۱۳۸۵/۱۱/۲۱ - 11:37:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
بيشترين افسانه هاي عاشقانه جهان از آن ايران است

در شب «عزيز و نگار» که توسط مجله‌ي بخارا در خانه‌ي هنرمندان ايران برگزار شد «علي دهباشي»، «مه جبين مهاجر»، «يوسف عليخاني»، «سعيد موحدي»، «محمد جعفر قنواتي»، «ژيلا مشيري» و «سيد احمد وکيليان» سخنراني کردند.


علي دهباشي

خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ وهنر_علي دهباشي، سردبير مجله بخارا داستان عزيز و نگار _داستان دو دلداده ايراني_بخشي از ادبيات شفاهي ايران دانست كه مي توان آن را آخرين حلقه داستان هاي عاشقانه دانست.

وي در اين زمينه گفت: «عزيز و نگار، داستان دو دلداده طالقاني است که قدمت آن به چند قرن مي رسد. به احتمال زياد بايد داستان عشق عزيز و نگار را آخرين حلقه گمشده دلدادگي عاشقان دانست که بارها در تاريخ ادبيات فارسي شاهد برخي از آن ها بوده ايم.»
به گفته وي ، عزيز و نگار نيز چون باقي عاشقان پس از طي مرحله عشق زميني -چنانچه عارفان بر آن قائلند- به عشق آسماني دست مي يابند. وي ادامه داد:« جالب اين که جز در عزيز و نگار چاپ شرکت نسبي کانون کتاب ناصر خسرو که در آن عاشق و معشوق به خير و خوشي به هم مي رسند و داستان به پايان مي رسد، در باقي روايت ها شاهد غرق شدن آن ها در آب شاهرود يا غيب شدن شان هستيم. در روايت کمالي دزفولي هر دو سنگ مي شوند.»
دهباشي يادآوري کرد: «اگر شاعران پارسي گوي بر منظوم ساختن عشقنامه هاي عاميانه همت نمي گماردند، ما امروز به هيچ وجه داستان هاي زيبايي چون شيرين و فرهاد، وامق و عذرا، ليلي و مجنون و بسياري داستان عاشقانه ديگر را در ادبيات مکتوب فارسي نداشتيم. »
سردبير مجله بخارا به نقل از مقدمه کتاب "عزيز و نگار - بازخواني يک عشقنامه" عليخاني اظهار داشت: « عليخاني نوشته است: برايم هميشه سوال بود که چه چيزي در اين داستان وجود دارد که همه را بر آن وا مي داشت هر شب پاي داستاني بنشينند که شب قبل و شب هاي قبل تر آن را شنيده بودند. حالا و پس از بررسي روايت هاي گردآوري شده احساس مي کنم همگي هر شب در انتظار کوچک ترين تفاوتي در اصل داستان بوده اند و شايد همين موضوع باعث شده که راوي سعي کند هر بار اندکي بر داستان بيفزايد و اشعار عزيز و نگار را با آوازي دلنشين تر برخواند.»
او ادامه داد: « عليخاني قصه "عزيز و نگار" را متني مردم شناسانه مي داند و معتقد است که خواننده، بويژه محقق و اهل علم، با مطالعه وقايع اين عشقنامه به شناخت قابل توجهي از حدود جغرافيايي کوه هاي البرز و تات نشين هاي اين منطقه، محيط اجتماعي، فرهنگي و غيره آن ها دست خواهد يافت.»

بيشترين افسانه هاي عاشقانه جهان از آن ايران است
در شب "عزيز و نگار" عنوان شد: شمار افسانه هاي عاشقانه شفاهي در ايران از منظر تعدد با هيچ کجاي جهان قابل قياس نيست.
محمد جعفري قنواتي، پژوهشگر ادبيات شفاهي و مولف کتاب "روايت هاي شفاهي هزار و يکشب" در شب "عزيز و نگار" - افسانه هاي دو دلداده ي طالقاني - که به کوشش مجله "بخارا" عصر روز پنجشنبه ?? بهمن در تالار بتهون خانه هنرمندان ايران برگزار شد با بيان اين مطلب گفت: « عاشقانه هاي افسانه اي ايران، از مهم ترين ژانرهاي ادبيات و حوزه تمدن و فرهنگ اين سرزمين بوده اند و تعدد حکايت هاي واقعي سرگذشت دو دلداده در ايران ما منجر به ايجاد گونه اي خاص از ادبيات شفاهي شده است.»
او در ادامه به تفاوت داستان هاي عاشقانه شفاهي و مکتوب اشاره کرد و با يادآوري اين که ادبيات مکتوب بيش از ادبيات شفاهي متاثر از ادبيات سامي است اظهار داشت: « تفاوت مهم افسانه هاي ما با افسانه هاي سامي در اين است که دلدادگان عاشقانه شفاهي ايران فعال هستند و براي وصال دست به هر کاري مي زنند.»
آميختگي نظم و نثر در روايت، سفر دلدادگان و اهميت دادن به مسايل اخلاقي از جمله ويژگي هايي بود که اين پژوهشگر در بررسي افسانه هاي عاشقانه شفاهي ايران برشمرد.
قنواتي، عزيز و نگار را از جمله افسانه هاي عاشقانه دل انگيزي دانست که مبناي پيدايش آن واقعيت بوده اما در جريان نقل شفاهي و سينه به سينه مردمان آن منطقه، جنبه اي افسانه اي پيدا کرده است.
او با يادآوري اينکه اهميت دادن دلدادگان به اخلاق، از ويژگي هاي بارز افسانه هاي عاشقانه ايران است، گفت: «کاش چاپ و انتشار اين افسانه ها شکل گسترده تري مي گرفت تا مشخص شود که منافاتي بين اخلاق و عشق وجود ندارد. »
عرف و شرع پايان قصه هاي عاشقانه را رقم مي زند
سعيد موحدي، پژوهشگر و ديگر سخنران اين جلسه نيز به بررسي نقش باور مذهبي و شرعي مردمان در پيشبرد قصه و پايان ماجراي عاشقانه دلدادگان افسانه هاي ايراني پرداخت.
او با يادآوري فصل مرگ عزيز و نگار در اين افسانه، اظهار داشت: « مردم از طرفي خود را ملتزم به شرع و عرف مي دانند و از سوي ديگر خود يا عاشق بوده اند يا دوست داشته اند عاشق بشوند. ميل به عشق از جهتي آنان را به پرداختن اين افسانه ها واداشته و از آن سو،  براي اين که نظام اجتماعي زندگي شان به هم نريزد، پايان اين قصه ها را با مرگ دلدادگان رقم مي زنند تا هر دو نيازشان برآورده شود.»
موحدي قطعه تنهايي عزيز و نگار در خرمن را مورد نظر قرار داد و گفت: « شمشيري را که اين دو در وقت خواب در ميان مي گذارند، التزام به شرع و باور مذهبي مردم است که به داستان وارد مي کند.
گردآورنده قصه هايي از کتاب "شوقات" ادامه داد: پر سوز و گدازي اين افسانه ها تماما محصول هجران و فراق دلدادگان است چرا که با وصال آن ها داستان به پايان مي رسد.»
سياه و سفيد شدن شخصيت ها در گذر نقل راويان و صيقل خوردن آن ها در مرور زمان مبحث ديگر سخنراني سعيد موحدي بود.
اين پژوهشگر در اين باره شخصيت "کل احمد" را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: « کل احمد - شوهر نگار و رقيب عزيز - به روايتي همانطور که عليخاني نيز در کتاب "عزيز و نگار - بازخواني يک عشقنامه" اشاره کرده، در ابتدا "گل احمد" نام داشته، اما مردم براي بد جلوه دادن او، نامش را به "کل احمد" (احمد کچل) تغيير داده اند.»
او در پايان "خداگونه اي" عشق دو دلداده اين افسانه را نيز متاثر از باور مردمان منطقه الموت و طالقان دانست و يادآوري کرد که ميل به حفظ نظم اجتماعي و مراعات شرع، تاثير مهمي در شکل گرفتن اين افسانه ها و پايان آن ها دارد.
صنايع ادبي به افسانه هاي شفاهي راه ندارند
ژيلا مشيري، پژوهشگر ادبيات شفاهي و از سخنرانان شب عزيز و نگار،  افسانه ها - شعرها را گونه اي از ادبيات دانست که به صورت نثر-دوبيتي از زبان قهرمان يا راوي براي توصيف افسانه روايت مي شوند و عموما پايان خوش ندارند و سپس به بررسي ويژگي هاي آنان پرداخت
او در اين باره به چاپ انتشارات کانون نسبي کتاب ناصر خسرو و روايت هاي سيدمحمدتقي ميرابوالقاسمي، محمدعلي اکبريان و سيدعلي کمالي دزفولي از اين افسانه ها اشاره کرد و از ميان آن ها، نسخه کمالي دزفولي را به سبب به کار گيري صنايع ادبي در روايت عزيز و نگار، ضعيف ترين نسخه توصيف کرد.
مشيري گفت: ادبيات شفاهي تاثير خود را مرهون ميزان توجه آن به وجه شنيداري است و صنايع ادبي به اين گونه از ادبيات راه ندارند.
وي در فرازي از سخنان خود به نامشخص بودن اولين راوي افسانه هاي عاشقانه اشاره کرد و در اين باره با صحه گذاشتن بر مقدمه عليخاني در کتاب "عزيز و نگار - بازخواني يک عشقنامه"، اظهار داشت که جستجوي نسخه اصل عزيز و نگار ضروري نيست چرا که مناطق طالقان، رودبار الموت، رامسر و بخش هايي از گيلان، هر کدام روايت ويژه خود را از اين قصه عاشقانه نقل کرده اند.
اين پژوهشگر در پايان خواستار توجه به وجه موسيقايي افسانه هاي عاشقانه شفاهي شد و دوبيتي هاي سروده شده در آن ها را نيز شايسته توجه جدي اهل تحقيق دانست.
روايت عليخاني جنبه علمي و مردم شناسانه ندارد
سيداحمد وکيليان، مدير فصلنامه فرهنگ مردم نيز در اين نشست بخش هايي از نقد عنايت الله مجيدي، پژوهشگر و رئيس کتابخانه دايره المعارف بزرگ اسلامي بر کتاب عليخاني را براي حاضران خواند.
او پس از ارائه پاره اي از توضيحات درباره فرهنگ و هشتاد و شش پارچه آبادي موجود در منطقه طالقان، ضعف عمده کتاب عليخاني را در عدم توجه وي به جنبه مردم شناسانه اين افسانه دانست و گفت: «هدف از گردآوري اين دست افسانه ها حفظ گويش و هويت مناطق است اما به اين مورد در اثر عليخاني چندان که بايد توجه نشده است.»
وکيليان اظهار داشت: « از خرده هاي ديگري که مجيدي از اين کتاب گرفته است، کاستي هاي پژوهشي اثر عليخاني است که از جمله آن ها مي توان به جاي خالي روايت "بالاروچ"ي هاي الموت از اين افسانه و تاثير باورهاي مذهبي سخت مردم منطقه در روايت عزيز و نگار اشاره کرد.»
او همچنين به نقل از عنايت الله مجيدي اظهار داشت که گنجاندن اعلام جغرافيايي در اين کتاب، افزوده اي اضافي است که چهره افسانه اي داستان را کمرنگ مي کند و گفت: چه خوب بود که جاي اين توضيح اضافات، اشعار با گويش محلي شان ضبط مي شدند.
مدير فصلنامه فرهنگ مردم در پايان کار عليخاني را با وجود تمام کاستي هاي آن، در خور تقدير دانست و گفت: عليخاني اين اثر را بي هيچ امکاناتي تنها از روي عشق و علاقه اش به قصه هاي عاميانه که بخشي مهم از شاکله فرهنگ ايران هستند، گردآورده است.
روايت پدر از نگار و مادر از عزيز
يوسف عليخاني، نويسنده مجموعه داستان هاي "قدم بخير مادربزرگ من بود" و "اژدهاکشان" و گردآورنده کتاب عزيز و نگار در اين نشست درباره سابقه آشنايي اش با قصه عزيز و نگار و مراحلش توضيحاتي ارائه داد.
او گفت: « کنجکاوي من در گردآوردن اين قصه زماني برانگيخته شد که ديدم پدر روايتي از عزيز و نگار دارد که با روايت مادر متفاوت است و جالب اين بود که هر دوي اين ها روايت من را که از چاپ ناصر خسرو برايشان نقل مي کردم، اشتباه مي دانستند.»
عليخاني افزود: « تا ? سال پيش چيزي از اين قصه نمي دانستم تا اين که دوست و همکارم، افشين نادري که مي دانست الموتي هستم من را با افسانه عزيز و نگار آشنا کرد و پس از آن نسخه اي از چاپ ناصر خسرو مربوط به ???? را پيدا کردم.»
وي در ادامه اظهار داشت: « کنجکاوي من بهانه شد تا نسخه هاي ديگر اين افسانه را نيز بيابم و در کنار هم منتشرشان کنم اما آنچه برايم مهم تر بود نقل روايت ناقلان بي اسم و رسمي بود که در روستاهاي طالقان و الموت مي زيستند.»
يوسف عليخاني با تاييد کردن کاستي هايي که عنايت الله مجيدي از کتاب وي برشمرده بود، گفت: «بخشي از اين انتقادها را قبول دارم و سعي مي کنم در چاپ هاي بعدي در رفع آن ها بکشم.  جلد دوم قصه عزيز و نگار را با عنوان "نسخه هاي شفاهي عزيز و نگار" را آماده انتشار کرده ام که اميدوارم در اين روايت ها بسياري از انتقادها برطرف شده باشد.»
از روايت شفاهي طالقان تا نسخه هاي چاپي تهران و گيلان
تاريخ طالقان، پيشينه افسانه عزيز و نگار و چاپ ها و روايت هاي مکتوب و شفاهي موجود از اين افسانه از جمله مباحثي بودند که در سخنراني مه جبين مهاجر، محقق، نويسنده و سخنران شب عزيز و نگار به آن ها اشاره شد.
مهاجر عزيز و نگار را يکي از داستان هاي عاشقانه رايج در کوهپايه هاي طالقان دانست که جدا از روايت هاي شفاهي آن در طالقان، نسخه هاي خطي و چاپي متعددي نيز از آن در تهران و گيلان به انتشار رسيده است.
 نسخه خطي به زبان رودباري، نسخه عبدالرحمن عمادي، نسخه چاپي که توسط اسلام کاظميه به دست آل احمد رسيد و ... از جمله چاپ هاي اين افسانه هستند که مهاجر در مقاله خود از آن ها ياد کرد.
به گفته او،  آخرين نوشته ي منظوم افسانه عزيز و نگار نسخه اي است که حاج محمدعلي اکبريان به مثنوي سرود و قديمي ترين نسخه چاپي آن نيز پيش از سال ?? توسط وحدت ملي به انتشار رسيد.
روايت هاي بالا طالقاني و پايين طالقاني و گويش هاي متفاوتي که در روايت اين افسانه عاشقانه به کار رفته از مباحث ديگر سخنراني اين پژوهشگر بود.

 

نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد