۱۳۸۶/۶/۲۳ - 10:34:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
«هزار خورشيد درخشان » خالد حسيني وارد بازار كتاب ايران شد
نخستين ترجمه از كتاب «هزار خورشيد درخشان » آخرين كتاب خالد حسيني نويسنده افغاني‌الاصل ساكن آمريكا توسط بيتا كاظمي از نشر باغ نو منتشر شد.

هزار خورشيد درخشان
 
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر: نخستين ترجمه «هزار خورشيد درخشان» آخرين اثر خالد حسيني نويسنده افغاني‌الاصل توسط نشر باغ نو وارد بازار كتاب شد.
به گزارش ميراث خبر در حالي كه آخرين رمان خالد حسيني نويسنده افغاني‌الاصل ساكن آمريكا «هزار خورشيد درخشان » جزو پنج كتاب پرفروش جهان قرار دارد، ترجمه فارسي آن منتشر شد. هزار خورشيد درخشان با ترجمه بيتا كاظمي توسط نشر باغ نو منتشر شده است.
كـتاب «هـزار خـورشـيـد درخـشـان» (thousand splendid suns) داستان 2 زن افغان به نام‌هاي مريم و ليلا است که شرايط تلخ اجتماعي و خانوادگي آنها موجب همدلي و همراهي اين دو- يکي جوان و يکي ميانسال- براي بهبود زندگي‌شان مي‌شود.
«هزار خورشيد درخشان»، داستاني درباره حوادث 30 سال اخير افغانستان، از تجاوز شوروي تا روي کارآمدن دولت طالبان و تلاش براي بازسازي دوباره افغانستان بعد از طالبان است. در اين رمان، حوادث خشونت‌بار افغانستان با اميد، ترس و وحشتي که در مردم اين سرزمين ايجاد مي‌کرده، تصوير شده است.
مريم دختر يک تاجر پولدار افغاني است که در 15 سالگي به اجبار زن يک مرد 40 ساله مي‌شود. همسر او مردي بسيار خشن است و 10 سال بعد از ازدواج با مريم، دختر 15 ساله‌اي به نام ليلا را به عقد خود درمي‌آورد.
محور اين داستان، وابستگي زنان افغانستان به پدر، همسر و بيشتر از همه پسراني است که به دنيا مي‌آورند. هزار خورشيد درخشان، 4 فصل دارد که 3 فصل اول آن به زمان گذشته مربوط مي‌شود و در فصل آخر، نويسنده زبان خود را به حال تغيير مي‌دهد که به نظر منتقدان در تاثيرگذاري فضاي رمان مفيد بوده است.
نام رمان جديد و موفق خالد حسيني برگرفته از شعري از صائب تبريزي است. صائب تبريزي در افغانستان و پاکستان شاعري شناخته‌شده و محبوب است. او در سفري كه به كابل داشته، قصيده‌اي در مدح اين شهر گفته كه با اين بيت شروع مي‌شود: «خوشا عشرت‌سراي كابل و دامان كُهسارش/ كه ناخن بر دل گل مي‌زند مژگان هر خارش».
او در همين قصيده، كابل را شهري با عبارت «هزاران شمس رخشنده» توصيف مي‌كند. ترجمه انگليسي اين عبارت، دوبار در طول کتاب ذکر مي‌شود؛ يک بار زماني که خانواده ليلا در حال ترک کابل هستند و بار ديگر وقتي که ليلا تصميم مي‌گيرد از پاکستان به افغانستان برگردد.
اين رمان برخلاف رمان «بادبادك باز »خالد حسيني كه از بيرون به وقايع داخل افغانستان پرداخته بود؛ از داخل آنها را بررسي مي كند.
همزمان با اين ترجمه مهدي غبرايي كه پيش از ترجمه بادبادك باز را به فارسي منتشر كرده است، آن را براي صدور مجوزهاي نشر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فرستاده است. ترجمه غبرايي توسط نشر ثالث منتشر مي‌شود. ناهيد سلامي مترجم ديگر نيز اين كتاب را توسط نشر چشمه به اداره كتاب داده است.
خالد حسينى در سال 1965 در كابل به دنيا آمد. او بزرگترين فرزند يك خانواده هفت نفره بود. مادرش در كابل تاريخ و ادبيات فارسى درس مى داد. سال 1976 خانواده او به خاطر پست دولتى پدرش به پاريس سفر كردند و درست در اوج جنگ هاى داخلى و حكومت طلبى شوروى بود كه به كابل بازگشتند اما شرايط آنها را دوباره كوچاند و اين بار به آمريكا. خالد حسينى در سن خوزه بزرگ و در رشته پزشكى فارغ التحصيل شد.
وي اولين رمانش به نام «بادبادک باز» خوش درخشيد. اين رمان- كه در سال 2003 منتشر شد- 2 سال تمام در فهرست پرفروش‌ترين کتاب‌هاي نيويورک تايمز جاي داشت، به 42 زبان ترجمه شد . مارك فوستر كارگردان آمريكايي نيز فيلمي را براساس اين كتاب ساخته است كه دوم نوامبر 2007 در سينماهاي آمريكا و اروپا بر پرده مي‌رود. نقش پدر امير شخصيت اصلي فيلم را همايون ارشادي بازيگر ايراني بازي مي‌كند.
 
 فرزانه ابراهيم‌زاده
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد