خبرگزاري ميراث فرهنگي_ كتاب_ عملكرد مغرضانه برخي كشورها كه با ساز و كارهاي رسانه اي نيز همراه شده است؛ ما را بر آن داشت كه در نشستي با حضور صاحبنظران اين حوزه به نقد بنشينيم اتفاقات دروه معاصر در همين رابطه را.قرار بود اين بخش از ميزگرد كه بخش دوم از نشست اول است سه شنبه هفته گذشته منتشر شود كه به دلايلي اين امر ميسر نشد با اين اميد كه نقصان به وجود آمده از سوي ما را بپذيريد بخش دوم آن را با حضور دكتر محمدحسن گنجي استاد دانشگاه تهران؛ رييس و بنيان گذار هواشناسي و ملقب به مرد هواشناسي جهان، دكتر بيژن اسدي استاد دانشگاه علوم سياسي و اقتصادي دانشگاه شهيد بهشتي؛ محقق مسايل خليج فارس و خاورميانه، دكتر بهرام اميراحمديان استاد بازنشسته دانشگاه تهران و متخصص آسياي ميانه؛ خاورميانه و خليج فارس، علي بابا عسگري عضو بخش تحقيقات موسسه كارتوگرافي و جغرافيايي سحاب، مهندس محمدرضا سحاب مدير موسسه كارتوگرافي و جغرافيايي سحاب و دكتر فرهاد فخاري تهراني استاد دانشگاه معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي بخوانيد. اين نشست در موسسه سحاب برگزار شد.
زهرا حاج محمدي: آقاي تهراني كارهاي مهمي كه در خليج فارس صورت گرفته يا كشفياتي در اين منطقه انجام شده مانند كشف كشتي ساساني يا اين موضوع كه خليج فارس محلي براي صيادت دريايي ايرانيان از دوره هخامنشي و ماقبل آن بوده، چه تاثيري در خواباندن موج سياسي به وجود آمده براي نام خليجفارس دارد؟
فرهاد فخاري تهراني: خليجفارس در مقطعي؛ آبراهه داخلي به حساب ميآمد. يعني از همه طرف تحت حكومت ايران بوده. اصلاً اين خليج در داخل ايران بوده است. من اعتقاد دارم كه بايد كتابي به نام خليجعربي منتشر كنيم تا ببينيم اصلاً چيزي براي اثبات اين مدعا وجود دارد يا خير؟ البته آنها نقشههاي قلابي ميسازند، آقاي سحاب هم كتابي دارد كه نشان ميدهد چگونه مي توان اين نقشهها را تشخيص داد. ما يك خليج عرب داريم كه همان درياي سرخ است.
زهرا حاجمحمدي: آقاي اسدي نظر شما درباره سوال من چيست؟ آيا پاسخ مشخص تري براي آن داريد؟
بيژن اسدي: وقتي كه به تاريخ باستان برمي گرديم به چيزي حدود 5000 سال قبل از ميلاد مسيح ميرسيم. در دوران ايلاميها كه اولين اسناد مستند را براي ما گذاشتهاند، بعد بابليها كه بيش از 2000 سال قبل از ميلاد مسيح، اولين نقشه زمين را مطرح كردهاند مي بينيم که در همه اينها خليجفارس مطرح شده. ما در دوران اسكندر به يك نقطه عطف ميرسيم. اسكندر به سردار خود نياكوس دستور مي دهد كه سواحل و بنادر خليجفارس را اكتشاف كند. اين اتفاق در حدود 360 تا 380 قبل از ميلاد مسيح ميافتد. نياكوس اولين خارجي بوده كه اقدام به اكتشاف مناطق مختلف خليجفارس مي كند. اولين ايراني كه اين كار را كرد، داريوش اول هخامنشي بود. او به كشف مناطق مختلف خليجفارس و ماوراي آن رفت و كانال سوئز را حفر كرد. در عمليات حفاري كه در اطراف جزيره فيلكه (جزيرهاي است متعلق به كويت) انجام شده؛ مي توان گفت دفترچه خاطرات نياكوس را روي لوحهاي سفالي پيدا كردهاند. در اين لوحها نشان داده ميشود كه قرنها قبل تمامي مناطق خليجفارس تحت حكمراني ايران بوده است. حتي بحرين زماني مركز حكومتي ايرانيان بوده است. از دوران هخامنشي و ساساني اسنادي وجود دارد كه اين موضوع را اثبات ميكند و عمليات اكتشافي و حفاري نيز اين موضوع را به خوبي اثبات كرده است. من اعتقاد دارم كه اگر اكتشافات خليج فارس به صورت بيطرفانه، با ديدي واقعبينانه و از ناحيه افراد محلي خليجفارس دنبال شود، شاهدي است بر حقانيت ايران. سوالي را مطرح ميكنم. چرا شاه عباس در مبارزه با نفوذ پرتغاليها اولين اقدامي كه در راستاي استراتژي قدم به قدم خودش انجام داد اين بود که به بحرين حمله كند و آنرا آزاد كند؟ اين؛ يكي از شواهدي است كه نشان مي دهد بحرين متعلق به ايران بوده است. در همان زماني كه بحبوهه تغيير نام خليجفارس بود، در برخي از سمينارها صحبت نام مجعول خليج عربي مطرح ميشده و برخي از پژوهشگران با اخلاق آمريكايي حتي در آن زمان به اعتراض جلسه سمينار را ترك كردند. پژوهشگري که اخلاق علمي داشته باشد مي داند که نام درست اين خليج، خليج فارس است.
زهرا حاجمحمدي: آقاي سحاب، در مورد نقشهها صحبت كنيد. رسانهها بار علمي تقويت شدهاي ندارند و بيشتر از اطلاعات عمومي استفاده مي كنند و البته اين طبيعي است چراكه رسانه با موضوعات بسيار گسترده اي سروكار دارد كه لزومي هم ندارد درباره همه آنها تخصص داشته باشد. به اعتقاد شما نقشهها چه كمكي ميتوانند براي اثبات حقانيت نام فارس براي خليج فارس به گونه اي كه رسانه ها را متقاعد كنند؟ تا چه حد نقشههايي كه در ايران يا خارج از كشور به چاپ رسيده مي تواند حقانيت ايران را ثابت كند؟ چگونه مي شود تشخيص داد كه اين نقشهها تا چه حد درست يا غلط هستند؟
محمدرضا سحاب: آقاي مجتهدزاده متاسفانه نتوانستند به جمع ما بپيوندند چراكه براي سميناري به بندرعباس رفتهاند. به هرحال ايشان چند سالي است روي كتابي كار مي كنند كه مجموعه اسنادي است درباره جزاير تنب و ابوموسي، كه حاكميت ايران را در آن جزاير به اثبات ميرساند. اما در مورد سوال شما، نقشه؛ سند تاريخي است كه نام نقشهنگار، تاريخ تهيه نقشه در آن موجود است. ما كتابي را به نام Persian Gulf در دو جلد تهيه كردهايم كه نقشههاي تاريخي خليجفارس در آن موجود است. مرحوم پدر من در سال 44 يا 45 نقشههايي را كه در كتابخانه موسسه بود اولينبار در محلي به نام كافهشهرداري به نمايش گذاشت. كتابها و اسناد و نقشههايي در آن نمايشگاه به نمايش گذاشت، تا ادعاي بي مورد اعراب را باطل كند. نكتهاي را در ادامه صحبت دوستان بگويم. اولين بار از سران كشورهاي عربي عبدالكريم قاسم بود كه بعد از كودتا در عراق ادعاي خليجعربي را مطرح كرد و بعدها هم حرف خود را پس گرفت. عبدالناصر نفر دومي بود كه اين كار را كرد. بعد از عبدالناصر اتحاديه عرب كه زير نظر او بود بخشنامهاي را به كشورهاي عربي صادر کرد كه آن ها بايد از اين به بعد به جاي نام خليج فارس، خليجعربي و به جاي نام خوزستان، از عربستان استفاده كنند. بسياري از دانشمندان با اخلاق علمي مصري، لبناني و سوري در حال حاضر مدعي هستند كه نام اصلي اين خليج، خليجفارس است. به هرحال همه اينها هم تحت همان بخشنامه مجبور به استفاده از نام خليجعربي هستند.
بيژن اسدي: آقاي سحاب عذر مي خواهم. در ادامه صحبتهايتان نكته اي بگويم. اولين خارجي غيربومي كه ادعاي خليجعربي را مطرح كرد، چارلز بلگريو از كارگزاران خبره انگليس در منطقه بود. وقتي بلگريو بازنشسته شد و به انگليس برگشت، كتاب "ساحل دزدان دريايي" را منتشر كرد كه در آن نوشت: خليجفارس كه اينك عربها آن را خليجعربي مي نامند.
محمدرضا سحاب: متشكرم. اين آدمها زمينه را براي عربها فراهم كردند. به هرحال بحث ما اين است كه عبدالناصر مساله پانعربيسم را نتوانست با بازپس گيري اراضي اشغالي از اسرائيليها انجام دهد پس آن را در خليجفارس اجرا كرد. كتابي هست كه سلطان بن محمد القاسمي، شيخ شارجه، از كلكسيون شخصي خودش كه ميليونها دلار خرج آن كرده گردآوري كرده و چاپ كرده. سيصد و ده نقشه در اين كتاب است كه از اين تعداد سيصد نقشه با نام هاي سينوس پرسيكوس و پرشين گلف نام گذاري شده و ده نقشه هم به نام سينوس عربيكوس است. از اين ده نقشه، چهار نقشه تکراري است كه ميماند شش نقشه. من اين نقشه ها را پيگيري كرده ام و مقالهاي هم دو سال قبل در شيراز ارائه دادم. خانواده اي براي مسائل مذهبي در قرن هفدهم به هلند تبعيد مي شوند. طبق تحقيقات من اين خانواده به طور اشتباهي نقشه اي را تهيه كردهاند به اين صورت كه آن موقع گراورهاي سنگي را وارو كار مي كردند، سينوس پرسيكوس كه در سمت راست نقشه است و سينوس عربيكوس كه در سمت چپ نقشه است به اشتباه وارو چاپ شده است. بعدها همين افراد در نقشههايشان نام خليج فارس را به كار برده اند كه در كتاب همين سلطان بن محمدالقاسم موجود است. يعني آفتاب آمد دليل آفتاب. مي خواهم بگويم كه خود اعراب هم مي دانند كه نام اينجا خليج فارس است ولي مساله اساسا سياسي است. قضيه نشنال جغرافيايي هم سياسي بود. عكس آقاي آلن كارول كه رئيس تشكيلات نشنال جئوگرافيک بود در كاخ سفيد كنار جرج بوش و اطلس نشنال جئوگرافيک موجود است. اطلس جغرافي چيزي نيست كه قرار باشد با سران مملكت جلسهاي گذاشته شود. معلوم است كه سياستي پشت قضيه وجود داشته. تا قبل از اين قضيه اگر مقالهاي به موسسه نشنال جئوگرافيک فرستاده مي شد و در آن مقاله از نام خليج عربي استفاده مي شد مقاله را پس مي فرستادند و چاپ نمي كردند. ناگهان همين موسسه از نام خليج عربي استفاده كرد .
اما درباره نقشههاي كتاب persian gulf، اصل برخي از اين نقشهها در ايران است ولي من از كتاب همين محمدالقاسمي برداشتهام. وقتي نقشه خود شيخ عرب وجود دارد كه نيازي نيست نقشه موسسه يا آرشيو شخصي دکتر گنجي را بگذارم. بسياري از نقشه ها را از كتابخانه ملي پاريس، از كتابخانه كنگره امريكا، از موزه بريتانيا، از موزه فلورانس و كشورهاي ديگر جمعآوري كردهام و بعد حدود 30 نقشه از مركز اسناد وزارت خارجه و 30 يا 40 نقشه هم از موسسه سحاب در اين كتاب موجود است. در اين كتاب حدود 750 نقشه موجود است. اين نقشهها از آثار مشهورترين و معروفترين كارتوگراف هاي دنيا انتخاب شده است. در تمام اين نقشهها نام نقشهنگار، سال تولد و وفاتش، محل نگهداري نقشه و نام نقشه قيد شده است. اين كار به دنبال كار مرحوم پدرم بود. ايشان اولين اطلس را در سال 49 منتشر كرد و بعد از انقلاب هم دو جلد اطلس منتشر كردند كه يكي اطلس "عراق في الخوارط القديمه" بود. اين اطلس قبل از عبدالكريم قاسم در عراق منتشر شده بود و در آن از كلمات بحر فارس و خليج فارس استفاده شده بود. بعد از عبدالكريم قاسم همه اسمها تراشيده شده بود و به جايش بحر عرب و خليج عرب به كار برده بودند. دومين اطلس هم سال 68 به مناسبت كنفرانس خليج فارس در وزارت خارجه بود كه مشتركا تهيه و منتشر شد.
زهرا حاجمحمدي: آقاي دكتر گنجي در اين سالها تحقيقات زيادي در زمينه خليج فارس انجام شده. تحقيقات ويليام فلور هلندي در سال 2005 يا تحقيقات موسسه مركز پژوهشهاي خليج فارس در دانشگاه كلمبيا به سرپرستي لارنس پاتر كه كتابي هم در اين رابطه منتشر كرد. به اعتقاد شما كتابهايي كه از ماحصل اين تحقيقات منتشر شده تا چه اندازه عملي است يا تا چه اندازه اغراض سياسي دولتهاي خاص را به دنبال دارد؟
محمدحسن گنجي: اين كتابها برخي با هدف علمي و برخي هم با هدف تبليغاتي براي بازار سياست امروز تهيه ميشود. انجمن جغرافياي آمريكا، سال گذشته نقشهاي را با نام خليج عربي منتشر كرد كه ماحصل روابط سياسي امروز ايران و آمريكا بود. آن موسسه جايي نبود كه بدون بررسي چنين كاري انجام دهد.
در حال حاضر در سازمان ملل فعاليتي است براي يكسانسازي مناطق جغرافيايي كه در تمام دنيا نمايندگي دارد. تلاش بين المللي سازمان ملل و به خصوص يونسكو در اين است كه اختلافات نامهاي جغرافيايي را حتي الامكان از بين ببرند. از اين جهت فكر مي كنم كه اقدام رضاشاه براي تغيير نام ايران، بزرگترين قدم براي يكسان سازي نامها بود.
به هرحال برخي از اين كتابها براي مقاصد تبليغاتي با پول هنگفت عربها تهيه ميشود. ما مشکل انتقال ارز داريم و به اين جهت جنبه تبليغاتي عرب ها و انتشار كتب و مقالات با ذكر خليج عربي با پولي كه آنها خرج مي كنند شديدتر از ما است.
زهرا حاج محمدي: آقاي اسدي سياستهايي كه ما براي دفاع از هويت خليج فارس اتخاذ كردهايم (مثل طرح شكايت از گوگل يا طرح موضع در يونسكو) آيا سياست هاي كاملي است؟ آيا از موضع ضعف با اين موضوع برخورد نكردهايمو آيا استراتژي ما در اين حوزه كامل بوده است؟ آيا اتفاقات اخير نشان از ضعف ديپلماتيكي ايران در برابر تهديدهاي كشورهاي بيگانه ندارد؟
بيژن اسدي: ما متاسفانه يک مشكل اساسي در زمينه سياست خارجي و سياستهاي داخلي داريم. در يك جمله بگويم از ماست كه برماست. به اين معنا كه ما شكاف تقابل ناسيوناليسم ايراني و ناسيوناليسم عربي را كه از دهه 50 به بعد خودنمايي كرده بود، بيشتر كرديم. از هويت ملي خودمان كه هويت ايراني مبتني بر 2500 سال فرهنگ و تمدن بود دور شديم و اين دور شدن، مسائل و مشكلات ما را تشديد كرد. برخي از شخصيتهاي سياسي در اوايل انقلاب مطرح كرده بودند كه روي نام خليج فارس تاكيد نكنيم و آن را خليج اسلامي بناميم. در شانزهمين كنفرانس بينالمللي خليج فارس، با نهايت تاسف يک دانشجوي ايراني اين مساله را مطرح كرد كه اعتراض همگاني را به دنبال داشت. اين جدا شدن از هويت ايراني شكاف بزرگي ايجاد كرده و خود ما با دست خومان اين مشكل را ايجاد كرديم كه كشورهاي عرب توانستند با تمهيدات مختلف از اين مساله سود ببرند.