۱۳۸۷/۳/۱۱ - 13:56:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
سازمان ميراث در ماجراي جام هخامنشي وارد نمي‌شود
بررسي سينماي مستند ايران در لندن
اثر منتخب موزه ميرعماد در لندن به نمايش گذاشته مي‌شود
سرسرباز هخامنشي از لندن خارج نشده است
جسد موميايي در شهرستان دره شهر تقلبي از آب در آمد
کشف و ضبط بيش از يكهزار و 900سکه تقلبي در چهارمحال و بختياري
كشف سكه هاي تقلبي در فريدن
جام هخامنشي، اصيل يا تقلبي؟
هنگام کشف هرگونه اثر يا شيء باستاني، ابتدا ‌بايد بررسي‌ها و آزمايش‌هايي براي اطمينان از اصالت آن انجام شود كه در جام زرين هخامنشي نويافته در انگلستان ،ظاهرا به اين امر توجهي نشده است.
جام هاي کشف شده در زير تختخواب جان وبر
خبرگزاري ميراث فرهنگي گروه ميراث فرهنگي _
 
رضا مرادي غياث آبادي؛ پژوهشگر و اختر باستان‌شناس:
در چند روز گذشته مطالب بي‌شماري در باره کشف يک جام زرين هخامنشي با قدمت 2500 سال از داخل يک جعبه کفش منتشر شد و اينکه قرار است اين گنج مکشوفه از زير تختخواب آقاي جان وبر (John Webber) در روزهاي پنجم و ششم ژوئن امسال (16 و 17 خرداد) در حراجي "دوک" انگلستان به فروش برسد.
 
اين اخبار ابتدا در کاتالوگ حراجي دوک، سپس در وب‌سايت‌هاي ديلي‌ميل، گاردين، تايمز و بي‌بي‌سي، و آنگاه با الحاقات و غلوهايي ريز و درشت، در بسياري از رسانه‌ها و نشريات فارسي‌زبان (معمولاً بدون ذکر مأخذ) منتشر شد.
 
رسانه‌هايي که به اين موضوع پرداختند، تنها به نقل ادعاها و سخنان صاحب جام و نيز مدير حراج‌خانه بسنده کرده و گزارش‌هاي آنان فاقد هرگونه اظهارنظر مستقيم تخصصي بوده‌ است.
 
هر چند که تعدادي از نشريات ايراني، اين کمبود را با ذهن خلاقه خود و با ساخته و پرداخته کردن چند نقل‌قول از متخصصاني در دانشگاه‌ها و موزه‌هاي بريتانيا رفع کردند.
 
بديهي است به هنگام کشف هرگونه اثر يا شيء باستاني، ابتدا مي‌بايد بررسي‌ها و آزمايش‌هايي براي اطمينان از اصالت آن انجام شود. اين نکته‌اي است که رسانه‌هاي منتشرکننده خبر در باره‌اش سکوت کرده و با قاطعيت از اصالت آن سخن گفته‌اند. تنها در کاتالوگ حراج‌خانه، اشاره‌اي کوتاه به نظر دوپهلو و مبهم متخصصان دانشگاه آکسفورد در زمينه ترکيب فلزات بکار رفته در جام شده است.
 
 ترکيب فلزهاي سازنده ماده يک شيء (در اينجا فلز کادميوم)، ممکن است بر تقلبي بودن اثري دلالت کند، اما کاربردي در اطيمنان‌بخشي از اصالت اثر نخواهد داشت.
با اينکه در همين کاتالوگ، اشاره‌اي به قيمت پايه جام نشده است، اما رسانه‌هاي گوناگون قيمت‌هاي گوناگون و بسيار متفاوتي را بر روي آن گذاشته‌اند که تا ده برابر با يکديگر تفاوت دارند. گويا هدف اصلي از چنين تبليغات وسيعي که ايرانيان نيز ناخواسته با آن همگام شده‌اند، بازارگرمي بيشتر براي روز حراج در هفته آينده باشد.
 
اشياي باستاني تقلبي به فراواني در موزه‌هاي جهان و مجموعه‌هاي خصوصي وجود دارند. برخي از اين آثار به اندازه‌اي با مهارت ساخته شده‌اند که گاه تا ساليان سال به جعلي بودن آنان پي برده نمي‌شود و يا اخبار آن بازگو نمي‌گردد. اما در جام نويافته فعلي، چنين مهارت‌هايي به ديده نمي‌آيد.
 
از آنجا که اشياي زرين و سيمين، حتي پس از گذشت زمان‌هاي طولاني دچار تجزيه و هوازدگي (اکسيداسيون) نمي‌شوند، مهم‌ترين عامل اطمينان از اصالت و قدمت آنها عبارت است از توجه به محل کشف اثر در لايه‌هاي باستا‌ن‌شناختي و بررسي آثار جانبي و مواد آلي که از پيرامون آنها و ديگر لايه‌هاي فوقاني و تحتاني محوطه بدست آمده است.
 
اما از آنجا که اين جام، نه در لايه‌هاي باستان‌شناختي، که از زير تختخواب و از درون يک جعبه کفش بدست آمده است، مهمترين راه بررسي اصالت اثر- مانند هرگونه اثر همانند آن- عبارت است از بررسي‌ ويژگي‌هاي هنري و سبک‌شناسي، و نيز شيوه‌هاي اجرايي ساخت آن مانند چکش‌کاري و قالب‌ريزي.
 
به گمان نگارنده، برخي از خصوصياتي که گمان تقلبي بودن يا نوساخته‌بودن اين جام را تقويت مي‌کند و نياز به توجيه تخصصي دارد، عبارت است از:
 
بي‌شباهتي کامل ساختار کلي جام با سنت‌هاي هنري دوره‌هاي عيلامي، مادي، هخامنشي، سلوکي، اشکاني و ساساني،
 
بي‌شباهتي جزئيات هنري و فني بکاررفته در جام با سنت‌هاي هنري و فني دوره‌هاي ياد شده بالا،
 
نبود پيشينه نگاره چهره انسان در جام‌ها و ساغرهاي هخامنشي،
 
نبود پيشينه موهايي به سبک اسکندراني و رومي در نگاره‌هاي هخامنشي،
 
تقليد ناقص چهره از سرديس لاجوردي و مشهور شاهزاده هخامنشي،
 
تفاوت پرسپکتيو چشمان با ديگر تنديس‌هاي هخامنشي،
 
نبود پيشينه افزودن مار بر گيسوان يا بر پيشاني در آثار هخامنشي،
 
افزودن نگاره مار بدون هيچگونه قاب‌بندي و ايجاد فضا و حاشيه‌هاي متداول در هنر هخامنشي،
 
ترکيب کاملاً ناآشناي اجزاي چشم و ابرو، و افزودن حفره‌اي بجاي مردمک چشم که در سنت هنري هخامنشي تنها براي برخي پيکره‌هاي سنگي نرم بکار مي‌رفته است،
 
بيني قلمي و کشيده و سربالا و احتمالاً جراحي پلاستيک شده بجاي بيني‌هاي معروف و متداول عقابي‌شکل هخامنشي،
 
زنجير يا مار سرگردان و بدون ابتدا و انتها در بناگوش و زيرچانه، شبيه پوشاک سده‌هاي گذشته اروپا،
 
چانه برآمده هلنسيتي و شبيه به سکه‌هاي سلوکي،
 
نبود حاشيه‌هاي متداول در ازاره و لبه‌هاي بالايي و زيرين جام،
 
قُرشدگي‌هاي ساختگي و تصنعي در همه‌جاي جام،
 
ترکيب نامشخص آلياژ جام (که برخي آنرا طلايي با عيار 22 و برخي ديگر آنرا الکترومي با ترکيب طلا، نقره و مس نقل کرده‌اند)،
 
رسوب‌هاي تصنعي جوهر شوره (اسيد استيک) در خلل و فرج جام.
 
به‌جز اينها، ادعاهاي عجيب و داستان‌گونه صاحب جام نيز به اين گمان‌ها دامن مي‌زند: اينکه پدربزرگي که در کار خريد و فروش اشياي قديمي و فلزاتي مانند برنج و مفرغ بوده (و در ساخت وسايل برنجي و مسي نيز مهارت داشته)، يک جام طلا با ارتفاع چهارده سانتيمتر را بدون اطلاع از جنس آن به عنوان يک قطعه "فلز قراضه" بخرد و سپس اين فلز قراضه را براي "هدفگيري با تفنگ بادي" به نوه خردسال دست به تفنگ خود هديه بدهد و سپس آن طفل خردسال، جام را در زير تختخوابش بگذارد و تا شصت سال سري به زير تخت خود نزند، داستاني بيش از اندازه ساختگي براي توجيه سابقه مالکيت فردي به نظر مي‌رسد.    
 
البته هر يک از ويژگي‌هاي غير معمول و بدون پيشينه بالا مي‌تواند وجه‌تمايزي خاص در يک اثر هنري اصيل باشد، اما تجميع همه آنها با يکديگر، مي‌تواند گمان‌ تقلبي بودن اثري را تشديد کند.
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد