خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ فرهنگ و هنر ـ«اگر هنر اين است كه تابع غربيها باشيم، من با طرفداران آن قهرم. اگر اثري خلق كرديم كه مردم فهميدند، هنر است. ما در مملكتي زندگي ميكنيم كه روي وارد كردن هنر دعوا است.»
قباد شيوا، از پيشكسوتان گرافيك ضمن بيان اين مطلب در نشست بررسي گرافيك (يكشنبه، 10 ارديبهشت) كه در موسسه فرهنگي هنري صبا وابسته به فرهنگستان هنر برگزار شد، با انتقاد از كسانيكه در واردكردن هنر غربي در ايران تلاش ميكنند، در مورد منابع ايراني اين هنر در كشور گفت:«منابع تصويري ما از منابع نفتي بيشتر است و ما طراحان بايد آن را استخراج كنيم. نگاه غيرمستقيمي كه ايراني به عشق، عرفان و تصوف دارد، ايدههاي زيادي را حتي به يك كار مدرن امروزي ميدهد.»
او گفت آنها كه امروز از تايپوگرافي صحبت ميكنند، دانش آن را ندارند و در ادامه گرافيكي را ارزشمند دانست كه برگرفته از هويت ايراني باشد:«الان دنيا دنبال هويت است و من نميدانم چرا ما بدنبال بيهويتي هستيم. چرا گرافيك ما نبايد هويت داشته باشد. گرافيك نشاندهنده فرهنگ عصر ما است و بايد با شخصيت ايراني هماهنگ باشد. ما دنبال بيهويتي هستيم و اين يك ضايعه بزرگ است كه از طريق اساتيد وارد جامعه ما شده است. در همه جوامع اين اتفاقها ميافتد اما هنرمندان هستند كه در مقابل آن ميايستند. در همان سالهاي اول دهه 50، گرافيك لباس داشت ولي تابع غرب بود و اين كار به من ايراني برميخورد كه چرا در پوسترم حروف انگليسي قرار بدهم.»
شيوا اما گرافيك را هنر مصرفي و كاربردي ناميد كه در ايران سابقه فراواني دارد:«هر هنري كه ايرانيها داشتهاند، با مصرف انسانها در ارتباط بوده است. تمام هنرهايي كه ايرانيها به آن اعتقاد داشتهاند، هنر در اين مملكت كاربردي بوده و ما از اين نظر هنر جز پيشكسوتها هستيم. اين مطلب كه برخي ميگويند گرافيك از خارج آمده، درست نيست زيرا تنها تكنولوژي تكثير آن از خارج وارد شده است.»
اين طراح پيشكسوت، گرافيك ايران را برگرفته از گرافيك لهستاني بيان كرد:«گرافيك در ايران به وسيله كسانيكه عاشق لهستان بودند، وارد دانشكده هنرهاي زيبا شد. هركس كه از اين دانشكده فارغالتحصيل ميشد، ايراني بود اما لهستاني كار ميكرد و اين يك مشكل است. اما قبل از آن افرادي در دانشكده هنرهاي تزئيني بودند كه رشته گرافيك را به عنوان واحدهايي در اين دانشكده تدريس ميكردند. پس از تاسيس دانشكده هنرهاي زيبا، متاسفانه شيوه لهستاني گرافيك تدريس شد.»
شيوا با ذكر اين پيشينه خود را يكي از كساني برشمرد كه از بكارگيري شيوههاي غيرايراني در پوستر و گرافيك آزار ميديد و به همين دليل در پي كسب روشهايي براي استفاده از فرهنگ ايراني در گرافيك شد تا به گفته خودش، عطر ايراني درون آثارش باشد.
او هرچند بر بكارگيري عناصر ايراني تاكيد كرد اما استفاده از برخي نشانهها را بدون استفاده درست، غلط ارزيابي كرد:«90 درصد گرافيكهاي بعد از انقلاب، يك شمسه در گوشه خود دارند تا با اين هدف نشان دهند كه اين اثر، ايراني است. اين بد است. ما براي نشاندادن هويت ايراني در يك اثر به صداقت و عشق به مملكت نياز داريم.»
شيوا در بخشي از اين نشست، يكي از راههاي برقراري ارتباط مخاطبان ايراني با گرافيك را استفاده از مظاهر فرهنگي كشور ذكر كرد:«اگر از افراديكه در مقابل موزه هنرهاي معاصر فعاليت ميكنند، در مورد درون و محتواي اين موزه بپرسيم، با آن اشنا نيستند، درحاليكه اين موزه براي مردم ساخته شده است. اگر هنر مفهومي در غرب بوجود آمده، آنها به اين مطلب رسيدهاند ولي ما ميوه آنها را وارد كردهايم ولي نميتوانيم ميوه را بجويم كه عاقبت خوشي براي تمدن ما ندارد.»
او همچنين در مورد معنا و كاربرد گرافيك گفت:«گرافيك تبليغات نيست. تبليغات از گرافيك استفاده ميكند، همانطور كه از كلام، موسيقي و سينما بهره ميبرد. طراح گرافيك كسي است كه تجسم و ايدهاي را با مهارت روي كاغذ ميآورد. متاسفانه در مملكت ما به دليل اقدام وزارت ارشاد كه بروشور و.. را كار تبليغاتي ميداند، باعث شد به گرافيك به عنوان يك اقدام تبليغي نگاه شود. گرافيك اطلاعرساني ميكند و تبليغات را عده ديگري انجام ميدهند كه تخصص آن را دارند. منتهي تبليغات ما در اين شهر به گرافيكهاي بسيار بزرگ تبديل شده است. صنعت تبليغات در دنيا سرنوشتساز است اما در ايران به دليل يكسري آدمهاي موقعيتطلب، مسير غلطي پيموده است.»
او سپس يكي از راهحلهاي اين معضل را آشنايي مديران با موضوع گرافيك ابراز كرد:«سفارشدهنده، طراح و مخاطب آگاه گرافيك و پوستر خوب را بوجود ميآورند. ما به اندازه كافي گرافيست داريم. بايد مديران و روساي روابط عموميها را دعوت و براي آنها سخنراني كنيد زيرا آنها مشتريهاي گرافيك هستند.»
شيوا در پايان بر توجه به عناصر فرهنگ و تمدن ايراني در گرافيك تاكيد كرد:«در گرافيك خودمان بايد به فرهنگ و تمدن ايراتي توجه كنيم. درغير اين صورت گرافيك تنها يك فن است.»
سحرآزاد