۱۳۸۷/۱/۴ - 15:50:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
خارک، جزيره تاريخي فراموش شده
پس از انتشار نخستين گزارش از خوانش سنگ‌نبشته نويافته خارک، اميدوار بودم تا فرصتي دست دهد تا براي بررسي بيشتر کتيبه، چارتاقي و همچنين آفتاب‌سنج‌‌هاي گورصخره‌ پارتي- پالميري آنجا به جزيره ممنوعه خارک برويم.
عکس هوايي از جزيره مرجاني خارگ
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ رضا مرادي غياث آبادي/اختر باستان شناس/پس از انتشار نخستين گزارش از خوانش سنگ‌نبشته نويافته خارک، اميدوار بودم تا فرصتي دست دهد تا براي بررسي بيشتر کتيبه، چارتاقي و همچنين آفتاب‌سنج‌‌هاي گورصخره‌ پارتي- پالميري آنجا به جزيره ممنوعه خارک بروم.
 
اين فرصت پس از کشف چندين صخره‌کند ديگر به همت آقاي اسلامي و دعوت بخشداري جزيره خارک براي بررسي احتمال کاربري تقويمي اين علامت‌ها فراهم شد.
 ويژگي‌هاي طبيعي
جزيره خارک، تاقديسي مرجاني در خليج فارس به طول و عرض تقريبي هشت در چهار کيلومتر است که از نظر تقسيمات کشوري تابع استان و شهرستان بوشهر مي‌باشد.
 
اين جزيره از فسيل‌ها و اندام‌هاي مرجان‌ها، دوکفه‌اي‌ها و ديگر جانداران دريايي که آميخته با ذرات ماسه هستند، تشکيل شده و تنها لايه‌اي نازک از سطح جزيره که ضخامتي در حدود بيست سانتيمتر تا پنج متر و چگالي‌اي در حدود 1.5 دارد، داراي سختي بيشتر است. لايه‌هاي زيرين (که در برش‌هاي عمودي ديده مي‌شوند) از بافتي نرم و رسوبي که در برابر جريان آب کم دوام هستند، ساخته شده است.
 
در بسياري از نواحي خارک، فرسايش آب و باد موجب از بين رفتن لايه‌هاي زيرين و سقوط و تلاشي لايه‌هاي مقاوم فوقاني که حامل آثار و نقوش باستاني هستند، شده است. اين روند فرسايش هم اکنون هم در حال تغيير مختصات ناهمواري‌هاي جزيره است.
 
در گذشته‌هاي دور و نزديک، بسياري از صخره‌هاي مرجاني و زيباي خارک براي ساخت‌وسازهاي گوناگون به بندرهاي گوناگون خليج فارس همچون گناوه، آبادان و کويت حمل مي شده است.
 
جزيره خارک از معدود جزيره‌هاي خليج فارس است که داراي آب شيرين فراوان بوده است. آب شيرين جزيره خارک در طول تاريخ علاوه بر گودال‌هاي طبيعي، از طريق حفر ده‌ها چاه آب و رشته‌هاي قنات، و نيز هدايت مصنوعي آب‌هاي سطحي فراهم‌شده از بارندگي‌ها به سدهاي کوچک و گودال‌هاي طبيعي جزيره فراهم مي‌شده است.
 
در سراسر جزيره بازمانده‌هاي داير يا باير سامانه‌هاي گردآوري و استحصال آب شيرين به چشم مي‌خورد که عبارتند از راه‌آبه‌هاي کوچک و بزرگ هدايت آب به چاله‌هاي طبيعي يا دست‌ساخته، تا چاه‌هايي که ده‌ها متر در دل سنگ کنده شده و گاه داراي چرخ‌هاي آبکشي با نيروي گاو و ديگر چارپايان بوده‌اند، و نيز کاريزهاي کهنسالي که در جابه‌جاي جزيره ديده مي‌شوند و به دليل بي‌توجهي در حال تخريب و نابودي هستند.
 
برخي از اين چاه‌ها همچنان داراي آبي بسيار شيرين هستند که بهره‌برداري چنداني از آنها نمي‌شود.
 
همچنين چاه‌هاي ديگري نيز در جزيره وجود دارند که مردمان خارک به مانند ديگر نواحي جنوبي ايران، در انتهاي آنها درختان مو را مي‌کارند. اين درختان بدون نياز به آبياري و با استفاده ار رطوبت اعماق چاه، هر کدام سالانه تا چند صد کيلو انگور بار مي‌دهند.
 
هر چند که به دليل نبود يا کمبود خاک حاصلخيز در جزيره، زيستگاه گياهي قابل توجهي شکل نگرفته است، اما در سراسر جزيره درختان "ليل/ لور" يا انجير معابد توانسته‌اند با انطباق خود با ويژگي‌هاي اقليمي رشد کنند.
 
 اين درختان بسيار بزرگ و پرسايه که داراي ريشه‌هاي هوازي هستند در سراسر جزيره به فراواني ديده مي‌شوند.
 
ريشه‌هاي اين درخت از خاک بيرون آمده و با پيچيدن بر تنه درخت از آن بالا رفته و دگرباره از شاخه‌هاي آن آويزان شده‌اند.
 
اين ريشه‌ها آب و غذاي مورد نياز درخت را بجاي زمين از باد و هوا دريافت مي‌کنند. از همين روي است که اسطوره‌هاي در پيوند با زمين در ميان مردمان جزيره شکل نگرفته و اسطوره‌ها و باورهاي در پيوند با آب و باد و دريا در ميان آنان بيشتر شکوفا شده است.
 
درخت سدر يا کُنار نيز از ديگر درختان مهم و فراوان جزيره است که به دليل شرايط زيست‌بومي نتوانسته‌اند به بزرگي درختان کنار در دامنه‌هاي زاگرس بشوند.
 
حيات وحش خارک بسيار محدود و منحصر به گله‌هاي کم‌شماري از آهو که روزبروز کمتر مي‌شوند و مارهاي بزرگ و سمي است که طول آنها به يک تا يک‌ونيم متر مي‌رسد. پرندگان مهاجر فراواني نيز فصل زمستان را در کرانه‌هاي خارک مي‌گذرانند.
 
اقليم خارک دربردارنده ويژگي‌هاي خاص، چشم‌اندازي شگرف و تفاوت‌هايي قابل ملاحظه با ديگر نواحي ايران است که اکنون تمام قابليت‌هاي آن به پاي صنعت نفت از ميان رفته است.   
 
نام جزيره
تلفظ نام جزيره و شهر آن به هر دو شکل "خارک" و "خارگ" تداول دارد.
 
مردم محلي، شهر و جزيره را "خارگ" مي‌نامند؛ اما در منابع مکتوب "خارک" بکار رفته است.
 
 آثار تاريخي و جغرافيايي سده‌هاي ميانه نيز تلفظ خارک را ضبط کرده‌اند که مشخص نيست آيا گونه درست آن بوده و يا محصول تعريب نام خارگ بوده است.
 
 در نوشته‌ها و نقشه‌هاي اروپايي نيز هر دو نام Khark و Kharg بکار مي‌روند، اما شکل نخستين بيشتر متداول است.
 
برخي از پژوهشگران بر اين باورند که منظور از نام "ايکارا/ ايکاريا" و "ايکاريوس" که در کتاب‌هاي جفرافياي بطلميوس و استرابو براي ناميدن شهر و جزيره‌اي بکار رفته، همانا جزيره خارک است و حتي براساس همان نوشته‌ها، جزيره خارک را محل ساخت معبد آپولو و نصب تنديس‌هاي زئوس و نپتون مي‌دانند. اما نگارنده اين فرض را نادرست مي‌داند؛ چرا که در اين آثار جغرافيايي، نام جزيره ايکارا همراه با نام ديگر جزيره‌هاي يوناني و آسياي صغير در درياي مديترانه آمده است.
 
 اين نام چند بار در جغرافياي استرابو تکرار شده که همگي در کتاب چهاردهم يعني جايي که به شرح سرزمين‌هاي يونيه، کاريه و دامنه کوهستان‌هاي تاروس اختصاص دارد، آمده است.
 
در اينجا ايکارا و فاصله آن با شهرها و جزيره‌هاي معروف مديترانه همچون: دماغه تروکليان، سونيوم، ساموس، ملانتيان و کورسيا آمده است و آشکارا جزيره ايکاروس را درنزديکي هلسپونت مي‌داند.
 
استرابو، جغرافيا، کتاب چهاردهم، فصل يکم، بندهاي 13 تا 19.
 
ويژگي‌هاي انساني
تنها سکونتگاه بومي جزيره خارک، شهر کوچکي به همين نام در شمال شرقي جزيره است که حدود ده هزار نفر اهالي بومي اهل سنت و فارسي‌زبان دارد.
 
يعني کمتر از جمعيتي که خارک در دويست سال پيش داشته است. معاش اين مردم بيشتر از راه دريانوردي، ماهيگيري، تجارت و صيد، به ويژه صيد مرواريد مشهور خارک که با نام "درّ يتيم" شهرتي جهاني داشته، بوده است. در اين زمينه اشاره‌هاي فراواني در آثار جغرافي سده‌هاي ميانه همچون "فارس‌نامه" ابن بلخي، "اشکال‌العالم" جيهاني، "مسالک و ممالک" ابن خردادبه، "مسالک و ممالک" اصطخري، "صوره‌الارض" ابن حوقل، "جهان نامه" محمد بکران، "جغرافيا"ي حافظ ابرو و نيز "حدودالعالم" از نويسنده‌اي ناشناس آمده است که علاوه بر اين، نشان از اهميت تاريخي، نظامي، تجاري و لنگرگاهي خارک به عنوان مهمترين جزيره سوق‌الجيشي شمال خليج فارس دارد.
 
 يکي ديگر از حرفه‌هاي مردمان خارک که دريانورداني ماهر و مشهور بوده‌اند، راه‌بلدي و هدايت کشتي‌هايي بوده است که از سرزمين‌هاي دور به خليج فارس مي‌آمده‌اند.  
 
پاي پرتغاليان و سپس هلنديان از زمان صفويه به خارک باز شد و بخاطر بي‌کفايتي حکومت‌هاي مرکزي تا سال 1143 خورشيدي (1765 ميلادي) که "ميرمهنا" سردار ايراني خليج فارس آنان را از جزيره بيرون راند، قدرت و نفوذ فراواني در جزيره داشتند و عملاً آنرا به اشغال خود در آورده بوده‌اند.
 
پس از آن نيز جزيره خارک در استقرار فرانسويان و اشغال نيروهاي نظامي انگليس بوده است.
 
حاکميت قطعي ايران بر جزيره (پس از مدت‌ها اشغال نظامي بيگانگان) در سال 1235 خورشيدي (1857 ميلادي) در زمان ناصرالدين‌شاه قاجار و به موجب عهدنامه پاريس روي داد.
 
بنگريد به: فرامرزي، احمد، جزيره خارک، تهران، کتابخانه ابن‌سينا، 1347.
 
سراسر جزيره خارک در سال 1312 و در زمان رضا شاه بر اثر تصميمي نابجا و ويرانگر، تبديل به يک زندان و تبعيدگاه شد.
 
در ده‌ها سالي که اين کاربري خارک دوام يافت، مردمان بسياري از جزيره کوچ کردند و در حاليکه جزيره‌هاي جنوب خليج فارس رو به آباداني و رونق مي‌رفت، خارک به ويرانه‌اي وهم‌انگيز بدل شد و تمامي رونق اقتصادي و جايگاه ممتاز خود در خليج فارس را از دست داد.
 
در اين زمينه بنگريد به کتاب استاد روانشاد کريم کشاورز که خود در سال‌هاي 1332 و 1333 يکي از تبعيديان خارگ بوده است: چهارده ماه در خارک، انتشارت پيام، 1363.
 
در سال 1337 عمليات ساخت اسکله نفتي خارک آغاز شد که منجر به احداث بزرگترين پايانه صدور نفت جهان و همچنين بزرگترين خط لوله نفت جهان (از آغاجاري و گچساران/ دوگنبدان تا خارک) شد.
 
اکنون نيز اسکله جزيره خارک مهم‌ترين پايانه صدور نفت ايران است و بجز اين تأسيسات گوناگون نفتي ديگر (همچون پتروشيمي) در جزيره وجود دارد. با اينکه انتظار مي‌رفت ساخت و پيدايش چنين تأسيسات بزرگ صنعتي موجب رونق و شکوفايي خارک شود، اما چنين نشد و خارک به دو پاره جداگانه تقسيم شد که باند فرودگاه خارک که از ساحل شرقي تا ساحل غربي درازا دارد، آن دو را از يکديگر جدا ‌کرد. قسمت کوچکي در شمال شرقي، براي مردم بومي و تمام ديگر بخش‌هاي جزيره از آن شرکت نفت و تأسيسات و شهرک‌ها و خانه‌ها و امکانات وابسته به آن. در جزيره خارک بطور پيش‌فرض، اختيار تمامي زمين‌ها متعلق به شرکت نفت است، مگر آنکه شرکت نفت تمايلي به تصرف آن نداشته باشند.
 
اکنون کوشش‌هايي در حال انجام است که زمين‌هاي تصرف‌شده مردم به آنان بازگردانده شود.
 
در مجموع به‌رغم بهره‌برداري‌هاي فراواني که از موقعيت ممتاز جزيره مي‌شود اما از درآمد و محصول آن، آنچنان که بايد صرف بهبود جزيره نمي‌شود.
 
اکنون به دليل وجود پايگاه‌هاي مهم صنعتي و نظامي، رفت‌و‌آمد به جزيره خارک جز براي اهالي و ساکنان آن ممنوع است و کساني که تمايل به سفر داشته باشند، مي‌بايد پيشاپيش دلايل سفر خود را به فرمانداري بوشهر يا بخشداري خارک عرضه و موافقت مکتوب آنان را دريافت دارند.
 
 در واقع سفر به خارک نياز به رواديد دارد. شايد بتوان چنين تصميمي را براي زمان جنگ توجيه کرد، اما تعميم آن به همه زمان‌ها و براي مدتي طولاني، عقب‌ماندگي و انحطاط را به همراه مي‌آورد.
 
در بسياري از جزيره‌ها و کشورهاي ديگر خليج فارس و ديگر نقاط جهان نيز چنين تأسيساتي وجود دارد که در کنار آن توانسته‌اند کوشش‌هاي فراواني را براي رونق اقتصادي و شکوفايي همه جانبه آن انجام دهند و آنرا به يکي از مقصدهاي بازرگانان و گردشگران از سراسر جهان تبديل کنند.
 
 بسا کشورهايي که تنها از همين جزيره‌هاي کوچک تشکيل شده و توانسته‌اند بخوبي از تمامي قابليت‌هاي آن استفاده کنند.
 
 اگر به قدرت دفاعي و امنيت داخلي و توانايي‌هاي دولت و مردم باور داريم، شايسته است که با الغاي اين تصميم و با برنامه‌ريزي‌هاي شايسته و گسترده، جزيره فراموش‌شده خارک را از چنين وضعيت اسفباري خارج کنيم و فرصت دهيم تا شکوفايي هميشگي تاريخي خود را پس از سه ضربه سهمگين (اشغال بيگانگان، زندان و نفت)، دگرباره احيا کند و همچو هميشه تاريخ خود به مانند نگيني زيبا و درخشان در خليج فارس بدرخشد. 
 
 
گورصخره‌اي خارک
عکس از: ر. م. غياث آبادي، اسفند 1386
عکس‌هايي ديگر از جزيره خارک
 
آثار باستاني
در جزيره خارک آثار و يادمان‌هاي باستاني متنوعي از دوره‌ها، اقوام و مذهب‌هاي گوناگون وجود داشته که مشخص نيست چه مقدار از آنها در کشاکش رويدادهاي طبيعي و انساني از ميان رفته‌اند. از مهم‌ترين آثار باستاني جزيره مي‌توان از گور سنگي مشهور به قبر دو خواهرون (گونه آغازين معماري آرامگاه کورش بزرگ که در تپه سيلک و گورستان صرم نيز ديده شده است)، سنگ‌نبشته ميخي فارسي باستان، ده‌ها گورصخره‌ و به ويژه دو گورصخره‌ پارتي- پالميري، چارتاقي در بلندترين بخش جزيره، کليساي نسطوري، جاده باستاني، آب‌انبار، آرامگاه ميرمحمد حنفي و معمار آن- سيد علي بخاري- و نيز صخره‌کندهايي نويافته‌ و بي‌نظير ياد کرد. قبر دو خواهرون با قدمت حدود سه هزار سال، در سال‌هاي اخير و گويا به اهتمام شرکت نفت که در حال تخريب تپه ماهورها و تبديل آنها به زمين‌هاي مسطح است، به کلي منهدم شد.
 
 همگي ديگر آثار جزيره به دليل مواجهه با پديده‌هاي مخرب گوناگون و همچنين نبود پايگاه ميراث فرهنگي در معرض استهلاک و نابودي هستند.  
 
نگارنده پيش از اين گزارشي در باره سنگ‌نبشته خارک نوشته است که اکنون پس از بررسي‌هاي ميداني آنرا ويرايشي دوباره مي‌کند.
 
 مهم‌ترين دستاورد اين بررسي، اطمينان بيشتر از اصالت اثر بود. همچنين سه گزارش مستقل ديگر در باره چارتاقي، گورهاي صخره‌اي و آفتاب‌سنج‌هاي آن و نيز صخره‌کندهاي نويافته خواهد نوشت. اما بنا به توافقي که با بخشداري خارک شده است، فعلاً و تا زماني که راه‌کاري براي حفاظت از صخره‌کندهاي نويافته بدست نيامده است، از انتشار گزارش و عکس‌هاي اين اثرهاي باستاني خودداري مي‌شود.
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد