خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ كشف ارتش کمبوجيه در صحراي مصر از جمله سرتيترهاي جنجالي رسانه هادر ماه گذشته (آبان) بود. اما با تکذيب اين خبر توسط "زاهي حواس" مدير كل شوراي عالي عتيقهجات مصر اين خبر علمي سمت و سوي ديگري به خود گرفت . اما آنچه كه مبهم باقيماند، از يک سو درستي ادعاي اين کشف توسط جهانگردان ايتاليايي و انعكاس آن براي اولين بار در شبكه خبري ديسكاوري و از سوي ديگر صحت مطالب گفته شده توسط هرودوت مورخ مشهوريوناني بود.
هردوت به عنوان يک مورخ يوناني در کتاب تاريخ خود از واقعهاي بزرگ خبر ميدهد. ارتش کمبوجيه که تعداد آن به 50 هزار نفر ميرسيد هنگام حمله به معبد آمون و متوقف کردن شورش کاهنان معبد، دچار توفاني بزرگ ميشود و هرگز به اين معبد نميرسد. اين واقعه تاريخي که پيشتر به شکل افسانه بازگو ميشد با ادعاي کشف تعدادي استخوان و اشياء دوره هخامنشي در صحراي مصر توسط دو برادر ايتاليايي رنگ و بوي واقعيت گرفت. وسرتيتر بسياري از رسانه ها به ويژه رسانه هاي ايران را به خوداختصاص داد .
اگرچه اين دو باستان شناس دو قلو «آنجلو» و« آلفردو كاستيگليوني» پيش از اين نيز به دليل يافتههاي باستانيشان در 20 سال پيش يعني كشف «شهر طلا» در مصر باستان شهرت داشتهاند،اما اين ادعا توسط رريس مركز باستان شناسي مصر يا همان مركز عتيقه جات ،تاييد نشد.ازآنجا كه باستان شناسان با تجربه و مطرح ايراني منبع قابل استنادي براي تحليل و تاييد اين ادعا مي توانند باشند وبا وجود دراختيار داشتن چنين سرمايه هاي ملي،دسترسي به اطلاعات علمي در اين خصوص براي افكارعمومي و رسانه ها امكان پذير تر خواهد بود لذا با سه باستان شناس متخصص در اين حوزه گفت وگو كرده ايم:
«رضا مرادي غياثآبادي»، باستانشناس و پژوهشگر تاريخ از جمله کساني بود که در همان آغاز کشف ارتش گمشده کمبوجيه پيگير حقايق اين خبر شد و البته نکاتي را هم در سايت خود نوشت. وي نخستين کسي بود که مخالفتهاي خود را با کشف اين خبر اعلام کرده و آن را يك اشتباه احتمالي خواند .
غياثآبادي دراينباره به CHN ميگويد: «تنها سندي که از ارتش کمبوجيه و گرفتار شدن آن در توفان صحراي مصر وجود دارد، به نوشتههاي هردوت مربوط ميشود. به غير از هردوت هيچ يک از مورخين يوناني و مصري درباره اين موضوع صحبت نکردهاند. اين درحالي است که تمام گفتههاي هردوت درمورد کمبوجيه تا کنون رد شده است.»
وي در ادامه ميگويد: «براي مثال هردوت در کتاب خود مينويسد که کمبوجيه به خدايان و اعتقادات ديگران احترام نميگذاشته و حتي گاو آپيس را که يکي از خدايان مصريان باستان محسوب ميشده کشته است. اين درحالي است که امروز ميدانيم کمبوجيه نه تنها به خدايان مصريها احترام ميگذاشته و گاو آپيس را ستايش کرده است که حتي پس از مرگ آپيس، تابوت و بارگاه باشکوهي نيز براي آن تدارک ديده است. اين موضوع به خوبي در کتيبهاي که امروز در موزه واتيکان نگهداري ميشود قابل اثبات است.»
غياثآبادي از تفاوت گفتههاي هردوت با آنچه داريوش در کتيبه بيستون نوشته ميگويد و ميافزايد: «گزارش هردوت با آنچه داريوش در کتيبه بيستون نوشته متفاوت است. داريوش در اين کتيبه از کمبوجيه ميگويد اما حتي اشاره اندکي به لشگرکشي وي نميکند. از سوي ديگر داريوش حتي از مرگ کمبوجيه مينويسد و ميگويد که او به خود مرگي مرده است. اما مگر ميشود حادثهاي چون گرفتار شدن لشکر 50 هزار نفري کمبوجيه در مصر اتفاق افتاده باشد اما داريوش حتي اشاره کوچکي هم به آن در کتيبه بيستون نکرده باشد.»
از کتيبه بيستون امروز به عنوان يکي از مهمترين آثار بهجاي مانده از دوراه هخامنشي ياد ميشود. گفتههاي داريوش در اين کتيبه گواه اتفاقات و حوادثي است که وي پيش از پادشاهي و در هنگام آن سپري کرده است. بر همين اساس اينکه داريوش حتي اشارهاي به توفان مصر و گرفتار شدن لشگر کمبوجيه نميکند سئوال باقيماندهاي است.
«کاميار عبدي»، باستانشناس و استاديار دانشگاه نورث ورث آمريکا پا را فراتر از اين ميگذارد و در مورد اختلاف گزارش هردوت و داريوش از کمبوجيه به CHN ميگويد: «هنگام گرفتار شدن ارتش کمبوجيه در توفان مصر، داريوش اول سمت کماندار اين ارتش را داشته است. کماندار به افسران ارشد سپاه هخامنشي ميگفتند که مورد اعتماد شاه بودند. آنطور که داريوش ميگويد وي پشت سر کمبوجيه حرکت ميکرده و افسر مورد اعتماد او بوده است. داريوش احتمالا بايد در اين ارتش بوده باشد که البته در اين صورت کشته ميشده است. از سوي ديگر حتي اگر داريوش در اين ارتش نبوده، به عنوان يک افسر از چنين اتفاقي مطلع ميشده و قطعا در کتيبه بيستون اشارهاي به آن ميکرده است. اما نه تنها در کتيبه بيستون که در هيچ کتيبهاي به اين موضوع اشاره نشده است.»
وي در ادامه ميگويد: «من به عنوان يک باستانشناس معتقدم که نظريه حمله ارتش کمبوجيه به معبد آمون و سپس گرفتار شدن آن در توفان صحراي مصر دروغ است و اين موضوع بخشي از خيالبافيمصريها بوده که به هردوت منتقل شده و او هم در کتاب تاريخ خود نوشته است.»
وي معتقد است که هيچ منبع ديگري به غير از هردوت به اين موضوع اشاره نکرده است. چطور چنين چيزي امکان دارد که تنها يک مورخ از واقعهاي به اين بزرگي مطلع شده باشد و به عنوان تنها مطلع در کتاب تاريخ خود نوشته باشد.
اما «ميرعابدين کابلي»، باستانشناس دوره پيش از تاريخ و همچنين هخامنشي احتمال ميدهد که حادثه گرفتار شدن ارتش کمبوجيه در مصر صحت داشته باشد. وي در اينباره به CHN ميگويد: «بر اساس نوشتههاي تاريخي کمبوجيه بين مصر و ليبي دچار حادثه توفان ميشود. به نظر ميرسد که اين اتفاق چندان دور از باور نيست؛ همانطور که اسکندر مقدوني در جنوب لوت ايران دچار توفان ميشود. اما اين موضوع که اسکلت سربازان گرفتار شده در توفان به اين شکل و در تعداد بيشماري کشف شود، چندان واقعي نيست.»
وي در ادامه ميگويد: «عدد 50 هزار سرباز ايراني بخشي از اغراق گوييهاي هردوت است. چنين سپاهي نميتوانست در آن زمان شکل بگيرد. احتمالا بيش از 20 هزار نفر نبودهاند.»
به گفته وي اگر در محل مورد نظر کاوش شود شايد به طور پراکنده چند اسکلت از آن ارتش افسانهاي يافت شود. اما اينکه حجمي چنين وسيع کشف شود غير ممکن است و به نظر ميرسد که دروغ باشد.
کاميار عبدي درباره عدد 50 هزار نفر سرباز هخامنشي ميگويد: «عدد اشاره شده در کتاب هردوت کاملا کذب محض است. امروزه بر باستانشناسان اثبات شده است که در زمان هخامنشيان، سپاه ايران به عنوان بزرگترين سپاه زمان خود نميتوانسته بيش از 30 تا 40 هزار نيرو داشته باشد.
به اين ترتيب عددي که هردوت به آن اشاره ميکند کاملا دروغ است. از سوي ديگر کمبوجيه که با حدود 20 تا 30 هزار نفر مصر را گرفته چرا بايد براي خواباندن شورش معبد آمون که در نهايت بيش از 100 يا 200 شورشي نيستند، لشگري به اين عظمت را راهي آنجا کند. در حالي که کمبوجيه به راحتي با 500 نفر ميتوانست کل معبد را با خاک يکسان کند.»
به گفته وي اين داستان به افسانهها شباهت دارد و احتمالا معبد آمون هم در اينجا نقش عبادتگاهي را ايفا ميکند که خدايان به دادش رسيدند و لشگر مهاجمي که براي ويراني آن آمده بود را گرفتار توفان کردند.
اما آنچه در کشف ارتش گمشده کمبوجيه مورد توجه است، کاشفان اين ارتش هستند. از زمان کشف تا امروز بحثهاي زيادي درباره آنها که گفته ميشود دو قلو هستند و «آنجلو» و« آلفردو كاستيگليوني» نام دارند مطرح شده است. اين بحثها با خبري که زاهي حواس در مورد آنها گفت بيشتر شد.
حواس رييس مگز عتيقه جات مصر مينويسد: «پيرو انتشار اخبارمنتشر شده درباره كشف بقايايي از ارتش كمبوجيه در بيابانهاي مصر توسط دو برادر دوقلو ي ايتاليايي كه اخيرا در روزنامهها، خبرگزاريها و اخبار تلويزيوني منتشر شده، ضروري ميدانم به اطلاع عموم برسانم كه اين اخبار صحت نداشته و گمراه كننده است.»
به گفته وي دو برادر ايتاليايي مسئول يا سرپرست تيم باستانشناسي در واحه كوچك ياد شده در بحرين نزديك واحه سيوا نبودهاند. اين سايت از سال 2002 توسط هيات ايتاليايي به سرپرستي دكتر پائولو گالو از دانشگاه تورينو مورد كاوش قرار گرفته بود.
علاوه براين هرگز مجوزي براي كاوش از سوي شوراي عالي اشياي باستاني مصر SCA براي كاوش در مصر به اين دو برادر ايتاليايي صادر نشده است بنابراين هرچه كه اين دو برادر مدعي يافتن آن ها شده باشند، قابل باور نيست.
اما آنچه عجيب به نظر ميرسد عکسها و فيلمهاي منتشر شده است. کابلي دراينباره به CHN ميگويد: «در عکسهاي منتشر شده اشيائي ديده ميشود که به دوره هخامنشيان مربوط ميشود. اگر اين عکسها به همان کاوش مربوط باشد، آنچه يافت شده قطعا متعلق به دوره هخامنشيان است. اما بايد در مورد صحت عکسها هم مطمئن شد.»
اما کاميار عبدي نظري متفاوت دارد. او ميگويد: «اين دو برادر ايتاليايي بيشتر مشغول ساختن فيلمهاي نيمه مستند هستند. اين دو اصلا باستانشناس نيستند که صلاحيت ارائه چنين نظريهاي را داشته باشند. فيلمها و عکسهاي منتشر شده ميتواند کاملا تقلبي بوده و اصلا مورد اعتماد نيستند. گفته ميشود که اين دو برادر پيش از اين هم نيمه مستندهايي که شبيه واقعيت بوده است را ساختهاند.»
هردوت 200 سال پس از مرگ کمبوجيه کتاب تاريخ خود را نوشته است. اين موضوع ميتواند کمي واقعيت مندرج در کتاب را تحريف کند. آنچه مسلم به نظر ميرسد طرح اين سئوال است که چرا هيچ مورخ ديگري به اين واقعه اشاره نکرده و چگونه هردوت به تنهايي متوجه توفاني شده که لشگر ايران را به کام مرگ کشانده است.