۱۳۸۴/۷/۱۳ - 9:31:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
توصيه دکتروف به نويسندگان: فقط شروع کنيدبه نوشتن
"ئی. ال. دکتروف"، نویسنده رمان معروف "رگتایم" و برنده جوایز ادبی در آمریکا در گفتگوي خود با نشریه "فیلادلفیا اینکویرر" به شرح تازه ترين تجربه خود در كتاب خود قدم رو و توصيه هاي خود به نويسندگان پرداخته است.

تهران_ ميراث خبر
سايت کتاب_گروه بين الملل_ کارن هلر _ سپيده جديري: نشريه "فيلادلفيا اينکويرر" با "ئي. ال. دکتروف"، نويسنده رمان معروف "رگتايم" و برنده جوايز ادبي کتاب ملي آمريکا، "پن-فاکنر" و دو جايزه دايره منتقدان کتاب ملي آمريکا گفت وگويي انجام داده است. از اين نويسنده تاکنون رمان هاي رگتايم، بيلي باتگيت و شهر خدا به فارسي ترجمه شده است.
_ رمان «قدم رو» به دورترين سال هاي تاريخ آمريکا برمي گردد. به ماجراي جنگ هاي ارتش شصت هزار نفري ژنرال ويليام تکومسه شرمان. چطور شد که به چنين ماجرايي روي آورديد؟
* اين کتاب فقط ماجراي آن شصت هزار سرباز نيست، بلکه ماجراي ريشه کن شدن کامل يک فرهنگ و يک تمدن است. داستان حرص و ولعي سيري ناپذير که در نهايت نمي تواند ميان مردم کشورش و سپاهيان دشمن تفاوتي قائل شود.
_ در ميان تمام شخصيت هاي تاريخي که شما تاکنون به آنها پرداخته ايد، شخصيت ژنرال شرمان در رمان «قدم رو» و ماتئو بردي در «رگتايم» بسيار برجسته تر از آب درآمده اند. دليل اين توجه ويژه شما به آنها چيست؟
* همان طور که يک مجسمه ساز ممکن است براي ساخت مدلش از يک قاب سيمي استفاده کند يا يک خياط از يک عروسک مانکن، کتاب «قدم رو» نيز يک جور اسکلت بندي براي ساخت رمان به حساب مي آيد. شرمان جنگ داخلي را به راه نينداخت، بلکه آن را ادامه داد و هر چه را که بر سر راهش قرار گرفته بود ويران کرد. جنگ طلبي هاي او را فقط مي توان با آتيلاي خونخوار مقايسه کرد.
_ براي نوشتن اين کتاب از چه منابعي استفاده کرديد؟
* من تاريخ جنگ هاي داخلي آمريکا و خاطرات ژنرال شرمان را به طور کامل مطالعه کردم. شرمان همه چيز را به خوبي شرح داده است. ظاهراً دوست و فرمانده لشکرش «گرانت» که نويسنده خوبي هم بوده بر او تاثير زيادي گذاشته است. اين گفته شرمان بسيار معروف است: «وقتي من ديوانه مي شدم گرانت کنارم مي ماند و وقتي او ديوانه مي شد من کنارش مي ماندم. حالا ما هميشه کنار هم هستيم.»
_ «قدم رو» يازدهمين رمان شماست. چطور مي شود اين همه رمان نوشت؟
* کاري که بايد بکنيد اين است که فقط شروع کنيد به نوشتن. وقتي به چيزي احتياج داريد حتماً آن را پيدا مي کنيد. من نويسندگان زيادي را مي شناسم که آن قدر در تحقيق درباره موضوعاتي که مي خواسته اند بنويسند، غرق شده اند که ديگر حتي يک خط هم نتوانسته اند بنويسند. آنچه شما را وادار به نوشتن مي کند تنها احساسي است که روي سينه تان سنگيني مي کند، انگار که زير يک سنگ خوابيده باشيد.
_ شما خودتان درباره موضوعاتي که مي نويسيد چقدر تحقيق مي کنيد؟
* فقط به اندازه اي که براي آن موضوع کافي باشد. بيشتر اتفاقاتي که در رمان هايم مي افتد زاده تخيل من است. آنقدر بر واقعيت پا فشاري نمي کنم. من خودم را بيشتر يک رمان نويس ملي مي دانم تا يک رمان تاريخي نويس.
_ چطور؟
* تاريخ دان ها و زندگي نامه نويس ها بيشتر به تفسير واقعيت مي پردازند و در نهايت به يک نوع خلاقيت در نوشتن آن دست مي يابند. البته من نقش تفکر را در نوشتن تاريخ يا زندگي نامه کمتر از نقش آن در نوشتن داستان نمي دانم.
_ چگونه موضوعاتتان را انتخاب مي کنيد؟
* در واقع بسياري از کتاب هاي من از يک واژه که در ذهن من تداعي شده است يا يک جمله کوتاه خاطره انگيز متولد شده اند. کتاب Loon Lake (درياچه غازها) از درون همين دو واژه بيرون آمده است. من از آواي اين واژه ها وقتي در کنار هم قرار گرفتند، خوشم آمد و همين موضوع آن کتاب را در ذهنم تداعي کرد.
_ درباره کتاب «قدم رو» چطور؟
* من عکس هاي زيادي را از آن ماجرا ديده بودم. در آن سال ها هنوز تکنولوژي آن قدر پيشرفت نکرده بود که بتوانند جنگ ها را در تصوير نشان دهند، اما در آن عکس ها شما به خوبي مي توانستيد حاصل آن جنگ ها را مشاهده کنيد. موضوع کتاب «قدم رو» براي اولين بار با ديدن عکس جنازه ها و ويرانه هاي حاصل آن جنگ ها در ذهن من تداعي شد.
_ مي توان سبک شما را اين گونه تعريف کرد که در رمان هايتان هميشه واقعيت را با داستان در هم مي آميزيد.
* اين کار تازه اي نيست. مثلاً ناپلئون در جنگ و صلح تولستوي حضور پيدا کرده است. من به عنوان يک رمان نويس هيچ تفاوتي ميان رويدادهاي واقعي و تخيلي قائل نمي شوم.
_ حدود 45 سال است که داستان مي نويسيد و اين داستان ها هميشه به نوعي درباره تاريخ آمريکا بوده اند. چرا درباره کشورهاي ديگر داستان ننوشته ايد؟
* بايد در آنها زندگي مي کردم تا بتوانم درباره شان بنويسم، اين طور نيست؟ اگر کتاب هاي مرا به ترتيب تاريخي که به آن مي پردازند در کنار هم قرار دهيد، به سادگي مي توانيد تاريخ تمدن آمريکايي را در 150 سال مرور کنيد. راهنمايي تان مي کنم: با رمان «قدم رو» شروع کنيد.
_ رمان بعدي تان درباره چيست؟
* دارم يک رمان روسي مي نويسم. هيچ کدام از شخصيت هاي اين رمان روس نيستند و جريان آن هم در روسيه نمي گذرد با اين حال اين رمان روسي من است.

انتشار جديدترين کتاب ئي.ال.دکتروف
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد