماند. حالا ما براي هفتاد سال از او خاطرههاي خوش داريم و هنوز هم با يادآوري حرفها، شوخيها و طنزهاي هوشمندانهاش لذت ميبريم. راستش را بخواهيد ديگر منتظرش نيستيم چون او مثل هميشه وقتشناستر از همه ما است. هر هفته شنبهها سر ساعت 17:30 به جلسه نشان ميآيد. صندلياش خالي است ولي حضور دارد. هنوز هم در پايان هرجلسه به يكي از ما زنگ ميزند. كسي پشت خط نيست اما صدايش به گوش ميرسد. او در كنار ما است و در كنار ما خواهدبود.»
پس از آن مشكي از بن باس، گرافيست، نقاش، عكاس و روزنامهنگار هلندي كه از دوستان صميمي مميز بود، براي سخنراني دعوت كرد. بن باس در ابتداي سخنان خود از افرادي كه براي جشن تولد هفتاد سالگي دوستش گرد آمدهبودند تشكر كرد:«مشاهده اين جمعيت برايم شگفتانگيز است.»
او در آغاز صحبتهايش به دوراني اشاره كرد كه همه به دنبال برآورده كردن نيازهاي اوليه خود، تلاش ميكردند:«در دنيايي مادهگرا كه ساعت الماسنشان تنها براي نشاندادن زمان به كار نميرود، مميز به دنبال چيز ديگري بود. امروز دور هم جمع شدهايم تا تولد مردي را جشن بگيريم كه علاوه بر اينكه طراحي چيرهدست بود، معلمي قابل هم بود.»
باس، به روزي اشاره داشت كه خبر مرگ دوستش را دريافت كرد:«مرگ مرتضي مميز قلب خيليها را افسرده كرد زيرا او از آن دست افرادي بود كه وجودشان را با ديگران تقسيم ميكنند. اما يك نفر زماني ميميرد كه نامي از او در ميان نيست. مميز اكنون اينجا در كنار ما است. ما به عنوان طراحان جهاني اينجا هستيم تا وجود او را جشن بگيريم. مميز نه تنها در قلب ما كه در نوشتهها، داستانها و گفت و گوهاي ما زندگي ميكند. ما از مرتضي به دليل سهمي كه در زندگيمان داشت، تشكر ميكنيم.»
با پايان يافتن سخنان باس، ساعد مشكي بر صحنه حاضر شد و آلن لوكرنك را اينطور معرفي كرد:«حضور اين هنرمند جهاني به دلايل متعددي براي ما ارزشمند است. او يكي از بزرگترين طراحان در عرصه گرافيك جهاني است، از آن دسته طراحاني است كه به حقيقت، خرد جمعي و تقسيم مزاياي گرافيك با ديگران اعتقاد دارد، در معرفي طراحي و گرافيك ايران به جهان سهم عمدهاي دارد و مهمتر از همه اينكه دوست صميمي مرتضي مميز بود.»
سپس آلن لوكرنك كه چهرهاي شرقي دارد، با كت و شلوار سياه بر سن تالار ناصري خانه هنرمندان حاضر شد:«اوايل سالهاي 1940 مجله گرافيك به عنوان يكي از مراجع طراحي گرافيك شناخته شد. تصور ميكنم مميز هم مثل همه ما كه در آن دوره جوان بوديم، توسط اين مجله توانست سبكها و مكاتب گوناگون گرافيك از مكتب سوييس تا لهستان را فراگيرد.»
او ادامه داد:«مميز در سال هاي دهه 50 به عنوان يك ايراني كه سابقه اي طولاني از سنت تصويري به همراه داشت، به اين نتيجه رسيد كه گرافيك چقدر مهم است و بايد در كشورش توسعه يابد.»
اين طراح فرانسوي، مميز را بيش از هرچيز تاثير پذيرفته از مكتب سوييس و لهستان عنوان كرد:«در آثار اين هنرمند ايراني از يك سو دقت و نظم مكتب سوييس ديده مي شود و از طرفي ديگر آزادي و خلاقيت پوسترهاي لهستان مشهود است. اما تاكيد ميكنم تحت تاثير يك مكتب بودن، لزوما به معني تقليد از آن نيست. مرتضي متعلق به ايران بود و با تمام وجود تلاش مي كرد در عين بهرهگيري از گرافيك روز دنيا، كاري ايراني ارائه دهد. به همين دليل بود كه آثارش در دنياي طراحان گرافيك مورد توجه قرار گرفت.»
لوكرنك به روزهايي اشاره كرد كه ارتباطش با گرافيك ايران قطع شدهبود:«جنگ هشت ساله، ايران را از دنيا جدا كرد. فكر ميكردم گرافيك در ايران تمام شدهاست. اما زماني كه در سال 2001 به ايران آمدم، شوكه شدم. ديدم نه تنها اين هنر در ايران از ميان نرفته، بلكه چقدر خلاق، مدرن و تعليم يافتهاست. در آن سفر همچنين انجمن صنفي طراحان گرافيك را كشف كردم. هيچ كشوري را نميشناسم كه هنرمندانش تا اين حد براي خلاقيت بيشتر كار كنند. از سوي ديگر مرتضي جنگيد تا اين رشته از سلطه نقاشي خارج شود، روي پاي خود بايستد و با تجميع نيروها، آن را به سيلي خروشان بدل كند. نتيجه فعاليتهاي او امروز مشخص ميشود. طراحي گرافيك ايران اكنون يكي از اصيلترين رشتههاي هنري است كه هر روز جوايز ارزندهاي را در جهان به دست ميآورد.»
او در پايان گفت:«هر سبك و مكتب و جريان، روزي از ميان خواهد رفت اما معتقدم جريان گرافيك امروز ايران از ميان نمي رود . گرافيك در ايران خوب تعليم داده شده و اعضاي انجمن براي زنده ماندن آن تلاش ميكنند. علاوه بر اين گرافيك ايران تاريخچهاي از مرتضي را پشت سر دارد. بيش از هركس به او به عنوان يك انسان احترام ميگذرام. مميز در قلب من جاي گرفت و به دوستي با او افتخار ميكنم.»
آيدين آغداشلو، آخرين سخنران اين مراسم بود:«پس از درگذشت مرتضي مميز شايد براي دهمين بار است كه در جلسهاي به مناسبت تجليل و يادبود او سخنراني ميكنم. در همه اين برنامهها اشاره داشتم به اين مسئله كه حضور او در عرصه فرهنگ معاصر ما حضوري مغتنم و كارساز بود و هست. مجموعهاي كه او به وجود آورد، در عين جهاني بودن، معنايي قومي داشت.»
اين نقاش به چند نكته درباره آثار و شخصيت مميز اشاره داشت:«كتمان نميكنم كه گرافيك ايران با مرتضي مميز جاني دوباره گرفت اما پيش از او هم بودند افرادي كه در اين زمينه كار ميكردند. استمرار گرافيك ايران، پيش از مرتضي انكار نشدني است. مهمترين وجه گرافيك، قبل از مميز تصويرگري كتابها و مجلهها و قصهها بود كه متاسفانه تا كنون مغفول ماندهاست.»
او گفت:«مميز در دورهاي پا به عرصه هنر گذاشت كه گرافيك ايران نيازمند يك ظهور جديد و دوباره بود. دورهاي كه رگ هاي گرافيك ايران به جريان و هوايي تازه نياز داشت. او در دورهاي كارش را شروع كرد كه چند عامل در كنار هم فراهم آمده بود، اقتصاد ايران پيشرفت كردهبود، امكان مراوده با خارج افزايش يافتهبود، امكانات اجرايي فزوني گرفتهبود و فرهنگ ايران آمادگي داشت براي هواي تازه جا باز كند. اولين كسي كه يك تنه اين جريان را آغاز كرد و گرافيك حرفهاي ايران را پايهگذاري كرد، كسي نبود جز مرتضي مميز.»
او براي معرفي مميز از لفظ نابغه استفاده كرد:«اگر اين صفت را به او بدهيم اغراق نكردهايم. او نبوغ كافي براي آغازگري را داشت. در كنار آن جسارت كافي را هم داشت، جسارت كافي براي در هم شكستن زيباييشناسياي كه گرافيك ايران با آن خو گرفتهبود. او اين ساختار را در هم شكست. علاوه بر اين مرتضي جامعالاطراف بود، در عين اينكه ميتوانست يك گرافيست فرهنگي باشد، قابليت گرافيست تبليغاتي بودن را هم داشت. در دهه 1350 او با به كار بردن تاريخ هنر ايران در آثارش، به تماميت رسيد.»
يكي از مباحثي كه توسط آغداشلو مطرح شد، مديريت مميز بود:«مديري مانند او نديدم كه مثل او عشق بورزد و و بخواهد اين عشقورزي را عملي كند. او از معلمي كوتاهي نكرد. از سويي يك شخصيت تشكيلاتي و اجرايي بود چون جز اين نميتوانست عشقش را با ديگران تقسيم كند. او عادت داشت ناني را كه با مشقت بسيار بهدست آوردهبود، به آساني با ديگران تقسيم كند.»
او در پايان حرفهايش آرزو كرد اين آخرين باري باشد كه درباره مرتضي مميز و ويژگيهايش صحبت ميكند:«مرتضي قبل از مرگش ميگفت آرزو دارد جشن 70 سالگياش را مجلل و شلوغ برگزار كند. جشن امروز مجلل و شلوغ است، بدون حضور او. اما دوستانش، دوستدارانش، همسر و خانوادهاش حضور دارند. كساني كه از جاي جاي اين شهر بزرگ آمدهاند و در اين تالار گرم خود را با مقوا باد ميزنند، با حضور خود از او تجليل و يادآوري ميكنند، تا زماني كه ميآييم و هستيم، تكههايي از اين فرهنگ ريشهدار و تراز اول خواهيم بود.»
پس از پايان مراسم سخنراني، جمعيت كثيري كه در جشن تولد مميز شركت كردهبودند، راهي طبقه اول خانه هنرمندان شدند تا آثار 41 گرافيست مطرح دنيا كه به مناسبت چهارم شهريور طرح زده بودند را تماشا كنند.
در جشن هفتادمين سالگرد تولد مرتضي مميز چهرههاي آشناي زيادي حضور داشتند: حبيبالله صادقي، عليرضا سميع آذر، دنيل وزني وابسته فرهنگي ،ونسان گريمو رايزن همکاري و فعاليت هاي فرهنگي سفارت فرانسه، رضا عابديني، محمد فرنود، حبيبآيتاللهي، فيروزهاي، افسانه مميز، مازيار ميري و ... .
سارا امتعلي
s.omatali@chnpress.com