۱۳۸۸/۶/۳۰ - 16:47:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
مدير عامل خبرگزاري مهر عضو هيات نظارت بر خبرگزاري هاي غير دولتي شد
سازمان ميراث فرهنگي از بافت تاريخي يزد حمايت کند
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري پذيراي مشاركت شهرداري‌ها است
تله کابين گنج‌نامه طبق مصوبات سازمان ميراث فرهنگي ساخته مي‌شود
عدم اطلاع باستان‌شناسان از نامه‌اي که به خبرگزاري مهر اعتراض کرده است
دبير اتحاديه انجمن‌هاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي دانشگاه‌هاي کشور اعلام کرد که طي پيگيري‌هاي انجام گرفته، باستان‌شناسان پيشکسوت، مدرسان دانشگاهي و باستان‌شناسان پژوهشکده باستان‌شناسي از نامه اعتراض آميز به عملکرد خبرگزاري مهر به دفتر سازمان تبليغات اسلامي خبر ندارند.

خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ دبير اتحاديه انجمن‌هاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي دانشگاه‌هاي کشور اعلام کرد که طي پيگيري‌هاي انجام گرفته، باستان‌شناسان پيشکسوت، مدرسان دانشگاهي و باستان‌شناسان پژوهشکده باستان‌شناسي از نامه اعتراض آميز به عملکرد خبرگزاري مهر به دفتر سازمان تبليغات اسلامي خبر ندارند.
 
«رحمت الله سليماني فارساني»، دبير اتحاديه انجمن‌هاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي دانشگاه‌هاي کشور با اعلام اين خبر به CHN گفت: «پيرو انتشار نامه‌اي سرگشاده در تارنماي سازمان ميراث فرهنگي، در تاريخ 4/6/1388 با عنوان «نامه سر گشاده مرمتگران و باستان‌شناسان به رئيس سازمان تبليغات اسلامي»، ابهاماتي پديد آمد که لازم شد پيگيري‌هايي انجام شود. در اين پيگيري بسياري از باستان‌شناسان کشور از وجود اين نامه اظهار بي‌اطلاعي کردند.»
 
 اوايل شهريورماه سال جاري به گفته روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي جمع کثيري از مرمتگران، کارشناسان باستان‌شناسي و سرپرستان محوطه‌هاي تاريخي خطاب به رييس سازمان تبليغات اسلامي درخصوص عملکرد بد خبرگزاري مهر، نامه اعتراض آميزي منتشر کردند.
 
سليماني در ادامه گفت: «با بسياري از باستان‌شناسان پيشکسوت، اساتيد دانشگاهي و باستان‌شناسان پژوهشکده باستان‌شناسي تماس گرفتيم و از آن‌ها درباره امضاء اين نامه جويا شديم. ولي تمامي آن‌ها از وجود اين نامه اظهار بي‌اطلاعي کردند. همچنين بسياري از پژوهشگران اين حوزه بر اين باورند که چنين اقداماتي منجر به سياسي شدن وجهه ميراث فرهنگي کشور و دور شدن از فضاي علمي و فرهنگي آن مي شود، لذا تمايلي براي ورود يا اظهار نظر درباره آن ندارند.»
 
وي در پاسخ به اين سئوال که اين پيگيري‌ها چه حاصلي داشته گفت: «نتايج اين پيگيري‌ها را به صورت نامه سرگشاده‌اي صادر کرده و آن را منتشر کرديم. در اين بيانيه اعلام شده است که در سالهاي اخير برخلاف دهه‌هاي گذشته جمع کثيري از باستان‌شناسان و مرمتگران کشور در مؤسسات علمي، دانشگاهي و پژوهشي غير از سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري اشتغال دارند؛ در نتيجه انتشار نامه‌اي بدون امضاء يا فهرستي از نام‌ها با عنوان آنها، ابهام دارد و مي‌تواند نوعي سوء استفاده و جعل اسناد قلمداد شود.
 
وي در ادامه گفت: «همچنين در اين بيانيه آمده است که شايد يکي از علت‌هاي ظهور چنين فضايي (مخالفت‌هاي رسانه‌اي با عملکرد سازمان)،در عملکرد نامناسب سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور در مديريت اطلاع‌رساني و اخبار اين حوزه باشد؛ چرا که در طي سال‌هاي گذشته، مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي در فکر برگزاري نشست‌هايي براي تبادل و تضارب آرا ميان منتقدين حوزه ميراث فرهنگي با مديران اين سازمان و پاسخگويي به ابهامات موجود نبوده‌اند. بلکه برعکس روابط عمومي اين سازمان با انتشار تکذيبيه‌هاي متعدد، پيوسته در حال انکار خبر هر نوع آسيبي به آثار تاريخي و فرهنگي کشور بوده در حالي که شمار زيادي از آنها واقعيت داشته‌اند.»
 
متن کامل اين نامه سرگشاده به اين شرح است:
جناب آقاي حميد بقايي
رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري
با سلام و احترام
 
پيرو انتشار نامه‌اي سرگشاده در تارنماي آن سازمان محترم در تاريخ 4/6/1388 با عنوان «نامه سر گشاده مرمتگران و باستان‌‌شناسان به رئيس سازمان تبليغات اسلامي»، ابهاماتي پديد آمده است که لازم دانستيم نکاتي را با آن مسؤول محترم در ميان گذاريم.
نامه مذکور، در تارنماي «ميراث آريا» (chtn.ir) وابسته به آن سازمان محترم، از سوي به اصطلاح «جمع کثيري از مرمتگران، کارشناسان باستان‌شناسي و سرپرستان محوطه‌هاي تاريخي» خطاب به رييس سازمان تبليغات اسلامي درخصوص عملکرد بد خبرگزاري مهر نگاشته و منتشر شده است. نامه مذکور، به دلايلي که خواهد آمد موجب بروز نگراني‌‌ها و ابهاماتي شده که ضروري است روشنگري لازم به منظور پيشگيري از سوء استفاده‌‌ها و آلوده کردن فضاي علمي و فرهنگي حوزة ميراث فرهنگي صورت گيرد. در اين راستا نکات زير به استحضار مي رسد:
1. در سالهاي اخير برخلاف دهه‌‌هاي گذشته جمع کثيري از باستان‌‌شناسان و مرمتگران کشور در مؤسسات علمي، دانشگاهي و پژوهشي غير از سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري اشتغال دارند؛ در نتيجه انتشار نامه‌اي بدون امضاء يا فهرستي از نام‌‌ها با عنوان آنها، ابهام دارد و نوعي سوء استفاده و جعل اسناد مي‌‌تواند قلمداد شود. از آنجا که متن و ادبيات نامه نيز متناسب با شأن و منزلت علمي و فرهنگي باستان‌‌شناسان، مرمتگران و کارشناسان اين حوزه نيست خواهان رسيدگي هستيم. اکنون که مسؤوليت خطير رياست سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري بر دوش شماست، شايسته است در حفظ وجهة علمي، فرهنگي و پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کوشيده و از سياسي کردن آن پرهيز نماييد.
 
2. رسانه ها آيينة تمام‌‌نماي جامعه هستند؛ اگر در حوزه‌اي تخصص‌‌زدايي و سياست‌‌زدگي جايگزين تخصص‌‌گرايي شود، نمود رسانه‌اي خواهد يافت. يادآوري کنيم فضاي حاکم بر سازمان ميراث فرهنگي از جمله انتساب‌‌هاي غير تخصصي و غير حرفه‌اي طي سال‌‌هاي گذشته ممکن است، اکنون در فضاي عمومي جامعه نمود يافته باشد. از ياد نبريم که «ميراث فرهنگي»، جايگاهي فرهنگي، فرانسلي و فراملّي دارد که مشارکت، فرهنگ‌‌سازي، رويکرد تخصصي و مديريت فرابخشي مي‌‌طلبد. کشاکش‌‌هاي سياسي و موضع‌‌گيري‌‌هاي رسانه‌اي با رويکرد غير کارشناسي و ممنوع‌‌المصاحبه کردن کارشناسان، به‌‌تدريج اين حوزه و متخصصان آن را در جامعه منزوي خواهد کرد. همين انزوا، زمينة اطلاع‌‌رساني با رويکرد غير تخصصي، غير حرفه‌اي و موضع‌‌گيريهاي شتاب‌‌زده و ناشيانه را فراهم خواهد آورد.
شايد يکي از علت‌‌هاي ظهور چنين فضايي، عملکرد نامناسب سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور در مديريت اطلاع‌‌رساني و اخبار اين حوزه باشد؛ چرا که در طي سال‌‌هاي گذشته، مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي در فکر برگزاري نشست‌‌هايي براي تبادل و تضارب آرا ميان منتقدين حوزه ميراث فرهنگي با مديران اين سازمان و پاسخگويي به ابهامات موجود نبوده‌‌اند. بلکه برعکس روابط عمومي اين سازمان با انتشار تکذيبيه‌‌هاي متعدد، پيوسته در حال انکار خبر هر نوع آسيبي به آثار تاريخي و فرهنگي کشور بوده در حالي که شمار زيادي از آنها واقعيت داشته‌‌اند. از سوي ديگر، بايد گفت که حتي رفتار غيرحرفه‌اي يک خبرگزاري به تعبير تنظيم-کنندگان نامة مذکور به معناي «تخريب وجهه و اعتبار مرمت‌گران و متخصصان اين حوزه» نيست. زيرا تعيين ارزش و اعتبار کار متخصصان و داوري در اين باره در مجامع و محافل تخصصي امکانپذير است. افزون بر اين، سازمان ميراث فرهنگي الزاماً از تمام متخصصان حوزه‌‌هاي مربوطه استفاده نمي‌‌کند و پژوهشگران مستقل زيادي وجود دارند که يا عضو اين سازمان نيستند و يا آنکه به هر دليلي به گونه‌اي ديگر در اين عرصه به فعاليت مي‌‌پردازند. به نظر مي‌‌رسد که بسياري از انتقادهاي رسانه‌‌ها متوجه ضعف عملکرد شماري از مديران سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري است و نه متخصصان و کارشناسان رشته‌‌هاي گوناگون. بنابراين، گمان نمي‌‌رود اخبار منتشر شده درباره وضع بحراني ميراث فرهنگي کشور طبق نامه‌اي که در پايگاه اطلاع‌‌رساني شما منتشر شده «سراسر» کذب بوده باشد، بلکه برعکس مي‌‌توان اذعان داشت تنها بخشي از اخبار منتشره در رسانه‌‌ها، عاري از دقت، بزرگ‌‌نمايي و مغرضانه بوده است که مشخصاً مي‌‌توان درباره آنها سخن گفت.
 
3. رسانه‌‌ها و منتقدين، سرماية ميراث فرهنگي و گردشگري کشور هستند. آشنايي با ماهيت رسانه مي‌‌تواند به ما در جهت اعتلاء فعاليتهاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کمک کند. همينطور برخوردهاي نادرست، ايجاد فضاي بي‌‌اعتمادي، ناديده گرفتن منتقدين، ممنوع المصاحبه کردن کارشناسان از جمله عواملي هستند که منجر به پديد آمدن فضايي شده که هم اکنون شاهد آن هستيم. شما در نامه‌اي بدون امضاء به رويکرد غيرحرفه‌اي يک خبرگزاري معترض شده‌ايد، حال آنکه عملکرد نامناسب مديريت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري باعث پديد آمدن چنين فضايي شده است.
براي نمونه چرا در چند سال گذشته، درباره مسايل ميراث فرهنگي خوزستان (خصوصاً شوش، اهواز، رامهرمز، گندي شاپور، ارجان و شوشتر)، اصفهان (از جمله حفريات و مرمت‌‌هاي بي‌‌برنامه و مخرب در پل خواجو)، فارس (خصوصاً نقش رستم، تنگاب فيروزآباد، برم دلک)، بوشهر و... اقدام عملي و عاجلي براي جلوگيري از بحران‌‌هاي پديد آمده اتخاذ نشده است؟ چرا به‌‌رغم اينکه رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان، از سال 1383 تاکنون وضعيت فاجعه‌‌آميز و بحراني‌اي براي ميراث فرهنگي اين استان پديد آورده، در سال گذشته به عنوان مدير برتر حوزه ميراث فرهنگي کشور معرفي شد و چرا به عوض رسيدگي به کارنامه و عملکرد ضدميراثي او اعلام شد که وي به سرپرستي «صندوق احياء آثار تاريخي کشور» برگزيده شده است؟ تأکيد مي‌‌کنيم که با آنچه در نامه مذکور درخصوص اينکه «اخبار و گزارش‌هاي متعددي نقل شده که اغلب آنها کذب بوده است» موافق نيستيم و برخلاف آنچه در نامه مذکور مورد ادعا قرار گرفته و به عنوان «مهمترين مصاديق اين نوع اخبار کذب» معرفي شده، بر اين باوريم که وضعيت ميراث فرهنگي در «خوزستان»، «اصفهان» و «فارس» وخيم و بحراني است و کارنامه سازمان ميراث فرهنگي در اين عرصه به هيچ وجه کارنامه قابل دفاعي نيست.
به عنوان مثالي ديگر، مي‌‌توان پرسيد که چرا اطلاعات و آمار دقيقي از وضعيت و تعداد «سد»هايي که در نقاط گوناگون کشور در دست ساخت است و بسياري از يادمان‌‌ها و محوطه‌‌هاي باستاني کشور را به زير آب خواهد برد، سخن به ميان نمي‌ايد. براي نمونه، فقط در پشت سد سيمره بيش از 100 اثر، محوطه و تپة مهم باستاني کشف شده است که 90% آنها نيازمند کاوش باستان‌‌شناختي هستند ولي تاکنون بيش از 5 يا 6 تپه کاوش نشده است (متأسفانه آمار دقيق به دليل همان پنهان‌‌کاري سازمان ميراث فرهنگي مشخص نيست). چرا تاکنون نتايج کاوش‌‌ها و مطالعات انجام شده در محدوده سدهايي که آبگيري شده‌‌اند منتشر نشده است؟ براي نمونه، چرا نتايج بررسي‌‌ها و کاوش‌‌هاي باستان‌‌شناسي‌اي که در محدودة سدهاي کارون 3، سيوند و تنگ بُلاغي، جره، سهند، لفور، خداآفرين، سلمان فارسي و غيره انجام شده به صورت کتاب منتشر نشده تا در دسترس و مورد داوري جامعه علمي و فرهنگي کشور قرار گيرد؟ به نظر مي‌‌رسد که چنين تصميماتي در پشت درهاي بستة سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گرفته مي‌‌شود و انتشار اخبار مربوط به اين رويدادها مديران محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را ناخشنود مي‌‌سازد!
چرا مديران کنوني دو پست کليدي و مهم ميراث فرهنگي کشور (يعني «رياست موزة ملي ايران» و «معاونت فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي کشور») افرادي ناآشنا با اين حوزه با سوابق و تحصيلاتي غيرمرتبط انتخاب شده‌‌اند که نخست در سمت مدير روابط عمومي اين سازمان بوده‌‌اند و بعد بي‌‌درنگ به سمت‌‌هاي ياد شده گماشته شده‌‌اند و از قضا هر دوي اين عزيزان از افرادي بوده‌‌اند که در مسأله مديريت رسانه و شيوه‌‌هاي صحيح برخورد با اخبار اين حوزه، روش‌‌هاي نامناسبي اتخاذ نموده‌‌اند؟ از ديگر موارد بي‌‌دقتي در انتصاب مديران اين حوزه بايد به تغيير معاون «حفظ، احيا و ثبت آثار» سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در يک ماه اخير اشاره کرد که مدير جديد فاقد زمينة تحصيلي مرتبط، دانش و تجربه لازم است. آيا اين امر ضعف مديريت و انتخاب نادرست مديران بخش‌‌هاي گوناگون سازمان محسوب نمي‌‌شود که خود منجر به پديد آمدن وضع بحراني و تشديد تخريب‌‌ها و در نتيجه انعکاس آن به رسانه‌‌ها و نهايتاً سوء‌‌استفادة بيگانگان و دشمنان کشور ما شده است؟
 
4. از رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري که در چهار سال گذشته نيز سمت قائم مقامي اين سازمان را بر عهده داشته-اند، مي‌‌پرسيم آيا هيچ‌‌گاه به‌‌دقت اساسنامة سازمان تحت مديريت خود را مطالعه فرموده‌ايد و از سير پر فراز و نشيب شکل‌‌گيري آن مطلع هستيد؟ از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي که پيشينيانشان چنين اساسنامه‌اي را به عنوان «قانون» تصويب کرده‌‌اند نيز مي‌‌پرسيم نظارت بر اجراي اين قانون برعهده چه مرجعي است؟ مثلاً قانون تشکيل سازمان ميراث فرهنگي مصوب 10/11/1364 که به منظور: الف) مطالعه و تحقيق در آثار گذشته؛ ب) انجام پژوهش‌‌هاي باستان‌‌شناسي و مردمشناسي و..؛ ج) بررسي و شناسايي و حفظ آثار تاريخي کشور؛ د) تهيه و اجراي طرح هاي لازم براي احياي آثار تاريخي کشور، به تصويب رسيد؛ يا قانون «اساسنامة سازمان ميراث فرهنگي کشور سال 1366» که پس از ادغام با «سازمان ايرانگردي و جهانگردي» و در چارچوب «سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري» نيز به وظايف پيشين ارجاع دارد. شما و مجلس محترم يا مراجع ذيصلاح ديگر حتي يکبار ارزيابي نموده‌ايد که طي دهه‌‌هاي گذشته چند درصد از مصوبات در زمينه ميراث فرهنگي کشور اجرايي شده است؟ «تهيه نقشه باستان‌‌شناسي کشور» و «انجام پژوهش‌‌ها و کاوش‌‌هاي باستان‌‌شناسي» که در اساسنامه تشکيل اين سازمان به عنوان بندهاي اصلي وظايف اين سازمان درج شده تا چه حد اجرايي شده است؟ کدام اطلاعات پايه، بانک اطلاعات تخصصي و آمايش سرزميني مبناي سياست-گذاري‌‌ها و خط مشي‌‌گذاريهاي سازمان ميراث فرهنگي است؟ چرا در سازمان ميراث فرهنگي با رويکرد پژوهشي، «معاونت پژوهشي» حذف و «پژوهشگاه» و اعتباراتش هر روز فقير و نحيف‌‌تر مي‌‌شود؟ آيا نمايندگان مجلس و شما مي‌‌دانيد عمده-ترين مشکل حوزة ميراث فرهنگي خلاء قانوني است نه کشاکش رسانه‌اي. قوانين يکصد سالة اين حوزه اکنون خود جزء «ميراث فرهنگي» شده‌‌اند و لازم است «ثبت» شوند. چه کسي مي‌‌تواند تأييد کند که رويکرد امنيتي و پليسي و قضايي به ميراث فرهنگي نتيجه خلاء قانوني نيست. خلاء رويکرد فرهنگي و تخصصي چطور؟!
 
5. ما به عنوان بخشي از بدنه باستان‌‌شناسي کشور اعلام مي‌‌کنيم در راستاي فعاليت صحيح و حرفه‌اي اطلاع‌‌رساني در کنار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هستيم. در اين راستا، به نظر ما نيز خبر مربوط به «استخوان مکشوفه در لابه‌‌لاي سنگ‌‌هاي آرامگاه کوروش» بر پايه‌اي نااستوار و غير علمي قرار دارد. اما ادبيات به کار رفته در متن نامة اعتراضي و سرگشاده‌اي که از سوي سازمان «ميراث فرهنگي» منتشر شده، تند و زننده است. تنظيم‌‌کنندگان نامه، نسبت به انتساب استخوان مکشوفه به سگ! بي‌‌مبالاتي به خرج داده‌‌اند. جامعه ما نسبت به ميراث فرهنگي و شخصيت‌‌هاي دوران‌‌ساز خود حساس است. عنوان کردن اينکه استخوان يافته شده مربوط به «کوروش» نيست و «متعلق به يک سگ بوده است!!»، امر پسنديده‌اي نيست. مي‌‌شد از ادبيات علمي و نه هجوآميز استفاده کرد و نوشت: «طبق آزمايش فلان پژوهشگر يا موسسه پژوهشي، مشخص شده که شيء مذکور، استخواني حيواني بوده و احتمالاً متعلق به فلان گونه است». در هيچ جاي جهان، دست‌‌کم سازمان‌‌ها و مراکز فرهنگي دولتي نسبت به مفاخر تاريخي و فرهنگي خود چنين ادبياتي به کار نمي‌‌گيرند. از سازمان ميراث فرهنگي به عنوان مهمترين مرکز فرهنگي کشور انتظار مي‌‌رود حتي در مواجهه با خبرهاي غيرکارشناسانه و جهت‌‌دار، از روش و منش و زبان و ادبياتي فرهيخته و علمي استفاده کند.
اتحادية انجمن‌‌هاي علمي دانشجويان باستان‌‌شناسي دانشگاه‌‌هاي کشور
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد