خبرگزاري ميراث فرهنگي_ كتاب_ در ماه هاي اوت و سپتامبر1992(مرداد و شهريور 1371) در هياهوي رسانه هاي غربي و عربي، ايران به توسعه طلبي در منطقه خليج فارس متهم مي گرديد. راديو قاهره تا آنجا پيش رفت که اقدام ايران در جزيره ابوموسي را با تهاجم عراق به کويت و اشغال آن کشور در سال 1990/ 1369 مقايسه کرد. از گزارشها چنين بر مي آمد که مقام هاي ايراني از ورود بيش از يکصد معلم و خانواده هايشان که از مليت هاي گوناگون بودند و بدون اطلاع قبلي ايران قدم به خاک جزيره تحت حاکميت مشترک ايران – شارجه گذارده بودند جلوگيري به عمل آورده اند(بخش جهاني بي.بي.سي، 24 و 25 اوت 1992).
از آنجا که کشمکش بر سر مالکيت جزاير ابوموسي، تنب کوچک و بزرگ به آساني مي تواند به منازعه خطرناکي در منطقه استراتژيک تنگه هرمز منجر شود، نگرش يکجانبه ناظران بين المللي در اين مورد بسيار پرسش برانگيز بود. براي اثبات ماليکت ايران در اين زمينه بايد جنبه هاي تاريخي و حقوقي موضوع بررسي گردد ولي پيش از تحليل زمينه جغرافيايي و تاريخي جزيره هاي مورد بحث و ريشه هاي اختلاف، بايد به حقايقي درباره پيدايش حکومت (ساختار کشوري) در ايران و امارات متحده عربي و همچنين دگرگوني هاي جامعه عربي – ايراني خليج فارس توجه کرد. اين مباحث در گفتار نخست بررسي شده اند. در مورد مدارک و اسناد مربوط به اختلاف دو طرف در دوران پيش از سده بيستم ميلادي بايد يادآور شد که منابع ايران و امارات متحده عربي هر دو پراکنده و تا حدودي مبهم هستند. اين ابهام بيشتر نتيجه روشي است سنتي که در آن، فرمانروايان منطقه معمولا پيش از آشنايي با مفاهيم و عرف هاي اروپايي به مايل حق حاکميت ملي، تماميت ارضي و مرزها مي پرداختند. اين موضوع در گفتار دوم شکافته شده است.
از اين رو در کتاب حاضر، اسناد و مدارک انگليسي به طور گسترده تري مورد بحث قرار گرفته است. نه تنها به اين دليل که اين اسناد گاه به گاه از موضع ايران پشتيباني مي کنند، بلکه بيشتر از اين بابت که اسناد ياد شده ناهمخواني هاي موضع بريتانيا در برابر امارات را نشان مي دهند. اين نکته مي تواند به گشودن رازهايي کمک کند که به تجديد کشمکش هاي ناشي از ادعاي مالکيت امارات متحده عربي بر اين جزاير انجاميده است.
موضع رسمي ايران اين است که جزاير سه گانه همانگونه که در چندين نقشه رسمي معتبر بين المللي(متعلق به دولت هاي فرانسه، آلمان و بريتانيا در سده هاي هجدهم و نوزدهم ميلادي) نشان داده شده همواره به ايران تعلق داشته اند. انگليسي ها در پايان سده نوزدهم و آغاز سده بيستم اين جزاير را به امارات واگذار کرده و در سال 1971 / 1350 آنها را به ايران برمي گردانند. اين جزاير، بخشي از ايران بوده و اگر ديگران اين واقعيت انکارناپذير را به پرسش بگيرند بار اثبات خلاف واقعيت بر دوش خودشان خواهد بود.
در گفتارهاي سوم و چهارم کتاب، زمينه تاريخ موضوع جزاير از ديدگاه ايران مورد بحث قرار گرفته و در گفتار پنجم به بررسي درستي و اعتبار استدلالهايي پرداخته شده که انگليسي ها درگذشته و امارات متحده عربي هم اکنون به آنها توسل جسته اند. گفتار ششم نيز به کوتاهي رويدادهاي مربوط به اين جزاير را درسال 1992 برمي شمارد.