۱۳۸۶/۲/۱۶ - 7:22:00

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
 مطالب مرتبط
خدمات ثبت آثـار، صدور فيپا، شاپـا و شاپكـا در نمايشگـاه كتاب ارايه مي شود
بيانيه پكا درباره عدم برگزاري جشنواره كتاب مهرگان
پكا هنوز موفق به پخش كتاب نشده است
ساختار نامناسب توزيع كتاب به دليل ناهنجاري عرضه و تقاضاست
برخي از دست اندرکاران اصلي پکا توزيع کتاب را مشكل رفع نشده اي در نشر كتاب در ايران برشمردند و تاكيد كردند هيچ تناسبي در فرآيند شكل گيري كتاب در كشور وجود ندارد.
دست اندركاران پكا توزيع كتاب در ايران را هنوز از مشكلات حل ناشده مي دانند
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ كتاب_ شرکت پخش و توسعه کتاب ايران، "پکا"، تشکلي است که 80 ناشر، حدود 10 سال پيش آن را شکل دادند. هدف اين موسسه آرزوي بسياري از ناشران و نويسندگان و مخاطبان کتاب بود. قرار بود که پخش و توزيع کتاب در ايران بسامان و هدفمند شود که اين امر هيچ گاه ميسر نشد. اين روزها فروشگاه پكا نيز تعطيل شده و طرح ملي کاغذ (دريافت کاغذ باطله به ازاي پرداخت بن کتاب) و اهداي جوايز مهرگان را که پكا خود مبدع آن بود از دست داده و توسط کسان ديگري انجام مي شود.
 در نشستي با برخي از سهامداران اصلي پكا علاوه بر نقد اين تشكل؛ درباره مشکل توزيع کتاب نيز به گفتگو پرداختيم. تلاش ما بيشتر اين بود كه دلايل ناموفق بودن موضوع توزيع كتاب در كشور؛ چه زماني كه به دست موزعان صورت مي گيرد يا آنجا كه تشكلي شكل گرفت تا اين معضل را به صورت گرروهي و صنفي حل كند، را بررسي كنيم.
عليرضا زرگر مديرعامل شش سال اول پکا، صادق سميعي مدير انتشارات کتابسرا، محمدرضا سحاب مدير موسسه کارتوگرافي و جغرافيايي سحاب، ناصر غلامي مدير انتشارات سحر و بازرس مديريت هشت سال اول پکا، مسعود پايدار مدير نشر دانشگاهي و مديرعامل پکا از سال 82 تا 84، جلال فهيم هاشمي مدير انتشارات روزبهان و محمدتقي عرفان پور مدير نشر علوم دانشگاهي شركت كنندگان در اين نشست بودند.
 
زهرا حاج‌محمدي: قصد من از برگزاري اين نشست داخل شدن به مسائل داخلي پكا نيست، اگرچه به زودي و درجلسه ديگري تنها روي پكا متمركز خواهم شد و فراز و فرودهاي اين نهاد را از ابتدا تاكنون مرور خواهم كرد. با اين وجود در اين نشست و با توجه به عنواني كه براي اين نشست انتخاب كرده ايم به موضوع توزيع كتاب در ايران با مرور تجربه پكا خواهيم پرداخت. موضوع پخش كتاب در ايران از ابتدا يك مشكل اساسي براي نشر ايران بود. دامنه اين مشكل تنها به ناشران و پخش كنندگان كتاب محدود نمي شد بلكه حوزه توليد فكر و حتي اطلاع رساني كتاب را نيز تحت الشعاع خود قرار داد. به نظر مي رسد سامانه توزيع كتاب در ايران به گونه اي تعريف شده است كه نه مي توان الگوهاي داخلي نظير نحوه پخش دارو يا مواد غذايي را براي آن انتخاب كرد و نه الگوهاي خارجي قابليت اجرايي يافته اند. شايد مشكل اين است كه ما ميان فرهنگ و اقتصاد در حوزه كتاب سرگردان مانده ايم و راهكارهاي اقتصادي توليد و عرضه كتاب را نمي شناسيم. از طرفي قدرت ريسك پذيري بالايي هم نداريم.
 پكا با 80 ناشر و جمع كردن پتانسيل مالي و فكري اين 80 عضو قصد داشت تا اين موضوع را سامان دهد كه متاسفانه موفق نشد. مبحث را از اينجا آغاز مي كنيم كه پخش كتاب از چه معضلاتي رنج مي‌برد و كسي كه مي‌تواند بيشترين كمك را در به پايان دادن به اين معضل بكند، كيست. بخش خصوصي، دولت يا تركيبي از اين دو؟
 
عليرضا زرگر: كتاب پس از طي فرايند توليد به عنوان كالا وارد بازار مي‌شود. هر كالايي تابع شرايط عرضه و تقاضاست بنابراين ما زماني در مسائل مرتبط با كتاب موفق خواهيم بود كه پس از توليد كتاب از بازار عرضه؛ شناخت درست و عملكرد مناسبي داشته باشيم. مفاهيمي مثل بازاريابي، توليد مناسب، كيفيت مهندسي، ايجاد فضاهاي مناسب براي عرضه سازمان‌هاي حرفه‌اي توزيع كننده و برنامه‌هايي براي دسترس پذير كردن كتاب بايد به درستي بررسي شوند. هرگاه يكي از اين گوشه‌ها ضعيف باشد؛ عرضه به درستي اتفاق نمي‌‌افتد. الان هيچ تناسبي بين كتابفروشان و ناشران در ايران وجود ندارد. بايد به كتاب به عنوان كالا توجه شود كه متاسفانه در بعضي از سطوح نشر اين توجه وجود ندارد. بحث ديگر با توجه به مثالي كه در رابطه با توزيع دارو يا مواد غذايي زديد، بحث اقتصاد است. كتاب؛ كالايي نيست كه آنچنان بازده مالي مناسبي را داشته باشد. كتابي كه در آلمان قيمت تمام شده اش به عنوان مثال 10 يورو شود، قيمت گذاري ‌اش حدود 60 تا 70 يورو است. قسمت عمده‌ي اين تفاوت قيمت به عرصه‌هاي عرضه كتاب از توليد تا توزيع برمي گردد. بنابراين انگيزه اقتصادي به وجود مي‌آيد و كتاب به عنوان كالاي اقتصادي با صرفه شناخته مي‌شود. اما در ايران چنين نيست. عليرغم اينكه عموم مردم كتاب را كالاي گراني مي دانند، واقعيت اين است که هنوز به قيمت‌گذاري مناسب بخش‌هاي عرضه و توزيع كتاب نرسيده ايم. شرايط اجتماعي و سياسي ما هم در اين قضيه مهم‌اند. طي اين سالها موفق نشده‌ايم كه كتابخوان تربيت كنيم. ايجاد شرايط كتابخواني، نيازمند استفاده از اهرم‌هايي در وزارت آموزش و پرورش، اهل قلم و حوزه‌هاي ديگر تصميم‌گيرنده و كمك كننده به كتاب است. در اين عرصه هم ما كار نكرده‌ايم. آموزش و پرورش ما پرسشگر نيست و خارج از حيطه كتابهاي درسي گامي برنمي دارد. ايجاد انگيزه و عادت به خواندن را كه در سنين كودكي و نوجواني شكل مي گيرد، تقويت نمي‌كند. بنابراين تا آنجا كه به خاطر دارم از دهه 40 شمسي به بعد نتوانسته‌ايم تعداد كتابخوان‌هايمان را افزايش قابل توجهي بدهيم. نهادهاي اجتماعي مناسبي هم براي عرضه كتاب شكل نگرفته. پکا به عنوان بزرگترين تشكلي كه حداقل در 70 تا 80 سال گذشته در ايران شكل گرفته نيز موفق نشد. پكا تجربه جمع شدن حدود 70 تا 80 ناشر بود. قبل از پکا تشکل‌هاي 3 يا 4 ناشر شكل گرفته بود كه عمرهاي بسيار كوتاهي داشتند. بنابراين كارهاي دسته جمعي و صنفي مشترك در اين عرصه شكل نگرفته و مجموعه مسائلي كنار هم شکل مي گيرد تا مشكلي را به عنوان مشكل توزيع كتاب به وجود آورد.
  
زهرا حاج‌محمدي: آقاي سميعي سئوالي دارم درباره تجربه نشر در خارج از كشور. با توجه به تجربياتي که در زمينه تعامل با ناشران خارجي داريد، الگوهاي رايج براي سيستم توزيع در کشورهاي خارجي را شرح دهيد. آيا به نظر شما آن الگوها در ايران قابل استفاده است ؟
 
صادق سميعي: در اين سي سال كه در كار نشر فعاليت دارم. هميشه ديده‌ام كه ناشران از توزيع كتاب ناراضي‌اند. بايد ببينيم انتظارات ما چيست. سطح مطلوب فروش كتاب را در چه تيراژي و با چه ميزان فروشي درنظر مي گيريم. نکته مهم اين است که مخاطب زبان فارسي را كه در سرتاسر دنيا به زحمت به صد ميليون خواننده مي‌رسد، با زبان انگليسي مقايسه مي كنيم. اين مقايسه درست نيست. ما بايد وضعيت نشر در  ايران را با كشوري هم سطح خودمان مثل تركيه مقايسه كنيم. جمعيت تركيه تقريبا در حد و حدود ما است و زبانش هم زباني جهاني نيست. اما متاسفانه کسي وضعيت ما را با تركيه مقايسه نمي‌كند و هميشه مورد مقايسه كشورهايي هستيم كه مخاطبين ميليوني دارند.
 سال گذشته اعلام شد كه حدود 35 تا 36 هزار عنوان كتاب منتشر شده است. وقتي اين تعداد را ضربدر سه هزار تيراژ كنيم مي‌بينيم كه نسبت به ده سال قبل رقم قابل ملاحظه‌ و خوبي است. با توجه به وضعيت و فرهنگ و بي دقتي ما، اين تعداد كتاب خوب است. نمي‌شود گفت همه چيز خوب است و فقط وضعيت نشر است که اشکال دارد. نشر هم مثل همه چيز در ايران، محصول شرايط است.
 
زهرا حاج‌محمدي: يعني نبايد فكري درباره‌اش كرد؟
 
صادق سميعي: نمي گويم درباره اش فکر نکنيم. امروزه تعداد كتابهايي كه از طريق اينترنت در اروپا و آمريكا به فروش مي‌رسد بالايي آمار را نشان مي‌دهد. تمام كتابفروشي‌هاي انگليسي زبان‌، آلماني زبان و غيره، انبار سايت آمازون است. از اين سيستم پيشرفته و ساده در ايران هيچ استفاده‌اي نشده چون زيربنايش وجود ندارد. براي پيشرفت هر امري بايد به آخرين دستاورد‌هاي تكنولوژي مراجعه كنيم. مي گويم که با نبود همه اين چيزها در حال حاضر وضعيت بدي نداريم. من شخصا باسعي و تلاش و هوش و استعداد خودم وضعيت را زياد بد نمي‌بينم. انتظار ندارم كه سه هزار تيراژ يک كتاب را صرف شش ماه بفروشم.
 
زهرا حاج‌محمدي: گويا آقاي سميعي مي‌توانند به تنهايي از پس گردونه‌ توليد و توزيع كتاب برآيند اما ناشراني هم هستند كه اين توان را ندارند. آقاي پايدار، لطفا از گردونه توزيع كتاب بگوييد تا روند اين كار را بهتر متوجه شويم.
 
مسعود پايدار: براي اينكه بتوانيم دقيق‌تر به اين موضوع بپردازيم بايد به قبل برگردم و سوال كلي‌تري را كه در ابتداي جلسه پرسيديد جواب دهم. مشكل توزيع كتاب ذاتا فرعي است و معلول علت‌هايي است كه مي‌شود به صورت دلايل عمده و اساسي و دلايل كوچك كه به نحوي نشات گرفته از دلايل عمده باشد تقسيم‌بندي كرد. دو مانع اصلي را بايد در اقتصاد كتاب بررسي كنيم. يعني محدوديت تقاضاي كتاب و ساختار نامناسب توليد در كشور ما صورتي از اين قضيه است. ما بايد از علت به معلول برسيم. ساختار نامناسب توزيع به خاطر نابهنجار بودن عرضه و تقاضاست. محدوديت‌ تقاضاي كتاب، يعني تقاضاي موثر براي كتاب در دهك هاي خاصي از جامعه خلاصه مي شود. ساختار نامناسب توليد را هم بايد با آمار توضيح ‌دهم. در ايران حدود هشت هزار پروانه نشر صادر شده و جمعيت ما هفتاد ميليون نفر است . وقتي به اطلاعات خانه كتاب مراجعه مي كنيم، مي‌بينيم رقمي در حدود 300 ميليارد تومان توليد كتاب براي سال 84 رقم خورده. اين مبلغ وقتي بين هشت هزار دارنده پروانه نشر تقسيم شود توليد سرانه هر ناشر ايراني حدود 35 الي 37 ميليون تومان مي شود. اگر سهم ناشران بزرگ را از توليد كتاب كم كنيم، رقم توليد نود درصد دارندگان پروانه نشر، به 4 يا 5 ميليون تومان مي‌رسد. اين قضيه با هيچ منطق اقتصادي سازگار نيست. واحدهاي خرد به دليل مقياس نامناسب توليد مشكل را به توزيع محدود مي‌كنند. اما ناشران قدرتمند توانسته‌اند سيستم‌ توزيع خودشان را ايجاد كنند. همين ناشران هستند كه به توزيع‌كنندگان شرايط خودشان را مي‌قبولانند. بقيه دلايل مثلا شناسايي مخاطب و بازاريابي و غيره از همين دليل اصلي نشات مي‌گيرد. زماني كه توليد قدرتمند در كنار سيستم توزيع باشد مي‌توان سيستم‌ توزيع موفقي را ايجاد كرد. تمامي سازمان هاي توزيعي كه در اين سالها موفق بوده اند، به اين دليل بوده كه توليد موفقي را پشت سر خود داشته اند. اينكه چگونه اين مساله قابل حل است ازجمله به نظام آموزشي ما برمي‌گردد يعني بايد كتاب را به بطن مردم ببرد. از دوران كودكي در مدرسه در عين حال نيازمند اين هستيم كه همانگونه كه مطالعات جدي در حوزه نشر صورت مي‌گيرد در حوزه توزيع هم صورت گيرد. يعني همانگونه که براي نشر از مشاوران اقتصادي و مديريتي و غيره كمك مي گيريم در توزيع هم بايد به همين سمت برويم.
 
زهرا حاج‌محمدي: بخشي از سوال من درباره چگونگي پروسه توليد در كشور ما، بي‌جواب ماند كه بعدا از آقاي هاشمي مي‌پرسم. از آقاي سحاب خواهش مي كنم درباره توزيع كتابهاي تخصصي توضيح دهند؟ آيا تفاوتي بين توزيع كتاب‌هاي تخصصي و عمومي وجود دارد يا خير؟
 
محمدرضا سحاب: اين تفاوت وجود دارد . اما مشكل فقط به مساله پخش و توزيع محدود نمي شود . زنجيره مشكلاتي است كه به هم پيوسته اند. آمار قشر در حال تحصيل بسيار افزايش يافته و اين قشر نياز به كتاب دارد. در حالي كه طبق آمار، كل گردش اقتصادي نشر ايران سيصد ميليارد تومان در سال است كه قسمت عمده آن به كتابهاي درسي مربوط مي‌شود. يعني كتابهايي كه محصل مجبور به خريد آنان است. مساله بعدي تيراژ كتاب است. وقتي تيراژ كتابي پائين باشد، قيمت توليد بالا مي‌رود و با بالا رفتن قيمت مخاطب كتاب پائين مي‌آيد. مردم توان خريد كتاب را ندارند چون درآمدشان كم است، پوشاك و خوراك و مسكن براي آنها مهم‌تر از خريد كتاب است. همه اين مشكلات را بايد با هم نگاه كرد . مساله توزيع هم يكي از اين مشكلات است. مثال تركيه بسيار خوب بود. مساله‌اي كه درتركيه اتفاق افتاده پيوستن اين كشور به كنوانسيون جهاني كپي‌رايت است. دايره‌المعارف‌هاي روز بيزلي به زبان تركي چاپ شده که متاسفانه در کشورما هنوز قديمي هايش تجديدچاپ مي شود. اطلس‌ها و داير‌ه‌المعارف‌هاي معتبر روز در كشور ترکيه به چاپ مي‌رسد. چون چاپ كتاب با با استفاده از کپي رايت ارزان‌تر از سيستم توليد در كشور ما تمام مي‌شود. چراكه هزينه اوليه پرداخت شده و ما فقط دو سه درصد پول مي‌دهيم. اعتقاد من اين است كه بايد همه مشكلات را بررسي كرد. اينگونه جلسات به روانشناس و جامعه‌شناس و غيره هم نياز دارد. در همان كشور تركيه تعداد روزنامه‌خوان و كتابخوانش از ما بيشتر است چون زمينه سازي فرهنگي كرده‌اند، کاري که در ايران صورت نگرفته. اينکه ما در اين وضعيت به كار مشغوليم نوعي ديوانگي است. در كشورهاي همسايه‌ ما، تازه دو يا سه سال است كه موسسه كارتوگرافي شكل گرفته. قبلا كشورهاي اروپايي مثل انگليس برايشان نقشه درست مي كنند. در ايران هفتاد سال است كه نقشه توليد مي‌كنيم و هنوز مخاطب كافي نداريم. ما در ايران با عشق كار مي كنيم و صنعت درست اقتصادي در كارمان نيست. پكا هم با همين عشق و صميميت شكل گرفت. چند سالي همراهش بوديم و بعد هم جدا شديم. اين مشکلات با بسترسازي حل مي شود و دولت بايد کمک کند. توان ما به اندازه پولي است که توي جيبمان داشته باشيم. دولت بايد فكري اساسي براي معضلات كند .
 
زهرا حاج‌محمدي: آقاي هاشمي لطفا پروسه توزيع کتاب را در ايران شرح دهيد.
 
جلال فهيم هاشمي: موضوع توزيع به جريان توليد بستگي دارد. اينكه ما راه‌حلي اساسي پيدا كنيم تا تكليف مشكل توزيع در ايران را حل كنيم به آساني به دست نمي‌آيد. بايد همه مشكلات حل شود تا بتوان براي اين مشكل نيز راه‌حلي اساسي پيدا كرد. كار اصلي بعد از توليد را موزعان انجام مي دهند. توزيع كننده با ده درصد ما به التفاوت، همه مسووليت‌هاي بعد از توليد را به عهده مي گيرد. اين مسووليت‌ها شامل بازاريابي، انتقال کتاب به شرق و غرب و شمال و جنوب ايران، پرداخت و وصول تعهدات، مرجوع كردن كتاب و خيلي موارد ديگر مي‌شود . در ايران بيشتر از دو يا سه موزع قدرتمند كتاب وجود ندارد. ناشري با بيست كتاب در سال نمي تواند در سرتاسر ايران به تنهايي توزيع مناسبي داشته باشد. اداره پست هم كمكي در  تسهيل ارسال کتاب انجام نداد. ناشران به توافق رسيدند كه پست‌ كتابهاي آنها را به سرتاسر ايران حمل كند، به شرط آنكه به سقف قيمت مورد نظر آن اداره برسد. متاسفانه پست استقبال نكرد.
 
صادق سميعي: يعني متقاضي را من ناشر بايد پيدا مي‌كردم؟
 
جلال فهيم هاشمي: بله، ولي ارسال كتاب آسان مي‌شد. از مشكلات موزع يکي هم اين است كه مثلا مولفي به ناشر اطلاع مي دهد كتابش در شميران نيست. پس از پيگيري معلوم مي‌شود كه بازارياب، كتاب را به كتابفروشي‌هاي شميران برده ولي كسي آن را براي فروش برنداشته. يعني كتاب هست اما كتابفروش‌ وجود ندارد. كتابفروش‌هاي ما بايد آموزش فروش ببينند. عوامل فروش در توزيع كتاب خيلي مهم‌اند. هنوز بدنه اصلي و سنتي كتابفروشان ايران با تخصصي بودن كارشان بيگانه‌اند.
اما مساله اصلي خود كتاب و مخاطب است. كتاب خوب اگر توليد شود، مخاطب هم پيدا مي‌كند. كتاب خوب، مخاطب را به سمت خود جلب مي كند و حتي مي تواند فروشنده را دور بزند. هنوز ناشران ايراني براي جمع شدن كنار هم و راه‌اندازي سيستم توزيع مناسب نااميد نشده‌اند و تحقيقاتي براي اين كار انجام مي‌شود.
 
زهرا حاج محمدي: گمان مي كنم اگر قرار باشد هريك از مشكلات حوزه نشر را به حل مشكل قبلي منوط كنيم ديگر كاري نمي ماند كه نياز داشته باشيم آن را انجام دهيم. اين پاسخ به اعتقاد من شانه خالي كردن از زير بار مسئوليتهايي است كه برگردن ماست و توجيه كاستي هاي ما. به هر روي تلاش خواهيم كرد تا با ادامه اين جلسات موضوع نقد توزيع كتاب را در ايران در نشستهاي آتي با حضور دست اندركاران بيشتري از بخشهاي مختلف خصوصي و دولتي دنبال كنيم. از همه دوستان سپاسگزارم.
نظر شما در مورد اين خبر؟
    نسخه چاپي خبر اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد