خبرگزاري ميراث فرهنگي_ کتاب_ فصل جوايز ادبي در ايران کم کم به سرمي آيد اما به ناگهان خبر راه افتادن جايزه شعر جديدي ميان شاعران مي پيچد و به مطبوعات مي رسد. از عنوان جايزه پيداست که از سوي نهادي دولتي برگزار مي شود. بياييد با اين نگاه با دبير جايزه شعر فجر وارد گفتگو شويم که ميان چندين جايزه شعر خصوصي و دولتي که در ايران برگزار مي شود، جايزه شعر فجر چه حرف تازه اي براي گفتن دارد؟
* آقاي قزوه، چندين جايزه دولتي در ايران تاکنون به شعر اختصاص يافته که از آن جمله مي توان به جايزه شعر جوان و جايزه بخش شعر کتاب سال جمهوري اسلامي ايران اشاره کرد. لزوم راه اندازي جايزه دولتي جديدي براي شعر با عنوان جايزه شعر فجر چيست؟
اين دسته بندي جايزه دولتي و خصوصي به نظر من صحيح نيست. بعضي ها به خاطر مسئله دولتي بودن جايزه فکر مي کنند ما بودجه اي از دولت دريافت کرده ايم در حالي که هنوز يک ريال بودجه دريافت نکرده ايم البته قرار است هزينه بليط داوراني که از استانهاي ديگر براي داوري انتخاب کرده ايم و بليط شاعراني که از خارج از کشور دعوت مي کنيم و همچنين هزينه هتل آنها و سکه هايي که به عنوان جايزه به برگزيدگان اهدا مي کنيم، تأمين شود. اينکه لزوم برگزاري جايزه اي ديگر براي شعر چيست، به نظر من، شعر از ديگر هنرها در ايران عقب نيست و در بيشتر زمينه ها حالت خط شکن را داشته اما کمترين نصيب را برده است. اين در حالي است که سينما و ساير هنرها پا به پاي شعر جلو نيامده اند اما بيشترين هزينه و سرمايه گذري براي آنها مي شود، حتي براي ورزش هم بيشتر از شعر سرمايه گذاري مي شود. اما اين شعر است که بيشترين تأثير را بر انقلاب، جنگ و همه رويدادها در ايران گذاشته است. در عين حال، شعر ما در اين روزگار در رخوت و خستگي و رکود به سرمي برد؛ بنابراين تصميم گرفتيم با ايجاد اين جايزه فضاي نشاطي را در شعر ايران ايجاد کنيم و همچنين فضاي آشتي و دوستي. مسئله ديگر اين است که شعر معاصر ايران از جايگاه بالايي برخوردار است و حتي شعر جوان ايران براي جهان حرفي براي گفتن دارد اما متأسفانه ترجمه نمي شود و بسيار مهجور مانده است. هدف ما اين است که از سال آينده از شاعران خارجي براي ترجمه شعر معاصر ايران به زبانهاي ديگر نيز دعوت کنيم.
* اين تصور شاعران که فقط نوع خاصي از شعر در اين جايزه شرکت داده مي شود و چهره هاي خاصي در آن مطرح مي شوند، تا چه اندازه صحيح است؟
اين که فکر کنيد جماعت خاصي در اين جشنواره مطرح مي شوند به هيچ عنوان صحيح نيست. ما تمام چهره هاي ماندگار را از شرکت دادن در جايزه حذف کرده ايم چون اتفاقاً بيشتر قصد داريم شاعران خوبي را که در اين سالها مهجور مانده اند، مطرح کنيم.
* معيارهاي انتخاب داوران براي جايزه شعر فجر چه بوده است؟
برجستگاني را که در هر عرصه شعري وجود دارند، با همفکري با شاعران همان عرصه براي داوري انتخاب کرده ايم. اينکه اين داوران حتماً مرکزنشين باشند يا حتماً شاعر انقلاب باشند براي ما معيار نبوده است. در واقع خط و خطوط ها را به نفع فضاي وحدت شکسته ايم تا جشنواره شعر فجر بتواند دوستي ها را پررنگ کند نه اينکه به دشمني ها دامن بزند. قدم اول در اين زمينه اين بود که رأي خودم را به عنوان دبير جايزه در تمام گروه ها حذف کردم. شايد بدين ترتيب سنگ بناي درستي را در اين جشنواره گذاشته باشيم تا در سالهاي آينده بتوانيم شعر فارسي زبانان را رشد دهيم.
* شيوه داوري ها در اين جايزه به چه ترتيب است؟
تلاش کرده ايم شيوه هاي داوري مان صحيح باشد و داوراني را که عدالت را رعايت مي کنند انتخاب کرده ايم. در هر گروه اعم از شعر سپيد، شعر کلاسيک، شعر جوان، شعر کودک و نوجوان و... 5 داور داريم و در مجموع براي ده گروه، 50 داور. ما ليستي را که شامل شاعراني که از زمان انقلاب تاکنون کتاب شعري منتشر کرده اند و همچنين شاعراني که در آزمون ما شرکت کرده و به فراخوان ما پاسخ داده اند مي شود، در اختيار هر داور مي گذاريم و اين داوران براي هر بخش ده نفر را انتخاب مي کنند که اين انتخاب مي تواند از آن ليست باشد يا حتي از خارج از آن ليست باشد چون ممکن است ما شاعري را از قلم انداخته باشيم اما داور او را به عنوان شاعري خوب بشناسد. اين بهترين شيوه داوري است که به آن رسيده ايم و در واقع با حدود چهل تن از شاعران و منتقدان عرصه شعر براي دست يافتن به عادلانه ترين شيوه داوري همفکري کرده ايم و به اينجا رسيده ايم.
* شما مي گوييد ليست داوري را با توجه به کتابهاي شعري که از زمان انقلاب تا کنون منتشر شده اند، تهيه کرده ايد. با توجه به اين که گستره بسيار وسيعي را در نظر گرفته ايد و در عين حال، تعداد کتابهاي شعر در اين سالها نيز بسيار زياد بوده است، فکر نمي کنيد شاعر يا کتاب شعري در اين ميان از قلم بيفتد؟
ببينيد ما از سال 1357 به اين طرف هر شاعري را که حتي يک کتاب خوب خلق کرده در نظر گرفته ايم، حال چه کتاب اين شاعر در يکي دو سال اخير منتشر شده باشد و چه اين شاعر در دو دهه قبل درخشيده باشد. در عين حال حتي گزيده هايي را که از شعر شاعران مختلف، مثلاً شعر سپيد منتشر شده، درنظر گرفته ايم. ما حتي کساني را که در اين سالها نامشان را با هياهو مطرح کردند، در ليستمان در نظر گرفته ايم، حال چه اين مطرح شدن آنها صحيح بوده و چه نبوده، فرقي نمي کند. در واقع سعي کرديم همه شاعراني را که در اين سالها نقش داشته اند و آثاري را از متوسط به بالا آفريده اند، درنظر بگيريم و اين ليست را با همفکري برجستگان هر عرصه شعري اعم از شعر کلاسيک، شعر سپيد، شعر جوان، ادب آييني و... تهيه کرديم. من چون خودم در اين جايزه رأي ندارم، نظر خودم را اعلام مي کنم: اگر حق رأي داشتم، انتخاب من بيژن نجدي بود. من کاري به اين ندارم که بيژن نجدي چه نگاهي داشته؛ من با شعر نجدي زندگي کرده ام.
* در سته بندي شما، گروهي تحت عنوان شعر جوان به چشم مي خورد. معيار شما براي اين دسته بندي چيست و چگونه توانستيد شعر جوان را که عنوان آن طبيعتاً مفهوم شعر نوپا را القاء مي کند از شعر حرفه اي ايران جدا کنيد؟
اين کار بنا بر تشخيص داوران ما انجام شده است و در واقع شاعراني را که سن آنها از سي سال به پايين باشد، به عنوان شاعر جوان در نظر گرفته ايم.
* اطلاع داريد که برخي از همين شاعران به قول شما جوان، بيانيه اي را بر عليه برگزاري جايزه اي تحت عنوان جايزه شعر فجر امضاء کرده اند؟ نظر شما در اين باره چيست؟
من اطلاعي از اين موضوع نداشتم و اين را براي اولين بار از شما مي شنوم. به نظر من ما در نهايت يا ادبيات پارسي داريم يا تاريخي، يا انساني يا ضد انساني. مسلماً انتشار اين گونه بيانيه ها به خاطر شأن و شئونات شعر نيست و به خاطر خود است و در واقع به اين دليل است که بسياري از افرادي که اين بيانيه ها را امضاء مي کنند مي خواهند اول باشند و چون مي دانند که در فلان جايزه اول نمي شوند، اين بيانيه ها را برعليه آن منتشر مي کنند. اميدوارم جشنواره هاي ديگري نيز براي شعر برگزار شود که اين افراد در آن مطرح شوند. آنهايي که اين گونه قضاوت مي کنند بايد خودشان وارد گود شوند و مشکلات ما را ببينند. در عين حال اين افراد چه به ما بگويند احسنت و چه بدترين حرف را بزنند، براي ما مهم نيست و روي کار ما تأثيري نمي گذارد.