بم_خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي، زهراكشوري_ چهارسال پس از زلزله بم هنوز بسياري از مردم شهر در كانكسها زندگي ميكنند. تعلل و ديوان سالاري سازمانها و نهادهاي مرتبط به بازسازي شهرها و بي انگيزه بودن بسياري از زخمديدگان بم باعث شده اين شهر پس از گذشت اين مدت، سر از گريبان غم برندارد. بهرغم اعلام پايان بازسازي شهر، آنچه در واقعيت اتفاق افتاده پرداخت وام 10 تا 15 ميليون توماني به 80 تا 90 درصد مردم شهر بم است و اين به معني ساخت و سازها در اين شهر نيست.
"علي اسماعيلي" معلم است و با گذشت چهارسال از زلزله بم هنوز روزگارش را در دل كانكسهاي خالي از خاطرات شاد زندگي پيش از زلزله ميگذارند. زماني كه با وي تماس ميگيرم رو در رو گورِ سرد پدر و مادرش ايستاده و در از سكوتي سنگيني كه بر شهرش سايه افكنده با آنها درد ميكند. اين دو تنها خويشانش نيستند كه در آن صبح سياه از دست داد. از فاميل نزديكش، نزديك به 50 نفر وي را تنها گذاشتند و از فاميل دورش 300 نفر. كسي نيست كه دلداريش بدهد هركس در درد خويش ميسوزد.
با گذشت 1460 روز، سكوتي كه آن روز از اين هجرت دستهجمعي بر شهر سايه افكنده هنوز سايه سنگينش را از شهر برنچيده است.
هم نگران خانه ويرانش است كه امروزتنها پي آن را كنده و پر از تيرآهن شده است و هم بيانگيزه زندگي را در كانكسي به همراه همسرش مي گذراند تا خدا چه خواهد. آن روزها كه درد روي سرش آوار شد و خانهاش كه يك مدرسه غيرانتفاعي بود ويران شد. وعده و وعيدها به رغم اين روزگاردرد، آيندهاي لبريز را از مهرباني را برايش به تصوير كشيد. نتيجه آن همه وعده دادنها زندگي چهارسالهاي در دل اين آهن هاي سرد است وخانهاي پيكنده ولبريز از تيرآهن هاست كه با وامي ازسوي ستاد بازسازي خريده است.امروز ديگر هيچ پولي در دست ندارد تا تيره آهن را در دل زمين بكارد و آجرآجر سرپناهي روزگار گذشته را بسازد و دمي بياسايد. شايد چيزي از غمي كه بر دلش تلمبار شده، كم شود.
ميگويد خسته است از اين كه هر روز يك مدرك و سند از وي ميخواهند براي دريافت وامي كه اين خانه ويران را سر و سامان دهد. كروكي بعضي زمين ها اشتباه كشيده شده و دريافت وام و تسهيلات را به عقب انداخته است. اين تعللها و بي دقتيها بر بي انگيزي مردمي كه سردرگريبان غم دلدار و هزاران يار دارند، افزودهاست.
نزديك به 65 ميليون تومان براي اين بازسازي اين مدرسه كه محل زندگيش هم است، دريافت كرده اما اين مبلغ صرف حصاركشي، خريد تيرآهن و پي كني شد وامروز به دنبال وامي با قسط كم تا با توجه حقوق معلماش از پس بازپرداختش برآيد.
محمد هم خسته از پيچ و خمهاي ديوان سالاري و نامهبازي زندگي را دل كانكسي بسر ميبرد، شايد دستي از غيب برآيد وكاري بكند. ديگر حوصله چانه زدن و پله پايين و بالاكردن را ندارد.
محمد هم 10 ميليون تومان وام دريافت كرده اما اينقدر زمان گذشته و قيمت افزايش يافته كه ساخته خانه ويران شده با اين مبلغ شوخي بيش نمينمايد. انگار بي خيال زندگي شده و در دل كانكش آرام گرفتهاست.
معصومه زني كه داغ هاي بسياري تنها در چند ثانيه روي دلش نشست وضعيت روحي مردمش را خطرناك ميداند و ميخواهد تا دست مهرباني بغض سنگين اين سكوت چهارساله را بشكند و نور اميدي را به دل آنها بتاباند.
از ربابه خانم ياد ميكند كه آن روز كه همه دار و ندارش را در دل خاك نهاد مقيم ضامن آهو در مشهد شد و تا همين امروز برنگشته و دلي هم براي برگشتن ندارد.
او هم معلم است و زندگي را دل آهن هاي سرد كانكس ميگذنارد. ميگويد در كنار بازسازي شهر كه بايد مديريتي قوي داشته باشد بايد به بازسازي روحيه مردم همت گذشت. اينجا همه سردرگريبان غمند.
سازمانها هماهنگي ندارند!
"عليرضا حاج اميني"، عضوشوراي شهردر گفتگو با ميراثخبر ساخت و سازها در شهر بم را شامل مبلمان شهري و خيابان سازي و بازسازي منازل مردمي دانست.
وي تعلل در پرونده سازي و نقشه برداري و روحيه بد مردم را مهمترين علل ساخته نشدن شهر دانست.
به گفته وي؛ نقشه ها بايد به تهران ميرفت و تائيد ميشد. براي هر ساخت يك منزل 10 ميليون تومان و براي حياط سازي 5 ميليون وام براي هر خانه در نظر گرفته شد.
حاج اميني كه امروزه خود نيز در كانكس زندگي ميكند تعلل را باعث گراني مصالح ساختماني دانست و گفت:« بنابراين اين مبلغ كفاف ساخت يك منزل را نميدهد و بسياري ازساختمان نيمهكاره رها شدهاند.«
وي درباره اعلام بازسازي 90 درصدي شهر بم گفت:« در واقع آنچه اتفاق افتاده است پرداخت وام 10 تا 15 ميليون توماني به مردم شهر است نه ساخته شده 90 درصد ويراني ها.»
حاج اميني گفت:« روزي كه زلزله اتفاق افتاد و اين مبلغ براي مردم درنظر گرفته شد هر آجر 42 تومان ميشد اما الان به 360 تومان رسيدهاست. قيمتها سه برابر شده و مردم بي روحيهتر.»
آمارها مردمي و گفته هاي مسئولان شهري بم نشان ميدهد كه نزديك به 80 درصد مردم هنوز در كانكس ها زندگي ميكنند.
حاج اميني ناهماهنگي سازمان هاي مختلف براي زيرسازي هاي شهر را متذكر ميشود و ميگويد:« بيشترِ خيابان هاي شهر ساخته شده و مبلمان شهر به پايان رسيده است اما به تازگي سازمان آب و برق، مخابرات و ... شروع به كندن زمين براي انشعاب كرده است. اين وضعيت نماي شهر را ويرانتر كرده و باعث آلودگي و بيماري مردم شده است.»
خارج از محدوده!
علي كه به تازگي زندگي مشتركش را آغاز كرده به نكته ديگري اشاره ميكند. براي هر زوج جوان 10ميليون تومان در نظرگرفته شد. فرض كنيد اين زوج جوان هيچ زمين يا خانهاي پيش از زلزله نداشته باشد و خانواده پدري نيز در كانكس زندگي كنند. آيا با اين مبلغ ميشود يك زمين خريد و ساخت ودر آن زندگي كرد.
رحمان نيز به نكته غمانگيز ديگري اشاره ميكند. بسياري پيش از زلزله اجاره نشين بودن و خانهاي از خود نداشتند. پس از زلزله هيچ كس از آنها ياد نكرد. امروزه روي گسل زندگي حاشينه نشيني در اين شهر جان ميگيرد با برق و آب غير قانوني و نابودي فرهنگي آن.
چهارسال از يك زلزله خانهمان برانداز ميگذرد. شهر هنوز ويرانه است. هنوز مردم با مسئله آب و برق درگيرن. هنوز در كانكسها زندگي ميكند. روحيه براي زندگي ندارد. هيچ چيز سرجايش نيست.