۱۳۸۵/۵/۲۳ - 10:18:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
کامران فاني: داستانهاي هزار و يک شب در ايران مهجور بوده است
نظام آموزشي ما به پخته خوري عادت كرده است
ميزگرد بررسي وضعيت كتابداري ايران با حضور محمد حسين ملك احمدي، كامران فاني، نوش آفرين انصاري، نورالله مرادي و ابراهيم افشار در خبرگزاري ميراث فرهنگي برگزار شد.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_کتاب_ ميزگرد "وضعيت کتابداري در ايران و آسيبهاي وارده بر آن" امروز 22 مردادماه با حضور "محمد حسين ملک احمدي" رئيس هيات امناء کتابخانه هاي عمومي کشور، "کامران فاني" مشاور علمي سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران، "نورالله مرادي" مشاور رياست سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران، "نوش آفرين انصاري" دبير اجرايي شوراي کتاب کودک و "ابراهيم افشار" عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان و سرويراستار دايره المعارف کتابداري و اطلاع رساني در محل خبرگزاري ميراث فرهنگي برگزار شد.
در اين نشست، بحث کتابداري و امکانات ارائه شده در آن و توانايي هاي موجود جامعه امروز ايران در اين حوزه از ديدگاههاي مختلف مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
ابتدا، نوش آفرين انصاري مطالبي را درباره نگاه جامعه نسبت کتابداري عنوان کرد و گفت:« اينکه نگاه جامعه نسبت به کتابداري چيست و چگونه هست، به اين موضوع مي گردد که ما ببينيم واقعا" در اين زمينه چه کاري انجام داده و انجام مي دهيم. بهرحال نگاه جامعه وضعيت ايستا ندارد بلکه جرياني پوياست و به مراحل مختلف مي توان به جامعه آگاهي داد و جايگاه و منزلت بعضي مشاغل را مشخص و تعيين کرد. به نظر مي رسد که جايگاه و منزلت کتابداري را نگاه جامعه به کتاب و اطلاعات مشخص مي کند که به سبب آن کتاب پديد مي آيد و انديشه ها در قالب کتابها جاي مي گيرند و اينها در مکانهايي به اسم کتابخانه قرار مي گيرد و اين سنت، صدها سال در سرزمين ما وجود داشته است و کساني که به اين مجموعه ها توجه داشتند، کتابداران قديمي ما بودند و کم کم توقع جامعه نسبت به اين کتابداران تغيير پيدا مي کند و توقع پاسخگويي در آنها به وجود مي آيد بدين ترتيب کتابداران نه تنها بايد مراقب مجموعه ها باشند بلکه بايد کتاب را بخوانند و آن را بشناسند تا بتوانند با کتاب برخورد علمي کنند و آن را فهرست نويسي کنند.» 
به گفته او، هر گاه بينديشيم که جامعه ما بايد به يک جامعه اطلاعاتي تبديل شود، يکي از مهمترين پستها و تخصصها و مهمترين گروه افراد قطعا" کتابداران خواهد بود.
دبير اجرايي شوراي کتاب کودک افزود:« درست است که يک بستر کلي وجود دارد که کتابدار خادم جامعه است و اطلاعات را جمع آوري مي کند تا آن را اشاعه دهد اما در هر حال آنها از انديشمندان جامعه نيز بشمار مي آيند به طوري که مسائل مربوط به جهان و ايران را مي شناسند و همواره درباره آن فکر مي کنند.»
او در ادامه نقش انجمن ها را در بازآموزي و انتقال انديشه ها و تجربيات نو در حوزه کتابداري بسيار ضروري و حائز اهميت دانست و بر لزوم آن تاکيد کرد.
انصاري با تعريفي از کتابدار  اظهار داشت:« در يک جريان کلي کتابدار، کسي است که به اشاعه اطلاعات از طريق کتابخانه ها معتقد است و کار خود را در اين مسير انجام مي دهد و روز به روز بهبود مي بخشد.»
او با تا کيد بر اهميت برنامه ريزي ها و تاثير آن بر حوزه کتابداري يادآوري شد:« يکي از نکات بسيار مهم و اساسي، برنامه ريزي هايي است که مي تواند از اين حوزه حمايت کند و اين برنامه ريزي ها در نظام آموزش و پرورش جاي دارد.»
نورالله مرادي، درباره کتاب و کتابخانه گفت:« وقتي که کتاب و کتابخانه مي گوييم، اين را به عنوان غلط مصطلح مي پذيريم که کتابخانه فقط کتاب ندارد و کتاب هم فقط به يک مجموعه کاغذي صحافي شده، گفته نمي شود بهتر است بدانيم که رسانه بين المللي و مواد سمعي و بصري و رسانه هاي اينترنتي و غيره و ذلک هم، همه جزء منابع کتابخانه بشمار مي آيند. بنابراين کتابخانه اي که امروز مي بينيم معناي آن به مراتب گسترده از قديم است و در نتيجه کتابدار، شخصي است که با آن کتابدار به معناي گذشته خيلي فرق دارد.»
به گفته او، کتابدار، حد واسطي بين بازار نشر و مراجعه کننده هاست که امروز چون بازار توليد اعتدال و مراجعه کننده  و حتي در بعضي از جاها کتابدار از دور خارج شده است و مراجعه کننده خود مستقلا" به سراغ کاميپوتر مي رود و از طريق اينترنت با تمام دنيا ارتباط برقرار مي کنند، اينطور به نظر مي رسد که کتابدار عضو زايدي است که در کتابخانه نشسته است در حالي که اگر آن کتابدار نباشد آن نرم افزار کتابخانه و اينترنت به وجود نمي آيد تا مراجعه کننده به راحتي به منابع دسترسي پيدا کند.
مشاور رياست سازمان اسناد و کتابخانه ملي افزود:« وقتي به وضعيت کتابداري ايران در سال 1357 نگاه مي کنم، مي بينيم که کتابداري ايران در آن سال اگرچه شانه به شانه کتابداري پيشرفته امريکا حرکت نکرده است اما قطعا" سايه به سايه آن حرکت کرده است در حالي که ما امروز در اين زمينه بسيار عقب مانده ايم و اين به خاطر آن نيست که ما کاهلي کرده ايم زيرا اين مدت کارهاي زيادي هم از نظر منابع کتابداري و هم از نظر ساخت کتابخانه ها، به انجام رسانده ايم بنابراين علت عقب ماندن ما در اين زمينه به دليل آن است که امريکايي ها در اين حوزه پيشرفت فراواني داشته اند البته فقدان برنامه ريزي هاي اصولي و مناسب در ايران براي اين حوزه نيز بي تاثير نبوده است.»
او در مقايسه اي ميان قشر تحصيل کرده در گذشته و حال، از تيراژ پايين کتاب نسبت به ساليان گذشته خبر داد و گفت:« امروزه ما بايد با اين سوال روبه رو باشيم که اصلا" چرا مردم و يا دانش آموزان بايد کتاب بخوانند؟ به نظر شما در کدام مملکت، نظام آموزشي مانند نظام آموزشي ما به پخته خوري عادت کرده است؟ من نشنيدم و نديدم تشکيلاتي شبيه سمت در هيچ کجاي دنيا وجود داشته باشد. ناشران کتابهاي دانشگاهي منتشر مي کنند اما اينکه کتابهاي درسي دانشگاهي را براي دانشجويان منتشر کنند تا آنها اين کتابها را بخوانند و در امتحانات شرکت کنند، هرگز وجود نداشته است. اين نظام آموزشي ديگر نيازي به کتاب خواندن به وجود نمي آورد.»
او، کمبود بودجه تحقيقاتي کشور و عدم پيوند تحقيق با سازمانهاي توليدي کشور را عامل مهمي در ضعف نظام آموزشي دانست و دليل نبود نياز به مطالعه اعلام کرد.
سپس ابراهيم افشار در تاييد سخنان نوش آفرين انصاري و نورالله مرادي به مصاديقي اشاره کرد و گفت:« وقتي به کشورهايي که در حوزه خدمات کتابداري پيشرفت داشته اند، نگاه مي کنيم دست کم تا سال 9 دبيرستان، کتابي به نام کتاب درسي وجود ندارد پس بچه ها کجا بايد کتاب بخوانند؟ آنها بايد يا در کتابخانه مدرسه يا در کتابخانه عمومي محل کتاب بخوانند. از چه سني؟ از سن سه سالگي  يعني آن وقتي که مادر دست بچه خود را مي گيرد و آن را به کتابخانه مي برد و ساختمان هم قابل دسترسي است و کتابخانه هم در همه ساعات روز باز است. کودکان آمادگي و دبستان را از مدرسه به اين کتابخانه ها مي برند و مبلغي هم به عنوان حق عضويت از آن بچه ها نمي گيرند زيرا مي دانند که مبلغ 100 تومان نه تنها باري از دوش کتابخانه هاي عمومي بر نمي دارد جز آنکه باعت کاهش تعداد مراجعه کنندگان نيز مي شود. بنابراين توجه آنها به اين مسائل موقعيتي مناسب را براي آموختن و رشد بچه فراهم مي کند و آنها ديگر نيازي به کتاب درسي ندارند. مردم عادي اين نوع کشورها هم در مقايسه با مردم عادي کشور ما بيشتر کتاب نمي خرند اما بيشتر کتاب مي خوانند و اين به خاطر آن است که کتابخانه هاي عمومي آنها کتابخانه هاي خصوصي آنهاست بنابراين آنها نيازي به خريداري کتاب ندارند. هر سال در آن کشورها به ناشران و نويسندگاني که تعداد زيادي از آثارشان را کتابخانه هاي عمومي خريداري کرده اند، به عنوان تشويق جايزه اهدا مي کنند و همين باعث مي شود که اين نسل وارد کتابخانه مي شود، از کتابهاي آنجا استفاده مي کند و ناشر هم از بابت آنکه کتابهاي او را کتابخانه ها مي خرند سود مي برد و نويسنده هم از اينکه کتابخانه عمومي اثر او را خريده اند، تشويق مي شود.»
به گفته او، کتابخانه هاي عمومي نه تنها در کشور ما متمرکز نيستند و مرکز مهم ندارند حتي در يک شهر هم مرکز مهم ندارند.
سپس کامران فاني درباره کتابداري ايران گفت:« کتابداري ايران به نظر من يکي از پيشرفته ترين رشته هاي علوم جديد در ايران است. حدود 40 سال است که از تاسيس اين رشته دردانشگاه تهران مي گذرد قبل از آن ما جز چند نفر که در رشته کتابداري تحصيل کرده بودند، ما کتابدار تحصيل کرده با نگاه جديد نداشتيم. کتابداران قديم ما طبق سنت، آدمهاي کتاب شناس و کتابدوستي بودند که با محتواي کتابها آشنا بودند و مراجعه کنندگان هم در آن زمان معمولا" کتاب خواه و کتاب شناس بودند اما جامعه جديد با گسترش اطلاعات نياز به کتابداران تحصيل کرده امروزي دارد که اين تعداد هم بسيار با استعداد و شکوفا هستند.»
مشاور علمي سازمان اسناد و کتابخانه ملي افزود:« کتابدار اصولا" واسط يا حلقه بين منبع اطلاعاتي و خواستار يا خواننده اطلاعاتي است و اصولا" اين عنصر انساني رابه هيچ وجه نمي توان حذف کرد حتي اگر کارهاي اطلاع رساني ماشيني تر و غير انساني تر شود اما عامل انساني عامل تعيين کننده است.»
او، مشکل کتابدار را در ايران مربوط به خود کتابدار دانست و اظهار داشت:« کتابدار در درجه اول جز آنکه کارهاي فني و تکنيکي انجام مي دهد، عامل اطلاع رساني است يعني پاسخگوي نيازهاي جامعه است و اين پاسخگويي نيازمند اطلاعات قبلي است.»
فاني در ادامه به مشکلات موجود در حوزه کتابداري اشاره کرد و آن را به دو بخش بيروني و دروني تقسيم بندي کرد و به توضيح هر يک از اين مشکلات پرداخت.
سپس محمد حسين ملک احمدي سخنان خود را با تعريف دوباره واژه کتابداري آغاز کرد و گفت:« واژه کتابداري بايد بيشتر تعريف شود. کتابدار به تعريف امروز ،اطلاع رسان است. به نظر من يکي از اساسي ترين مشکلات ما اين است که کتابدار ما امروز به شغل کتابداري به عنوان يک حرفه نگاه مي کند بدون آنکه شناخت کافي نسبت به محتواي کتاب داشته باشد و بتواند مراجعه کننده خود را راهنمايي کند.»
به گفته او، کتابدار بايد يک حجم عظيمي از اطلاعات را داشته باشد تا بتواند مخاطب خود را راهنمايي و هدايت کند و اين اهميت در زمان حاضر که فضاي گسترده اي از اطلاعات در سطح جامعه وجود دارد و پرسش هاي فراواني نيز در مقايسه با قبل مطرح شده است، بيش از پيش احساس مي شود.
رئيس هيات امناء کتابخانه هاي عمومي کشور افزود:« مشکل محوري و اساسي در کتابخانه هاي عمومي، مشکل کتابدار است و اگر اين مشکل حل شود،  احتمال دارد بتوانيم بقيه مشکلات را راحت تر حل کنيم.»
او در ادامه به تشريح ساير مشکلات موجود در حوزه کتابداري و کتابخانه هاي عمومي پرداخت و نقطه نظرات خود براي رفع برخي از آنها را اعلام کرد.
متن كامل اين ميزگرد را به زودي در خبرگزاري ميراث فرهنگي مي توانيد بخوانيد. 
مهبود مهرنوش
 
 
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد