۱۳۸۵/۲/۸ - 15:41:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
جشن تولد سيمين دانشور در خانه احياءالسلطنه
8ارديبهشت سال1300 ، روز تولد بانوي داستان نويسي ايران سيمين دانشور است. او در شيراز متولد شد و  85 سال است که حضور خود را چون سايه اي بر سر ادبيات داستاني ايران  گسترده است.
سو و شون اولين رمان ايراني است که يک زن آن را نوشته است
ميراث خبر _ کتاب
گروه يادداشت و مقاله:  ارديبهشت شيراز، با عطر بهارنارنج هايي که باغ ارم را به محاصره خود درآورده اند، سال 1300 هجري شمسي، آغاز قرني تازه که هيچ کس آمدن آن را جشن نمي گيرد، اما اينجا در خانه احياءالسلطنه، جشن تولدي برپاست. جشن تولد دخترکي با چشماني درشت و سياه که فراست از آنها مي بارد. سيمين دانشور امروز متولد شده است.
قمرالسلطنه، در خطوط چهره کودکش دنبال طرحي از نقاشي هايش مي گردد. نقاشي هايي که اين مادر شاعر و اديب را در بر گرفته اند تا او نيز ميراث هنرش را به فرزندان بسپارد. پدر نيز عضو گروه حافظيون است که شب هاي جمعه بر سر مزار حافظ جمع مي شوند و شروع مي کنند به دوره کلمات رندترين شاعر جهان. بانوي داستان نويسي ما در چنين خانواده اي رشد کرده است. از کودکي با ادبيات و هنر آشنا شده و دوران تحصيلش را در يکي از بهترين مدارس شيراز گذرانده است. مدرسه مهرآيين شيراز، مدرسه اي که شاهد قد کشيدن سيمين بود. شاگردي که از همان آغاز مي دانست بعد از اتمام اين دوره به کجا خواهد رفت و چه خواهد کرد.
بعد از مهرآيين شيراز، نوبت دانشگاه تهران بود که سيمين خانم در رشته ادبياتش شروع به تحصيل کرد تا در سال 1329 با دفاع از رساله خود در مورد "زيبايي شناسي" دکترايش را از دست دکتر فروزانفر گرفت.
اما همه اينها به کنار، او جزو نخستين زنان ايراني بود که دست به کار نوشتن داستان شد، "آتش خاموش" نخستين مجموعه داستان او بود که در سال 1327 به چاپ رسيد.
در يکي از روزهاي همين سال 1329 سيمين سوار اتوبوس شد تا راهي شيراز شد. در اتوبوس مردي نشسته بود با چهره اي جدي و اخم هايي درهم کشيده و سبيلي پرپشت. اما در پس اين چهره جدي، جلال آل احمد، نماينده روشنفکري آن سالها بود. کلمات راه خود را پيدا کردند و سيمين خانم با آقا جلال گرم صحبت شدند. راه 15 ساعته شيراز در عرض يک ثانيه طي شد. در ترمينال وقتي از اتوبوس پياده شدند ديگر نه اين، سيمين سابق بود و نه او جلال هميشگي. دو روح سرگردان يکديگر را پيدا کرده بودند و "بهترين چيز" به قول سهراب اتفاق افتاده بود، رسيدن به نگاهي که ...
و بعد ازدواج بود و همراه شدن با مردي که " زيبا مرد، همان طور که زيبا زيست..." اما سال هاي با هم بودن خيلي زود گذشتند. سال 48، جلال در خانه اش روي صندلي رو به غروب نشسته بود و سيمين سرگرم کارهاي خودش بود که ديد مرد، از روي صندلي کج شد و افتاد. جلال رفته بود، در بهت و ناباوري و سيمين مانده بود با جاي خالي کسي که هيچ وقت پر نشد.
سووشون را همان سال چاپ کرد براي جلال که «زندگيش بود و در سوگش به سووسون نشسته بود.»
سووشون اولين رمان ايراني است که يک زن آن را نگاشته و داستان از نگاه قهرمان زن آن ديده مي شود. زري همسر قهرمان مرد داستان است که يک ملاک شيرازي و فردي انقلابي است و در هنگامه جنگ دوم جهاني سر سازش با خارجي ها ندارد. سرانجام نيز سر خود را در همين راه از دست مي دهد. اما داستان با اميد پايان مي پذيرد: "در راه که مي آمدي سحر را نديدي؟"
زري زني از طبقه متوسط و تحصيلکرده است و دانشور از ديد او به تاريخ آن زمان ايران مي پردازد.
"به کي سلام کنم" ديگر کتابي است که دانشور در سال 1359 آن را منتشر کرد. بعد از اين سالها او در سکوت فرو رفت تا اينکه "جزيره سرگرداني" منتشر شد. اين کتاب به شکل گيري انقلاب و انديشه هاي انقلابي درميان جوانان در دو دهه چهل و پنجاه مي پرداخت و نخستين کتاب از سه گانه اي بود که دانشور وعده چاپ آن را داده است. چندي بعد "ساربان سرگردان" منتشر شد و "کوهستان سرگردان" هم قرار است به زودي چاپ شود.
دانشور علاوه بر نگارش داستان تعداد زيادي ترجمه هم دارد که کتاب هاي "بنال وطن" نوشته آلن پيتون، "باغ آلبالو" اثر آنتوان چخوف، "سرباز شکلاتي" نوشته جورج برنارد شاو و "کمدي انساني" اثر ويليام سارويان از اين جمله اند.
"غروب جلال" ديگر کتابي است که سيمين درباره رابطه شخصي و عاطفي اش با جلال آل احمد آن را به نگارش در آورده است. جداي از اين دانشور در مصاحبه اي گفته است که تمام خاطراتش را از دوران کودکي تا به امروز نوشته است و پس از مرگش اين کتاب به چاپ خواهد رسيد.
 
 
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد