خبرگزاري ميراث فرهنگي_ كتاب_ زهرا حاج محمدي_ براي اينكه همه چيز را درباره نمايشگاه كتاب تهران از نگاه مديران وزارت ارشاد بدانيد پيشنهاد مرا بپذيريد و اين مصاحبه را بخوانيد. سعي كردم در اين مصاحبه بازپرسنده سوالاتي باشم كه ذهن بسياري از ما را درباه اما و اگرهاي نمايشگاه كتاب بيستم به خود مشغول كرده بود. سوالات زياد بود و وقت محدود.
محسن پرويز مثل همهي مديران وزارت ارشاد آرام به نظر مي رسيد. شايد "خونسردي"؛ ميراث مديران در اين ساختمان قديمي كه خيليها از آن ميترسند و خيليها وقتي پا به آن ميگذارند تمامي مشكلاتشان يكجا حل مي شود، باشد. ميراثي از نسلي به نسل ديگر و از مديري به مديري ديگر. از آنجا كه اين صفت ويژگي متقابل شخصيتي من است؛ هميشه و در بدو ورود به دفتر اين گروه از مديران؛ فضا توي ذوقم مي خورد و كاسه صبرم را بيشتر لبريز ميكند تا اينكه به آرامشم كمك كند.
اگرچه محسن پرويز آرام به نظر مي رسيد اما احساسم اين بود كه از من كمي عصباني است. شايد سردي برخورد اول باعث اين قضاوت شد گرچه يخ اين سردي اواسط مصاحبه به تدريج آب شد. با اولين لبخند فكر كردم فضا سبكتر شده است.
دفتر موسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران، خيابان انقلاب، ساعت 17.30
حالا كه روبروي دكتر محسن پرويز، معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و رئيس بيستمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران نشستهام، سعي دارم هر قضاوتي را از خود دور كنم و بيشتر بپرسم.
فرهاد رنجبران، عكاس خبرگزاري دايم اطراف صندليها در حركت است و صداي شاترهاي پي در پياش هر بار توقفي كوتاه در ذهنم ايجاد مي كند.
پرويز روي صندلي روبرويم نشسته، آن طرف تر سالاري، كه گاه به رئيساش خيره مي شود، گاه لبخندي به سوالات من مي زند و گاه روزنامهاش را ورق مي زند.
چند دقيقه بعد جلال ذكايي در صندلي كنار پرويز مينشيند. ذكايي بعد از عيد رسما وارد مسايل نمايشگاه كتاب شد و بيشتر از هركسي در وزارتخانهاي كه هركس به طريقي از جواب دادن طفره ميرود، پاسخگو بوده است. شايد در نبودش؛ تل ابهامات نمايشگاه كتاب هر روز انباشتهتر و انباشتهتر ميشد.
نماشگاه كتاب چهار روز ديگر افتتاح مي شود. صلح نسبي بر فضا حاكم شده است. محسن پرويز احتمالا بايد آسودهتر باشد و مجريان نمايشگاه؛ زماني براي سرخاراندن ندارند. بايد منتظر ماند تا اين روزهاي پاياني شمارش معكوس هم به پايان برسد و همه چيز دوباره شروع شود.
قبل از شروع؛ ضروري است بدانيد محسن پرويز سخنش را با اين جملات آغاز كرد كه:« از شما مي خواهم ببينيد دراين يك سال كه من مسئول بوده ام، تعداد مصاحبه هاي من چقدر بوده است و تعداد مصاحبه هاي مسئولان ديگر را هم ببينيد. با توجه به اينكه تعداد خبرگزاري ها و روزنامه ها بسيار زياد شده است و همه آنها خواهان مصاحبه با ما هستند اين امر عقلا ميسر نيست به دليل اينكه تعداد آنها بي شمار است و اگر ما بخواهيم با تمام مطبوعات مصاحبه اختصاصي كنيم ديگر حتي قادر به كاركردن نيستيم و تمام مدت زمانمان را مجبور به حرف زدن مي شويم...» براي من دست كم در آن لحظات شنيدن اين جملات؛ طرح چند سوال و نكته را به دنبال داشت كه به دليل اجتناب از طولاني شدن مصاحبه و به حاشيه رفتن آن صلاح ديدم طرح آن را به زمان ديگري موكول كنم. تنها فكر كردم كه: آيا بايد خوشحال بود از اينكه تعداد خبرگزاري ها و روزنامه ها زياد شده است يا ناراحت؟، مسئولان دولتي به كرات مصاحبه مي كنند اما بيشتر با رسانه هايي كه علاقه اي ولو اندك به سياستها و مشي آنها دارند و اينكه؛ پاسخگويي هيچ منافاتي با كاركردن مسئولان محترم كشورمان ندارد. گفتگو اينگونه آغاز شد:
* از اينكه با تمام گرفتاري هايتان حاضر به انجام اين گفتگو شديد از شما ممنونم. به شما خسته نباشيد مي گويم به خاطر زحماتتان براي نمايشگاه كتاب و بار رواني ناشي از آن. به هر روي نمايشگاه كتاب امسال، نمايشگاه پردردسري براي همه دست اندركارن آن بود. الان كه با شما صحبت مي كنم بخش مهمي از اين مشكلات را پشت سرگذاشته ايد و چشم انداز برگزاري قطعي و بي قيد شرط نمايشگاه را پيش رو داريد. شما بالاخره موفق شديد نمايشگاه را آن طور كه دوست داشتيد برگزار كنيد، لطفا درباره حس الانتان بگوييد.
_ حس من نسبت به روزهاي گذشته فرق نكرده است. به گمان من نمايشگاه كتاب بايد مدت زماني را مي گذراند تا به زمان شروعش مي رسيد. تنها تغييري كه امسال داشتيم تغيير محل نمايشگاه بود و البته تغييراتي در واردات كتاب نيز صورت گرفت كه تحت الشعاع مسايل ديگر قرار گرفت اما به آن خواهيم پرداخت. براي خود من تفاوت چنداني ايجاد نشده و اتفاق خاصي نيفتاده است. ما هنوز كار داريم. كار اصلي ما زمان برگزاري و موفق عمل كردن نمايشگاه كتاب است.
* با توجه به اينكه در روزهاي گذشته تشنج و درگيري براي برگزاري نمايشگاه به اوج خود رسيد حالا كه تمام اين درگيريها پايان يافته و همه چيز طبق خواسته شما براي برگزاري يك نمايشگاه يكپارچه مهيا شده است؛ آيا براي شما تفاوتي بين وقتي كه برگزاري نمايشگاه با تشنج مواجه شده بود يا حالا كه همه چيز به پايان رسيده و آرام شده است، وجود ندارد؟
_ اين بحث دو قسمت دارد: يكي آن قسمت كه خارج از معاونت فرهنگي صورت گرفته و ديگر؛ بحثي كه مربوط به خود معاونت فرهنگي است. ما معتقد بوديم و هستيم كه بايد كارمان را منطقي و دقيق جلو ببريم. وقتي آدم مسيري را با اعتقاد كامل و بدون تخلف طي كند؛ طبيعي است كه شرايط بيروني و تغيير و تحولاتي كه خارج از مجموعه صورت مي گيرد خيلي تاثيرگذار نخواهد بود. ما براي تغييردادن شرايط نقشه نكشيديم. يك روال منطقي و طبيعي را طي كرديم و مسير ما، مسير انتخاب كننده نبود. يك وقتي است كه آدم براي طي كردن مسيري راههاي مختلف دارد ولي در ارتباط با نمايشگاه كتاب، راههاي متعددي پيش رو نداشتيم. اگر؛ چند راه متعدد جلوي روي آدم باشد؛ سپس يكي را برگزيند و متعاقب آن با مشكلاتي روبرو شود حقيقتا آن آدم دچار دغذغه هاي ذهني مي شود كه اگر راه ديگر را انتخاب كرده بودم همه چيز بدون مشكل پيش مي رفت، ولي در مسير نمايشگاه كتاب؛ راه ديگري وجود نداشته است.، طبيعتا دغدغه ذهني هم به وجود نمي آيد. اما اينكه آروزي ما چيست، مساله ديگري است. انجام وظيفه يك چيز است و اينكه در راه انجام وظيفه به چه چيزهايي برسي مقوله ديگري است. ما از نظر اصلاحات در امر نشر كتاب يك راه بسبار طولاني را پيش روي خود داريم. نمايشگاه كتاب، وقت خاصي در سال دارد و هميشگي نيست. زمانش هم محدود است.
* اگر اجازه بدهيد به آن موضوع يعني اصلاح امر نشر بعدا بپردازيم. در مورد اين مساله صحبت كنيم كه شما اشاره كرديد "ما براي برگزاري نمايشگاه كتاب يك راه داشتيم" يادم هست چندي پيش در مصاحبه اي گفته بوديد "ما مصلي را از ميان پنج پيشنهاد براي مكان نمايشگاه انتخاب كرديم".
_ من گفتم ما سازنده نمايشگاه كتاب نيستيم. مكانهايي بايد در اختيار ما قرار بگيرد كه بتوانيم نمايشگاه كتاب را در آن برگزار كنيم. پنج نقطه به ما پيشنهاد شده بود و ما رفتيم اين پنج نقطه را ارزيابي كرديم و با شاخصهاي خود سنجيديم. از اين پنج نقطه، يك گزينه به لحاظ كارشناسي؛ ارجحيت داشت. اين؛ به نظر من انتخاب نيست. به عنوان مثال يك گزينه كه به ما پيشنهاد شده بود استاديوم آزادي بود. فضاي مسقفي كه در "آزادي" وجود دارد كفاف كار ما را نمي دهد مگر اينكه اين فضاها احداث شود كه احداث مكان در اين زمان كوتاه امكان پذير نبوده است. اسم اين ديگر انتخاب نيست. مكانهايي كه به ما پيشنهاد شده بود؛ هيچكدام قابليت برگزاري نمايشگاه را نداشت.
* انتخابهاي متعددي نداشتيد يا اجازه انتخاب نداشتيد به دليل اينكه رييس جمهور تاكيد كرده بود نمايشگاه در مكان قبلي نباشد. آيا شما به خاطر دستور رييس جمهور در پرهيز از انتخاب محل دايمي نمايشگاه ها؛ محدود شده بوديد؟
_ من طبيعتا ازطرف خودم صحبت مي كنم و نه مسئولان ديگر. ولي تحميل از اين نوع كه شما مي گوييد اصلا امكان پذير نبوده است. به خاطراينكه اگر من احساس مي كردم اين كار منطقي و كارشناسي نيست و كسي به من فشار مي آورد؛ استعفا مي دادم و مي رفتم. به همين دليل اصلا چنين اتفاقي كه رييس جمهور، وزير يا هر مقام ديگر به من بگويد حتما نمايشگاه بايد در مصلي برگزار شود؛ وجود نداشته است. من صحبت بسيار دوستانه اي با آقاي اشعري داشتم و آقاي اشعري به من گفتند " ناشران تقاضا دارند كه نمايشگاه در محل قبلي اش برگزار شود آيا تو تحت فشار هستي و به همين دليل نمي تواني نمايشگاه را در جاي سابقش برگزار كني؟" كه من به ايشان گفتم "اگر تحت فشار بودم حتما استعفا مي دادم و مي رفتم". شرايط مسئولان هميشه يكسان نيست. بعضي وقتها اين مسئوليتها، ماهيت شخصي پيدا مي كند. براي من مهم اين است كه احساس كنم اين مسئوليت برايم اهميت دارد و اهميتش صرفا در اين است كه احساس مي كنم مصلي؛ مكاني است كه مي شود كمك كرد برخي ساختارها در آن اصلاح شود اگر اصلاح اين ساختارها ميسر نباشد قطعا من هم برسر آن نمي ايستم.
* اين طور كه شما صحبت مي كنيد مشخص است خودتان به اين نتيجه رسيديد كه مصلي؛ مكان بهتري است. مي خواهم بپرسم طي چه سلسله مراتبي از تحقيق به اين نتيجه رسيديد. خودتان شخصا تحقيق كرديد و متوجه شديد مصلي گزينه بهتري است يا اينكه كسان ديگري تحقيق كرده اند و توانستند شما را مجاب كنند كه مصلي بهترين گزينه است؟
_ طبيعتا شما نبايد توقع داشته باشيد كه من شخصا تمام مكانها را بازديد كرده باشم. سپس تحقيق كنم و به اين نتيجه برسم كه اين مكانها مناسب نيستند. استاديوم آزادي را شخصا ديدم به دليل اينكه پيشنهاد اين مكان دوبار طرح شده بود و داشت جدي مي شود.
* فكر مي كنم دي ماه سال گذشته بود؟
_ شايد هم زودتر از دي ماه. آن زمان كه موضوع استاديوم آزادي در مطبوعات مطرح شد، مساله كاملا منتفي شده بود لذا اينكه نوشتند سفارش داده شده چادرها را از فلان كشور بياورند يك افسانه پردازي بود. ولي به توصيه دوستان كه "استاديوم آزادي را به دليل دسترسي آسان مردم و مديريت خوب از دست ندهيم" شخصا از آن بازديد و موقعيت آن را ارزيابي كردم. يك سري شاخصهايي هم داشت ازجمله اينكه صدهزار نفر جمعيت را در خود جاي مي داد و پاركينگهاي مختلفي داشت كه دسترسي به آنها آسان بود. از نظر دسترسي به اتوبانهاي اطراف نيز بسيار خوب بود. زيرساختهايش هم خيلي مناسب بود اما فضاي بالفعلش دركنار پراكندگي؛ جواب نمايشگاه را نمي داد. نظر من اين بود كه سازه هاي دو منظوره در آن ساخته شود كه در زمان ورزش براي ورزش مورد استفاده قرار بگيرد و در زمان نمايشگاههاي مختلف در اختيار ما باشد ولي دراين فاصله زماني كم؛ هزينه بالايي را ميطلبيد و جزو اولويتهاي دولت هم نبود و طبيعي است كه منتفي شود. اما بقيه مكانها از جهات مختلف بررسي شدهاند و اينگونه نيست كه بگوييم مصلي هيچ ضعفي ندارد. همكاران كارشناس كه 16 _ 15 دوره درگير نمايشگاه بودند، طي گزارشي نقاط مثبت و منفي مصلي را بيان كردند و سرانجام نتيجهگيري نهايي براساس نقاط مثبت و منفي صورت گرفت.
* اختلافي كه بين شما و اتحاديه ناشران به دليل جابهجا شدن مكان نمايشگاه به وجود آمد، شايد يك دليلش اين بود كه گفتوگوي شما و ناشران از كانال درستي صورت نگرفته است؟
_ من وارد مقوله دليل موضعگيري ناشران كتاب در تهران نميشوم و فكر ميكنم خود ناشران اين مسايل را بايد ارزيابي كنند. ولي وظيفه ما به عنوان مجري، دولت و معاونت فرهنگي كه مسئوليت دارد؛ اين است كه از نظرات كارشناسي در كارمان استفاده كنيم. اگر نظراتي از سر تعصب و غيركارشناسي ارايه شود ما به عنوان قوه مجريه نميتوانيم به آنها اعتنا كنيم. به عنوان مثال؛ نظري وجود داشت كه ميگفت "كساني كه مسئوليت برگزاري نمايشگاه را دارند يك سال است آمدهاند و تجربه كافي براي برگزاري نمايشگاه را ندارند" اين عقيده؛ از نظر من كه مسئول هستم عقيده باطلي است. به دليل اينكه من كه نميخواهم اجرا كنم ازطرفي 25 سال است كه من در حوزه فرهنگ هستم. از يك حوزه ديگر كه نيامدهام.
* برخي از آنها؛ منظورم مخالفان يا شايد ناشران تهراني است؛ دو برابر 25 سال است كه در اين عرصه هستند و اين دليل نمي شود كه هركس كه مدت طولاني است وارد عرصه فرهنگ شده است؛ نظرش كارشناسانه باشد.
_ خير، من نميخواهم اين مقوله را به نظر كارشناسانه ربط دهم. در اينكه برخي هستند كه نسبت به بنده در عرصه فرهنگ؛ پيشكسوت هستند؛ شكي نيست. اما برخي؛ تمامي 25 سال حضور مرا ناديده گرفتند و گفتند يك سال است كه وارد اين عرصه شده است. دومين مسئله اينكه؛ مسئول يك مركز قرار نيست مجري هم باشد. مجري نمايشگاه؛ 16 سال است كه مسئوليت برگزاري نمايشگاه را به عهده دارد و بيش از 100 نمايشگاه استاني برگزار كرده است. اين حرفها از نظر من مغلطه است و نظر كارشناسي محسوب نميشود.
ما با اين حرفها؛ ذهن مخاطب را منحرف ميكنيم. اگر به اينكه اين مسئول يك سال است آمده پس صلاحيت برگزاري نمايشگاه را ندارد، قانع باشيم پس بايد اين نظر را به همه مسئولان تعميم دهيم و بگوييم مثلا اين رئيس جمهور تازه آمده است پس صلاحيت ندارد و از تجربه كافي نيز برخوردار نيست.
يا اينكه برخي ميگويند مصلاي تهران؛ مكان مناسبي نيست به خاطر اينكه حداكثر 128 غرفه بيشتر نميتوان در آن داير كرد. از نظر من كساني كه اين حرف را ميزنند يا منظورشان اين است كه هر غرفه بايد 400- 300 متر باشد كه معلوم مي شود اصلا از نمايشگاه سررشته ندارند يا مصلي را نديده اند. كساني هم ميگويند پله هاي مصلي؛ حمل كتاب را براي ناشران سخت ميكند وقتي من ميبينم كه مسير ناشران اصلا پله ندارد آيا بايد چشمم را بر روي واقعيت ببندم. كسي كه اين حرف را ميزند شايد 50 سال است مغازه كتابفروشي دارد پس من هم بايد چشمم را به خاطر اين 50 سال تجربه بر روي واقعيت ببندم، اين منطقي نيست. نظرات كارشناسي بايد متكي به پايههاي كارشناسانه باشد.
اين اظهارنظرها مسائل حاشيهاي است و من دوست ندارم با كساني كه اين نظرها رامي دهند برخورد بدي كنم و آنها را متهم كنم مثلا كسي كه ميگويد مصلي 128 غرفه دارد من ميگويم شايد اطلاعاتش كم است شايد منظورش 1289 غرفه بوده است. ازنظر من نظر كارشناسي متكي به آمار و ارقام است. من در ارزيابي به حرفي اعتنا ميكنم كه متكي بر اطلاعات و تحقيق باشد. در مسير اين ماجرا هم ما به وظيفه مان درست عمل كرديم. كارشناسي شد. نتيجه كارشناسي هم اعلام شد و گفتيم مصلي قابليت افزايش فضا را دارد. اما اين بالقوه است و از عهده ما به تنهايي خارج است كه اين قابليت را بالفعل كنيم. چون ابزارهاي كافي براي اين كار در دست ما نيست.
* "زمان كارشناسي" كه شما ميگوييد چقدر است آيا بيش از يك سال يا كمتر، چون دست كم ما يكباره متوجه شديم قرار است محل نمايشگاه كتاب به صورت قطعي تغيير كند؟
_ ارزيابي مكانها به يك سال زمان نياز ندارد. چند كارشناس؛ محلها را ديدند، نقشهبرداري كردند و امكاناتش را سنجيدند. تمام اين كارها هم يك هفته بيشتر وقت نميخواهد. موضوعي كه ما دنبال ميكرديم اين بود كه مكان شركت سهامي نمايشگاه در نمايشگاه نوزدهم؛ مطلوب نبود و ميدانستيم روز به روز هم بدتر ميشد. به دليل اينكه مكان شركت سهامي نمايشگاهها در "طرح" است و قرار است كه تخريب شود. نمايشگاه نفت و گاز و تمامي نمايشگاهاي تخصصي 6 يا5 غرفه بيشتر نميطلبد و آنها به راحتي ميتوانند اين تعداد غرفه را آماده كنند اما براي برگزاري نمايشگاه كتاب ما از همه مكانها بايد استفاده كنيم. در صورتيكه برخي از مكانهاي محل برگزاري نمايشگاه نوزدهم متروك شده يا از سقفش آب ميچكد يا لانه كبوترها شده است.
دليلش اين است كه شركت سهامي نمايشگاهها براي كار روزمره خود در اين سالنها هزينه نميكند. ما بعد از نمايشگاه نوزدهم فكر ميكرديم زمان يك سالهاي براي احداث نمايشگاه بيستم وجود دارد. در مراسم اختتاميه نوزدهمين نمايشگاه كتاب؛ آقاي حدادعادل از من پرسيد "به نظر تو يك سال براي ساخت نمايشگاه جديد كافي است" من گفتم "اگرعزمي وجود داشته باشد بله" و سالن اجلاس سران كشور را مثال زدم كه در عرض سه ماه آماده بهرهبرداري شد. در شرايط عادي و امكانات دولتي ساخت يك مركز درست حداقل 12-10 سال وقت ميخواهد اما در شرايطي كه همه بسيج شوند و بخواهند اتفاقي بيفتد خيلي زود اتفاق ميافتد. تلاش اوليه ما اين بود كه نهادهاي مسئول فعال شوند و محل نمايشگاه را بسازند ولي اين اتفاق نيفتاد. طبيعتا از نظر ما ساخت نمايشگاه يا فراهم كردن فضاي نمايشگاه جزو وظايف معاونت فرهنگي نيست وتوان آن را هم ندارد. بعد ازاينكه اين اتفاق نيفتاد ما احساس كرديم "ساخت"؛ منتفي است پس به اين فكر كرديم كه مكان جديدي پيدا كنيم و شروع به آماده سازي كنيم كه اين اتفاقها افتاد.
* با توجه به اينكه مشكلات به وجود آمده فقط ميان ناشران و معاونت فرهنگي نبود و پاي شوراي شهر، مجلس و بسياري از سازمانها و نهادهاي ديگر نيز به ميان آمد به نظر شما چه چيزي تا اين اندازه به حساسيت موضوع اضافه كرد كه يك موضوع كه تنها بايد وابسته به نتيجه كارشناسي مي بود سرانجام هم با ريش سفيدي و كدخدامنشي حل شد. طبيعي است كه اين ميانجي گري تنها براي همين مقطع زماني بوده است و اختلافات به صورت ريشه اي باقي خواهد ماند و البته در اين ميان شكاف ميان دولت با ديگر نهادها و سازمانها حتي مجلس و شوراي شهر بيش از پيش مشخص شد.
_ از ديد من تقابلي وجود نداشته است ما كارشناسي كرديم و نظر كارشناسانه خود را اعلام كرديم. برخي از آدمها در قبال اين نظر كارشناسانه؛ نظر خودشان را گفتند. فكر كردند نظرشان كارشناسانه و درست است يا فكر ميكردند اين نظرها به تقابلي ميانجامد كه آثار سويي ميگذارد كه درنهايت به قول شما آمدند تا خدامنشي بكنند و مسئله را حل كنند. از نظر ما اينگونه نبوده است. نظر ديگران رانمي دانم و نميتوانم درباره نظر ديگران صحبت كنم. نمايندگان مجلس هم وظيفه نظارتي دارند. وقتي كساني مراجعه كنند و در آنها اين دغدغه را ايجاد كنند كه يك كار غيركارشناسي در حال صورت گرفتن است، نمايندگان مجلس ميتوانند از دولت سئوال كنند. وارد اجرا نميشوند ولي ميتوانند از دولت بپرسند كه مثلا كاري كه شما ميكنيد ادعا ميشود غيركارشناسي است؛ شما ثابت كنيد كه اينگونه نيست.
مثلا آقاي خادم در گفتگوهايي كه با ايشان داشتم نگراني خود را از اين موضوع عنوان كرده بود. من از ايشان خواستم كه بروند مصلي را ببينيد تا خيالشان راحت شود. خودم هم به معاونت پارلماني خبر دادم و قرار گذاشتم با آقاي خادم كه آقاي افروغ و فدايي هم ايشان را همراهمي مي كردند تا مصلي را ببينيم.
* راضي هم شدند؟
در جلسه به نظر ميآمد راضي هستند.
* پس چرا بعدا اظهار نارضايتي كردند؟
_ ما در جلسه وظيفه پاسخگويي داريم. سئوالي مطرح نشد كه بدون پاسخ بماند. ما در مقابل مجلس وظيفه داشتيم اين امكانات را به نماينده مجلس نشان دهيم ولي نماينده مي تواند راضي شده باشد يا نه. ما مكلف هستيم نتيجهگيريمان را به گوش نمايندگان برسانيم اما اين امكان وجود دارد كه قانع نشوند. آقاي رسول خادم هم گفتند به دليل اينكه از اول در جريان قرار نگرفتند؛ نتوانستند كاري براي بهتر برگزار كردن نمايشگاه انجام دهند. من ايشان را دعوت كردم به محل كارم و راجع به جزئيات ماجرا و دليل اينكه تصميم گرفتيم نمايشگاه را در مصلي برگزار كنيم با ايشان صحبت كردم. سپس قرار گذاشتيم به مصلي برويم. ايشان؛ آقاي خادم و چند نفر از كارشناسان را نيز با خود آورده بود. از نظر ما هنوز براي اعلام به شوراي شهر دير نشده بود اما آقاي خادم ميگفتند اگر زودتر مطلع ميشدند ميتوانستند به بهتر برگزار شدن نمايشگاه كمك كنند. در مذاكراتي كه انجام شد هم معتقد بودند مديريت شهري سخت ميتواند پاسخگوي دو منطقه باشد و بهتر است در صورت امكانپذير بودن در يك منطقه برگزار شود اما در گفتوگوهاي رسانهاي جوري مطرح شد كه آقاي خادم به ما دستور داده اند در صورتي كه اينگونه نبوده است. آقاي شهردار و آقاي خادم اصرار كردند يكجا باشد و ما هم به لحاظ منطقي قبول كرديم زيرا هدف ما اين است كه كاري را به نحو احسن انجام دهيم و طبيعي است به توصيههاي منطقي عمل خواهيم كرد تقابلي در شوراي شهر نديدم. به نظر من خيلي خوب همكاري كردند و بعد هم ادامه پيدا كرد و همين حالا هم دارند كمك ميكنند. نمايشگاه كتاب يك رخداد ملي است و همه بايد براي برگزاري بهتر آن تلاش كنند.
* در انتخاب مكان و نحوه برگزاري بيستمين نمايشگاه كتاب چقدر با ناشران مشورت كرديد؟
_ اين مسئله دو بخش دارد يكي راجع به مكان است كه من توضيح مفصلي دادم.
* شما در مورد مكان توضيح داديد و من به اين نتيجه رسيدم كه شما نظرات خود را عنوان كرديد و دوستان ديگر نيز نظرات خودشان را و شما در نهايت به اين نتيجه رسيديد كه نظر شما درستتر است. فكر ميكنم وزارت ارشاد يك تصميم از پيش تعيين شده گرفته بود كه درنهايت با جنجال رسانه اي كه پيش آمد مجبور شد راجع به آن توضيح دهد و سعي در مجاب كردن ديگران داشته باشد.
_ اين واژهها، واژههاي خوبي نيست. بعضي از واژهها كه ما به خدمت ميگيريم داراي بار معنايي خاصي است. اينكه گفتيد يك تصميم از پيش تعيين شده بوده است، اين حرف شما يك كار غيركارشناسانه و استبدادآميز را تداعي ميكند. اين طور نيست من توضيح دادم ما طي يك كار كارشناسي به اين نتيجه رسيديم كه مصلي مكان مناسب است.
* در مورد به خدمت گرفتن واژهها صحبت كرديد شما هم از واژه هاي اين چنين استفاده كرده ايد. در برخي از مصاحبهها از واژههايي مثل شاخ و شانه كشيدن، برخوردهاي چكشي و شانتاژ كردن استفاده كرده ايد.
_ من در هيچ مصاحبهاي از اين واژهها استفاده نكردم در مصاحبه؛ من از موضع خودم دفاع ميكنم. يك جايي هست كه من با آقاي ذكايي در حال گفتوگوي دوستانه غيررسمي هستم و از واژههاي غيررسمي استفاده ميكنم ولي واژههايي كه در مكالمات غيررسمي به كار گرفته ميشود حتما با واژههايي كه در مكالمات رسمي به كار گرفته ميشود؛ فرق خواهد داشت. اگر از يك گفتوگوي يك ساعته؛ يكي دو واژه پيدا كنيم كه رسمي نباشد كار سختي نكردهايم. اين واژهها را ميشود در سخنرانيهاي رسمي هم پيدا كرد.
* ولي ما از معاون فرهنگي وزارت ارشاد چنين توقعي نداريم؟
_ اگر از مقامات معنوي بالاتر از معاونت فرهنگي وزارت ارشاد اين واژهها را بشنويم چه ميشود؟
* به همان اندازه دچار بهتزدگي ميشويم.
_ اگر اينگونه باشد ما بايد مرتبا بهتزده باشيم. من سراغ دارم دوستاني را كه سنشان از من زيادتر است و امكان دارد از نظر دانش هم از من بالاتر باشند اما از برخي واژهها استفاده ميكنند كه خيلي جالب نيست. قضاوتهايي در مورد معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صورت گرفته كه درست نبوده است. به نظر من به لحاظ اخلاق اسلامي بايد يك سري موارد را رعايت كنيم. من خودم معتقد هستم اگر جايي با كسي يك گفتوگوي غيررسمي داشتم هرگز آن گفتوگو را به صورت رسمي جايي نقل نميكنم اما خارج از مسئله مكان نمايشگاه كه از نظر فرهنگي نقشي اساسي در نمايشگاه كتاب ندارد؛ راجع به شيوه اجرا بايد بگويم قبل از عيد با تمام تشكلهايي كه فكر كرديم ميشود از تجربه آنها بهرهمند شويم مكاتبه كرديم. يكي_دو تشكل درهمان زمان پاسخ مثبت دادند كه از امكانات آنها استفاده شود. موسسه خانه كتاب نيز قول همكاري داد و سراي اهل قلم هم همكاري كرد. اميدواريم بتوانند در كارشان موفق شوند.
* شما خودتان را بيشتر يك مدير ميدانيد يا متعلق به بدنه نشر؟
_ جواب من از قبل معلوم است هيچ تفكيكي بين اينها وجود ندارد. مديران مجموعههاي فرهنگي در خدمت فرهنگ اجتماع هستند. نميشود خط كشي كرد و گفت جزء بدنه هستي يا مدير، يك چنين چيزي بايد معنا پيدا كند. آدمها سعي ميكنند اين خطكشيها را به وجود آورند كه گذر زمان ثابت ميكند اين خطكشيها باطل است و شيطنت بعضي از آدمها در خطكشيها بروز پيدا كرده است.
* بهتر است بپرسم شما معتقد به وجود سلايق مختلف در حوزه فرهنگ هستيد يا خير؟
_ قطعا نه تنها آدمهاي فرهنگي بلكه در هر رشتهاي.
* با توجه به اينكه گفتيد مدير فرهنگي بايد در خدمت فرهنگ يك جامعه باشد، بايد به سليقه آدمهاي فرهنگي نيز در تصميمگيريهايتان توجه ميكرديد؟
_ همين اتفاق ميافتد.
* يعني در نمايشگاه كتاب هم اين اتفاق افتاد؟
_ بله. سليقههاي مختلف وجود دارد اما معنايش اين نيست كه ما كار نكيم. مثلا در اين اتاق يك كولر وجود دارد يكي از ما احساس سرما ميكنيم و ديگري گرما، بايد چه كنيم؟
* يعني شما در خاموش يا روشن كردن اين كولر از كسان ديگري كه در اين اتاق هستند هم نظر ميخواهيد؟
_ قطعا همين طور است.
* اما چرا درباره نمايشگاه كتاب اين اتفاق نيفتاد؟
_ چرا، عرض كردم هيچوقت بدعت جديدي نگذاشتيم و طبق روال گذشته براي همه تشكلها نامه نوشتيم و درخواست كمك كرديم. برخي تشكلها راغب نبودند كه همكاري كنند و پاسخ دهند ما كه نميتوانيم تشكلها را مجبور كنيم.
* همه اين برخي تشكلها؛ مدعي هستند كه پاسخ دادند و نظراتشان را بيان كردند ولي ترتيب اثري داده نشد؟
_ نامه نوشتن و حرف زدن با هم فرق دارند. ممكن است يكي بگويد من حرف زدم و طرف مقابل نميتواند ثابت كند اين حرف زده شده است يا خير؟ نامه چون مكتوب است و شماره ميخورد قابل ديدن است. فكر ميكنم كمي مطالب درهم شده است. بعد از اعلام نظر وزارتخانه درباره مكان برگزاري نمايشگاه، يك نامه از اتحاديه ناشران كتابفروشان تهران به مجموعه ما رسيد و آن هم در تاريخ 20/1/896 بود. در آن درخواست شده بود مهلتي براي ناشران بازمانده درنظر گرفته شود. قبل از آن هيچ نامهاي دريافت نكرديم.
* پس دوستان ما در اتحاديه به من اطلاعات غلطي داده اند كه "ما نامه نوشتيم و خواستيم تا مكان نمايشگاه را تغيير ندهيد و از دوپارچه شدن آن جلوگيري كنيد"؟
_ شايد اطلاعات غلط نداده باشند. قرار نيست كه هر نامهاي كه به آقاي اشعري ميرسد به من ارجاع داده شود و نامه آقاي وزير قبل از اعلام نتيجه كارشناسي شده رسيده بود و ربطي به اين فاصله كه جنجال رسانهاي ايجاد شده است، ندارد. به نظر من شما مجموعه نشر را محدود كرديد به كساني كه دغدغه محل برگزاري داشتند. قبل از اين مخالفتها توسط ناشران، 1400 ناشر ثبتنام كردند و ما اين 1400 ناشر را ناديده ميگيريم. در طي اين مدت كه بحث مكان نمايشگاه مطرح بوده است برخي از آدمها نظرشان را بيان كردند و ما موافقان را ناديده ميگيريم.
* به نظر شما حالا كه به ختم اين قائله نزديك شده ايد، آيا در جريان اين اعتراضات، جنجالها و برخوردها، مديريت درستي از سوي وزارت ارشاد صورت گرفته است؟
_ ما وظيفه قانوني كه برعهده داشتيم را انجام داديم و خطايي در وظايف قانوني از ما سرنزده است.
* شيوه اجراي قانون هم براي شما مهم است؟
_ قطعا مهم است و فكر نميكنم شيوه بدي را در پيش گرفته باشيم. نه باب صحبت را بستيم و نه به كسي اهانت كرديم. سيستم خيلي آرامي را داشتيم تا اينكه بالاخره موفق شديم نمايشگاه را برگزار كنيم. برخي شايد اساسا دوست نداشتند نمايشگاه برگزارشود و يا مي خواستند ضعيف برگزار شود ولي اين اتفاق نيفتاد و اميدواريم نمايشگاه كتاب با كيفيت خيلي خوب برگزار شود.
* فكر ميكنيد در حال حاضر مشكلات مصلي كاملا برطرف شده است؟
_ خير بديهي است كه همه مشكلاتش برطرف نشده است. مصلي آماده جوابگويي به حجم بالاي نمايشگاه كتاب نبود و ما سعي كرديم به صورت موقت اين آمادگي را در فضاي قابل گسترش مصلي ايجاد كنيم. طبيعي است فضايي كه موقتي قابل استفاده ميشود؛ نميتواند از تمام امكانات مطلوب ما برخوردار باشد اما نسبت به نمايشگاه قبل، چيزي كم نداريم و در بخش شبستان شايد يك فضاي بهتر هم داشته باشيم.
* نگرانيهايي وجود دارد ازجمله حجم ترافيك كه با وجود اين همه بازديدكننده پيش بيني مي شود كه ترافيك وحشتناك باشد. فكر مي كنيد تمهيدات شما چقدر كارساز است؟
_ مديران ترافيك تهران معتقدند حجم بالاي بازديدكنندگان در هر نقطه در شهر تهران مشكل ترافيكي ايجاد خواهد كرد. به همين دليل مايل هستند مكان نمايشگاههاي كتاب در خارج از شهر باشد. نمايشگاه در بعضي از كشورها در مراكز شهرها برگزار ميشود و مشكلات ترافيكي به وجود نميآيد و آن هم به دليل اين است كه وسايل نقليه عمومي براي حمل و نقل فراهم است. اين فكر و اين فرهنگ كه نبايد از وسيله نقليه شخصي استفاده كرد در مردم وجود دارد. اگر مردم همراهي بكنند و با ماشينهاي شخصي تردد نكنند و ماشينهاي خود را در نزديكترين مكان به مترو پارك كنند و با مترو به نمايشگاه بيايند قطعا مشكلات ترافيكي كمتر ميشود.
* سالهاست مسئولان ترافيكي كه روي موضوع گسترش استفاده از وسايل نقليه عمومي كار مي كنند؛ خيلي راه به جايي نبرده است شما فكر ميكنيد در طول اين 10 روز جواب مي دهد؟
_ اين بحث شما اجتماعي است و من ميگويم ميتوانيم مردم را مجاب كنيم كه اين 10 روز از وسايل نقليه شخصي استفاده نكند. البته در حوزه تخصصي من نيست ولي من به عنوان يك شهروند فكر ميكنم اين كار شدني است. شخصا اگر وسيله نقليه عمومي وجود داشته باشد ترجيح ميدهم از آن استفاده كنم. اگر مردم مطمئن باشند اين وسيله وجود دارد از آن استفاده ميكنند و اگر تضميني وجود داشته باشد هموطنان ما استقبال خواهند كرد. اتفاقا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در موقعيتي قرار دارد كه به مترو نزديك است. سال گذشته دوستان تدابيري براي كم كردن ترافيك در زمان نمايشگاه انديشيده بودند. من خودم عضو ثابت براي رفتن به نمايشگاه بودم.
* در يك گفتگوي تلفني با شما؛ گفتيد "مگر چند دفعه مردم به نمايشگاه ميروند" با توجه به اينكه شما عضو ثابت بوديد كافي است 30 درصد از بازديدكنندگان مانند شما عضو ثابت باشند و هر روز به نمايشگاه بيايند با ترافيك چه بايد كرد؟
_ منظور من از عضو و مشتري دائم؛ 19 دوره نمايشگاه است. البته در بعضي از دورهها بيش از يك بار مراجعه ميكردم. سيل عظيمي كه در سالهاي گذشته از نمايشگاه بيرون ميآمد اگر وسيله نقليه شخصي نداشت در اتوبان سرگردان بود. اگر مردم توجيه شوند كه ماشينهايشان را بياورند و در فاصله مشخص از مترو پارك كنند و با مترو به نمايشگاه بيايند و دربازگشت هم همين طوربه نظر من از حجم ترافيك كاسته خواهد شد.
* پس لطفا قبل از شروع نمايشگاه يك جلسه توجيهي براي مطبوعات، رسانهها، مردم و بازديدكنندگان بگذاريد تا مشخص شود از چه مسيري بيايند و چگونه؟
_ بله اين مسائل پيشبيني شده است.
* در مورد ايمني صحبت كنيد. با توجه به محدوديت مكان، بايد حتما روي مسائل ايمني كار شود. در سالهاي گذشته به دليل اينكه حياط هم وجود داشت؛ قسمت اعظمي از جمعيت در حياط جاي ميگرفتند؟
_ آيا ما مي توانيم براي اينكه امنيت برقرار كنيم؛ مردم را سرگردان كنيم؟ و آن وقت اگر بخواهند از يك غرفه وارد غرفه ديگري شوند 10 دقيقه در راه باشند. به نظر من اين كار درست نيست. ما بايد سالنهايمان ايمن باشد نه اينكه براي مردم دردسر درست كنيم براي خريد كتاب يك زمان كوتاه كافي است. اگر كسي ميخواهد تفريح كند بايد برود پارك.
* اين در واقع توصيه شماست؟! بخشي از صحبتهاي شما درست است كه نمايشگاه، محل خريداري كتاب است ولي اين 19 سال برگزاري نمايشگاه ثابت كرد كه مردم براي گردش و تفريح هم به نمايشگاه ميآيند.
_ من هيچكدام از اينها را نفي نميكنم.
* اين راهي است كه خود مردم براي ساعات خود و اهدافشان انتخاب مي كنند شما نمي توانيد بگوييد كه آنها نمي دانند پس سرگردان مي شوند.
_ خير؛ شما به جاي مردم صحبت نكنيد. اگر اين اتفاقها ميافتاد به دليل اين بود كه مردم چارهاي به جز اين نداشتند. ما بايد قدرت انتخاب بگذاريم. در قسمت شمال و شرق مصلي مكان باز وجود دارد كه براي استراحت افراد درنظر گرفته ميشود. اگر كسي ميخواهد فقط كتاب بخرد و وقتش تلف نشود ميرود به كارش ميرسد درغير اينصورت ميرود در شرق و شمال مصلي تفريح ميكند.
* من هم مانند شما مشتري ثابت نمايشگاه بوده ام. اما در بيشتر مواقع پس از عبور از يك سالن نياز پيدا مي كردم كه در حياط به استراحت بپردازم.
_ بله، اما مفروض را اين نگذاريم كه در مصلي يك چنين امكاني وجود ندارد. در مصلي هم امكان استراحت وجود دارد. از نظر ايمني مصلي ما نبايد اظهارنظر بكنيم.
* اتفاقا شما بايد اظهارنظر كنيد به دليل اينكه شما مي خواهيد روزانه بيش از 200 هزار نفر را در اين مكان جاي بدهيد؟
_ ما متكي به نظر كارشناسان هستيم. مصلي با توجه به اينكه مقاوم ساخته شده است، مقاومت ساختمانش به گواهي كارشناسان بيشتر از بعضي سالنهاي نمايشگاه گذشته است.
* آيا شما ضمانت ميدهيد كه نمايشگاه امسال بدون حادثه برگزار شود. آيا شما پاسخگوي مردم خواهيد بود؟
_ با وجود اينكه ما مكان را عوض كرديم كه اين مستلزم گرفتاريهاي زيادي است، ميتوانيم ضمانت دهيم كه نمايشگاه امسال نسبت به نمايشگاههاي سالهاي پيش نه تنها پرخطرنيست بلكه كمخطرترهم هست. در 19 سال گذشته فكر نميكنم كسي از مسئولان ضمانت گرفته باشد و اگر كسي هم ضمانت داده باشد به عقيده من كارشناس نبوده است. به دليل اينكه هيچكس نميتواند در رخدادهاي بزرگ ضمانت دهد كه حوادث طبيعي پيش نيايد. امسال نسبت به سالهاي پيش مقدار باد و باران بيشتر بود و اين مسئله براي ارزيابي مكان به كمك ما آمد.
* منظور من هم حوادث طبيعي مانند زلزله و سيل نبود. اما هزينههاي نمايشگاه نسبت به سالهاي پيش كاهش داشته يا افزايش، آيا ميشود درباره چند و چون آن درصدي بيان كرد؟
_ بعد از برگزاري نمايشگاهها، هزينهها مشخص ميشود احتمالا برآورد بودجهاي مدنظر شماست. برآورد بودجهاي نسبت به سال گذشته در مورد برگزاري تفاوتي نكرده است. البته خارج از ميزان تورم كه بايد درنظر گرفته شود. اما در مورد تسهيلاتي كه ميخواهيم اضافه كنيم طبيعتا نسبت به سال گذشته افزايش پيدا كرده است. امسال پيشبيني كردهايم كتابهاي ناشران داخلي را بخريم و در نمايشگاههاي استاني فقط به صورت نمايشگاهي و نه فروشگاهي به نمايش بگذاريم. برخي از كتابهاي ناشران خارجي هم قرار است خريداري شود اين مسئله طبيعتا هزينه براست. در سال گذشته اين هزينه را نداشتيم. همچنين تصميم داريم اگر ناشران تخفيف بيشتري به علاقهمندان كتاب بدهند ما در اجاره غرفه به آنها تخفيف بدهيم پس درآمد حاصل از غرفهها نسبت به سال گذشته كمتر خواهد شد.
* وزارت ارشاد 11 سال پيش اقدام به خريد زمين 30 هزار متري كرده است. تقريبا هر سال منتظر شنيدن آن هستيم كه براي احداث يك نمايشگاه بزرگ در اين زمين كارهايي انجام خواهد شد. شما از اين ماجرا خبر داريد؟
_ معاونت فرهنگي اگر يك چنين زميني داشت كه بسيار خوب بود.
* وزارت ارشاد تا اين لحظه كه من با شما صحبت مي كنم، هنوز به طور رسمي اعلام نكرده كه نمايشگاه يكپارچه است يا خير؟
_ تقريبا 10 روز است كه مشخص شده كه نمايشگاه يكپارچه است.
* با توجه به مشكلاتي كه در بيستمين نمايشگاه كتاب به وجود آمد،آيا باز هم دوست داريد رئيس نمايشگاه كتاب براي دوره اي ديگر باشيد؟
_ من بر اساس دوست داشتن رئيس نمايشگاه و معاون وزير نشدم. پذيرش اين مسئوليت از اين رو بود كه يك اقدامي صورت پذيرد تا با توجه به شرايط خود پيشرفت كنيم و من احساس كردم از من برميآيد. راجع به نمايشگاه كتاب هم همينگونه فكر ميكنم و دليلي نميبينم از زير مسئوليت شانه خالي كنم.