| هنرهاي سنتي بايد در دانشگاه تدريس شود
|
|
مرجان حاجي رحيمي
شناسايي و مستندسازي هنرهاي سنتي ايران عنوان پژوهشي است كه با هدف شناسايي و احياي هنرهاي سنتي در سطح كشور انجام مي گيرد.
اين پژوهش كه از سوي پژوهشكده هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي انجام مي گيرد در صدد است ضمن بررسي شرايط و موانع هنرهاي سنتي، راه هاي اقتصادي، اين فعاليت ها را جستجو نمايد.
چرا كه اين روش يعني اقتصادي نشدن هنرهاي سنتي امروز تنها مسير احياي دوباره اين هنرهاست بي آنكه از يك سو ارتباط اين هنرها را با زندگي مدرن امروز بتوان منكر شد يا به سر آمدن بقاي دير تفسير آنها به دلايل فني و مال انديشيد. بر اين اساس گفت و گويي با «سيد عبدالمجيد شريف زاده، مدير پژوهشكده هنرهاي سنتي انجام داده ايم كه مي خوانيد.
* آيا آماري از هنرهاي سنتي فراموش شده ايران وجود دارد؟
_ دقيقا خير. در حال حاضر در حال انجام پژوهشي تحت عنوان «شناسايي و مستند سازي هنرهاي سنتي ايران» هستيم كه هدف از آن بررسي هنرهاي فعال و رو به فراموش در همه شهرستان هاي كشور است كه مي توان آمار دقيق را پس از اتمام اين كار ارايه داد، اما آنچه روشن است اين است كه در تمام حوزه هاي هنري، چند رشته اي وجود دارد كه در معرض فراموشي و يا نابودي هستند. برخي ديگر از رشته ها نيز چون جايگاه اوليه خود را كه جنبه مصرفي آنها بوده از دست داده اند، كمتر مورد توجه قرار مي گيرند؛ مانند قفل سازي كه از بين رفته است يا در نساجي سنتي رشته هايي مانند زري بافي، مخمل بافي، دارايي بافي، احرامي بافي كه از بين رفته يا در حال نابودي هستند.
* تاكنون هنرهاي سنتي چند شهرستان بررسي شده و مرجع شناسايي شما چه بوده است؟
_ عمر اين پروژه 3 سال است كه در هر سال 15 شهرستان بررسي شده است. تا به امروز، هنرهاي سنتي نزديك به 50 شهرستان شناسايي و مستند سازي شده است كه اگر اعتبار و بودجه مناسب در اختيار اين طرح قرار گيرد كار با سرعت بيشتري جلو مي رود. مرجع شناسايي ما مراجعه و تحقيق پژوهشگران به صورت ميداني بوده است و در مورد رشته هايي كه از بين رفته، مراجعه به كتابخانه ها و متون تاريخي و استفاده از افراد مسن و با تجربه صورت گرفته است.
* آيا نابودي و بحران هنرهاي سنتي از عوامل طبيعي جهان مدرن است. به عبارت ديگر بايد پذيرفت كه نابودي بخشي از هنرهاي سنتي جز لاينفك زندگي در جهان امروز است؟
_ به طور قطع هنرهاي سنتي كنوني، جنبه هاي كاربردي زندگي گذشتگان را تشكيل مي دادند ولي بر اثر مرور زمان و تغييراتي كه در زمينه هاي صنعت و تكنولوژي به وجود آمد، اين هنرها نيز كاربردهاي سنتي خود را از دست دادند كه اكنون نمي توان از برخي از آنها انتظار داشت كه عملكرد گذشته خود را حفظ كنند ولي ما مي توانيم با بررسي وجوه و ويژگي هاي هنرهاي مختلف برخي از آنها را براي بهره برداري امروزين احيا و حفظ كنيم؛ براي مثال جاجيم در گذشته نوعي زيرانداز به شمار مي رفت كه امروزه با آمدن موكت و فرش ماشيني كاربرد سنتي خود را از دست داده است، ولي طراحان با خلاقيت و فكر تازه، كاربرد نو و ويژه اي به آن بخشيدند كه بسيار موفق بود. آنها از جاجيم در توليد كيف و پاراوان و... استفاده كردند.
ما مي توانيم بخشي از هنرهاي گذشته را حفظ كنيم و مانند بذر و نهالي كه در حال نابودي است در گلخانه نگهداري و تكثير كنيم و شرايط بيروني و اجتماعي و فرهنگي را طوري مهيا كنيم كه آماده پذيرش باشند تا بتوان از اين جوانه هايي كه در گلخانه رشد كرده در بيرون از گلخانه نيز بهره گرفت.
* تا چه ميزان حفظ و احياي هنرهاي سنتي با چالش هاي اقتصادي كه جوان امروز با آن درگير است هماهنگ و هم راستاست؟
_ مسلما اگر بخواهيم اين هنرها را در زندگي مردم امروز حفظ كنيم بايد آنها را كاربردي كنيم و با برنامه ريزي صحيح فرهنگي استفاده از آنها را در بين مردم گسترش دهيم. اگر هنري بتواند جنبه اقتصادي داشته باشد گرايش و جذابيت بيشتري نيز دارد؛ در غير اين صورت ناچاريم فقط آنها را حفظ كنيم. دولت نيز بايد براي حفظ هنرهايي كه سابقه تاريخي و اصالتي دارند و حامل فرهنگ و هنر ماست، اعتبار و برنامه ريزي ويژه داشته باشد. از سوي ديگر، بعضي از رشته ها نيز مي توانند جنبه اقتصادي مناسبي داشته باشند ولي بعضي ديگر را فقط مي توان در ايام فراغت به آن پرداخت.
* آيا دغدغه هاي اقتصادي هنرمند در فراموشي بخش عمده اي از هنرهاي سنتي ايران موثر بوده است؟
_ قطعا. اگر تنها راه امرار معاش هنرمند هنري باشد كه از نظر مالي نتواند او را تامين كند، خود به خود هنرمند اين هنر را كنار مي گذارد يا لااقل نسل بعد او دنبال اين هنر نخواهد رفت. هنرمندان يا بايد راه اقتصادي شدن و درآمدزايي هنر را پيدا كنند و يا آن هنر را در زمان فراغت انجام دهند.
* پژوهشكده در حل مشكلات اقتصادي هنرمندان چه اقداماتي انجام داده است؟
_ بايد نگاه حمايتي به هنرمندان سنتي و هنرهاي سنتي مضاعف شود؛ چرا كه خوشبختانه در سال هاي اخير حركت هايي در اين مسير صورت گرفته است تا هنرهايي كه در سال هاي غفلت از بين رفته احيا شود. طرح تكريم هنرمندان از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ارزشيابي هنرهاي سنتي در سازمان ميراث فرهنگي، بيمه هنرمندان و وام به هنرمندان جواني كه قصد ايجاد كارگاه توليدي دارند و... از اين گونه اقدامات است.
* اعطاي درجه هنري به هنرمندان تاثيري در رفع دغدغه هاي اقتصادي آنان دارد؟
_ بله. درجه هنري كه به هنرمندان اعطا مي شود معادل مدارك دانشگاهي است و در استخدام و حقوق آنان موثر است و 5 درجه هنري وجود دارد كه از ديپلم تا دكترا را شامل مي شود و براي هنرمنداني كه درجات پايين تر را اخذ كرده باشند امكان ارتقاي سطح وجود دارد ولي بايد حداقل يكسال از دريافت درجه آنان گذشته باشد.
* آيا درجه هنري فقط به هنرمنداني كه با پژوهشكده در ارتباط هستند اعطا مي شود؟
_ خير. طبق مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ارزشيابي هنرمندان سنتي هم در حوزه هنرمندان دولتي و هم در حوزه هنرمندان آزاد صورت مي گيرد.
* آيا ما مي توانيم انتظار داشته باشيم كه در شتاب جهان امروز و تنوع رشته هاي تحصيلي، جواني ساعت ها كنار پدر يا استادش بنشيند و هنري سنتي را ياد بگيرد؟
_ تا زماني كه هنرهاي سنتي با مشكل معرفي شوند و هنرمند سنتي با ويژگي فردي فراموشي شده و در انزوا و دچار مشكلات مالي بسيار معرفي شود اين كار بعيد است و مسلما هيچ جواني به هنرهاي سنتي روي نمي آورد. به طور مثال در تلويزيون، هنرمند سنتي را به گونه اي اسفناك نشان مي دهند. در يك گوشه اي نشسته و پس از چند سال كار زندگي ساده اي دارد و وقتي با او صحبت مي شود او از مشكلات عديده اقتصادي مي گويد و... بعد در برنامه اي ديگر گرافيستي را معرفي مي كنند كه با لباس هاي شيك از نمايشگاه هاي داخلي و خارجي خود سخن مي گويد و جوان با مقايسه اين دو مسلما به گرافيك علاقه مند مي شود و هنرهاي سنتي را پس مي زند. جوانان ايراني خيلي كم هنرمندان خودشان را مي شناسند چون به آنها آموزشي داده نشده است. ولي به محض شنيدن نام هنرمندان غربي مانند پيكاسو، ميكل آنژ و... نه تنها آنها را مي شناسند بلكه نام آثارشان را نيز مي توانند ذكر كنند.
* به نظر شما چه طور مي توان هنرهاي سنتي را به جوانان معرفي كرد؟
_ اساسي ترين كار آموزش هنرهاي سنتي در مقاطع تحصيلي براي كليه رشته هاست. يكي ديگر از كارها، برپايي نمايشگاه آثار هنرمندان است. معرفي صحيح و مصاحبه با هنرمندان در تلويزيون و مطبوعات نيز روش مناسبي است. جوانان بايد هنرها را بشناسند و در ارتباط قرار گيرند. تاكنون هر جا كه معرفي صحيح و درست داشته ايم شاهد علاقه جوانان هم بوده ايم. مسلما جوان مايل است هنري را كه متعلق به خودش است، متعلق به مملكت، فرهنگ و هنر خودش است و با آن مي تواند ارتباط نزديكي برقرار كند و ياد بگيرد تا هنري كه نمي شناسد. شرايط معرفي بايد گسترده تر باشد. در همه دنيا دولت ها براي معرفي فرهنگ و هنر خودشان در بين نسل جوان هزينه مي كنند و اين كار براي ما حساس تر و ويژه تر است چرا كه ايران جامعه جواني است.
* به نظر شما آموزش سينه به سينه هنرهاي سنتي بهتر است يا آموزش آكادميك؟
_ آموزش شيوه هاي مختلفي دارد و نمي توان گفت كه كداميك بهتر است. هر كدام ويژگي ها و جايگاه خاص خود را دارند و همه بايد در كنار يكديگر باشند. آموزش بايد از دوره كودكي تا دانشگاه با فرزندانمان همراه باشد. بايد هنر را به شيوه هاي مختلف به مردم معرفي كند و آن را در زندگي آنان ملموس كرد. براي آموزش بايد متناسب با سن، برنامه ريزي كرد. قطعا بسياري از رشته ها بايد وارد دانشگاه شوند و جنبه آكادميك پيدا كنند و برخي ديگر بايد به صورت استاد و شاگردي و سينه به سينه آموزش داده شود. آموزش در دانشگاه، شرايط خاص خودش را دارد. محدوديت هاي زماني، مكاني و... نمي تواند به طور كامل ظرايف و ويژگي هاي هنرهاي سنتي را به دانشجو منتقل كند. به نظر من كسي كه مي خواهد هنرهاي سنتي را دنبال كند بهتر است ابتدا مراحل دانشگاهي را پشت سر بگذارد سپس به آموزش استاد و شاگردي بپردازد. او براي اين كه جنبه هاي علمي و كلي را در دانشگاه فراگيرد و بعد وارد ظرافت ها و ريزه كاري هايي شود كه در يك جلسه نمي توان آنها را آموزش داد، بايد با استمرار، ممارست، تماس نزديك با استادان، سينه به سينه، رو در رو، زانو به زانوي استادان كار كند تا استاد بتواند ظرافت هاي حرفه اي خود را به او منتقل كند. بعضي ها معتقدند كه استاد بايد هر چه را كه در طي ساليان دراز به دست آورده به يكباره به دانشجو منتقل كند. در صورتي كه اين گونه نيست، بايد دانشجو به مرحله اي برسد كه استاد او را قبول كند. بعضي نكته ها بايد در موقعيت هاي مناسب قرار گيرند تا استاد آن را بازگو كند در غير اين صورت ممكن است به ذهن او نيز خطور نكند. استاد مقدمات كلي كار را آموزش مي دهد و رسيدن به شرايطي كه تمام ظرايف را استاد آموزش دهد مستلزم كار مستمر در كنار او و تجربياتي است كه در حين كار اتفاق مي افتد. به قول شاعر تا نشوي آشنا زين پرده رازي نشدي.
* چرا از استادان هنرهاي سنتي در دانشگاه ها به اندازه كافي استفاده نمي شود؟
_ متاسفانه برنامه ريزي در هيچ حوزه اي در اين جا صحيح نيست. در بخش دولتي هنرمند بعد از 30 سال كار بازنشسته مي شود در صورتي كه هنرمندي كه 30 سال كار كرده و تجربه به دست آورده، تازه زمان بهره داري از تجربياتش آغاز شده، اين همه براي او در طي اين ساليان هزينه كرده ايم و او پخته و استاد كار شده ولي بازنشسته مي شود. بازنشستگي براي كارمنداني است كه كارهاي دفتري انجام داده و خسته شده اند و بايد استراحت كنند. در بخش آموزش هم همين طور است. در آموزش عالي چيزهايي مثل حق التدريس تعريف شده است. اگر استاد هنرهاي سنتي بخواهد تدريس كند با مشكلات بسيار زيادي رو به رو مي شود. مثلا مدرك دكترا مي خواهند و چون او ندارد، بايد حق التدريس ناچيز را قبول كند، برنامه كلاسي مناسب ندارد، لوازم و تجهيزات ندارد، دانشجوي او كسي نيست كه با عشق و علاقه آمده باشد و ممكن است تنها براي گرفتن مدرك به دانشگاه وارد شده باشد و همه و همه باعث مي شود استادان هنرهاي سنتي خود را درگير تدريس و كار در دانشگاه ها نكنند. بايد مسئولين راهكارها را بسنجند، دور شدن از چنين استاداني كيفيت آموزش را پايين مي آورد، چرا كه مجبور مي شويم سراغ استاد كم تجربه تر برويم.
* آيا تاكنون به فكر تهيه CD آموزشي از هنرهاي سنتي بوده ايد؟
_ براي آموزش خير ولي براي معرفي هنرهاي سنتي چنين هدفي را داريم. اما در بخش خصوصي، CD آموزشي نيز تهيه شده است.
* هنرهاي سنتي چه كشورهايي به هنر كشور ما بيشتر شبيه است؟
_ هنر ايراني هنري شرقي است و تمام هنرهاي شرقي به هم شبيه و نزديك اند و از يك خانواده هستند. برخي از رشته ها در طول تاريخ و در تبادلات فرهنگي تاثير و تاثر پيدا كرده كه در تاريخ هنر ايران نيز چنين نمونه هايي ديده مي شود و منشا برخي ديگر از رشته ها ايران بوده است و برخي ديگر ممكن است از كشورهاي ديگر به ايران آمده باشد كه ما روي آن فعاليت هاي گسترده تري انجام داديم و شرايطش را بارور كرديم. اين مشابهت ها در هنرهاي سنتي مشرق زمين بسيار ديده مي شود و تقريبا همه آنها سر منشا واحدي دارند.
* آيا هنرهاي سنتي كشورهاي ديگر نيز در تقابل با تجدد، در معرض نابودي قرار گرفته اند؟
_ اين مساله اي است كه تمام دنيا با آن درگير است. در غرب نيز هنرهاي سنتي وجود داشته و دارد كه در حال نابودي است ولي آنها با برنامه ريزي دقيق و حساب شده اي به آن مي پردازند. اين مساله سير تحولي و طبيعي پيشرفت است و تنها به ما اختصاص ندارد ولي ما به دليل فرهنگ غني تر و گسترده تر و شرايط ويژه تري كه داريم بايد حساس تر باشيم و بيشتر فعاليت كنيم. در صورتي كه كمتر كار مي كنيم، برنامه ريزي صحيحي نداريم و اعتباري به آنها اختصاص نمي دهيم.
متاسفانه هنرهاي سنتي در نگاه تخصيص بودجه در دسته چندم قرار دارد كه اين مشكل را براي ما مضاعف مي كند.
* آيا كم كم بايد بپذيريم كه هنرهاي سنتي مي تواند احيا شود يا بايد به فرهنگي موزه اي تبديل شوند؟
_ نمي توان براي تمام رشته ها نسخه واحدي سفارش كرد. بايد روي هر كدام تحقيق، مطالعه و پژوهش كرد كه متناسب با چيزي كه در حال اتفاق افتادن است برنامه ريزي كرد. نمي توان به راحتي گفت هنرهاي سنتي را بايد موزه اي كرد يا گسترش داد.
* تفاوت هنرهاي سنتي با صنايع دستي در چيست؟
_ هنرهاي سنتي تاكيد بر ويژگي هاي هنري دارد و صنايع دستي بر توليد و تكرار است. هنرهاي سنتي در طول تاريخ به ما رسيده و سير تحولي خود را سپري كرده است و جنبه هاي زيبايي شناسانه و مواد و ابزار خاصي كه در آنها استفاده مي شود با حضور هنرمند شكل مي گيرد ولي در صنايع دستي ويژگي هاي معاصر موثر است. بسياري از رشته هاي صنايع دستي جنبه هاي امروزي دارد و نمي توان جزو هنرهاي دستي كار كرد مثل گل چيني، مرواريد بافي و... هنرهاي سنتي رشته هاي متنوعي دارد كه صنايع دستي نه به عنوان صنايع دستي بلكه به عنوان بخشي از هنرهاي مستظرفه كه از حالت صنعت دستي خارجي مي شود و به اثر هنري تبديل مي شود در حوزه هنرهاي سنتي قرار مي گيرد. در هنرهاي سنتي معماري، نمايش هاي سنتي، موسيقي سنتي، صنايع مستظرفه است. صنايع دستي در صورتي مي تواند بخشي از هنرهاي دستي باشد كه به جنبه هاي هنري و فرهنگي كه ما داريم برسد |
|
نظر شما در مورد اين خبر؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|