خبرگزاري ميراث فرهنگي_ كتاب_ به نقل از حيات نو _ نشست تخصصي با عنوان «نقش رسانه در حوزه كتاب» در سراي اهل قلم برگزار شد.اين نشست به دعوت بخش كتاب خبرگزاري ميراث فرهنگي و با حضور دكتر محسنيان راد، استاد دانشگاه و روزنامهنگار، سيد مهدي جهرمي، مديرخانه كتاب و خبرگزاري كتاب ايران، فرخ اميرفريار، سردبير هفتهنامه جهان كتاب، حميدرضا بهرامي، دبير سرويس فرهنگ و انديشه خبرگزاري ايسنا و ابوالحسن مختاباد، دبير سرويس فرهنگ و انديشه روزنامه كارگزاران و روزنامهنگار سايت همشهري انجام شد كه حاضران به پرسشهاي زهرا حاج محمدي، سردبير بخش كتاب خبرگزاري ميراث فرهنگي و دبير سرويس فرهنگ و انديشه روزنامه حيات نو پاسخ گفتند.
در ابتداي جلسه محسنيان راد در پاسخ به سئوالي درباره نقش رسانهاي كتاب و چرايي نياز مند بودن آن به رسانهاي ديگر براي تبليغ گفت: «كتاب رسانه است. اما رسانهاي كه با مطبوعات متفاوت است. هر رسانهاي ويژگيهايي دارد كه مختص آن است و با ديگري فرق ميكند. روزنامه مثل مجموعه موزائيكي است كه كنار هم قرار ميگيرد و انديشه و فكر چندين نفر است كه در قالب يك روزنامه يا يك خبرگزاري به جامعه ميآيد. اما كتاب معمولا حاصل تفكر و انديشه شخصي است و از آن يك نفر است. روزنامهها عمر كوتاهي دارند ولي براي كتاب اينگونه نيست. اين كه چرا براي معرفي رسانه كتاب به رسانهاي ديگر نيازمنديم را به صورت قطع قبول ندارم اين بلايي است كه در ايران بر سر كتاب آمده. اوضاع كتاب در ايران درست نيست و با اينكه كتاب رسانه پيش از مطبوعات است لاجرم نيازمند به آن شد. اين بلا را عموما دولت و سياستهاي غلط آن بر سر كتاب آورده است. كتابهاي چاپ شده نياز مخاطبان را برطرف نميكند و وقتي مخاطب نيازهاي خود را در توليدات كتاب نيابد، عادت كتابخوانياش آسيب ميبيند. اين جاست كه مجبوريم با اهرمهايي مثل مطبوعات، خبرگزاريها و ياصدا و سيما در مردم نياز به مطالعه پديد بياوريم غافل از اينكه بستر ماجراست كه ايراد دارد. عدهاي خودشان را فراتر از مردم ميدانند و براي آنها تصميمميگيرند كه بايد چه كتابي را بخواند.»
وي در پاسخ به سئوال مطرح شده درباره اينكه تبليغات كتاب در همه جاي دنيا وجود دارد، گفت: «بخش اعظم تبليغاتي كه رسانههاي خارجي براي كتاب انجام ميدهند نقد آن است. مطبوعات تابع نظر مردم هستند و كتابي را نقد ميكنند كه مخاطب دارد. در اينگونه كشورها تابع نياز مخاطبان گوناگون، كتابهاي متنوعي وجود دارد كه رسانهها به نقد آنها ميپردازند اما در ايران بستر كتابخواني به شدت توسط دولت آسيب ديده است. وزيري عوض ميشود و فكر ميكند مرد بايد از اين پس آدمتر، مودبتر و يا مومنتر شوند پس بايد فلان كتاب را بخوانند.»
فرخ اميرفريار نيز درباره چگونگي تبليغ كتاب توسط رسانهها گفت: «نميتوان با ايجاد يك خبرگزاري مختص كتاب مردم را دعوت به مطالعه كرد. ما به خبرگزاريكتاب نياز نداريم. بهترين كار براي كتاب، معرفي آن توسط رسانههاست. متاسفانه در ايران كتابها به صورت تفنني و سليقهاي معرفي ميشوند. مطبوعات ميتوانند يك صفحه را به معرفي و نقد كتابها، آن هم نه در يك شاخه به خصوص، كه در همه زمينهها بپردازند. كتابهايي مثل روانشناسي عامه و آشپزي را هم معرفي كنند چرا كه بايد تابع نيازهاي مخاطب باشند.»
سيد مهدي جهرميپس از اتمام سخنان اميرفريار توضيح داد كه بايد براي اين جلسه هدف مشخصي را تعيين كرد و در ادامه گفت: «حرفهاي محسنيان راد هيچ ربطي به سئوالات نداشت و صحبتهاي اميرفريار نيز به بحث محسنيان راد ارتباطي نداشت. بايد براي جلسه هدف مشخصي تعيين كنيم تا از آن نتيجهگيري خوبي حاصل شود.
در ادامه حاج محمدي ضمن رد صحبتهاي جهرميتاكيد كرد كه تمام صحبتهاي انجام شده تاكنون در راستاي بحث اصلي جلسه است.
سپس ابوالحسن مختاباد در ادامه بحث، سياستگذاري در رسانه را بسيار مهم دانست و در اين باره گفت: «تمام رسانههاي معروف و مطرح جهان تابع سياستهاي خاصي هدايت ميشوند كه جايگاه آنها را ميان مردم تعيين ميكند. به عقيده من خبرگزاري كتاب يا هر رسانه ديگري بايد وجود داشته باشد اما سياست خود را به صورت شفاف بيان كند. بيطرفي، دقت و جلب اعتماد از مهمترين سياستهاي رسانههاي بزرگ دنيا است. درسي كه همه روزنامهنگارها بايد آن را فرا گيرند اين است كه نه خود را فريب دهند و نه ديگران را. وقتي رسانهاي روي موضوعي كار ميكند بايد نقل قولهاي همه طرفهاي موضوع را به چاپ برساند و قضاوت را براي ارزيابي و نتيجهگيري به مخاطب بسپارد. رسانهها بايد از مديران پاسخ بخواهند و آنها را مجبور به جوابگويي نسبت به عملكردشان كنند. وظيفه رسانه نقد و زير ذرهبين بردن دولت و مديران دولتي است و بنابراين دولت نبايد از اين عملكرد رسانهها نگران باشد. وقتي نقش رسانه شفاف و براساس سياستها پي ريزي شود ميتوان توقع تاثيرگذاري را از آن داشت.»
در ادامه از سيد مهدي جهرميدرباره نقش رسانههاي دولتي و خصوصي و تقابل و نگرش متفاوت آنها درباره كتاب و همچنين نقش دولت در اجراي سياستهاي درست در اين زمينه سئوال شد كه وي حاضر به دادن پاسخ در اين مورد نشد و گفت: «من همچنان به نبودن هدف مشخص در اين بحث معترضم. پاسخي به سئوال شما نميدهم. چرا كه سئوال شما هيچگونه ارتباطي به بحث مطروحه ندارد و شما از نقش رسانه در حوزه كتاب به مسئله كتاب و دولت رسيدهايد.»
مدير خانه كتاب در ادامه افزود: «درباره بحثهايي كه در اينجا مطرح شد نكتهاي را بايد بگويم. كتاب در پيشينه فرهنگي ما هميشه مورد توجه بوده است. وجود اين همه نسخ خطي در حوزه تمدن ايران به زبانهاي فارسي و عربي محكمترين سند در پررنگبودن نقش كتاب در ايران است. ما در ايران هميشه از كتاب و مطالعه بهرهبردهايم و اينگونه كه به ما القا ميشود و درصد مطالعه و كتابخواني را در ايران پايين ميدانند، زياد به واقعيت نزديك نيست. ما در حال خودزني فرهنگي هستيم و مسائل را بيش از اندازه بزرگ جلوه ميدهيم. طبق آمار براي هر ايراني باسواد در سال 85، 1100 صفحه كتاب به چاپ رسيده است. ما نيمه پر ليوان را نميبينيم و مدام بر عليه خودمان صحبت ميكنيم و شخصيت فرهنگي خودمان را زير سئوال ميبريم. ما بايد ارزشها و داشتههايمان را بهتر ببينيم و آنها را پرورش دهيم. نه اينكه همه اين ارزشها را نديده بگيريم و مدام از بديها صحبت كنيم.»
جهرميضمن تاكيد بر اين موضوع كه منبر در قديم از رسانههاي مهميبوده كه در ايران وجود داشته و بايد ديگر رسانهها از تجربههاي آن استفاده كنند، گفت: «نبايد همه چيز را سياسي كنيد. هر چه ما اهداف را به سمت سياست بكشانيم، از اهداف اصلي خود خارج ميشويم و به نتيجه درستي نميرسيم.»
در ادامه زهرا حاج محمدي آمار 1100 صفحه كتاب براي هر ايراني باسواد را كه از سوي جهرمياعلام شده ملاكي براي سطح مطالعه و كتابخواني در ايران ندانست و اعلام كرد كه نزديك به 80 درصد اين آمار مربوط به كتابهاي درسي و كمك درسي ميشود. سپس بهراميدرباره تفاوت فرايند اطلاعرساني كتاب با بقيه حوزههاي خبري گفت: «شايد عجيب نباشد كه بگويم هيچ تفاوتي بين خبر كتاب با بقيه حوزهها وجود ندارد. فقط بايد نحوه برخورد با سوژه خبري مشخص باشد. اينكه از دولتها بخواهيم براي كتاب كاري انجام دهند اشتباه است. دولت هيچوقت براي كتاب حركتي نميكند. اگر بنا به نظر آنان بود همين نمايشگاه كتاب را هم جمع ميكردند و با پولي كه صرف هزينه آن شده كارخانه روغن نباتي راه ميانداختند، من اعتقاد دارم كه كتاب در ايران محصولي شكست خورده است. اگر اين را قبول كنيم ميتوانيم براي آن راه حلي پيدا كنيم. متاسفانه خبرنگاران كتاب در اين زمينه موفق نبودهاند و راهكارهاي مناسب براي برخورد با اين موضوع را نيافتهاند. موضوعات سياسي در ايران به اين دليل اكثرا تيتر اول هستند كه جذابيت عام دارند. كمتر موضوع فرهنگي يا هنري به تيتر اول ميرسند نياز مردم براي دستيابي به خبر است كه تيترهاي رسانه را مشخص ميكند. اينكه كتاب تا به اين حد در حوزه خبري ضعيف است براي اين است كه خبرنگاران اين حوزه نتوانستهاند جذابيتهاي اين موضوع بين عامه مردم را پيدا كنند.»
سپس محسنيان راد درباره صحبتهاي جهرميدر ارتباط با بالابودن فرهنگ كتبي در ايران قديم گفت: «اينكه ما جامعه شفاهي نبودهايم را من هم قبول دارم. نه تنها يافتن نسخههاي خطي كه بسياري از منابع يافته شده اين موضوع را تائيد ميكنند من ميگويم ما را تبديل به جامعه شفاهي كردهاند. در ايران مجلات و كتب كودكان تيراژ بسيار بالايي دارد. چگونه ميشود كه اين كودكان وقتي بزرگ ميشوند كتاب نميخوانند و مطالعه را از ياد ميبرند. براي اينكه نياز خود را در بازار كتاب نمييابند. من ميتوانم با قاطعيت بگويم كه مانع توسعه مردم در ايران كارهاي دلسوزانه حكومت است. وقتي حكومت وارد ماجرا ميشود تا راهكاري براي كتاب پيدا كند باعث ميشود تا كتابخواني از بين برود. مگر نرخ ارز سهام چقدر جذابيت دارد كه تمام رسانههاي جهان هر روز اعلام ميكنند اين كار براي اين است كه مردم به آن خبرها نياز دارند. رسانههاي ما بايد نيازهاي مردم در زمينه كتاب را پيدا كنند تا بتوانند روي اين موضوع كار كنند. نبايد از هيچ رسانهاي چه كتاب، چه مطبوعات يا هر چيز ديگر براي آدم كردن مردم استفاده كرد. كتابها بايد تابع نياز مردم منتشر شوند تا مردم خودشان به سمت كتابها بروند.
اميرفريار نيز درباره خبرنگاران حوزه كتاب گفت: «من همچنان اعتقاد دارم كه خبرگزاري مختص كتاب نياز جامعه نيست. مشكل اين است كه رسانهها روي موضوع كتاب ضعيف كار ميكنند. اغلب افرادي كه وارد حوزه خبر شدهاند براي علايق شخصي آمدهاند و آموزش در حوزه روزنامهنگاري نديدهاند. اشتباهات فاحشي كه در معرفي يا نقد كتاب از جانب خبرنگاران اين حوزه اتفاق ميافتد مويد اين نكته است كه آنها هنوز نميدانند چه موضوعاتي در اين زمينه براي مردم جذاب است. ميتوان با دادن آموزش به اينگونه خبرنگاران حوزه خبري كتاب را فعال كرد.
جهرمي نيز در پاسخ به سئوالي مبني بر اشكالات مهم در حوزه رسانهها براي كتاب گفت: «يكي از مشكلات مهم در عرصه رسانهها غرضورزي و خروج از مرز عدالت و انصاف است. در قرآن نيز توصيه به عدالت مقدم بر بسياري از توصيههاست. در برخي از مطبوعات و رسانهها به طور ملموس عدالت نورزيدن و بيانضباطي را ميبينم. رسانه هر گروهي تابع تفكر آن گروه كتابي را معرفي ميكند و كتابي كه در حوزه فكري آنان نباشد را بايكوت ميكنند. گروه مقابل هم دقيقا همين كار را با آنها ميكنند و اينگونه، رسانهها سليقهاي ميشوند و مخاطبان عموميخود را از دست ميدهند.»